بلاگ

  • آسمان سقف من است

    آسمان سقف من است

    اقتصاد نابسامان و مشکلات عدیده در زمینه تامین اجاره خانه این بار بسیاری را به سمت اجاره پشت بام ها، انباری ها یا مکان هایی سوق داده که در حالت عادی به هیچ وجه شکل خانه و محل زندگی نیست. آگهی ها در این زمینه زیاد است؛ تبلیغاتی که اغلب در فضای مجازی دست به دست می شود تا آسیبی اجتماعی به این شکل رخ بنمایاند.

    چادرخوابی یا پشت بام خوابی در واقع شکل امروز ناتوانی در تامین هزینه مسکن را نشان می دهد. موضوعی که برخی آن را غیرواقعی دانسته یا تکذیبش می کنند، اما واقعی تر از آن است که نادیده گرفته شود.

    پشت بام خوابی در واقع آبستن مشکلاتی از جمله کاهش قدرت خرید خانوارها و تامین نیازهای اولیه است. این پدیده اما این روزها در حال عادی شدن است. آنهایی که در آگهی های تفاوت در فضای مجازی و به شکل غیر رسمی به دنبال محلی می گردند که قیمت آن با جیبشان بخواند .

    چند وقت پیش بود که محمود محمودزاده، معاون مسکن وزیر راه و شهرسازی در گفت و گو با ایرنا، این آگهی ها را غیرواقعی دانست و خواستار این شد که هر چه زودتر با این مساله برخورد شود؛ اما شاید جناب معاون که دست زیادی بر آتش مسکن دارد به جای پاک کردن صورت مساله باید به حل واقعیت تلخی می پرداخت که این روزها دیگر غریب نیست و مثل قارچ در حال زیاد شدن است.

    مالکان حالا برای پشت بام ها و انباری هایشان کیسه می دوزند و ککشان هم نمی گزد و عین خیالشان هم نیست که ممکن است این اتاق ها یا فضاهای بی امکانات چه آسیب هایی به ساکنان موقتی اش می زند. تصویرها گویای همه چیز هستند، گرچه گفته می شود این تصاویر حقیقی نیست، اما هر چه باشد پوست آسیب های جدی مسکن را کنده است تا وضعیت بدی رانشان دهد که مثل ویروس شیوع پیدا کرده است.

    بررسی ها نشان می دهد که در برخی از مناطق پایتخت که بیشتر به حاشیه ها تنه می زند این واقعیت وجود دارد، مواردی که شاید بتوان از آنها با عنوان بامخوابی نام برد، به این صورت که بخشی از ساختمان که راه مجزایی به پشت بام دارد با اضافه کردن جزییاتی از جمله سرویس بهداشتی و آشپزخانه و ساختن یک اتاق می شود خانه ای که می توان به شکل غیررسمی اجاره داد. البته با قیمتی بسیار کمتر از عرف اجاره های معمول تا مشتریانی که معمولا از طبقه بسیار پایین جامعه هستند بتوانند از این طریق خانه دار شوند. شاید تا چندی پیش اجاره سوییت ها و خانه های بسیار نقلی تنها به دست مجردهایی انجام می شد که بیشتر شب خواب بودند و تنها اتاقی را برای خوابیدن نیاز داشتند، اما اکنون با وجود مشکلات و دغدغه های بسیار و با شرایط کرونایی امروز که خانواده های بسیاری تحت فشارهای مالی قرار گرفته اند کاربری این خانه ها عوض شده است .

    بالا رفتن اجاره ها به شکل نجومی و تصاعدی و سهم اندک حق مسکنی که دولت به کارگران اختصاص داده باعث شده که اقشار بیشتری از مردم به درد بی خانمانی دچار شوند. البته در این میان تعداد بسیاری هم هستند که از همان حق مسکن ناچیز هم برخوردار نبوده و بیمه هم نیستند . در کنار این قشر تعدیل شدگانی هم هستند که بعد از کرونا با مشکلات معیشتی بسیاری دست و پنجه نرم می کنند و اینها همه نیاز به سقفی بالای سرشان دارند حتی اگر سقفی نداشته باشد.

    شاید تا چندی پیش مشتریان این اتاقها بیشتر افراد مجردی بودند که از شهرهای دیگر در جست وجوی کار به کلان شهرها می آمدند و پول کافی برای پرداخت ودیعه و اجاره ماهانه یک واحد مسکونی استاندارد را نداشتند، اما حالا این موضوع وسیع تر شده است. اقشاری که هر روز با وجود تورم و کرونا بیشتر به زیر خط فقر می روند و نمی توانند از پس اجاره های سنگین بربیایند.

  • زندگی در تونل های روزمینی

    زندگی در تونل های روزمینی

     روزهای اینجا، داغدار روزهای خوب خانه به دوشان است. خاطرات، یک آن ولشان نمی کند، زمانی که تمام قد توی خانه هایشان به زندگی خدمت می کردند و حالا در تاراج این خرابه ها عاشقی یادشان رفته است. اینجا چشم لوله خواب ها، منتهی می شود به قطر لوله های سیمانی، سقفی که برای رضا، معنای دیگری دارد. مچاله می شود توی لوله، که همه هستی اش را در آن پنهان کرده است. چند گونی خاکی و یک کاپشن رنگ و رو رفته برای روزهای سرد، کیسه پلاستیک های آویزان که هر کدام آبستن خرده ریزهایی مثل فندک و لیوان و چسب زخم اند.

    خانه رضا و رضاها اینجاست، جایی که مرگ هر روز در محضرآسمان بی ابر، تعظیم می کند و کوچه پس کوچه ها پر می شود از بوی ماندگی . پایین شهر، دنیای خاص خودش را دارد. از آن دنیاهای یکدست و ساده و گاهی با پیچیدگی های خاص خودش . کرکره های فرو افتاده، آب میوه فروشی ها و ساندویچی های کثیف که خودشان یک عالمه قصه اند میان دردهایی که آدم هایشان با آنها خو گرفته اند.

    دردها اینجا اصلا یک جور دیگری است، مثل یک صندلی تنها که مچاله اش کرده باشی، اما هنوز به قامت خود مانده باشد. مثل تپه ای که یک غول گازش گرفته. اصلا چرا راه دور می روی. نه از آن خیابان های عریض و طویل و یکدست خبری هست و نه از دلبری های درخت های تر و تازه و خانه های تازه ساخته شده. هوای حاشیه، داغ است. انگار تب دارد. انگار باید یک گونی یخ بگذاری روی تنش تا کلی ناله بخار شود و برود هوا. پایین تر ها که برروی همان جا که کارتن خواب ها به تن خرابه ها یله داده اند. گورهای خفته ای می بینی که بوی مرگ می دهند. زنان فرو بسته و به تاراج رفته. یکی شده اند با داغی زمین هایی که تنشان را مثل گِل رس داغمه زده.

    لوله های سیمانی، چسبیده به رگ خاک

    از این بالا، از کنار دروازه ورودی که نگاهشان کنی انگار به ناکجا پا گذاشته ای، کوره راهی خالی از انتها. ترسناک و مهیب که آفتاب غروبش به کبودی می زند. کلاف سردرگمی از آدم ها توی گودها، توی لوله های سیمانی، چسبیده به رگ خاک .

    حرارت هوا انگار پوستت را می کند. تا پاتوق هایی که نام خانه گرفته اند راهی نیست، اما گرما و گرد و خاک هر بار لگد می پراند توی صورتت تا پر حرفی های رضا تحمل ناپذیر باشد. کمی آنطرف تر، خماری در پوست و استخوان رضا می دود و پشت به لوله ها به آسمان خیره می شود.

