بلاگ

  • رونمایی از رونالدوی ایرانی

    رونمایی از رونالدوی ایرانی

    به گزارش مجله خبری اینهفته؛ تیم فوتبال پورتو در دیدار برگشت مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا به مصاف چلسی انگلیس رفت و با یک گل پیروز شد. تک گل این بازی را مهدی طارمی مهاجم ایرانی پورتو در دقیقه ۹۴ با یک ضربه قیچی برگردان زیبا به ثمر رساند تا تمجید تمام رسانه‌های پرتغال و کشورهای مختلف را در پی داشته باشد.

    روزنامه‌های پرتغال لحظه ضربه طارمی و گلزنی به پورتو را روی جلد خود قرار داده و هر کدام تیترها و تفسیرهای گوناگونی را برای نتیجه بازی با چلسی و حذف از لیگ قهرمانان اروپا داشته‌اند.

    روزنامه «رکورد» پرتغال در مطلبی که درباره گل مهاجم ایران نوشته، آورده است: «ضربه خارق العاده قیچی برگردان طارمی که نامزد گل سال خواهد بود، یادآور گل کریستیانو رونالدو به یوونتوس در سال ۲۰۱۸ است.»

    روزنامه «اوجوگو» با اشاره به حضور حدود ۳۰ دقیقه‌ای مهدی طارمی مقابل چلسی، از وی به عنوان بازیکنی یاد کرد که در این مسابقه «جادو» کرده است.

    روزنامه «ابولا» هم در مطلبی نوشت: «گل بزرگ طارمی برای حفظ رویای پورتو در لیگ قهرمانان اروپا کافی نبود.»

    اما سایت «گل پوینت» پرتغال به مهدی طارمی باوجود حضور کم در بازی با چلسی، نمره خوب ۶ داده است. این سایت نوشت: «عجب گلی از بازیکن ایرانی. طارمی گلی به ثمر رساند که نامزد بهترین گل سال خواهد بود؛ حداقل در لیگ قهرمانان اروپا. در حدود نیم ساعت حضور در زمین، این مهاجم دو بار شوت زد که هر دو بار در چارچوب بود. او سه حرکت توپ در محوطه جریمه حریف داشت.»

  • کشور باید قرنطینه شود

    کشور باید قرنطینه شود

    به گزارش مجله خبری اینهفته به نقل از ایرنا، رییس شورای هماهنگی سازمانهای نظام پزشکی استان خراسان رضوی گفت: با شیوع گسترده کرونا در کشور یک فاجعه انسانی در حال وقوع است و انتظار همگان از وزیر بهداشت و درمان تهیه واکسن کروناست و تاخیر در واکسیناسیون عمومی و گسترده علیه این ویروس نابخشودنی است.سازمان نظام پزشکی مشهد به نقل از دکتر علی بیرجندی نژاد گزارش داد: ایران اکنون در جایگاه هفتم مرگ و میر جهان بر اثر ابتلا به کرونا طی ۴۸ ساعت گذشته قرار گرفته است.

    وی ادامه داد: راهی جز قرنطینه شهرها و واکسیناسیون گسترده در مقابل این فاجعه انسانی نداریم و اگر وزارت بهداشت در نوروز به هر علتی نتوانست موثر وارد میدان شود لااقل در واکسیناسیون گسترده قافیه را نبازد.

    رییس سازمان نظام پزشکی مشهد وضعیت بیمارستان ها را غیرقابل باور خواند و گفت: به اذعان بسیاری از همکارانمان در بسیاری از اورژانس ها نزدیک به تکمیل ظرفیت هستیم و ادامه این روند باعث خواهد شد تختی برای بستری بیمار جدید نداشته باشیم.

    بیرجندی نژاد افزود: بسیاری از مسوولان به جای اقدام عاجل در پی یافتن مقصر هستند و خرج کردن از مردم و اتهام زنی به آنها نیز راحت ترین مسیر برای عده‌ای شده است یک روز سفرهای نوروزی و روز دیگر صف های مرغ مورد اتهام است.وی اضافه کرد: متاسفانه برخی بسیار راحت از رسیدن آمار فوتی ها به هزار و ۵۰۰ نفر در روز سخن می گویند اما آیا کشوری که با بحران جمعیتی رو به رو است باید این قدر راحت از جان دادن سرمایه های انسانی و نیروی کار خود بگذرد؟

    نمودار ابتلا و بستری کرونا در ایران با شیب تند صعودی امتداد دارد و همه استانهای کشور با افزایش جدی بیماران بستری و سرپایی مواجهند. این در حالی است که میزان عمل به پروتکلهای بهداشتی در سطح کشور همچنان پایین و نگران کننده و طبق آخرین ارزیابیها تنها ۵۶ درصد است.بر اساس آخرین آمار رسمی تاکنون ۲ میلیون و ۹۳ هزار و ۴۵۲ نفر در کشورمان به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند. بیماری کووید ۱۹ تاکنون جان ۶۴ هزار و ۷۶۴ نفر از شهروندان ایرانی را گرفته است و یک میلیون و ۷۲۰ هزار و ۸۴ بیمار مبتلا به کووید ۱۹ نیز تاکنون در کشورمان بهبود یافته‌اند.

