به گزارش مجله خبری اینهفته و به نقل از روابط عمومی کانون وکلای دادگستری استان اصفهان، وکیل دکتر لیلا رئیسی در دیدار نوروزی اعضای هیئت مدیره ی کانون با رئیس کل دادگستری استان اصفهان، با بیان اینکه استقلال نهاد وکالت آن گونه که شایسته ی این نهاد باشد، حفظ نشده اظهار داشت: به دلیل هجمه های زیادی که علیه نهاد وکالت وارد شده و نیز به دنبال طرح ها و لوایح مختلفی که در مجلس پیگیری می شود، استقلال نهاد وکالت بسیار تحدید و تضعیف شده است ولی با این وجود، سال های بسیاری است که کانون های وکلا و نیز خود وکلا در راه استقلال نهاد مدنی خویش، همچنان پایمردی کرده اند.
وی افزود: چناتچه افرادی که دلسوز مردم و مملکت هستند، در قوه ی مقننه یا قوه ی قضائیه، با درایت عمل نکنند، چه بسا که وضعیت نهاد وکالت از وضعیت امروز خود، آسیب پذیرتر شود.
وی با اشاره به برخی طرح های اخیر مجلس شورای اسلامی درباره ی نهاد وکالت تصریح کرد: اقتصاددانان به جای حقوقدانان، آن هم با بهانه ی اشتغالزایی و از زاویه ی اقتصادی، بدون توجه به ویژگی ها و اقتضائات ذاتی نهاد وکالت، در ارتباط با یکی از مهم ترین و سرنوشت سازترین نهادهای حقوقی کشور، اقدام به تصمیم گیری کرده اند.
رئیس کانون وکلای دادگستری اصفهان با بیان اینکه استدلال برخی مدیران و تصمیم گیران برای مداخله در امور کانون های وکلای دادگستری و حذف محدودیت سهمیه های پذیرش سالانه در آزمون وکالت، ایجاد اشتغال و کمک به رونق آن است اظهار داشت: در حالی که اکثر وکلای فعلی، غالبا با مشکلات معیشتی شدیدی روبرو بوده و اکثر آنان قادر به پرداخت حق عضویت سالانه ی خود به کانون نیستند، با افزودن جمع کثیری به این تعداد، جز این که بر تعداد وکلای فاقد پرونده و بیکار افزوده شود، دستاورد دیگری به دنبال نخواهد داشت.
رئیسی افزود: آثار سوء و نتایج منفی ناشی از تصمیمات کارشناسی نشده در ارتباط با نهاد وکالت، در نهایت موجب متضرر شدن مردم بعنوان صاحبان اصلی حق دفاع و نیز دستگاه قضایی کشور می گردد.
بلاگ
-

اشخاص اشتباهی برای کانون های وکلای دادگستری تصمیم گیری کرده اند
-

سواد رسانهای را از “همودو” بیاموزید
“همودو” عنوان برنامه اینترنتی است که تلاش میکند از زبان نوجوانان به مسائل مهمی در حوزه سواد رسانهای از جمله فیشینگ، کسب و کارهای اینترنتی، سایتهای شرط بندی و فیکنیوزها بپردازد.
رئیس اداره فرهنگی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان تولید این برنامه را محصول فعالیت کانونهای “به وقت نوجوانی” در خانه نوجوان دانست و اظهار داشت: آموزش فن بیان و مجریگری، فیلم، تئاتر، ادبیات و غیره از جمله دورههای آموزشی کانونهای به وقت نوجوانی بود و برای اینکه نوجوانان فعال در این کانونها بتوانند خروجی کار خود را ببینند، تصمیم گرفتیم برنامهای بسازیم که خود نوجوانان تولیدکننده آن بوده و به معنای واقعی در ساخت آن مشارکت کنند که تولید برنامه “همودو” بر همین اساس شکل گرفت.
سیدصالح خشوعی افزود: جلسات پیشتولید این برنامه از حدود سه ماه پیش با حضور این نوجوانان برگزار شد و فصل نخست برنامه همودو در چهار قسمت به موضوع سواد رسانهای اختصاص یافت.
وی ادامه داد: موضوع سه قسمت اول این برنامه به فیشینگ، کسب و کارهای اینترنتی و سایتهای شرط بندی اختصاص داشت که این قسمتها منتشر شده و قسمت چهارم نیز پنجشنبه هفته جاری حوالی ساعت 21 با موضوع فیکنیوزها منتشر خواهد شد.
وی درباره انتخاب موضوعات برنامه همودو گفت: در سند شهروندی فرهنگی موضوعاتی مشخص شده که باید در این حوزهها به تولید محتوا بپردازیم که یکی از این موضوعات، ارتقای سواد رسانهای است که در همین زمینه با همکاری فرهنگسرای رسانه وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و با دعوت از پلیس فتا با برگزاری جلساتی با مشارکت نوجوانان به جمع بندی مطالب رسیدیم.
خشوعی با بیان اینکه مسائل فضای مجازی یکی از مباحث مبتلابه نوجوانان است که به شدت آنها را درگیر کرده، تصریح کرد: برای تولید برنامه همودو تلاش کردیم به موضوعاتی ورود کنیم که امروزه نوجوانان را بیشتر درگیر خود کرده است.
وی بیان کرد: در حال حاضر ضریب نفوذ اینستاگرام در کشورمان بسیار بالا است و تقریباً خانوادهای وجود ندارد که از اینستاگرام استفاده نکند. از طرف دیگر بهترین جایی که برای پرداختن به موضوع سواد رسانهای و فضای مجازی وجود داشت اینستاگرام بود. البته از پلتفرمهای دیگری مانند سایت آپارات و فرهنگسرای مجازی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری نیز برای انتشار این برنامه استفاده کرده ایم.
گفتنی است؛ علاقه مندان برای تماشای برنامه اینترنتی “همودو” میتوانند به صفحه این برنامه در اینستاگرام به نشانی (hamodow)، صفحه خانه نوجوان سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان به نشانی (khane_nojavan_esf) و آپارات فرهنگسرای مجازی مراجعه کنند. -

برگزاری نشست مسئولان رسانه کانون مرکزی خدمت رضوی شهرستان خمینی شهر
به گزارش مجله خبری این هفته؛ سیدمحمدباقر محمدی مسئول کانون مرکزی خدمت رضوی در شهرستان خمینی شهر با اشاره به اهمیت رسانه افزود: دست اندرکاران مطبوعات باید نسبت به عموم مسائل زندگی و تحولات اجتماعی دارای معرفت، روشنبینی و قدرت تشخیص بیشتری در مقایسه با دیگران باشند و بر همین اساس وظیفه دارند به مردم کشور و جامعه آگاهیهای لازم را بدهند.
ایشان تشکیل کارگروه های اینستاگرام و فضای مجازی را لازم دانستند و با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب گفت: دستگاههای مختلفی در فضای مجازی حضور دارند اما حضور در این فضا باید یک حضور جریانساز باشد، ضمن اینکه بهترین راه شناسایی و ارتباط با گروههای مؤثر فرهنگی و یافتن سؤالها و سرنخهای فکری آنان، استفاده از فضای مجازی است.
ابراهیمیان مسئول نظارت و بررسی کانون خدمت رضوی خمینی شهر با اشاره به حضور گسترده در انتخابات پیش رو افزود: مسئولان رسانه کانون های خدمت رضوی اجازه فعالیت های تبلیغی برای حزب یا شخص خاصی را ندارند و فقط می توانند جهت حضور گسترده پای صندوق های رای تبلیغ کنند.
وی استفاده از نگارش مناسب و رعایت اصول کادربندی در تصویربرداری را از الویت های فعالیت خبری دانست.
هدف از تشکیل این جلسه تفکیک وظایف و مشخص شدن اعضای کارگروه های اینستاگرام و فضای مجازی، کارگروه انتشار اخبار در خبرگزاریها و کارگروه رسانه های مکتوب بود.
-