    لابه لای پرحرفی هایش، فندک اتمی را به سختی روشن می کند و می گیرد زیرزرورقی که تار و پودش سیاه شده ، شعله پخش می شود و شیرابه سیاهی روی ورق جان می گیرد و رضا دودش را به جان می کشد.

    اینجا یک لوله با چند پتو و پلاستیک هایی که به آن آویزان است، پناهگاه روزهای گرم و سرد رضا و بقیه است. معصومه هم از لوله خواب های این محله است، اینجا که آمده، اسمش را گذاشته شقایق، کمی طول می کشد که بین دندان های سیاه یکی در میانش، شمایلی از زن زیبا را در 20سالگی ببینی. قبل از اینکه خرابه ها صورتش را به تاراج ببرند، معصومه بوده با یک لبخند و چشم های سیاه نافذ. نیم ساعتی طول می کشد که رگ منجمد معصومه، نوک تیز سرنگ را قبول کند، جوی نازک رگش، تمام هرویین را می بلعد و او تکیه می دهد به گرمی لوله سیمانی پیش پای اتوبان که از دور چندان پیدا نیست. می نشیند روی بساطی از خنزرپنزرهایی که چند وجب از کف لوله را پر کرده ، محتویات لوله از انواع پارچه های کهنه، بطری های خاک گرفته شروع می شود تا برسد به زباله هایی که در این اتاق نقلی بوی تعفن گرفته اند. چهل تکه ای از شندره هایی با جنس های مختلف که زمین خانهکوچک رضا و بقیه را فرش کرده است .

    دود غلیظی از سمت خانه های کهنه به هوا برخاسته، ساکنان لوله ها، خسته نگاهمان میکنند. کوچه ها اغلب ته ندارند و زن ها و بچه ها بازیگران اصلی صحنه کوچه ها هستند. بوی فقر حتی از شکافهای ریز دیوار ها و در خانه ها بیرون می ریزد، قاطی هوای خارج می شود و دماغ آدمی را پر می کند.

    ساعت 2بعدازظهر است، حرارت مواجی از تن لوله ها برمی خیزد و آفتاب بی رحمانه وصله های پلاستیکی را داغ کرده است.صاحبان خانه ها انگار غارت شده اند. معصومه می گوید: در آدم هایی نظیر ما یک چیزی هست که به همدیگه نزدیکمون می کنه و ما هر وقت اونو بشناسیم در هر کجا که باشیم بدون واهمه به هم نزدیک می شیم.

    راست می گوید؛ دارایی مشترک همه آنها مقداری لحاف و لباس های لته ای تشکچه های سوخته است که توی خانه های خاکستری با سقف های گنبدی جا گرفته.

    اصغر هم یکی از ساکنان لوله ها است. چمباتمه زده زیرسایه دیوار، مثل یک لاک پشت پیر خم و راست می شود. چرت خماری روزانه اصغر، با لغلغه هایی توام می شود»:تو نمی دونی. از هوا انگار سوزن می باره.

    به خدا صورتم داره می سوزه. کف پام آتیش گرفته.»نصف سیگار توی انحنای انگشتش بدون اینکه پُک بزند، خاکستر شده و هر بار با لرزش ُ اصغر جان می دهند و سر می خورند روی زمین.سرنگ را به زحمت پرمی کند از شیره هروئین . تقه ای می زند به قوزک پایش تا رگ مهجور، خودی نشان دهد. چندین بار بافت خشکیده مجروح می شود وکمی طول می کشد که بالاخره یک رگ سالم خاکستری پیدا کند. آهی می کشد از ته حلق و زندگی را فرو می دهد توی شریان های گندیده ؛ بعد انگار به چهارمیخش کشیده باشند، رها می شود روی زمینی که تب کرده است.

    نه اولین بارش هست و نه آخرین بار تا دوباره صبح که شد، التماس چشم هایش له له بزند به زندگی و یا بی حساب شود با لحظه های بودن. همینطور که دراز کشیده دستش را بلند می کند و می گوید: خدا به همراهت و بعد چشم هایش ثابت می شود روی آسمان زخم خورده. هوا کم کم گرگ و میش می شود و جمعیت لوله خواب ها دیگر انگشت شمار نیستند. ساکنان خانه ها برمی گردند به جای خوابشان تا فردا دوباره روزی شروع شود برای خانه های یکدست خاکستری…

  • جای خالی اوراقِ مصون از تورم

    جای خالی اوراقِ مصون از تورم

    علی سرزعیم: آمارهای اقتصادی سال 1398و چند ماه اخیر، روند رو به رشد تورم را نشان میدهد. برای توده مردم این وضعیت با رشد روزافزون قیمتها در کالاهای خوراکی خود را نشان میدهد و بهطور طبیعی آن را به تمام کالاها و کل اقتصاد تعمیم میدهند. وقتی وضعیت چنین است این خطر وجود دارد که بخش بزرگی از جامعه نسبت به حفظ قدرت خرید خود نگران شود و به طور طبیعی به دنبال ابزاری برای یافتن سپری در برابر تورم بگردد. برای کسانی که پساندازهای قابل توجه دارند، حضور در بازار مسکن و خرید سوداگرانه ابزاری سنتی در برابر تورم بوده است. برای کسانی که پس اندازهای کمتری دارند خرید خودرو، سکه یا ارز ولو به مقدار کم گزینه در دسترس بوده است.

    اخیرا مردم بورس را روزنهای برای سود یا دست کم برای حفظ قدرت خرید تلقی میکنند. اگر باور بخش بزرگی از جامعه چنین شود، آن وقت باید گفت که انتظارات تورمی رقم بالایی را نشانه میرود و عملا نیز این انتظار خود را محقق خواهد کرد. نکته حائز توجه این است که حتی اگر دولت کسری بودجه نداشته باشد و بتواند همه نیاز امسال خود را از محل فروش شرکتها در بورس تامین کند باز هم این مشکل بر جای خود باقی خواهد ماند.

    بنابراین سیاست پولی باید مدیریت انتظارات را هدف گیری کند. سوال مهمی که مطرح است این است که چه ابزاری به تحقق این هدف کمک خواهد کرد؟ به باور نگارنده در حال حاضر دو ابزار بسیار موثر است و میتواند کارآیی خوبی داشته باشد. ابزار اول انتشار اوراق مصون از تورم است. این اوراق وعده میدهد که به دارندگان اندکی بیش از نرخ تورم محقق شده در یک سال پرداخت خواهد کرد. به این ترتیب دغدغه از دست رفتن قدرت خرید برای توده مردم منتفی میشود و خطر دلاریزه شدن اقتصاد هم برطرف میشود زیرا همه میدانند تورم هرچقدر هم که باشد بازده بالاتری خواهند داشت. بنابراین هجوم به بازارهای دارایی مثل ارز، سکه، مسکن و حتی بورس متوقف میشود و آرامشی در بازار دارایی به وجود خواهد آمد. روشن است در وضعیتی که نرخ تورم ثبات ندارد، نمیتوان اوراق بلندمدت با نرخ مشخصی را منتشر کرد و انتظار داشته باشیم تا جامعه آن را بپذیرد. اوراق مصون از تورم با شناور کردن نرخ این مشکل را دور میزند.

    خوشبختانه بانک مرکزی به دنبال کسب مجوز برای انتشار اوراق ودیعه است که بر حسب اطلاعات منتشرشده شباهت زیادی با اوراق مصون از تورم دارد. منتها بانک مرکزی وعده کرده که تنها 50هزار میلیارد تومان از این اوراق منتشر شود؛ در حالیکه این رقم میتواند و به نظر نگارنده باید خیلی بیشتر از این ارقام باشد.