کرمانی هایی که گز اصفهان می فروشند
سابقه گز کرمانی دراصفهان به 110 سال پیش برمی گردد.آن زمان که سه برادر در یک کارگاه کوچک، ساخت گز را شروع می کنند و با زور بازو وتلاش اکنون به یکی از شناخته شده ترین برندها تبدیل می شوند. خاطرات او زیاد است از روزهای دیرین که طفلی بوده و در کنار پدر و عموها کار می کرده است. با او در اتاق کارش قرار گذاشتیم . اتاقی بزرگ با یک میز کنفرانس و میز کوچکتری که خودش پشت آن نشست و به ما گز تعارف کرد این گفت و گوی شیرین حاصل زمانی است که او درباره یک قرن شیرین کردن دهان مردم در روزها و سال های نوروز گفت.
گز کرمانی همیشه برند بوده یادم می آید در گذشته های نه چندان دور اینجا صف می بستند برای گزهای شما، هنوز هم این صف ها هست ؟
بله قبلا صف مقابل مغازه ما اندازه 200 متر بود. تا جایی که به ما هشدار داده شد که با دیدن این صف هر کسی فکر می کند در اصفهان قحطی آمده، برای همین در کوچه پشتی دری باز کردیم و مردم از آنجا گز می خریدند. مردم حتی نصف شب و دم صبح می آمدند، پشت در آتش روشن می کردند و برای خرید گز می ایستادند تا اولین نوبت باشند و معطل نشوند. گاهی یک صبح تا عصر طول می کشید تا بتوانند گز بخرند.
گز در بسیاری از شهرهای ایران تولید می شود ولی گز اصفهان معروف است چرا؟
و در واقع سایر شیرینی هایی که با نام گز عرضه می شود مشابه گز هستند. اما گز اصلی مربوط به اصفهان است. گز کرمانی آوازه ای بیش از ۱۰۰ سال دارد و اکنون قدیمی ترین نامی است که آوازه اش با گز عجین است. اصفهان از دوران قدیم اصلیترین مرکز تهیه و ارایه گز بوده است و پرآوازهترین برندهای تولید این کالا در اصفهان به فعالیت مشغول بوده اند.در سال ۱۲۸۱ شمسی مرحوم “حاج میرزا حسین محسنزادهکرمانی” پدر بنده به اتفاق دو برادر مرحوم دیگرشان به نام های “حاج میرزا حسن” و “حاج میرزا علی محسنزادهکرمانی”، مجموعه گز کرمانی را ایجاد کردند که هنوز هم توسط سه فرزند این سه برادر یعنی “حاجتقی”، “حاجرضا” و بنده ادامه دارد و در حال حاضر محصولاتش شامل گز، سوهان، آب نبات، نبات و پولکی اصفهان تهیه و تولید می شود. در حال حاضر گز کرمانی قدیمی ترین گز در اصفهان است، البته افراد قدیمی تری بودند که در این زمینه فعالیت داشتند، اما از دنیا رفتند و فرزندانشان هم شغل آنها را ادامه ندادند.
حالا شما کارخانه دار هم هستید. این شیرینی فوق العاده چه مزیتی داشت که از اقصی نقاط دنیا برای آن سر و دست می شکنند؟
به خاطر دارم ۵۰ سال پیش آقای دکتر نیلفروشان که سفیر ایران در فرانسه بود میگفت رییس جمهور فرانسه همیشه از من می خواست که از این شیرینی به کشورش ببرم و گز را خیلی می پسندید. با وجود اینکه گردشگران خارجی نیز بسیار به گز اصفهان علاقه دارند و خریداری می کنند، اما شیرینی گز درست به دنیا معرفی نشده است و نمی دانند گز چه موادی دارد و تنها با این عنوان که شیرینی خوش طعمی است آن را میشناسند. البته توسعه فروشگاه گز کرمانی یکی از اهداف ما است و همواره به سایر شهرهای ایران صادرات داشته ایم، حتی به شهر تبریز که منبع شیرینیجات است، خلاصه اینکه از تمام ایران مشتری داریم، همچنین صادرات به اروپا، کشورهای عربی و حتی امریکا به صورت مرتب انجام می شود.
گز همیشه با نام عید توام بوده و گز شیرینی عید و سال نو است از سال های نویی که در کنار تولید گز گذراندید بگویید.
اتفاقا از آن دوران خاطره های زیادی دارم، چون در زمانی که همه مشغول عید بودند ما مشغول کار بودیم و وقتی لباس های نو ما با آرد گزها سفید می شد، ما ناراحت می شدیم و پدرم می گفت با همین ها است که توانسته ایم برایت لباس بخریم.می رود به گذشته دور و می گوید: آن زمان سه برادر مرحوم، گز و سوهان و کُرک(نان کرک) محصولات این کارگاه بود، اما الان به جای نان کُرک، نبات و پولک تولید می کنیم. فروشگاه و کارگاه گز کرمانی از ابتدا تاکنون در چهار نقطه شهر اصفهان دایر بوده است که نخستین بار در ابتدای بازار بزرگ بود و بعد به باغ قلندرها رفت، سپس به مکان دیگری در کنار باغ قلندرها نقل مکان کرد و بار چهارم هم که در مکان کنونی یعنی در خیابان عبدالرزاق مستقر شده است. خاطره دیگر من هم این است که زمانی محمدرضا شاه به اینجا آمد و خواست تا گز باکیفیتی تولید شود و آن را به کشورهای دیگر بفرستند. ما که می خواستیم کار خوب و باکیفیتی ارایه بدهیم، خیلی با دقت کار را شروع کردیم، تا اینکه بخش پاک کردن مغز به عصر انجامید، آن زمان در کارگاهمان چراغ تیریکا استفاده می کردند که کنارش یک پیچ داشت و اگر یک ذره کم یا زیاد می شد بوی نفت ایجاد می کرد. خلاصه اینکه گز را درست کردند و وقتی آن را امتحان کردند دیدند بوی نفت می دهد! مجبور شدند همه را دور بریزند و از نو دوباره درست کنند.

چرا گز قبلا طعم خوشمزه تری داشت؟ حالا نه گزهای عید مثل قبل است و نه عیدهای گذشته مثل حالا.
الان گلوکز به جای گز انگبین بسیار زیاد استفاده می شود، حالا به دلیل گرانی، این محصول معمولا کمتر استفاده می شود و بیشتر مصارف دارویی دارد و در عطاری ها می توانید از این ماده سراغ بگیرید. تجملات و چشم و هم چشمی ها هم باعث شده که دیگر عیدها مثل قبل نباشد. عیدهای گذشته حال و هوای دیگری داشت با اینکه مردم درآمد کمتری داشتند، اما انگار همه چیز بود، صلح، صفا .
روش تهیه گزها به چه شکل است؟
برای تولید گز کرمانی ابتدا شکر و گلوکز قوام آمده و بعد چندین ساعت در میکسرهای مختلف هوادهی می شود، سپس سفیده تخم مرغ و بعد گلاب و مواد افزودنی همچون شیر خشک، گز انگبین، ترنجبین، گلاب طبیعی قمصر و سفیده تخم مرغ به آن اضافه میشود، این افزودنی ها طبیعی و غیرشیمیایی است. بعد هم مغز پسته یا مغز بادام یا خلال بادام اضافه می شود. انگبین ها مواد شیرینی است که به صورت طبیعی و صمغی شکل روی درختچه های خاردار تشکیل و به جای شکر و قند مصنوعی از انگبین ها در گزهای اصیل استفاده می شود. ترنجبین، گز انگبین، شیر خشت و گز علفی همه از گروه انگبین ها هستند. انگبین از زاگرس تهیه می شود، دامنه کوه زاگرس از خوانسار شروع می شود و تا خرم آباد ادامه مییابد و بوتۀ گز در همه جای آن وجود دارد که مثل درخت می ماند. البته این نکته هم وجود دارد که می گویند چون گز خوانساری زیاد به اصفهان می آمده و استخراجش زیاد بوده است، برای مصرف آن به تکاپو می افتند و به این ترتیب بوده است که به گز انگبین پی می برند. البته می گویند از دوران شاه عباس گز وجود داشته ولی پیش از این با “کمچه” و “پا” تولید میشد و الان با برق و ماشین است و روش ساختش فرق کرده است.
پسوند فامیل شما کرمانی است و جالب است که در اصفهان برند شده اید. اهل اصفهان هستید یا کرمان؟
چند نسل قبل از ما کرمانی بودند ولی پدران ما اصفهانی بودند. نام پدربزرگمان محسن بوده است و برای اینکه نامی از او بماند، نام خانوادگی “محسن زاده کرمانی” را انتخاب کردند.
و دلیل این همه شهرت چیست ؟صداقت پدران ما در این حرفه دلیل ماندگاری نامشان و سبب شهرت گز کرمانی شد. آن سه برادر تقوای زیادی داشتند. چندین مرتبه اتفاق افتاده بود که محصولشان عیب پیدا کرده و آنها آن را فورا دور ریخته و حتی ذره ای از آن را به دست مشتری نداده بودند. دلیل دیگر این بود که وقتی متفقین در ایران رخنه کرده بودند خیلی ها فرصت کردند تا در کارشان تقلب کنند و محصولشان را با قیمت زیاد و کیفیت پایین بفروشند، ولی سه بردار مرحوم کرمانی بر اساس همان صداقت و درستی کارشان را ادامه دادند و این چنین شد که از آن روز خیلی عنوان پیدا کردند و تا کنون هم این صداقت از بین نرفته و ادامه پیدا کرده است.هر کسی در شغلش ناراحتی و دلهره ای دارد، مثلاً در شغل ما این نگرانی همیشه وجود دارد که ممکن است جنس خراب شود و این مسئولیت زیادی دارد، ممکن است محصول عیب پیدا کند چون نیاز به حرارت مناسب و تنظیم شده ای دارد و اگر برق برود یا موتور بسوزد جنس را خراب می کند؛ تا الان هم این اتفاق افتاده ولی هیچوقت نگذاشتیم مشتری ناراضی باشد. در واقع باید گفت که نگهداری گز خیلی مهم است و اگر در جایی که بالای ۲۰ درجه باشد قرار بگیرد زود خراب می شود، اما دستگاه کیفیت کنترل داریم که هر چیزی را قبل از کار آزمایش می کند، حتی بعد که محصول تولید شد باز هم مورد آزمایش قرار می گیرد تا آلودگی نداشته باشد و جنس سالم بیرون برود. شغل ما پر دردسر و وقت گیر است، حتی در مواقع استراحت مدام فکر میکنیم که کارمان عیب پیدا نکند و دلهره داریم. البته هیچ کاری بی زحمت و مشکل نیست ولی باید مشکلات را حل و فصل کرد. یکی از بزرگترین مشکلات ما مسائل فروش محصول است که با ورود جنس های نامرغوب به بازار به کار ما آسیب می رسد، چرا که وقتی کسی گز خریداری کند و ببینید بیکیفیت است و آن طعم و مزۀ خوب را ندارد از جنس سیر میشود و دیگر آن را نمی خرد. پس در این شغل صداقت حرف اول را می زند.
-