    ابزار دوم سپرده های ارزی با پرداخت ریالی است. بسیار گفته میشود که در گذشته خلف وعدههای صورتگرفته اعتماد مردم را برای ایجاد سپرده ارزی با پرداخت ریالی مخدوش کرده است. حتی اگر این حرف درست باشد به این معنی نیست که وضع همیشه همینطور بماند. بانک مرکزی میتواند با اقدام مجدد اعتمادزایی کند. روشن است در ابتدای کار افراد کمی اعتماد خواهند کرد؛ اما به تدریج دایره اعتمادکنندگان فزونی خواهد یافت و جامعه به آن اقبال خواهد کرد.

    نکته کلیدی در این تحلیل آن است که باید حساب اکثریت توده جامعه را از سوداگران جدا کرد. توده مردم اهل رانتجویی یا سوداگری نیستند و تنها یک دغدغه مشروع دارند و آن هم حفظ قدرت خرید است و قلبا مایل نیستند اقدامشان بیثباتی در اقتصاد ایجاد کند. به همین دلیل در سال 1397افراد سرشناس و مورد قبول مردم بهطور خودجوش مردم را به نخریدن دلار دعوت میکردند و بخش بزرگی از جامعه در برابر این وسوسه ایستادگی کردند.

    باید با ابزارهای مالی این دغدغه عمومی بحق را برطرف کرد و حساب آنها را از سوداگرانی که دنبال سود کلان در یک اقتصاد رو به انقباض هستند جدا کرد. انتظار میرود این اقدام در کنار سیاست افزایش نرخ سود و رفع نگرانی در مورد کسری بودجه با فروش داراییهای دولت در بورس و انتشار اوراق کوتاه مدت بتواند دغدغههای موجود در مورد روند فزاینده تورم را مرتفع سازد و آرامش بیشتری در بازار دارایی مثل ارز، مسکن، طلا و بورس حاکم سازد.

  • بمب های ساعتی

    بمب های ساعتی

    دریاقدرتی پور- «بمب های ساعتی در شهر، پشت دیوارهایی که نامی از آنها نیست. بی ضابطه، بی حیات، خانه های یک ساعته یا چند ساعته . نامحسوس و ترسناک .« بنگاه دار، اول اعتماد نمی کند. کمی که می گذرد می گوید: یک خوابه می خواهی یا چند خوابه؟ یک ساعته 120هزار تومان تا میره بالا تا یک میلیون و گاهی دو میلیون، «اگه یک شبه بخوای باهات کنار میایم»گرچه بیشتر قیمت ها با توافق دو طرفه به سرانجام می رسد، اما خانه های یک ساعته لاکچری قیمت های خاص خودشان را دارند.

    خیلی سریع کلمات از توی دهانش می پرد بیرون. دربست های مبله شیک، گرانترند. آپارتمان بدون همسایه های مزاحم هم با توجه به آپشن هایی که دارند در لیست گران ترها قرار می گیرند. فهرستی از خانه های ساعتی با آپشن های متفاوت جلوی رویم قرار می دهد که نرخ برخی از آنها تا یک میلیون تومان برای دو تا سه ساعت هم می رسد. خانه های لاکچری که برای یک ساعت کرایه با امکاناتی همچون استخر و جکوزی و امکانات فوق العاده که رقیبی برای آنها نیست.

    از پنج سال قبل که زمزمه مخالفت با این خانه ها از طریق مسئولان آغاز شد، برخی اما رای مثبت به آن دادند و اعلام کردند اگر با رعایت موازین باشد اشکالی ندارد. توجیه آنها این بود که به هر حال در کلان شهرها به علت مهاجرت و کسانی که برای کار می آیند ممکن است نیازمند جای خواب یا استراحت باشند و این خانه ها می تواند در کنار خوابگاه ها و مسافرخانه ها مکانی با قیمت مناسبتری باشد .

    امنیتی که در پستوها نیست

    اما پستوی این خانه ها بعد از چندی، چندان امن نماند و رعایت موازین شرعی و قانونی به حاشیه رفت. حالا لیست این خانه ها در کنج صندوقچه های بنگاه داران و مشاوران املاک یا در پستوی فضای مجازی است. گفته می شود که در این خانه های یک ساعته انواع و اقسام آسیب ها ممکن است در انتظار افراد باشد، از قتل و خفت گیری تا توزیع مواد مخدر، پارتی های مختلط و … خانه هایی که نه پانسیون است و نه مسافرخانه و در اکثر موارد پروانه کسب ندارند و دون اینکه از اداره اماکن یا سازمان گردشگری مجوز خاصی گرفته باشند، اقدام به جذب مسافر می کنند. این خانه ها اغلب استانداردهای لازم را هم ندارند و به طور ناشناس اجاره داده می شوند.

    مهر صلاحیت این خانه ها هیچوقت از طرف سازمان یا ارگان خاصی زده نشده و همین باعث می شود که در بسیاری از موارد مشکوک به نظر برسند. اعظم محمدی از کسانی است که در ایام گردشگری خانه اش را اجاره می دهد، این خانم خانه دار به قول خودش کلی دوندگی کرده تا توانسته مجوزهای لازم را بگیرد و حالا حق او زیرپای خانه هایی که مجوز ندارند پایمال شده است.

    وقتی پای پول در میان است

    برای حضور در این خانه ها هم چندان سخت گیری وجود ندارد، بنگاه دار که اطمینان کند، بدون هیچ قید و بندی از کارت شناسایی یا مدرکی که ملاک دوستی یا فامیلی باشد اجاره داده میشود؛ برای صاحبخانه مهم نیست این خانهها به چه منظوری اجاره می شود: نیت ها مختلف است و با فرهنگ و عرف جامعه چندان همخوانی ندارد و می تواند برای موضوعاتی سالم مثل کار و درس باشد یا دورهمی های ناسالم مصرف الکل و مواد مخدر گرفته تا پارتی شبانه یا فعالیت های دیگر آنچه که مهم است پول است و پول حرف اول و آخر را می زند. اماکنی که اغلب نه مشخص است که چه کسی واردش می شود و نه مشخص است که چه کسی خارج می شود و در بیشتر اوقات محلی برای استراحت نیستند، بلکه تشدید آسیب ها را به دنبال دارند.

    گرچه به گفته رئیس اتحادیه صنف مشاوران املاک اصفهان تا کنون گزارشی دراین زمینه نبوده است، اما مستندات نشان می دهد که این خانه ها به شکل نامحسوس اجاره داده می شود. پنهان و دور از چشم سازمان های بازرسی.

    خط قرمزهای قانونی

    به گفته رسول جهانگیری، اجاره دادن خانه ها به این شکل ممنوع است و در صورت شناسایی کسانی که از قانون تخطی می کنند با آنها برخورد خواهد شد . طبق آیین نامه های قانونی هر گونه اجاره منازل در غیر از بازه زمانی بیش از یک سال به غیر از مواردی که صاحب خانه تمایل به تعمیر منزل و یا ساختمان های مسکونی دارد، ممنوع است، اما خیلی ها به واسطه سودی که عایدشان می شود ترجیح می دهند قانون را دور بزنند.

    به گفته بالاترین مقام اتحادیه صنف مشاوران املاک اصفهان این نحوه برخوردها و خطوط قرمز به همه واحدهای صنفی مشاوره املاک ارسال شده است و بی شک مشاوران املاک نقشی در شکل گیری این بخش از معاملات پنهان ندارند.

    با توجه به اینکه مالکان این خانه ها بیشتر از فضای مجازی برای اجاره خانه هایشان استفاده می کنند و این موضوع آنها را غیرقابل کنترل می کند.