چرخ هایی که چرخ زندگی را نمی چرخاند
سرما هیاهوها را خوابانده و انگار اینجا زیر سقف خفته بازار، دنیا دارد یخ می زند، آفتاب کم رمقی بر راسته قیصریه می تابد و تنها کسانی که سکوت را می شکنند، فراموش شدگانی هستند که زیرپوست بازار گم شده اند.
هر بار سوزی به تن بازار هجوم می آورد و رعشه می اندازد به تن جوان ها و پیرهایی که سالیان سال است به دور از دغدغه ماشین ها و آدم ها اینجا امپراطوری کوچکی را تشکیل داده اند.
برای تاريخ گذشته این امپراطوری كهنه، بايد تاريخ را ورق بزنی و به گذشته گام بگذاری . گذشته ای که برای محسن که یکی دو سالی است کارش را شروع کرده معنایی ندارد.
کارتن و نایلون ها و کلی بار ستون شده بین احمد و راه گذری که او هر روز آن را می پیماید. گاری هر بار سقلمه می خورد و باز روی سطح ناهموار بازار می غلتد و صدای نخراشیده اش سکوت را می شکند.
بعضی از باربرها هم در پناه دیواری روی گاری خود نشستهاند و کار کردن همکارانشان را نگاه میکنند. جوان 30 ساله ای با چهره ای سوخته و ریش هایی نازک و تنک گاری را هل می دهد و در دنجی بازار صدای آوازش می پیچد. محسن 5 سالی می شود که اینجا بار می برد. بعد از یکسال دربه دری و دنبال کار گشتن. عطای لیسانش را به بقایش بخشید و تصمیم گرفت که کار پدرش سرا ادامه دهد و روی گاری کار کند.
سختی کار پدر را مچاله کرده است، رنج سال ها کشیدن گاری برایش رمقی نگذاشته. پیرمرد آه می کشد، انگار زندگیش زاییده اندوه باشد، دستش را نشانه می برد به محسن و می گوید: این پسر را می بینی از بیکاری آمده اینجا. لیسانس دارد به خدا. پناه برده به این گاری تا نان حلال داشته باشد بگذارد سر سفره زن و بچه اش. تو را به خدا این ها را بنویس. محسن سرش را زیر انداخته. وقتی اولین بار خبر قبولیش را دید از خوشحالی پر درآورد، اما حالا همه کلک و پرش ریخته، نه بال پرواز دارد و نه روی بیکار شدن. این تنها کاری است که بعد از چند سال درس خواندن در رشته تاریخ به دست آورده . به قول خودش کاش پایم می شکست اینقدر خرج نمی کردم برای رشته ای که حالا باید گاری را به دنبال بکشم.
توی تیله قهوه ای چشمهای جوانی که بیشتر از سه دهه از زندگیش را سپری کرده است، عکس گاری تمام قد افتاده است. برای او و پدرش که پیر این کار است شغل دیگری پیدا نشده و پسر میراث پدر را می چرخاند تا چرخ زندگیشان بچرخد.
توی تاریخی ترین بازار اصفهان محسن ها کم نیستند، کسانی که ساعت های عمرشان زیر بار چرخ های باربری سوخت می شود، تا آنها هم مانند پدرانشان آینده ای تاریک، با انواع بیماری ها از جمله دیسک کمر داشته باشند . هر صبح کارشان است یک فصل جر و بحث برای بردن بار بیشتر، اما برای تقی این کار دیگر عادی شده. وقتی چرخ های گاری روی سنگفرش قیصریه می لغزد، تقی، به آخرین خاطره هایش رجوع می کند، خاطراتی که به دعوا و کتک کاری و جنگ بیشتر شبیه است:« اینجا باربر زیاد است. رقابت هم بیشتر. به امید کار آمدیم شدیم باربر. باید پیه همه چیز را به دلت بمالی. درس خواندن را رها کردم و آمدم اینجا. دانشجوی سال دوم بودم، دانشگاه آزاد، رشته فلسفه، خیلی ها گفتند این رشته شغل ندارد. ولش کردم. زیر بار هزینه ها کمرم خم شده بود. نه بابای پولدار داشتم. نه ننه متمول. حالا شدیم باربر. از صبح تا شب کارمان شده حمالی در بازار. بعد از یکی دو سال هم باید پول زحمتکشی را بدهیم بابت دیسک کمر و درد زانو.» لفظ قلم حرف می زند و این را مدیون نوشتن و خواندن های شبانه اش است.
به غیر از او جوان های دیگری هم هستند که بعضی هایشان لهجه کشورهای همسایه را با خود یدک می کشند. یا بعضی دیگر که می توانی از لهجه شان بفهمی که زاده اطراف اصفهان هستند. روستاییانی که بقچه سفر را به خیال حباب آرزوهایش بسته اند و حالا در گوشه بازار توانسته اند کاری برای خودشان دست و پا کنند.وقتی دست های کبره بسته علی اصغر،به دور میله سرد آهنی گره می شود و صدای گوشخراش چرخ ها در دل بازار جیغ می کشد، خیلی چیزها دستگیرت می شود. آدم هایی که به هزاران امید آمده اند تا اگر زمین نان نداد و بی رحم بود، اینجا در شهر بتوانند نانی بخورند.
به غیر از محسن و چند تای دیگر، بسیاری از جوان هایی که روزگاری برای خود دبدبه و کبکبه ای داشته اند، نمی خواهند نه نامی و نه نشانی از آنها باشد. دردهایشان طوری قد کشیده که دیگر حاضر به حرف زدن هم نیستند و می ترسند که قانون ساده اینجا برایشان دردسر درست کند. آواز دور خبرخبر یکی از باربران به گوش می رسد و جمعیت چسبیده به بازار جابه جا می شوند تا گاری انبوه از بارها راهی برای بیرون آمدن پیدا کند. باربر بین جمعیت گم می شود و تنها رد کج و معوجی جا می ماند روی مسیر روزانه ای که باربرها با آن آشنا هستند.
بین 50 تا 70 هزار تومان به طور میانگین درآمد روزانه هر کارگر است. درآمدی که نه جهیزیه دخترانشان می شود و نه هزینه دانشگاه و مدرسه بچه ها را کفاف می دهد. هر چه می ماند نان بخور و نمیری است که گاهی تا نیمه های ماه هم به شکل قطره چکانی باید مصرف شود تا کم نیاورند، این موضوع با وجود شیوع کرونا هم بدتر شده و بار نیست.
با کاهش 50 درصدی کار باربری ها در بازار اصفهان بعد از شیوع کرونا، میزان درآمدها خیلی کمتر از سال گذشته شده و نبود بیمه و حمایت از قشری که زندگی را دنبال خود می کشند هیچوقت در روی کاغذ مدیران نیامده است .
خیلی هایشان حتی درآمدی برای خرید گاری ندارند و اجاره بهای گاری ها را باید روزانه پرداخت کنند و همین مساله هم بخشی از درآمدشان را می بلعد. اجاره هر گاری چهارچرخه در یک روز معادل 40 هزار تومان و اجاره هر گاری دوچرخه 10 هزار تومان برایشان تمام می شود . بارها زیاد است و دوش کارگران کفاف سنگینی بارها و گز کردن مسیر بازار را نمی دهد و همین نیز بخشی از ماجرای تلخی است که آنها باید بپذیرند:«ما مجبوریم اجاره کنیم. بالاخره با گاری کار سریعتر میشود و میتوان درآمد بیشتری داشت، با وجود اینکه اجاره ها به نسبت درآمدمان بیشتر است، اما باید ساخت»
علی می گوید: 40 ساله با ریش و موی جوگندمی و ته ریشی که گودی های صورت لاغرش را پوشانده:« هزینه های زندگی بالا رفته. خیلی از این کارگرها را که می بینی با لیسانس و دیپلم اینجا هستند. کار نیست. باید به همین هم بسازیم. بچه های من سه ماه است که گوشت نخورده اند. مرغ شده 40 هزار تومان. تخم مرغ یه جور دیگر. کلا با این وضع نمی شود زندگی کرد. خیلی ها شانس آوردن توی این شرایط کار دارند».
با اینهمه موسی، راضی است.پیرمردی که جوانیش را توی بازار پیر کرده است و کدخدای بازار به شمار می رود؛همه او را می شناسند. احترام موسی خیلی بیشتر از تازه واردانی است که زمان زیادی نیست در اینجا کار و کاسبی دارند.
برای او باربری نه بن بست است و نه رنج. گرچه خیلی وقت است زانوهایش را روی این کار گذاشته اما به قول خودش همین که می تواند نان حلال به خانه ببرد برایش بس است. پیرمرد سه تا دختر و یک پسر دارد که همه را با همین شغل به خانه بخت فرستاده و پسرش هم دانشجو است. با اینکه کسر شان پسر است که شغل پدر را داشته باشد، اما هر بار کمک حال او هم هست. اینها را بی محابا می گوید و بدون اینکه خم به ابرو بیاورد می گوید:«کار عار نیست.»
غروب شده و بازار شلوغ تر از همیشه است. حتی سرما و کرونا هم نتوانسته جمعیت را کم کند. باربرها همچنان صدایشان توی جمعیت می پیچد و سقف خفته بازار را بیدار می کند… -