    با این وجود خط های قرمز هر روز در حاشیه های پنهان فضای مجازی یا دفترچه های ناپیدای مشاورین املاک پررنگتر می شوند تا ما شاهد گرسنگی پنهان حرصی باشیم که به واسطه سودی که از کارهای خلاف به دست می آورد سیر می شود.

  • قصرهای نوادگان قارون

    قصرهای نوادگان قارون

    محمد امامی – از حدود سال 90شروع شد که لوکس ها در کشور جا باز کردند. خانه هایی که خاص بودند با معماری خاص ترشان . آنهایی که جیب پر پول می خواست و متمولان بی درد. آپارتمان هایی که تنه به قیمت های چند میلیونی می زدند و حالا تکیه بر میلیاردی ها دارند.

    شاید از همان موقع بود که قیمت ها سر به فلک کشیدند، آپارتمان هایی خاص برای افرادی خاص تر. آپشن هایی که در ذهن ها نمی گنجید و اجاره هایی به اندازه یک خانه کوچک در محله ای متوسط داشتند.

    حالا خانه ها با اجاره های میلیونی و رهن های میلیاردی دیگر عجیب نیست . در مناطق بالای شهر خانه ها شکل شان عوض می شود. سنگ هایشان از ایتالیا و برزیل می آِید و شکلی لوکس دارند و در برج های لاکچری جا گرفته اند.

    چنانچه اگر بخواهی یک خانه لوکس در یک برج لاکچری اجاره کنی باید حداقل یک میلیارد با اجاره 20میلیون تومانی داشته باشی تا یک خانه 200متری را با استخر و جکوزی و امکانات متفاوت برای یکسال زندگی را تجربه کنی.

    لوکس ها و سوپرلوکس ها یکه تاز میدان

    با بالارفتن متراژها این موضوع تفاوت بیشتری می کند و تبدیل می شود به اجاره های بیشتر تا لوکس ها و سوپرلوکس ها یکه تاز میدان شوند.
    فقط کافی است نیم نگاهی به بازار آگهی های این روزها داشته باشید، روزهای داغی که آپارتمان ها با دومیلیارد رهن و حدود 200میلیون، اجاره داده می شود با امکاناتی که آنها را متمایز می کند.
    بماند که برخی خانه ها پا را فراتر از این هم می گذارند و گاهی با ودیعه 20میلیاردی سرشان زیر پای مالکان پولدار قرار می گیرد. به غیر از بازار گران قیمت اجاره بهای این خانه ها، خریدشان هم خالی از لطف نیست. پنت هاوس ها و خانه هایی که صفر و یک های زیادی دارند و رقم هایشان سر به فلک می کشد . رقم هایی غریبه با طبقه متوسط که تنها و تنها برای کسانی است که صحبت از میلیارد می زنند . قیمت های این خانه ها چندان عادی نیست. لاکچری هایی که به طبقه خاص تعلق می گیرند و برایشان باید پول هنگفت پرداخت کرد.

    قصرهای اروپایی

    دید پارانوما، مبلمان لاکچری، آلاچیق ، روف گاردن، تراس های چشم نواز، آب نماهای متفاوت با مجسمه های بزرگ، استخرهایی که روی پشت بام ساخته می شود و فضای سبز چندین متری از دیگر ویژگی های این خانه ها به شمار می رود . طراحی هایی که با دیزاین ها و متریال های اروپایی و معماران خاص و نام آور در بهترین نقاط شهر ساخته می شود،خانه هایی که گاهی تصورش هم در ذهن ها نمی گنجد و به قصرقارون می ماند.

    این خانه های افسانه ای یا کاخ های مدرن که صاحبانشان مانند سلاطین زندگی می کنند و از آخرین متدهای روز دنیا بهره می برند،چندان سنی ندارند و سال حضور قارچ گونه شان، شاید به یک دهه هم نرسد . ویوهای اغلب این خانه ها یا رودخانه است یا باغ و فضای سبزهای لاکچری و باغ های متفاوت تا باغ ویلایی شود برای قشرهای بالانشین.
    معماری این خانه ها معمولا تلفیقی از معماری روز دنیا و کلاسیک است تا برای ساکنانشان هم فضای آرامش بخش داشته و هم دنج و آرام و وسیع باشند، عمارت هایی که برای تمام فصول ساخته شده اند.

    لاکچری ها و معاملات بزرگ

    در کنار همه این موضوعات، متریالی که در این خانه ها به کار برده می شود از بهترین و با کیفیت ترین مصالحی است که تاکنون تولید شده است.

    به گفته کسانی که در ساخت این خانه ها دستی دارند، حتی در برخی از مصالح این خانه ها از طلا و نقره استفاده می شود تا این منازل شکل لاکچری تری به خود بگیرند، با توجه به اینکه آخرین فناوری های دنیا در این منازل حرف اول را می زند.

    جالب اینجاست که برای خرید این خانه ها معمولا اطلاعات حساب شما بررسی می شود تا برای اولین گام خرید این خانه ها، یعنی نشستن پای مذاکرات بزرگ آماده باشید. بماند که به دنبال جهش های قیمتی مسکن، قیمت خانه های لاکچری هم این روزها سر به فلک کشیده است. خانه هایی که بیشتر با دلار و یورو معامله می شوند و نرخ رشدشان همزمان با تورم هر روز بالا و بالاتر می رود.

  • فرونشست زندگی در حاشیه شهر

    فرونشست زندگی در حاشیه شهر

    مثل یک دمل چرکی از سرطان بدخیمی که تار و پودش را در هم پیچیده. خانه هایی که اینجا روی هم غلتیده اند، اکثرشان شکل خانه نیستند. کپرهای تو سری خورده ای هستند که به انواع ناهنجاری ها وصله شده اند و آبستن آسیب ها هستند. با رضا اسماعیلی، استاد دانشگاه و آسیب شناس اجتماعی که بیشتر عمر تحصیلیش را به این موضوع پرداخته به گفت و گو نشستیم. او اعتقاد دارد که اگر این دمل چرکی درمان نشود، اندام کلان شهرها را به خطر می اندازد. بیش از 13میلیون حاشیه نشین. اغلبشان مهاجرانی هستند که از روستاها به شهر آمده اند و یا کسانی هستند که با گرانی های مسکن در حاشیه آرامستان ها و دور از شهر جا گرفته اند.

    به نظر شما گرانی مسکن تا چه حد می تواند به گسترش حاشیه نشینی کمک کند ؟

    با توجه به اینکه با گران شدن مسکن که یکی از نیازهای اولیه هر قشری محسوب می شود، شاهد افزایش حضور افراد غیرحاشیه نشین به سکونتگاه های غیر رسمی هستیم. درست است . گراني خریدیا اجاره مسکن باعث مي شود که قشر متوسط جامعه هر روز به قشر ضعیف تری تبدیل شوند و رو به حاشیه ها بیاورند. رابطه حاشیه نشینی با رشد سکونتگاه های غیر رسمی بسیار نزدیک است . واکنشی که به دلایل مختلف از جمله عدم توانایی گروه های متوسط جامعه ایجاد می شود. در واقع نبود تعادل بین سطح درآمد اقشار ضعیف جامعه و قیمت زمین و خانه و اجاره بها باعث می شود که آنها به حاشیه شهرها که با قیمت ارزان تری ارایه می شوند سوق پیدا کنند.به نظر می رسد تورمی که در جامعه ایجاد می شود، خواه ناخواه اقشار ضعیف را به حاشیه شهر می راند و این افراد در حاشیه شهر با سطح نازل تری از زندگی روبرو می شوند.