کشتار کرونا در خاکریز فرهنگ و هنر
سال بد سالی است که از هر روزش مرگ ببارد هر چند شاعر و اندیشمند بزرگ کشورمان «گروس عبدالملکیان» چه خوب گفته «هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست.» شاید همین تازگی است که هر سال در هر ویژه نامه نوروزی که ورق میزنیم سطرها و صفحاتی در بدرقه اهل قبور است به رسم سوگواری. سال بد شگونی که رفت چهره ترسناکش را از همان بهار نشان همه دارد، بهاری که زایش را برای زمین و رفتن را برای مردمان در کمین بود. با این همه، تمام تلخکامیهای این دو قشر فقط به دلیل آینده نامعلوم و اقتصاد لرزان مشاغلشان نبود چراکه تقدیر هم به آنان سخت گرفت و برخی ناچار شدند دوستان خود را به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) روانه کنند و غمانگیزتر اینکه به دلیل شرایط کرونایی، مجالی برای خداحافظی مبسوطی هم فراهم نبود و همه چیز در بهت و حسرت سپری شد.
در سوگ صدا در حسرت حنجرهمحمدرضا شجریان پنجشنبه، ۱۷ مهر ماه پس از یک دوره طولانی مبارزه با بیماری، در سن ۸۰ سالگی دار فانی را وداع گفت. همایون شجریان با انتشار عکسی سیاه نوشته است «خاک پای مردم ایران به دیدار معشوق پرواز کرد». محمدرضا شجریان ـ موسیقیدان و خواننده موسیقی اصیل ایرانی ـ یکم مهرماه سال ۱۳۱۹ به دنیا آمد. او مدتی رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران بود. بنیانگذاری گروه شهناز و ابداع چند ساز موسیقی از دیگر اقدامات شجریان در حوزه موسیقی محسوب میشود. او در قرائت قرآن نیز فعالیت داشته و دعای ربنا، معروفترین تلاوت قرآنیِ اوست. این اثر را سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری به عنوان اثر ملی ثبت کرده است. شجریان در دنیا هنرمندی شناخته شده بود؛ چنانچه سایت انجمن آسیا محمدرضا شجریان را پرآوازهترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامهٔ ونکوورسان او را یکی از مهمترین هنرمندان موسیقی جهان و همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرده است. استاد شجریان نامزد ۲ جایزه گرمی نیز بوده است. در روزهای پایانی شهریور ۹۴، برای نخستین بار مطلبی منتشر شد که از بستری شدن محمدرضا شجریان در بیمارستان و لغو کنسرتهایشان در خارج از کشور خبر میداد. ششم اسفند ماه ۹۴ بود که خود هنرمند با انتشار نامهای از لغو کنسرت ایروان در تاریخ ۱۲ فروردین خبر داد! و سرانجام سال ۹۵ در ثانیههای آغازین سال یک ویدیوی چند ثانیهای از محمدرضا شجریان منتشر شد. ویدئویی کوتاه که رازی ۱۵ ساله را فاش میکرد. استاد شجریان همزمان با شروع سال نو ۹۵ در صفحه شخصیاش همانند هر سال پیام نوروزی داد و سال نو را به هموطنان و فارسیزبانان سایر کشورها تبریک گفت و از همراه و دوستی صحبت کرد که ۱۵ سال بود با او زندگی میکرد. اما چهره ظاهری او با سر تراشیده در این ویدئو باعث تعجب مخاطبان شد. از آن زمان تاکنون محمدرضا شجریان بارها و بارها برای درمان در بیمارستانهای داخل و خارج از کشور بستری شد. در سالهای پایانی عمر، بیماری توان حضور در صحنه را از او گرفته بود و یک سال آخر هم به کررات در بیمارستان جم بستری شد و تحت درمان و مراقبت تیم پزشکی خود قرار گرفت. اما در نهایت اجل فرصت ادامه حیات را از او گرفت تا در روز اربعین صدای خسرو آواز ایران برای همیشه خاموش شود. جزییات مراسم خاکسپاری این هنرمند متعاقباً اعلام خواهد شد.
پیرِهنر، مرد بیاد ماندنی و انتخاب همیشه بزرگانپرویز پورحسینی» بازیگر نامدار و شناخته شده تئاتر، سینما و تلویزیون به علت ابتلا به کرونا بامداد (جمعه – ۷ آذر) در سن ۷۹ سالگی درگذشت. پرویز پورحسینی بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون ایران که از ۲۲ آبان ماه به سبب درگیر شدن با ویروس کرونا در بیمارستان فیروزگر بستری شده و تحت مراقبت ویژه قرار داشت در سن ۷۹ سالگی چشم از جهان فروبست. پرویز پورحسینی متولد سال ۱۳۲۰ است و در کارنامه کاریاش بازی در بیش از ۱۰۰ فیلم، تئاتر و سریال در همکاری با کارگردانهای سرشناسی همچون علی حاتمی، بهرام بیضایی، حمید سمندریان، علی رفیعی، مسعود کیمیایی، احمدرضا درویش، داود میرباقری و کمال تبریزی ثبت شده است. از جمله سریالهایی که پورحسینی در آنها ایفای نقش کرده میتوان به «زهر کوی»، «امیرکبیر»، «روزی روزگاری»، «دومین انفجار»، «اتومبیل»، «تصویر یک رؤیا»، «بافتههای رنج»، «روز ایپریت»، «حضرت مریم»، «همسفر»، «شب دهم»، «ملاصدرا»، «باران عشق» و «روزهای بیاد ماندنی» نیز اشاره کرد. وی با درخشش خود در جشنواره فیلم فجر توانست کاندیدای بهترین بازیگر نقش مرد برای فیلمهای «اوینار» و «طلسم» شود. او همچنین برای بازی خوب خود در فیلم «مریم مقدس» موفق به دریافت دیپلم افتخار از جشنواره فوق شد. جاده قدیم (۱۳۹۶)، پشت دیوار سکوت (۱۳۹۵)، صدای منو میشنوید؟ (۱۳۹۵)، قاتل اهلی (۱۳۹۵)، صله سحر (۱۳۹۴)، دوران عاشقی (۱۳۹۳)، رستاخیز (۱۳۹۱)، سفر مرگ (۱۳۸۷)، خواب لیلا (۱۳۸۶)، جای او دیگر خالی نیست (۱۳۸۴)، مریم مقدس (۱۳۷۹)، کمیته مجازات (۱۳۷۷)، حرفهای (۱۳۷۵)، فصل پنجم (۱۳۷۵) ریال شیخ مفید (۱۳۷۴) و عاشق فقیر (۱۳۷۴) از جمله فیلمهایی سینمایی است که پور حسینی در آنها ایفای نقش کرده است.

کوچ بهاری پدرسالار
محمدعلی کشاورز بازیگر باسابقه سینما، تئاتر و تلویزیون و یکی از پنج تن سینمای ایران نیز دیگر مسافر بهاری امسال بود. در سن ۹۰ سالگی درگذشت. این هنرمند که از اوایل خرداد ماه به دلیل عارضه کلیوی در بیمارستانی در تهران بستری شده بود، روز 25 خرداد درگذشت. او دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود که در حدود ۵۰ فیلم سینمایی، بیش از ۳۰ سریال تلویزیونی و چندین تئاتر و تلهتئاتر ایفای نقش کرد. این هنرمند ایفاگر نقشهای ماندگاری در تاریخ سینما بوده است که از جمله آنها فیلمهای «خشت و آینه»، «آقای هالو»، «رگبار»، «صادق کرده»، «شطرنج باد»، «کمالالملک»، «مردی که موش شد»، «کفشهای میرزا نوروز»، «مادر»، «پول خارجی»، «دلشدگان»، «روز واقعه»، «ناصرالدین شاه اکتورسینما»، «خسوف»، «زیردرختان زیتون»، «غزال» بوده است. تماشاگران تلویزیون هم بازیهای به یادماندنی او را در مجموعههای تلویزیونی «داییجان ناپلئون»، «آتش بدون دود»، «هزاردستان»، «سربداران»، «افسانه سلطان و شبان»، «پدرسالار» و «گرگها» به یاد دارند.

همن مفید آرام گرفت
بهمن مفید بازیگر قدیمی تئاتر و سینما نیز یک روز بعد از تولد 78 سالگیاش بر اثر سرطان درگذشت. او که 5 سالگی با نمایشهای پدرش غلامحسین خان مفید وارد عرصه تئاتر شد، در نمایشهایی از بهرام بیضایی و بیژن مفید و بسیاری هنرمندان شناخته شده تئاتر، روی صحنه رفت. تماشاگران سینما نیز نقش آفرینیهای او را در فیلمهای «قیصر»، «طوقی»، «داش اکل» به یاد داشتند. او پس از انقلاب نیز در فیلم سینمایی «سرودتولد» و مستند «قیصر، چهل سال بعد» مقابل دوربین قرار گرفت. مفید در یک سال گذشته به دلیل سرطان ریه تحت درمان بود و سرانجام روز 26 مرداد ماه در سن 78 سالگی در منزلش در تهران درگذشت و بعد از سالها سکوت به آرامش رسید.
سیروس گرجستانی و نقش ناتمامش در «شاهرگ»به فاصله چند روز بعد سیروس گرجستانی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون نیز در سن ۷۶ سالگی درگذشت. او روز ۱۲ تیر ماه بر اثر سکته قلبی در بیمارستان از دنیا رفت. گرجستانی که از اواخر دهه ۴۰ فعالیت خود را در تئاتر آغاز کرده بود، در نمایشهای مختلفی همچون «آنتیگون»، «دکتر کنوک»، «معرکه در معرکه» و «عشق آباد» و «دندون طلا»، «زیر گذر لوطی صالح»، «استر»، «محراب»، «دارالحکومه»، «بکت» به صحنه رفت. فیلم سینمایی «ما همه با هم هستیم» آخرین حضور این بازیگر در سینما بود که سال ۹۷ به کارگردانی کمال تبریزی ساخته شد. «قانون مورفی»، «نهنگ عنبر ۲»، «شکار خاموش»، «طوفان شن»، «آدم برفی»، «آپارتمان شماره ۱۳»، «زرد قناری»، «ساحره»، «یکی بود یکی نبود»، «تنوره دیو»، «دوران سربی»، «مسافر ری» و «آدمکها» تعدادی از حدود ۴۵ فیلمی است که گرجستانی در سینما بازی کرده بود. او در سریالهای تلویزیونی هم حضور پررنگی داشت که «شاهرگ» جدیدترین کار او و تولید همین سال ۹۹ است. «کلاه پهلوی»، «گاو صندوق»، «زن بابا»، «خوش نشینها»، «دختری به نام آهو»، «صاحبدلان»، «متهم گریخت»، «یادداشتهای کودکی»، «پشت کنکوریها»، «شلیک نهایی»، «همسران»، «کیف انگلیسی» و «هتل» بخشی دیگر از فعالیتهای این بازیگر در تلویزیون است.

مرگ مستندساز و عکاس در پاریس
کیومرث درمبخش، مستندساز و عکاس، جزو اولین هنرمندانی بود که قربانی ویروس کرونا شد. او روز 12 فروردین ماه در بیمارستانی در پاریس درگذشت. ظاهراً این هنرمند چند روز پیش از فوتش به دلیل بیماری در بیمارستان بستری شده بود و در همین مکان دچار کرونا شد تا پرونده زندگیاش در 74 سالگی بسته شود. درمبخش متولد ۱۳۲۴ در تهران، عکاس و مستندساز و برادر کامبیز درمبخش هنرمند کاریکاتوریست بود. در کارنامه هنری او فیلم «بوف کور+زندگی و مرگ صادق هدایت» و مجموعه مستندهای درباره طبیعت و نیز عکاسی از فیلمهایی مانند «گوزنها» و «تنگسیر» به چشم میخورد.

وداع با خالق «مادرم گیسو»
هنوز فروردین به پایان نرسیده بود که اهالی سینما به سوگ سیامک شایقی، هنرمند فیلمساز نشستند. او که مدتها با بیماری سرطان مبارزه کرده بود، صبح روز 27 فروردین ماه در سن 65 سالگی درگذشت. این هنرمند که در کارنامه هنریاش فیلمهای خاطرهانگیزی همچون «جهزیهای برای رباب»، «در کمال خونسردی» و «باغ فردوس پنج بعدازظهر»، «مادرم گیسو»، «خواب زمستانی»، «ماه در جنگل»، «ابرهای ارغوانی»، «ستاره و الماس» و «شراره» را به یادگار گذاشته است، چند روز پیش از درگذشتش به کما رفته بود. سال گذشته خبرهایی از ساخت یک مستند از او به نام «خانه دوست اینجاست» درباره خانه سینما و با حضور فاطمه معتمدآریا و همسرش منتشر شده بود.

خلبان نمایش «شازده کوچولو»
اما تئاتریها در ماه اردیبهشت شاهد سفر بی بازگشت حسن عقیقی هنرمند تئاتر و تعزیه بودند؛ هنرمندی که با بازی در نقش خلبان نمایش «شازده کوچولو» کار علی اصغر دشتی در ذهن بسیاری از آنان ماندگار شده بود. بازیگری جوان که بر اثر کرونا جان باخت. طبیعتاً نمیشد برایش یادبودی برگزار کرد و علی اصغر دشتی هم به جای هر برنامهای، فیلم تئاتر «شازده کوچولو» را در فضای مجازی اکران کرد تا این بازیگر بار دیگر جان بگیرد.
یک با تجربه دیگر که سینما را داغدار کرد
درگذشت حسن شریفی، یکی از پیشکسوتان سینما، یکی دیگر از مرگهای تابستانی امسال را رقم زد. این سینماگر که سالها قبل در عکاسی، فیلمبرداری، تدارکات و تولید سینما فعالیت داشت، روز ۲۱ تیرماه از دنیا رفت. او گرچه در سالهای گذشته فعالیتی در سینما نداشت، اما کتابهایی نوشت که به یادگار ماندهاند. حسن شریفی تجربههای ارزشمندی در تدارکات، تولید، عکاسی، فیلمبرداری و… در کنار اسامی مطرح سینما همچون ساموئل خاچیکیان، پرویز خطیبی، مجید محسنی، اسماعیل کوشان، مهدی میثاقیه، عباس شباویز و سیامک یاسیمی داشت.

بازیگر «نیمه پنهان» و «عاشقانه» درگذشت
به فاصله 5 روز بعد، سوسن سلیمی بازیگر قدیمی سینما نیز روز 26 تیر در خانهاش درگذشت.۱۰ این بازیگر که متولد سال 1323 بود، در فیلمهایی چون «نیمه پنهان»، «عاشقانه»، «مرسدس»، «عشق طاهر»، «افعی» و … نقش آفرینی کرده بود. ظاهراً این بازیگر 10 روز پیش از مرگش دچار بیاشتهایی شد و با اینکه بیماری خاصی در او تشخیص داده نشد ولی از دنیا رفت.

سفر همیشگی بازیگر همیشه خندان
صبح روز ـ ۳۰ تیر ماه ـ رضا عطاران با انتشار خبری کوتاه در صفحه شخصیاش، مخاطبان را از درگذشت احمد پورمخبر باخبر کرد؛ بازیگری که با مجموعههای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی، خنده بر لبان تماشگران نشاند، در واپسین روزهای تابستان، به فرشته مرگ لبخند زد و بعد از مدتی بیماری آرام گرفت. پورمخبر که زاده سال ۱۳۱۹ در تهران و بازنشسته ارتش بود، در آخرین روزهای زندگیاش به مدت یک ماه در بیمارستان بستری شد. تماشاگران تلویزیون بازیهای او را در سریالهای رضا عطاران به یاد دارند و مخاطبان سینما نیز نقش آفرینیهای او را در آثاری چون «توفیق اجباری»، «زنها فرشتهاند»، «خروس جنگی»، «دردسر بزرگ» «اخراجیها»، «دایناسور»، «ده رقمی» و … به ایفای نقش پرداخته بود.

تهیه کننده فیلم «زندگی» از دنیا رفت
همایون رضا عطاردی هنرمند سینما و تلویزیون دیگر هنرمندی بود که تابستان امسال راهی دیار باقی شد. او که چندی پیش بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در بیمارستان بستری شده بود، 3 مرداد درگذشت. او کار حرفهای خود را از سینما آغاز کرد و سال ۱۳۷۲ در فیلم «رانندهٔ سفیر» به کارگردانی حبیبالله بهمنی و شفیع آقامحمدیان به عنوان آهنگساز فعالیت کرد. آهنگسازی سریال ۲۳ گرم به کارگردانی جواد مزدآبادی و «آدمخوار»، تهیه کنندگی فیلم «زندگی» از دیگر بخشهای کارنامه هنری او محسوب میشود.

یک چهره پرداز سینما از دنیا رفت
شراره عقیلی نیکو چهره پرداز سینما و عضو کانون چهره پردازان خانه سینما دیگر هنرمندی بود که اوایل مرداد ماه درگذشت. او همسر جناب آقای مجید اسکندری بود.

خسرو سینایی و آرزویی که ناکام ماند
اما با درگذشت خسرو سینایی، کارگردان سینما بر اثر ابتلا به کرونا و عفونت ریه، جامعه هنری بار دیگر به سوگ یکی از اعضای بی حاشیه خود نشست. فیلمسازی که 11 مرداد ماه در سن 80 سالگی در بیمارستات امیراعلم درگذشت. خسرو سینایی، مستند ساز و کارگردان سینما متولد سال 1319 است که فیلمسازی خود را از سال 1346 آغاز کرد. او سال 62 مستند «مرثیه گمشده» با روایت مهاجرت هزاران لهستانی به ایران را ساخت که جایزهای از رییس جمهور کشور لهستان هم گرفت. یکی از مطرحترین فیلمهای سینمایی این کارگردان «عروس آتش» بود که ساال 78 ساخته شد و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را در جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. یکی از آخرین مستندهای خسرو سینایی «جزیره رنگین» بود که سال 93 با محوریت جزیره هرمز و خاکهای رنگی این منطقه ساخته شد. «کویر خون»، «مثل یک قصه»، «گفتوگو با سایه» و «هیولای درون» از دیگر آثار این فیلمساز هستند که در حسرت ساخت فیلم «قطار زمستانی» پر کشید.

خداحافظی یکی دیگر از «مفید» ها
«بهمن مفید» بازیگر قدیمی سینمای ایران در سن ۷۸ سالگی براثر ابتلا به بیماری سرطان ریه درگذشت. بهمن مفید زادهٔ ۲۵ مرداد ۱۳۲۱ شمسی بازیگر، نوازنده، خواننده و گویندهٔ عروسکی بود که در یک خانواده هنرمند در روستای گرکان واقع در شهرستان اراک متولد شد. او برادر «بیژن مفید» نمایشنامهنویس و کارگردان ایرانی و «اردوان مفید» بازیگر، «هنگامه مفید» شاعر، ترانهسرا، نمایشنامه نویس و کارگردان و فرزند غلامحسین مفید، از هنرپیشگان قدیمی تئاتر و قدسیه فریور است. بهمن بازیگری تئاتر را از کودکی و با بازی در نمایشنامههایی که پدر و برادرش کارگردانی میکردند، آغاز نمود. او از ۴ یا ۵ سالگی در نمایشهای پدرش حضور داشت. «یوسف و زلیخا» نخستین نمایشی بود که وی در کودکی بازی کرد. مفید در جوانی، ضمن تحصیل در دانشکده هنرهای دراماتیک، به کارگردانی و بازیگری میپرداخت. وی همراه با پدر و برادرانش گروهی داشتند که به همراه بازیگرانی همچون بهزاد فراهانی، رضا میرلوحی، اصغر آقاخانی و بهرام وطنپرست به اجرای تئاتر میپرداختند. او که فارغالتحصیل رشتهٔ تئاتر از دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک است، فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۳۴۸ و با ایفای نقش کوتاهی در فیلم قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی آغاز کرد. این نقش گرچه کوتاه بود، اما با دیالوگ معروفش در این فیلم و این نقش، جاودانه شد. این دیالوگ، بخشی از سناریوی فیلم نبود، و پس از اجرا و پیشنهادش توسط بهمن مفید به دلیل زیبایی و اثرگذاری، مورد پسند مسعود کیمیایی قرار گرفت و وارد سناریو گردید. آخرین فعالیت سینمایی بهمن مفید مربوط به فیلم سرود تولد در سال ۱۳۸۳ میشود. مفید دوستی نزدیکی با هنرمندان بسیاری از جمله مرحوم جمشید مشایخی و مسعود کیمیایی داشت. از جمله آثار سینمایی او میتوان به برادرکشی، قدیس، طوقی، قیصر، قلندر و دهها اثر دیگر اشاره کرد. بهمن مفید که مدت یک سال به دلیل سرطان ریه تحت درمان بود، در ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ در سن ۷۸ سالگی در منزلش واقع در تهران درگذشت بود.