    در واقع مسیر حرکت از شهرهای کوچک و روستاها به کلانشهرها و پس زده شدن همین جمعیت به حاشیه را «حاشیهنشینی دست دوم» مینامند که خود با بیماری های روانی و افسردگی پیوند می خورد و آسیب های زیادی را ایجاد خواهد کرد.این اتفاق البته برای افرادی که از طبقه متوسط به مناطق پایینتر میروند هم رخ میدهد. حاشیهنشینی دست دوم اکنون در شرایطی در حال رخ دادن است که ما برای آن آماده نیستیم و برای حل بحران های اجتماعی بستری فراهم نشده است. همین موضوع فضایی را ایجاد می کند که ساکنان این مناطق نتوانند از چرخه فقری که ایجاد شده خارج شوند و ساکنان حاشیه ها کم کم قربانی مسائل امنیتی و اجتماعی می شوند . شاهد این مدعا مسکن های مهر بودند .یکی از مسایل مهم در ایجاد شهرکهای مسکن مهر،کمکردن قیمت زمین از مسکن بود تا بتوان خانه هایي ارزان قیمت ساخت، به همین دلیل، زمینهایيکه براي این طرح، درنظر گرفته شد، خارج از شهرها ویا در حاشیه شهر قرار دارندکه به نوعي حاشیه نشیني شیکتبدیل شدهاند. از آنجایيکه این شهرک ها هنوز هم از نبود زیرساخت لازم رنج ميبرند، بنابراین ساکنان آن براي تامین زندگي خود و حتي براي خرید روزانه نیز به شهر مراجعهکنند. این دوري از شهر ميتواند موجب معضلات متعددي شود.حومه نشیني، میزان زیادي از وقت افراد را به خود اختصاص ميدهد. در این شهرکهاکه از وجود محله خالي بوده و تعدد فرهنگها خود زمینه ساز بروز آسیبميشود، نبود وقتکافي براي حضور در جمع همسایه ها، نشستهاي اجتماعي و رفت وآمد در مجتمع ها به از بین رفتن وابستگي به اجتماع نیز دامن ميزند. از هم گسیختگي و بيهویتي مردم در این مکانها، با توجه به دوري فرهنگهاي آنها، بيهویتي و بي هنجاري فرهنگي و اجتماعي را تقویت کرده و فضا را براي انواع ناهنجاريها، مهیا ميکند.در زمانهاي گذشتهکه محله محوري به صورت خاص وجود داشت و اکثر خانوادهها دریکمحل ازیکقوم، فرهنگ و حتي شغل و وضعیت درآمدي مشابهي داشتند، بسیاري از آسیبهاي امروز به دلیل هویتها شکل گرفته و نظارت نامحسوسي که افراد بر خود حس ميکردند، به ندرت اتفاق ميافتاد.

    در گذشته اي نه چندان دور، محله به عنوان بنیادي ترین عنصر شهر اسلامي محسوب ميشد. امروز نیز هنوز ميتوان این ردپا را در بافت سنتي اصفهان مشاهده کردکه در این نقاط به طور حتم به واسطه شناختي که افراد به یکدیگر دارند، حتي ازدواجهاي موفق تري هم شکل ميگیرد.

    محله از تجمع و پیوستگي، معاشرت نزدیک، روابط محکم واتحاد میان گروهي از مردم ایجاد ميشد و شکل قرارگیري کوچه ها و خانه ها نسبت به خیابان اصلي، امنیت محله را محکم تر ميکرد.

    اما نه تنها در شهرها بلکه در شهرکهاي مسکن مهر نیز این اصول رعایت نشده است. شهرک هایي که مسکن مهر در آن قرار گرفتهاند،یا در گذر جاده اصلي هستند به گونهايکه جاده اصلي وارد شهرکشده و خارج ميشود ویا در فضایي بدون توجه به عناصر محله ساخته شده اند.به خاطرکمبود عرصه، خیابانها، معابر، فضاهاي عمومي، آموزشي و فرهنگي در این خانهها مطابق اصول شهرسازي ساخته نشده است. در شهرکهاي مسکن مهر به عناصر هویت شهري توجه نشده و تمامي این شهرکبر مبناي این اصول و ساختار شکل گرفتهاندکه این مساله ميتواند به همراه تجمع خرده فرهنگها بهکاهش تعلق افراد به محل زندگي منجر شود. بدین ترتیب، فرد هیچ تعلق خاطري به محل سکونتش نداشته، در آباداني آن احساس مسوولیت نميکند و این مساله ميتواند زمینه ساز انجام بزه شود.

    با این حساب و با پایین آمدن و نازل شدن سطح زندگی، ما را با آلونک نشین ها و کپرنشین هایی روبرو می شویم که گاهی چادر را نیز به عنوان محل زندگی و خانه خود برگزیده اند . این نوع زندگی چه تاثیراتی بر جامعه خواهد گذاشت؟

    در واقع ما با دو قشر از حاشیه نشینان روبرو هستیم. اول روستاییانی که به امید آب و نان در شهر و خشکسالی ها مهاجرت کرده اند و توان مالی بسیار کمی دارند و قشر دوم شهرنشینانی هستند که به علت تورم بالا و پایین آمدن کیفیت زندگیشان مجبور به حاشیه نشینی شده اند. طبق آخرین آمارها ما حدود13 میلیون نفر در اطراف شهرهای بزرگ حاشیه نشین داریم که متاسفانه با گراني خانه در شهرهای بزرگ هر روز شاهد رشد این آمار هستیم که باعث افزایش کپرنشینی در اطراف کلان شهرها شده است .به دنبال تورم لجام گسیخته مسکن و نبود سقفی برای تشکیل خانواده و ازدواج، با مشکلات بعدی روبرو می شویم. اکنون ما با قشر جوانی روبرو هستیم که نه از عهده اجاره بهای سنگین برمی آیند و نه می توانند برای خود مسکنی تهیه کنند. همین موضوع رفتارهای ناسالم بد مسکنی و فساد را در جامعه افزایش می دهد.

    پس بدمسکنی و تهدید امنیت اقتصادی است که مافیاها و باندهای کودکان کار را تولید می کند؟ یا افزایش آمار کودکان کار دلایل دیگری دارد؟

    بله به عقیده من، قربانیان اصلی معضل حاشیه نشینی و بدمسکنی، کودکانی هستند که به علت ناپایداری اقتصاد خانواده به خیابان ها پرتاب می شوند تا کار کنند و بخشی از هزینه های خانواده و سرپناه را تامین کنند . این کودکان به سرعت جذب باندها و مافیاهایی می شوند که از این مساله سود می برند. آنها با انواع خشونت ، تجاوز، مواد مخدر، تحقیر و … روبرو می شوند و نسلی را تشکیل می دهند که از درس و مدرسه و تحصیل دور شده و با آینده ای سیاه پر از جرم و بزه روبرو هستند.

    این کودکان در سنین بزرگسالی تبدیل به متکدیان یا دستفروش هایی می شوند که شغل های کاذب دارند و از دل همین حاشیه نشینی ها بارور می شوند، به این دلیل که این اقشار، نیازهایشان را به این شکل تامین می کنند. بنابراین می توان گفت، اعـتـیـاد، بـزهـکاری، بیماریهای مختلف، ناهنجاریهای اجـتماعـی، هـمــه و هـمــه پیامـدهای حاشیهنشـینی و حاشـیه نشینانـی اسـت کـه عـطـای روسـتاها را بـه لقایش بخشیدهاند و راهی شهرها شدهاند .این افراد با آمدنشان به شهرها و ساکنشدن در حاشیه ها نه تنها چهره شهر را نازیبا کرده ِ اند بلکه خود نیز در این چرخه معیوب دچار مشکل شده و آن زندگی رویایی که در ذهنشان دارند را هیچوقت نمیبینند.

    فرونشست زندگی در حاشیه شهر
    فرونشست زندگی در حاشیه شهر

    به گفته خودتان،حاشیه نشینی سرطان بدخیمی است که نمی توان با توصیه ،مهارت های زندگی و شعار قناعت پیشگی جراحی اش کرد، آیا می توان به درمان امیدوار بود؟ یا باید حاشیه ها را به همین شکل که هستند بپذیریم؟

    بـه نـظـربنده حاشیه ها قابل درمان هستند، به نوعی حـاشـیـه نـشـیـنـی بـایـد درمـان شـود وگـرنه عفونت آن به زخـمی ناسور و درمانناشـدنـی تبدیـل خواهدشد. مسوولان باید روي مسایل فرهنگي مردم این شهرکها بسیار متمرکز شوند. این افراد باید از حداقلهاي حقوق شهروندي و آپارتمان نشیني مطلع شوندکه درغیر این صورت، مشکلات اجتماعي ایجاد ميشوند». جلوگیري از ایجاد صنایع جدید در حاشیه اصفهان، ایجاد اشتغال براي شهرستانها و نقاط مهاجرفرست و ارتقاي فرهنگ افراد و شهروندان این نقاط، از جمله مسایلي استکه در صورت بي توجهي به آن، مشکلات متعددي براي اصفهان ایجاد خواهد شد.به هر حال هر جامعه ای از هر قشری که باشد، دارای سوپاپ اطمینان است، به نظر می رسد که می توان با توانمندتر کردن ساختارهای فرهنگی در سطح کلان، از لاغر شدن روستاها و چاق شدن شهرها جلوگیری کرده و به کاهش آسیب ها هم کمک کنیم. به هر حال همانطور که خودتان هم اشاره کردید، بسیاری از این اقشار به واسطه زندگی بهتر به شهرها سرازیر می شوند و وقتی که دستشان به جایی نمی رسد به هر تخته پاره ای متوصل می شوند. قاچاق مواد مخدر، شغل های کاذب، فساد و … از جمله پیامدهای حاشیه نشینی است. با توجه به اینکه مهاجرینی که از روستاها یا از مراکز شهری تر به حاشیه ها روی می آورند، از لحاظ فرهنگی پیوستگی و همبستگی فرهنگی و احساس تعلق به مبدا را از دست می دهند و از طرفی در فرهنگ مقصد نیز حل نمی شوند و به نوعی در آنها دوگانگی فرهنگی ایجاد می شود و باعث از دست دادن فرهنگ بومی،عدم تعلق و پذیرش فرهنگ مقصد می شود. فرد، هنجارهای اجتماعی جامعه مقصد را رعایت نمی کند و با آن ادغام نمی شود و این هنجارشکنی ها، انحرافات ، آسیب های اجتماعی و افزایش میزان جرم را به دنبال دارد. شاید به همین خاطر است که گفته می شود حاشیه ها تولید کننده آسیب ها هستند. البته این نکته را هم باید بگویم که از لحاظ اقتصادی نیز فرد مهاجر، عمدتا دانش و تخصص کمتری داشته و مهارت حرفه ای پائینی دارد و همین عامل باعث می شود که اکثر این افراد به شغل های کاذب روی آورده و مشاغلی را تجربه کنند که به نفع نظام تولیدی نبوده و نظام شغلی را نیزدچار آسیب های خاص می کند.

    پس به همین خاطر است که بیشتر جرایم در حوزه های شهری رخ می دهد؟ به این سبب که مهاجران عطای بودن در روستاها را به لقای شهر و به امید زندگی بهتر می بخشند.

    دقیقا همین است و به همین خاطر بیشتر این جرائم در حوزه های شهری رخ می دهد، در میان شهرهای بزرگ، به دلیل ویژگی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و کالبدی، شرایط خاصی وجود دارد. اصفهان با اینکه بافت سنتی دارد، اما از نظر اجتماعی ناهمگون است، به طوری که مهاجر پذیری، این شهر را بستر مناسبی برای وقوع جرایم کرده است.این در حالی است که نگاه محیطی و جغرافیایی به شهر نشان می دهد که برخی معابر و فضاهای شهری، میادین و پارک ها نیز شرایط مناسب را برای بروز ناهنجاری دارند و فضاهای کالبدی حاشیه شهرها در برابر بزهکاری مقاوم نیست و برخی از معابر، میادین، پارکو فضای شهری و فضاهايکالبدي حاشیه اصفهان را در برابر بزهکاري آسیبپذیرکرده است. به طور مثال تحقیقات نشان می دهد که بعضی خیابان ها و کوچه های منتهی به آنها از نظر شکلی، به صورتی است که قاچاق و مبادله مواد مخدر در آن بیشتر انجام می گیرد. به عبارت دیگر، آدم ها، شکل این فضا را مناسب برای تبادل مواد مخدر دیده اند.

    و نظر شما این است که بافت شهری هم در وقوع جرم موثر است؟

    ازدحام، تاریکی، خلوتی و گوشه های کور،به دلیل عقب نشینی ساختمان های نوساز ایجاد می شود، امکان وقوع جرم را بالاتر می برد و بافت را برای وقوع جرم آسیب پذیرتر می کنند. این در حالی است که در مناطق محروم، تعادل جنسیتی نداریم و در شهرهای بزرگ هم شاهد رشد جمعیت به صورت فصلی و حتی سالانه هستیم. اصفهان با وجودیکه بافت سنتي دارد، اما از نظر اجتماعي ناهمگون است. به طوري که مهاجرپذیري، این شهر را بستر مناسبی براي وقوع جرایمکرده است. میتوان گفت هجوم جمعیت به اصفهان که سرریز آن باعث تشکیل شهرک های اقماری تحت عنوان مسکن مهر شد به طور حتم بر این ناهمگونی اجتماعی دامن زده و میزند.

    آیا راهکاری برای برون رفت وجود دارد و یا تا زمانی که حاشیه هست آسیب هم وجود دارد ؟

    تنها راه حل برون رفت از این مشکل، عرضه زمین بیشتر، فعال شدن دولت در بازار زمین و کاهش تراکم فروشی شهرداری ها است. همچنین بهبود وضعیت کلان کشور در بخش های دیگر اقتصادی نیز باعث می شود سرمایه ها بیش از اندازه به بازار مسکن وارد نشوند و انگیزه های سوداگری از میان برود. از سویی دیگر ایجاد اشتغال در روستاها و شهرها، آسان سازی دسترسی ساکنین روستاها به تسهیلات و حقوق طبیعی، اجتماعی، بهداشتی، آموزشی و درمانی مردم ، تقویت و بهبود شرایط زیستی و درنتیجه ایجاد سد مهاجرت برای کار، امید پیشرفت در روستاها و ماندن روستاییان را افزایش می دهد.