مجری، منتقد سینما و مستندساز با سوادی که تنهایمان گذاشت
«اکبر عالمی» مجری، منتقد سینما و مستندساز بامداد سه شنبه (۲۲ مهر) در سن هفتادوپنجسالگی و به دلیل ابتلا به بیماری کرونا درگذشت. اردشیر عالمی فرزند اکبر عالمی با اعلام خبر درگذشت این هنرمند، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام، نوشت: پدر رفت؛ فقط پدر من نبود، پدر چند نسل ایران بود؛ تأثیر وجودش تا سالها باقی خواهد ماند. عالمی که برای ساخت فیلم مستندی در مورد بیماری کرونا به یکی از بیمارستانهای تهران رفته بود، به این بیماری دچار و از روزهای آغازین مهر جاری در بیمارستان بستری شده بود. با این که شرایط وی در روزهای اخیر بهتر توصیف شده بود، بامداد سهشنبه زندگی را بدرود گفت. اکبر عالمی (متولد تیرماه ۱۳۲۴ در اهواز) مجری و کارشناس تلویزیون، استاد دانشگاه تربیت مدرس و کارگردان ایرانی بود که غالب کارهای وی در ژانر مستند عرضه شدهاند. وی فارغالتحصیل رشتهٔ سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک و دارای مدرک دکترای سینما از انگلستان است. او از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۶ عضو فرهنگستان هنر و فرهنگستان زبان و ادب فارسی بوده است.

ابن ملجم مهجور و محبوب درگذشت
کریم اکبری مبارکه متولد ۱۶ خرداد ۱۳۳۲ در تهران، بازیگر و کارگردان ایرانی سینما و تئاتر بود. مشهورترین نقش وی در سینما نقش سرکرده در فیلم مرگ یزدگرد (بهرام بیضایی ۱۳۵۸) و در تلویزیون نقش ابن ملجم مرادی در سریال امام علی (داوود میرباقری ۱۳۷۵-۱۳۷۰) و احمر بن شمیط در سریال مختارنامه (داوود میرباقری ۱۳۸۸-۱۳۸۲) بودهاست. او در ۸ آبان ماه ۱۳۹۹ به دلیل ابتلا به کرونا درگذشت.

مرگ غم انگیز ماهچهر خلیلی
با درگذشت ماه چهره خلیلی ـ بازیگر سینما و تلویزیون که در تئاتر هم نقش آفرینی کرده بود، یک جوان هنرمند دیگر راهی دیار باقی شد. او که به همراه خانوادهاش در انگلیس زندگی میکرد، به دلیل ابتلا به بیماری سرطان روز ۱۷ مرداد ماه در سن ۴۴ سالگی درگذشت. ماه چهره خلیلی متولد ۱۳۵۵ تهران و دارای مدرک فوق لیسانس معماری از دانشگاه آکسفورد انگلستان بود. او نوه دختری پروین سلیمانی و از سال ۱۳۸۲ مشغول به فعالیت در عرصه سینما و تلویزیون بود. او بازیگر سریالهای «در چشم باد»، «مختارنامه» و «کلاه پهلوی»، «مرضیه»، «دختر گمشده» «گذر از رنجها» و فیلمهای سینمایی چون «اشنوگل»، «قرارمون پارک شهر»، «یادم تو را فراموش»، «صله سحر» و … بود.

مستندساز عاشق ایران درگذشت
امداد روز 4 شهریور ماه دوستداران سینمای مستند داغدار منوچهر طیاب شدند که در بیمارستانی در وین از دنیا رفت. این مستندساز چند ماهی به دلیل سرطان در بیمارستانی در وین بستری بود. منوچهر طیاب متولد سال 1316 در تهران، دانشآموختهٔ رشته معماری در دانشگاه فنی وین و فارغالتحصیل کارگردانی سینما و تلویزیون از دانشکده سینمایی آکادمی دولتی موسیقی و هنرهای نمایشی اتریش است. او از سال 1342 با ساخت فیلم «سفال» به حرفهٔ مستندسازی روی آورد و در 57 سال اخیر، نزدیک به 100 فیلم ارزشمند میراث فرهنگی و تاریخی را کارگردانی کرد.

سفر باورنکردنی یک جوان تئاتری
هشتم شهریورماه میلاد حاجیزاده، بازیگر جوان تئاتر در ۲۷ سالگی و در حالی که به تازگی پایاننامه کارشناسی خود را در رشته کارگردانی تئاتر به پایان رسانده بود، از دنیا رفت. حاجیزاده علاوه بر دستیاری کارگردانی و مدیریت تولید، در بازیگری هم فعال بود و «سهشنبههای لعنتی» یکی از آخرین کارهای این هنرمند در تئاتر بود که به کارگردانی محمدمهدی خاتمی در تئاتر شهر روی صحنه رفت. او هنگام شنا در یکی از سدهای اطراف تهران غرق شد.

تاریخنگار سینما به تاریخ پیوست
مسعود مهرابی تاریخنگار و منتقد سینما، مدیر مسئول مجله فیلم و نویسنده چند کتاب سینمایی نیز دیگر چهرهای بود که تابستان امسال آرام گرفت. او متولد سال ۱۳۳۳ بود و آثاری چون «تاریخ سینمای ایران»، «پوسترهای فیلم»، «کتابشناسی سینما در ایران»، «فرهنگ فیلمهای مستند سینمای ایران»، «فرهنگ فیلمهای کوتاه داستانی»، «فرهنگ فیلمهای کوتاه داستانی»، «صد سال اعلان و پوستر فیلم» و «سیاحت نامه جشنوارههای جهانی» را بر جای گذاشت. مهرابی صبح روز 10 شهریور در سن 66 سالگی و به دلیل سکته قلبی درگذشت تا یک مرگ غمناک دیگر رقم خورده باشد.

پرکار اما گزیده کار
قدرت الله صالحی بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان یکی دیگر چهرههای درگذشته امسال است که در 13 فروردین ماه درگذشت. او در نمایشها، فیلمهای سینمایی و سریالهای زیادی نقشآفرینی کرده بود. یکی از ویژگیهای حرفهای بیوگرافی قدرتالله صالحی آن هست که در مدت زمان بازیگری خود، هم در تلویزیون و هم در سینما بازی کرده است. قدرتالله صالحی را باید بیشتر بازیگر تلویزیون بدانیم چرا که ۷۰% آثار وی تلویزیونی و ۳۰% آثارش سینمایی است. در واقع قدرتالله صالحی از مجموع ۱۰ اثری که در کارنامه دارد، در ۷ اثر در تلویزیون با نامهای سریال برادر، سریال کیمیا، سریال دردسرهای عظیم ۲، سریال گاهی به پشت سر نگاه کن، سریال زمانه، سریال مهمانخانهای در برف و سریال حکایتی و حکمتی نامهای و در ۳ اثر در سینما با نامهای فیلم داش آکل، فیلم سمفونی تاریک و فیلم بزرگ خیلی بزرگ بازی کرده است. بازی در سریالهای «خانهای در تاریکی» و «ولایت عشق» بخشی از کارنامه تلویزیونی او است. از فیلمهای سینمایی این بازیگر میتوان به «سراب» و «مزرعه پدری» اشاره کرد.

روزنامه نگار و کارگردان خوش سلیقه هم رفت
سیامک شایقی کارگردان و فیلمنامه نویس کشورمان یکی دیگر از چهرههای درگذشته امسال است که در 27 فروردین ماه درگذشت. این کارگردان کشورمان چند سال ابتلا به بیماری سرطان درگذشت و در کارنامه هنری او فیلمهایی چون ماه در جنگل، ابرهای ارغوانی، خواب زمستانی، سیاه سفید خاکستری، مادرم گیسو، راه و بیراه و… به چشم میخورد.
مادربزرگ مهربان دنیای هنر ترکمان کرد
صدیقه کیانفر بازیگر پیشکسوت سینمای ایران یکی دیگر از هنرمندانی درگذشته امسال است که در 5 خردادماه درگذشت. صدیقه کیانفر مادربزرگ مهربان دنیای هنر حضور در دنیای هنر را از سال 1336 آغاز کرد و در سریالهایی چون کیمیا، خوب بد زشت، ما فرشته نیستیم، بیدار باش، همه بچههای من و… به ایفای نقش پرداخت.

بازیگر قدیمی و پیشکسوتی که دیگر نیست
سیدجلال طباطبایی بازیگر کشورمان یکی دیگر از هنرمندان درگذشته امسال است که در 22 تیرماه درگذشت. این هنرمند پیشکسوت بازیگری را از حدود سال 1353 آغاز کرد و در سریالهایی چون بزنگاه، ترش و شیرین، متهم گریخت، خانه به دوش، خوش رکاب، خوش غیرت، کاکتوس و… به ایفای نقش پرداخت.

کرونا چراغ عمر برقی را خاموش کرد
علی برقی بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر کشور که چندی پیش به کرونا مبتلا شده بود، درگذشت. علی برقی بازیگر سینما و تلویزیون ایران بود. از مهمترین آثار علی برقی میتوان به بازیگری در سریالهای «ویلای من»، «بچه مهندس» و «نون و ریحون» اشاره کرد. وی نخستین بار سال ۱۳۷۱ در فیلم «شرم» به کارگردانی کیومرث پوراحمد بازی کرده است. همچنین تا چندی پیش مشغول بازی در فیلمی به کارگردانی آرزو بود.