    با این تفاسیر برای کاهش حاشیه نشینی باید در سیاست های کلان فاصله بین شهر و روستا را کاهش داد درست است؟

    بله دقیقا. رویآوردن به شغلهای کاذب و فرودست، واردشدن در شبکههـای قـاچاق مواد مخدر فقط به خاطر فقر و انواع ناهنجاری ها مثل فساد و… مسائلی است که نمیتوان از آن چشم پوشید که اگر این اتفاق بیافتد ما تنها صورت مسئله را پاک میکنیم و حاشیه ها را به حاشیه برده ایم.شاید بتوان با جایگزین کردن نظام های ارزشی به این فرد کمک کرد.ظرف 10سال اخیرما دچارفرسایش فرهنگی واجتماعی شده ایم، تضادی که به علت افزایش مهاجران و قرار نگرفتن آنها در نظام شهری ایجاد شده است. البته اینکه وجود آسیب ها را به گردن یک فرد یا گروه کوچکتر بیندازیم، مشکلی را حل نخواهیم کرد. این معضلات باید با تدبیر حل شود و به نوعی مهاجرت معکوس ایجاد کنیم، چرا که با سوء مدیریت ها نمی توان کاری از پیش برد. با تجسم زندگی چنین افرادی دریک محله، منطقه، آپارتمان و شهرک هایی شبیه مسکن های مهر، درکنار یکدیگر میتوان وجود آسیب های اجتماعی را در آینده پیش بینی کرد. حاشیه نشین ها به دلیل عدم برخورداری از رفاه اقتصادی، علاوه بر فقر مادی از فقر فرهنگی نیز رنج می برند. به طوری که می توان گفت: این مناطق، دلیلی بر گسترش انواع بزه در شهرها هستند. تنها راهکارهای کاهش بزه های شهری این است که باید حداقل های آموزشی، فرهنگی و تفریحی را به این مناطق هدایت کرد و تعادل مناسبی را در این مناطق به وجود آورد تا شاهد آسیب های کمتری در این مناطق باشیم.

  • لطفا هیچ کاری نکنید

    لطفا هیچ کاری نکنید

    براسـاس آمارهـای مرکـز آمـار ایـران در سرشـماری رسـمی سـال 1365فقـط 12درصـد از خانوارهـای کشـور مسـتاجر بودهانـد کـه این میـزان بـا افزایـش18/7درصـدی در آخرین سرشـماری رسـمی کشـور بـه 30/7درصد رسـیده اسـت.

    قابـل ذکـر اسـت خانوارهـای مسـتاجر مناطـق شـهری نیـز طی ایـن مـدت از حـدود 19درصـد در سرشـماری سـال 1365بـه 40درصـد در آخرین سرشـماری رسـمی رسـیدهاند. همچنین آمارهـای سـه سـال اخیـر از قیمـت مسـکن، همچـون ایـن روزهـای بـازار، حـال و روز خوشـی ندارنـد. بررسـی قیمـت مسـکن فقـط در سـه سـال اخیـر از رشـد حـدود 500درصـدی حکایـت دارد؛ رشـد قیمتـی کـه تـوام بـا «کاهـش تولیـد مسـکن» بود.

    در حـال حاضـر قیمـت هـای بـازار مسـکن بسـیار کاذب اسـت، بـه گونـه ای کـه اگـر قیمـت تمـام شـده بـا قیمـت زمیـن تطبیـق داده شـود، در برخـی اوقـات قیمـت فـروش دو برابـر قیمـت تمـام شـده مـی شـود. بـه عبارتـی یـک واحـد آپارتمانـی کـه هـر متـر مربـع آن حداکثـر متـری چهـار میلیـون تومـان درآمـده بـه متـری 12تـا 15میلیـون تومـان و بیشـتر بـه فـروش مـی رسـد.

    بررسـیها نشـان میدهـد کـه سـکته هـای قبلـی در بخـش مسـکن کـه آخریـن آن مربـوط بـه سـال 92وپیـش از آن سـال 85میشـود، در زمانـی روی داد کـه تاحـدودی رشـد اقتصـادی داشـتیم، رونـق معامـات و افزایـش قیمـت اتفـاق افتـاد و وضـع اقتصـاد کشـور بـه ایـن بـدی نبـود، امـا بـه نظـر نمـی رسـد هـم اکنـون ظرفیـت رونـق ایـن بـازار وجـود داشـته باشـد.

    تـا زمانیکـه اوضـاع اقتصـادی بـه همیـن شـکل اسـت، رکـود پـا برجـا خواهـد بـود. در ایـن میـان ممکـن اسـت هـر سـال یـا هـر 6مـاه یـک بـار یـک افزایـش قیمـت جزئـی داشـته باشـیم کـه ناگزیـر بـه سـبب نـرخ تـورم عمومـی اتفـاق میافتـد و بـر نـرخ مسـکن تاثیـر میگـذارد. بانـک هـا در گذشـته هـر چـه نقدینگی داشـتند بـه سـمت بـازار مسـکن سـوق دادنـد و اگـر حـالا ظرفیتـی در ایـن بـازار وجـود داشـت، بانـک هـا بـاز هـم بـه آن ورود میکردنـد.

    بانـک هـا همـواره بـه دلیـل در اختیـار داشـتن پـول درشـت، هـر جـا ظرفیتـی بـرای سـرمایه گـذاری و سـودآوری ببیننـد بـه سـمت آن مـی رونـد، زیرا سـایر فعـالان اقتصـادی کشـور بـه ایـن انـدازه تـوان ندارند. اکنـون ظرفیتـی در بـازار وجـود نـدارد و متقاضیـان مصرفـی (خریـد بـه قصـد اسـتفاده) از بـازار فاصلـه گرفتـه انـد. البتـه سـطح تقاضای سـرمایه ای (بـه قصـد فـروش وسـودآوری) نیـز کاهـش یافتـه، زیـرا از جذابیـت بازار کاسـته شـده اسـت.

    در ایـن میـان بـه نظـر مـی رسـد، بـرای غلبـه بـر ایـن رکـود، بایـد بـه طـرف الگوهـای مشـخص و سـاده بـرای رونـق بازارمسـکن رفـت. اگـر دولت هماننـد کشـورهای اروپایـی مسـکن اسـتیجاری بسـازد و یـک سـوم درآمـد فـرد را بـرای اجـاره اختصـاص دهـد؛ وضعیـت بـازار مسـکن بـه طور قطـع بهبـود پیـدا خواهـد کرد.

    در مجمـوع دولـت بایـد هـر چـه سـریعتر بـرای سـاخت مسـکن اسـتیجاری ارزان قیمـت و اختصـاص سـرمایه در بخـش مسـکن اقـدام کند و ایـن امـر را در اولویـت اول برنامـه کاری خـود قـرار دهـد. البتـه بـه ایـن شـرط کـه بـا مدیریـت صحیـح و عادلانـه ایـن اماکـن در اختیـار خانـواده هـای فاقـد مسـکن قـرار گیـرد؛ نـه آنکـه بـا بـی نظمـی در ایـن میـان افـرادی صاحـب خانـه، خانـه خـود را اجـاره دهنـد و در مسـکن اجتماعـی زندگـی کنند.

    از اواسـط دهـه 70تاکنـون دولـت هـای مختلفـی بـر سـر کار آمـده انـد. اصـاح طلـب و اصـول گـرا، در یـک برهه ای بحث مسـکن مهـر اجرایـی شـد کـه البتـه بـا نواقصـی در اجـرا روبـرو بـود، امـا در کل بـرای رفـع همیـن نیـاز برابـری اجتماعـی در دسـتور کار دولـت وقـت قـرار گرفـت، امـا در دولـت بعـدی، بـه جـای رفـع ایـرادات اجرایـی ایـن طـرح، خواسـته یـا ناخواسـته در جهـت حمایـت نظـام سـرمایه داری بـا اعطـای وام هـای سـنگین بانکـی بـه عـده معـدود ی سـرمایه دار بـرای سـاخت و سـاز هـای کان، بـه تدریـج بـه پـاک کـردن صـورت مسـاله برابـری اجتماعـی رو آوردنـد، بـه نحـوی که رفتـه رفتـه از فروردین سـال 1392تاکنـون بـه شـکل افسـار گسـیخته ای قیمـت مسـکن روز بـه روز افزایـش نجومـی بـه خـود دید.

    امـروز بایسـت بـه جـای تصویـب طـرح هـای عجولانـه ای چـون اعطـای وام بـه مسـتاجرین، بـه شـکل فـوری، جلوی سـوداگری هایـی کـه منجـر بـه یکشـبه ره صـد سـاله رفتـن برخـی سـرمایه دار هـا شـده اسـت؛ گرفتـه شـود. تاکی بایـد شـاهد دادگاه هـای فاسـدان اقتصـادی باشـیم ، تاکـی بایـد شـاهد اعدام سـاطین بـازار های سـرمایه باشـیم و بعـد از آن تغییـری در قیمـت هـا نبینیم؟

    امـروز مـردم ایـران خسـته تـر از همیشـه هسـتند ، اگـر همچنـان شـعار برابـری اجتماعـی را در سـر داریـد ، یـک لحظـه منافـع بانـک هـا را از سـرمایه داران جـدا کنیـد و بـا اقدامـی فـوری، بـرای همیشـه این قائلـه را بخوابانید.

    در انتهـا بایـد خطـاب بـه مسـئولین گفـت: لطفـا بـه جـای تصویـب طـرح هـای عجولانـه فـوری مثل تسـهیات ودیعـه مسـکن ، مدتـی بـه خودتـان اسـتراحت دهیـد و لطفـا هیـچ کاری نکنید.

  • یک متری های میلیاردی

    یک متری های میلیاردی

    تا جایی که قیمت خانه آخرت در برخی از مناطق به چند صد میلیون هم می رسند. اکنون شرایط خرید قبر در برخی اماکن که اغلب نزدیک امامزاده ها و مقابر مقدس هستند به گونه ای است که قیمت یک قطعه قبر 2متری گاهی برابر با یک آپارتمان 70متری در منطقه های متوسط شهری است. بازار داغ قبرهای چند صد میلیونی در کنار امامزاده ها تا جایی است که حتی در اینترنت و شبکه های مجازی هم می توان قیمت هایی را دید که هر کدام به شکل صعودی بالا می روند و به سبب اینکه هیچ قانون خاصی در زمینه جلوگیری از این دفن ها وجود ندارد هر کدام ساز خود را می زنند. این ارقام بر حسب دوری و نزدیکی به امامزاده ها سنجیده می شود و هر چه مکان قبر به محل امامزاده ها نزدیک تر باشد قیمت ها هم نجومی تر خواهد شد.

    قبرهای فقیر و غنی

    مردم بالا و پایین شهر هر کدام دیدگاه های جداگانه ای در این مورد دارند، مهدی محمدی از جمله کسانی است که در زینبیه زندگی می کند. او کارگر ساختمانی است به قول خودش از صبح تا شب جان می کند تا سن نارسه شاهی دربیاورد، او از کسانی است که قبرش را پیش خرید کرده است، دلیلش هم واضح است: «هر روز با تورم قیمت قبرها بالا می رود، برای همین ترجیح می دهم که قبرم را زودتر بخرم تا بچه هایم در این روزگار برای مردنم دچار سختی نشوند. تفاوت بین خرید قبرها هم فقیر و غنی دارد.» یکی از شهروندان اصفهانی نیز در رابطه با گرانی قبر در گورستان امامزاده گفت: نیاز مادی انسان با مرگ پایان نمیپذیرد! قبرهمان محلی است که تا ابد میخواهی در آن سکنی گزینی و از دنیا چشم برگیری، ملزم به پرداخت پول است .

    محمدی با اکراه می گوید: همه می گویند مردن آسان است، مرده فقط یک متر کفن و یک متر زمین میخواهد، اما هزینههای کفن و دفن بسیار بالا است، من باید به فکر آینده هم باشم. محمدی سرش را پایین می اندازد، شیارهای پیشانیش بیشتر می شود«:غم از دست دادن عزیز برای یک خانواده خیلی سخت است اما هزینه های بالای قبرنیز دراین باعث ناراحتیهای بیشتر میشود، برای همین بهتر است که از قبل فکرش را کرده باشی». او می گوید: رزرو کردن قبر پیش از زمان نیاز خیلی ارزانتر از قبرهایی است که (در زمان نیاز) خریداری می شوند.

    خانه های ابدی گران در کنار امامزاده ها

    امان الله 55ساله، اما نظرش متفاوت است. او دوست دارد که نزدیک پدرش که در یک امامزاده محلی دفن شده به خاک سپرده شود و شاید به همین خاطر است که سعی دارد قبل از مردنش خانه ابدیش را با قیمتی گزاف بخرد.

    پیش خریدهای متفاوت

    اما برخی هم در این میان نظرات دیگری دارند. کسانی که فرقی نمی کند وقتی که عقربه ها روی ساعت مرگ ایستادند کجا دفن شوند بالای قبرستان یا پایین . فرقی نمی کند و همین باعث شده که آنها با پیش خرید قبر میانه ای نداشته باشند. به اعتقاد زهرا 57ساله، که دو بچه دارد و هر کدامشان را به خانه بخت فرستاده است فرقی ندارد که انسان کجا دفن شود، اما گاهی اوقات چشم و هم چشمی و حرفهای دیگران از این امر ممانعت میکند که این وضعیت اکنون در شهر رایج شده است. برای همین است که برخی از قبرها تنها چاله هایی بر روی زمین هستند؛ با سنگ های ساده در دورترین نقطه قبرستان، در حالی که برخی دیگر با سنگ های سلطنتی تزیین شده اند. بعضی ها دوست دارند کنار امامزاده ها به خاک سپرده
    شوند، بعضی ها دوست دارند همین پایین باغ رضوان باشند و همین چیزها است که باعث می شود مردم روی به پیش خرید قبر بیاورند.

    رمضان 62ساله که یک قبرکن روزمزد در چند قبرستان محلی است در این مورد می گوید: قبلا به این شکل نبود که همه بخواهند زودتر قبر و کفن بخرند، اما حالا مرگ و میرها بیشتر شده مردم دوست دارند قبری بخرند که کنار نزدیکانشان باشد، می ترسند موقع مرگشان هم از آنها دور باشند و بازماندگانشان راحت تر بتوانند برای فاتحه خواندن سر قبر عزیزانشان بروند.

    بعضی ها هم دوست دارند مکان قبرشان یک جای خوش منظره باشد. اعتقاد دارند که برایشان کلاس دارد. رمضان همه را به چشم دیده، ثروتمندانی که جای قبرشان هم برایشان مهم است. بعضی ها هم که پول ندارند مجبورند که هر جایی شد همان بالا بالاها یا یک گوشه بی آب و علف قبر بخرند.

    به نظر او نباید بین غنی و فقیر در تهیه قبر اختلاف باشد و نباید قبرستان درجه یک و دو وجود داشته باشد.اما اختلاف هست. اختلافی که از قبرهای یک میلیونی شروع می شود و تا قبرهای 700میلیونی تا یک میلیاردی هم ادامه می یابد.

    شاهد این مدعا هم روزهای اخیری است که از گوشه و کنار شهر علاوه بر خبر افزایش هزینههای مرگ، خبر از گرانی قبرها در امامزادهها به گوش میرسد، این گرانی به حدی بوده که خرید یک متر قبردریک امامزاده معروف که مجوز به خاک سپاری داشته باشد، از یک متر خانه در بهترین و بالاترین منطقه شهر گرانتر شده است.

    بعضیها معتقدند اگر تمام پس انداز طول عمر را بدهی تا همین یک تکه قبر کوچک را در صحن و سرای امامزاده به دست آوری باز هم میارزد که امیدواریم این حرفها بهانهای برای مسئولان امر جهت گران کردن قبرها نباشد هرچند به عقیده بسیاری هم، صرف هزینههای متعدد برای خرید یک قبر در این مناطق کم کم میتواند به ایجاد یک خرده فرهنگ نادرست و بروز رفتار تجمل گرایانه در میان خانواده ها تبدیل و پایه گذار رسومی نادرست در مراسم ترحیم شود.