تلخ و غم انگیز مثل کوچ علی انصاریان
علی انصاریان یکی از فوتبالیستهای باسابقه کشور محسوب میشد که فعالیتهای دیگری از جمله مجریگری، بازیگری و خوانندگی را نیز در کارنامه شخصی خود داشت. این فوتبالیست برجسته پس از چندی دست و پنجه نرم کردن با ویروس کرونا جان خود را از دست داد. انصاریان پس از آنکه از دنیای فوتبال خداحافظی کرد، تصمیم گرفت تا وارد حوزه دیگری شود و شانس خود را دوباره بیازماید. او در ۱۳۹۰ خورشیدی به دنیای موسیقی قدم گذاشت که حاصل آن آهنگی به نام شدید است اما او برخلاف شور و اشتیاقی که در ابتدای راه از خود نشان داد، فعالیت در این مسیر را متوقف کرد و شانس خود را اینبار دنیای بازیگری امتحان کرد. او پس از آن که مدتی به عنوان کارشناس فوتبال در تلویزیون حاضر شد، تصمیم گرفت تا با بازی در چند فیلم سینمایی، استعداد خود را در این عرصه بیازماید. در ۱۳۹۳ خورشیدی در قامت بازیگر و تهیه کننده فیلم کلاف به کارگردانی شهرام شاه حسینی وارد بازیگری شد. حکم تیر، حس خوب زندگی، کلوپ همسران و … از دیگر فیلمهای سینمایی وی محسوب میشود. وی به صورت حرفهای از ۱۳۹۴ خورشیدی با سریال کیمیا کاری از جواد افشار وارد قاب تلویزیون شد و در ۱۳۹۶ خورشیدی نیز در سریال محکومین به کارگردانی حسین قناعت حضور داشت. بازی در سریال سرزده در ۱۳۹۹ خورشیدی از آخرین فعالیتهای وی در قاب تلویزیون به شمار میرفت. از مهمترین آثار انصاریان در حوزه سینما و تلویزیون میتوان به سریال ۱۱۰ قسمتی کیمیا اشاره کرد. در این مجموعه علی انصاریان در یک نقش فرعی به ایفای نقش پرداخت و بازی خوبی را هم از خود به نمایش در آورد. وی در سریال آسپرین که محصول شبکه نمایش خانگی است، نیز به ایفای نقش پرداخت و همچنین فیلم ویدئویی هدیه نیز به صورت خانگی پخش شد؛ او در این فیلم ویدئویی با ماه چهره خلیل هم بازی شد و عکس او روی پوستر فیلم نقش بست. انصاریان در ۱۳۹۷ خورشیدی در مقطعی تصمیم به مجری گری گرفت و با اجرا در برنامه زابیواکا از تلویزیون اینترنتی آیو به ایفای نقش پرداخت. او سپس با برنامه ورزشگاه و پس از آن مسابقه منچ در شبکه پنج و برنامه اینترنتی پانوراما در ۱۳۹۹ به کار خویش ادامه داد. مجری گری علی انصاریان در برنامه زابیوک از دیگر فعالیتهای او پس از جدایی از فوتبال بود که مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و شوخیهای او در این برنامه تلویزیونی با مهمانهای برنامه بارها در شبکههای اجتماعی پخش شد.

-

یکی از مهمترین گامهای راهاندازی کسبوکار و کارآفرینی، تشکیل تیم و تقویت مهارتهای کار تیمی است.
به گزارش مجله خبری این هفته؛ این وبینار که پیشتر به موضوعاتی مانند خودشناسی، مسئلهبینی و مسئلهیابی، خلاقیت، راهکاریابی و روش حل مسئله و بوم کسبوکار با رویکرد کارآفرینی اجتماعی پرداخته بود، در گامی دیگر به سراغ موضوع “قواعد کار تیمی” رفت.
امین ابوعطا دکترای مدیریت کسبوکار، مدرس و مشاور کسبوکار و مدرس مفاهیم کارآفرینی به کودکان و نوجوانان در این وبینار ابتدا به تعریف “تیم” پرداخت.
به گفته وی، تیم تعداد محدودی از افراد با مهارتهای مکمل است که بهمنظور دستیابی به هدف مشترک و اهداف عملیاتی و با رویکرد مسئولیت متقابل اعضا نسبت به یکدیگر تشکیل شده است. در تیم مجموعهای از افراد با اهداف واحد حضور دارند که برای رسیدن به آن اهداف به صورت اشتراکی کار انجام میدهند.
این مدرس و مشاور کسبوکار افزود: هدف مشترک و داشتن ارتباط متقابل در کار تیمی بسیار مهم است.
ابوعطا گفت: کار کردن در فضای تیمی باعث میشود خرد جمعی به کمک ما بیاید و هر چه تعداد ایدهها بیشتر باشد، ایدههای نو بیشتر به وجود میآید که در نهایت به خدمت یا محصول جدید تبدیل میشود.
وی با بیان اینکه همیشه هم به تشکیل تیم نیاز نداریم، ادامه داد: تیمها باید زمانی تشکیل شوند که امور محوله تا حدودی پیچیده باشند. یک فرد در بسیاری از موارد نمیتواند به تنهایی تصمیمگیری کند، بنابراین یک تیم تشکیل میشود تا اعضای آن بهطور مساوی برای تسهیل امور با یکدیگر مشارکت کنند.
این مشاور کسبوکار تأکید کرد اگر تمام اعضای تیم با وحدت در کنار یکدیگر کار کنند، هر تیمی میتواند به بهترین شکل نتیجه بگیرد.
ابوعطا با اشاره به قواعد تشکیل تیم افزود: هر تیمی برای کسب موفقیت و حرکت کردن در مسیر صحیح نیاز به راهنما و رهبر دارد که این راهنما باید دارای ویژگیهایی باشد؛ آیندهنگری درباره نتایج تیم، برخورداری از قابلیتهای علمی و مهارت بالا، برقرارکننده ارتباط و تعامل بسیار خوب، داشتن صلاحیتهای اخلاقی بالا بهمنظور اعتمادسازی و داشتن اقتدار برای جلوگیری از گسستگی سیستم از جمله ویژگیهای راهنمای تیم است.
وی بیان کرد: فواید کار گروهی شامل مسئولیتپذیری و انگیزش بیشتر برای یادگیری، علاقهمندی بیشتر به درس و مدرسه، کسب توانایی ابراز نقاط قوت خود، افزایش عزت نفس، پرورش مهارتهای خودمدیریتی، توجه به تفاوت سبکهای یادگیری، افزایش توان جهت کار گروهی و احساس لذت دانشآموزان از بخشهای یادگیری است.
به گفته مدرس وبینار هفت سکوی ردپا، هر گروه قوانینی دارد از جمله اینکه همه افراد در تیم از حق نظردهی برخوردارند، کارها باید مساوی تقسیم شود و تمام کار بر دوش سرگروه نیفتد، کارها باید طبق زمان معینشده انجام شود، اعضای تیم بهموقع در جلسات گروه حاضر شوند، در جلسات به ارائه گزارشهای منظم بپردازند، بین نظرات و رفتار اعضای گروه تبعیضی نباشد و تمام اعضای گروه از قوانین اطلاع داشته باشند و از آنها پیروی کنند.
ابوعطا تصریح کرد: نظم، احترام متقابل، انتقادپذیری، مشارکت تمام افراد در گروه، صبور بودن، قضاوت نکردن یکدیگر، دغدغهمند بودن، پشتیبانی از یکدیگر، مشورت کردن، اطمینان به همگروهیها و دادن انگیزه به همتیمیها نیز میتواند جزء قوانین کار گروهی و تیمی باشد.
وی اظهار داشت: زمانی که یک گروه با همکاری هم فعالیتی را انجام میدهند، تمام اعضای آن باید از نحوه پیشرفت کارها باخبر باشند. اعضا نباید به عنوان مجموعهای از اعضای جدا از هم کار کنند بلکه آنها باید مانند تیم با یکدیگر همکاری کنند.عوامل موثر در موفقیت تیم
این مدرس و مشاور کسبوکار به عوامل موثر در موفقیت یک تیم اشاره کرد و افزود: هدفگذاری یکی از عوامل موثر در موفقیت یک تیم است. اهداف مشترک باید شفاف، روشن، واضح، قابل دستیابی و برای اعضای تیم قابل درک باشد. از طرف دیگر، هر تیم باید راهنما داشته باشد و راهنمای تیم، فردی است که تیم را در جهت صحیح دستیابی به هدف هدایت میکند و برای یکپارچه بودن تیم و رفع اختلافات و تعارضات تیم تلاش میکند.
ابوعطا انتخاب افراد کارآمد را از دیگر عوامل موثر در موفقیت یک تیم دانست و گفت: افرادی را برای تیم انتخاب کنید که دارای تعهد، تخصص، مهارت، کارآمدی و مسئولیتپذیری باشند. اعتماد متقابل و ایجاد وابستگی و همبستگی متقابل میان اعضای تیم عامل دیگری در موفقیت یک تیم است بهطوری که بهراحتی ایدههای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
وی تصریح کرد: سختکوشی و پشتکار نیز در موفقیت یک تیم موثر است؛ سختکوشی یعنی همه آنچه را که دارید، نه بیشتر، ارائه کنید، با عزم راسخ کار کنید نه اینکه منتظر تقدیر باشید و وقتی کار تمام میشود دست از کار بکشید نه وقتی که خسته میشوید. مشارکت و همکاری نیز برای موفقیت یک تیم لازم است، برای مشارکت و همکاری باید نسبت به دیگر اعضا خوشگمان باشید، دیگر اعضا را شریک خود بدانید، از حاشیه بپرهیزید و مکمل و حامی دیگر اعضا باشید. همچنین برای موفقیت تیم لازم است انعطافپذیر، آموزشپذیر، دارای ثبات روحی و خلاق باشید.
این مدرس مفاهیم کارآفرینی به کودکان و نوجوانان ادامه داد: داشتن نظم و تعهد از دیگر عوامل موفقیت یک تیم است؛ نظم، قرار گرفتن هر چیز در جای خود و داشتن نظمپذیری و انضباط میان هر یک از اعضای تیم است. همچنین اهداف تیم را بر اهداف خود ترجیح دهید و نسبت به تیمتان وفادار باشید.
ابوعطا بیاعتمادی میان اعضا، متعهد نبودن به برنامهها، متعهد نبودن به مسئولیتها، بیتوجهی به اهداف تیم و نداشتن روابط صحیح را موانع کار تیمی اثربخش دانست. موانعی که بهعنوان آفت یا آسیب کار تیمی خوانده میشوند از یکدیگر جدا نیستند و این موانع میتواند سبب ناکامی تیمها و منجر به شکست آنها شود.
گفتنی است؛ علاقهمندان برای آگاهی بیشتر درباره وبینار آموزشی «هفت سکوی ردپا» میتوانند به سایت tavan7.ir مراجعه کنند. -

تولید محصول مشترک میان سینمایی صربستان و اصفهان
قدرت اله نوروزی، شهردار اصفهان در این دیدار با بیان اینکه اصفهان شهری منحصر به فرد و جهانی است و میراث بشری را در خود جای داده است، گفت: اصفهان و شهرهای صربستان هریک ظرفیتهایی دارند و در دنیای کنونی آنهایی موفق هستند که از این ظرفیتها در راستای همافزایی و بهبود اوضاع زندگی شهروندانشان استفاده کنند.
وی افزود: باوجود اینکه ما هم با تحریمهای ظالمانه و هم با کرونا دست و پنجه نرم میکنیم و تبادلات اقتصادی کشور در خارج از مرزها با مشکلاتی مواجه است، اما شهری مانند اصفهان پویایی و روند توسعه را بیش از همیشه به خود میبیند.
شهردار اصفهان با اشاره به اینکه توسعه روابط اصفهان با طرفهای مختلف در جهان در طول سال های اخیر در دستور کار شهرداری بوده است، افزود: مثلث دوستی ایران، روسیه و صربستان میتواند در بستر دیپلماسی شهری نیز تعمیم یابد.
نوروزی گفت: بررسیهای لازم برای تعامل در زمینه های مختلف با شهر بلگراد صورت گرفته و حوزههای فرهنگی، اقتصادی، گردشگری برای این تعامل مناسب دیده شده است.
وی افزود: صربستان در زمینههای دانشگاهی، صنعت فولاد و فرهنگ و سینما ظرفیتهای زیادی دارد؛ حوزههایی که در بسیاری از آنها اصفهان در جهان میدرخشد.
نوروزی با بیان اینکه بلگراد و اصفهان میتوانند بر روی عقد تفاهمنامه با یکدیگر وارد عمل شوند، گفت: پیشنهاد میکنم پیگیری این موضوع توسط آقای سفیر انجام و نتایج آن به اصفهان اعلام شود تا پس از آن شهرداری اصفهان نیز بتواند گامهای بعدی را از مراجع ذیصلاح برای عقد پیمان خواهرخواندگی میان دو شهر بردارد.
وی تصریح کرد: همچنین بنده در مذاکره با رئیس دانشگاه اصفهان پیشنهاد ایجاد کرسی های زبان فارسی برای صربها را مطرح خواهم کرد تا آنها بتوانند درخصوص فراگیری این زبان آموزش های لازم را ببینند.*اصفهان نه تنها پایتخت فرهنگی ایران که پایتخت فرهنگی جهان است
سفیر صربستان در ایران نیز ضمن تشکر از شهردار اصفهان برای فراهم آوردن مقدمات این دیدار، با استقبال از پیشنهاد شهردار اصفهان مبنی بر خواهرخواندگی دو شهر بلگراد و اصفهان، گفت: این موضوع را بلافاصله پس از بازگشت به تهران پیگیری خواهم کرد.
“دراگان تئودورویچ” با اشاره به اینکه وزیر خارجه این کشور قرار است در آینده نزدیک به ایران و از جمله اصفهان سفر کند، تصریح کرد: با وجود شرایط کرونا تعاملات میان دو کشور ایران و صربستان باید ادامه پیدا کند زیرا اقتصاد و سایر تعاملات میان دو کشور در حوزه های مختلف می تواند مسیر خود را طی کند.
وی با بیان اینکه به زودی نتایج مثبت تعامل میان دو شهر بلگراد و اصفهان مشخص می شود، ادامه داد: اصفهان نه تنها پایتخت فرهنگی ایران بلکه به عنوان یک پایتخت فرهنگی در جهان شناخته می شود، در هیچ کجا نمی توانید مدت زمان طولانی اقامت داشته باشید و همواره یک مکان جدید برای بازدید داشته باشید این در حالیست که اصفهان دارای چنین ویژگی هایی است.
سفیر صربستان ظرفیت گردشگری اصفهان را بسیار بالا ذکر کرد و افزود: نمیتوان مکان خاصی را در اصفهان به عنوان مکانی زیبا نام برد زیرا در این شهر همه چیز زیباست و این افتخاری است برای من که امروز در این شهر حضور دارم.
وی پیشنهاد کرد: نمایشگاهی از ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری اصفهان در کشور صربستان برگزار شود تا هموطنان من با این توانمندی ها آشنایی بیشتری پیدا کنند.
تئودورویچ همچنین گفت: همکاری های سینمایی نیز میتواند در دستور کار تعاملات صربستان و اصفهان قرار گیرد و حتی میتوانیم یک محصول سینمایی مشترک صربستانی – اصفهانی تولید نماییم.*افزایش تعاملات گردشگری میان اصفهان و صربستان پس از دوران کرونا
رئیس کمیسیون فرهنگی و ورزشی شورای اسلامی شهر اصفهان نیز در این دیدار با بیان اینکه اصفهان در مجامع بین المللی به عنوان شهر خلاق در صنایع دستی در یونسکو و شهر دوستدار کودک در یونیسف شناخته شده است، اظهار کرد: بر همین اساس جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در اصفهان برگزار می شود و قرار است جشنواره بین المللی صنایع دستی نیز به همت شهرداری اصفهان در امسال در این شهر برگزار شود.
فریده روشن تصریح کرد: با توجه به اطلاعاتی که از صربستان وجود دارد نرخ بیکاری در این کشور به دلیل توجه به مباحث گردشگری کاهش یافته است.وی اضافه کرد: پس از پایان کرونا می توانیم تعاملات میان اصفهان و صربستان را در برنامه های مشترک و مختلف در زمینه های گردشگری و فرهنگی پایه ریزی کنیم و برنامه شهروند دیپلمات که توسط شهرداری اصفهان پیگیری و اجرا می شود یکی از این برنامه ها است که می تواند در حوزه گردشگری به کمک دو طرف اصفهان و صربستان بیاید.
رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر اصفهان گفت: در طرح “شهروند دیپلمات” شهروندان اصفهان و بلگراد می توانند با ظرفیت های یکدیگر آشنا شده و از آن استفاده کنند.
روشن تاکید کرد: برگزاری نمایشگاه اصفهان در بلگراد می تواند فرصت خوبی برای نمایش توانمندی های اصفهان در حوزه های مختلف باشد. به ویژه که تعامل مدیریت شهری و میراث فرهنگی در اصفهان میتواند به خوبی در این زمینه استفاده شود.*برقراری ارتباط بین شهری میان اصفهان و بلگراد
رییس نمایندگی وزارت امور خارجه در اصفهان نیز در این دیدار اظهار کرد: برقراری ارتباط بین شهری میان اصفهان و بلگراد را در دستور کار قرار می دهیم و علاقمند هستیم موضوع خواهرخواندگی میان این دو شهر برقرار شود.
علیرضا سالاریان تصریح کرد: برای آشنایی بیشتر راهنمایان تورهای گردشگری با اصفهان پیش از این برنامه هایی با کشورهای مختلف وجود داشت که پس از رفع کرونا این موضوع می تواند میان دو شهر بلگراد و اصفهان و با حمایت شهرداری اصفهان نیز وجود داشته باشد تا راهنمایان تور، با ظرفیت های اصفهان آشنایی بیشتری پیدا کنند.*استفاده از ظرفیت های طرح “شهروند دیپلمات” میان اصفهان و بلگراد
مدیرکل ارتباطات و امور بین الملل شهرداری اصفهان نیز در این دیدار با اشاره به طرح “شهروند دیپلمات “، اظهار کرد: این طرح با هماهنگی وزارت امور خارجه از سال گذشته آغاز شده و شهر اصفهان به عنوان پیشنهاد دهنده این طرح از سوی وزارت امور خارجه به عنوان پایلوت این طرح در کشور شناخته شده است.
ایمان حجتی با بیان اینکه این طرح به دنبال توسعه دیپلماسی شهروندی است، تصریح کرد: در این طرح به دنبال این هستیم تا از ظرفیت افرادی که زمینه هایی برای توسعه تعاملات در زمینه های مختلف فرهنگی، گردشگری، اقتصادی و … در شهرهای خواهرخوانده اصفهان دارند، استفاده کنیم.
وی اضافه کرد: با توجه به این دیدار می توانیم شهر بلگراد را نیز در طرح شهروند دیپلمات اضافه کنیم تا همکاری های خوبی در زمینه های مختلف میان دو شهر به وجود بیاید.