  • مستطیل سبز صلح و دوستی

    مستطیل سبز صلح و دوستی

    اینکه ورزشکاران و فوتبالیست‌ها چگونه می‌توانند در رشد و ارتقای فرهنگ مدنی در سطح ملی و جهانی کمک کنند؛ موضوع بسیار مهمی است. از دیرباز و در تاریخ ملی ما، قهرمان‌های ورزشی آنچنان محبوب مردم بودند که به شکل قهرمان ملی درمی‌آمدند و در واقع تجلی آرمان‌های ملی بودند؛ کسانی چون آرش کمانگیر و یا رستم، قهرمان شاهنامه که بدن ورزشی خود را در اختیار یک آرمان ملی و اخلاقی به کار بردند.

    این علاقه و دلبستگی مردم به قهرمان‌های ورزشی به ویژه فوتبالیست‌ها این امکان را به‌وجود می‌آورد که بتوان از پتانسیل‌های این افراد در راه آموزش فرهنگ مدنی و اصول اخلاقی در جامعه استفاده کرد. تفاوتی که در این ارتباط بین آرش کمانگیر و رستم دستان، با ورزشکاران و فوتبالیست‌های الان وجود دارد این است که امروزه ورزش دستگاهی نهادی است و بدن در خدمت آرمان‌های انسانی، بشردوستانه و صلح جویانه قرار می‌گیرد.

    در تاریخ فوتبال جهان از گذشته تا امروز، ورزشکاران و فوتبالیست‌هایی بودند که از سرمایه مالی و معنوی خود در راه وطن پرستی و مبارزه با جنگ استفاده کرده‌اند. قهرمانانی که توانستند، سازوکار جنگی فوتبال را به خدمت صلح و جلوگیری از مرگ هزاران انسان در آورند. به‌عنوان مثال دیدیه دروگبا، فوتبالیست سیاه پوست اهل ساحل عاج که در سال 2015- 2014 در چلسی بازی می‌کرد، یکی از فوتبالیست‌هایی بود که در کنار اقدمات انسان دوستانه‌اش از قبیل ساخت 50 بیمارستان در شهرهای کشورش، موفق شد با رهبری جریان ضد جنگ، جنگ داخلی کشورش را که هزاران تن را به کام مرگ کشانده بود پایان دهد. قبل از بازی های جام جهانی 2006 در آلمان و پس از آنکه ساحل عاج به این بازی‌ها صعود کرد، وی از طرفین جنگ درخواست کرد که سلاح‌های خود را زمین بگذارند، درخواستی که منجر به پایان جنگ داخلی پنج ساله در ساحل عاج شد. وقتی که ساحل عاج بازی خود با سودان را با نتیجه 1-3 برد، دروگبا به همراه سایر بازیکنان زانو زده و از رئیس جمهور و سایر مقامات می‌خواهند که به این جنگ پایان دهند. آنها همچنین از شورشیان علیه دولت خواستند که در خصوص صلح با دولت گفت‌وگو کنند و در این راستا دروگبا همچنین به برگزاری یک بازی مقدماتی جام ملت‌های آفریقا در شهر بواک ساحل عاج که مرکز شورشی‌ها بود، کمک کرد. تلاش‌های وی برای صلح، جنگ را در کشورش پایان داد و باعث شد که مجله تایم وی را در لیست 100 فرد مؤثر جهان در سال 2010 قرار دهد.

    کریستیانو رونالدو و لیونل مسی از دیگر فوتبالیست‌هایی هستند که اقدامات بشردوستانه‌ای در مناطق مختلف با هدف فقر‌زدایی و پیشرفت فوتبال در بین طبقات محروم انجام داده‌اند. محمد صلاح  که او را عزیز مصر و اسطوره مصری می‌نامند، بازیکن مصری باشگاه لیورپول است. مردی که برای مردمش در زمره خدایان و فرعونیان مصری است. کسی که در انتخابات شرکت نکرده، اما بسیاری از مردم به او رای داده‌اند. یک مسلمان واقعی که حتی روزه‌اش را در زمین بازی می‌گیرد و جهان را متوجه اسلام و مسلمان  کرده است. هواداران لیورپول خطاب به او می‌گویند: «اگر به گل زدن ادامه بدهی مسلمان خواهیم شد و اگر تو به مسجد بروی ما هم به مسجد می‌رویم».

    او نه تحصیلات دینی دارد، نه برای تبلیغ اسلام دستگاه تبلیغاتی ایجاد کرده و نه کسی را به اسلام دعوت می‌کند. نه سخنرانی و نه موعظه می‌کند اما سجده‌هایش بعد از هر گل موثرتر از هر خطابه‌ای است. او به نیازمندان شهرش کمک می‌کند؛ آکادمی فوتبال می‌سازد؛ برای دزد خانه پدرش کسب و کار راه می‌اندازد. یک مسلمان در قلب اروپا آنچنان شایسته است که باشگاه لیورپول اعلام کرده او را حتی با رقم 200 میلیون پوند هم نمی‌فروشد.

    در کشور ما نیز فوتبالیست‌هایی مانند، علی دایی و علی کریمی در طول سالیان گذشته کمک‌های انسانی زیادی در بخش‌های مختلف انجام داده‌اند. یکی از اقدمات بسیار موثری که فوتبالیست‌های ما و همچنین سازمان ورزش می‌توانند در راه جامعه پذیر کردن افراد و پیشبرد جامعه مدنی انجام دهند، تاسیس مدارس فوتبال و فوتبال مدارس با رویکرد تربیتی – آموزشی است. مانند آنچه بعضی از فوتبالیست‌های اروپایی انجام می‌دهند. در این مدارس باید به بچه‌ها در سن کم بیاموزند، چگونه تعارض‌های خود را حل کنند، چگونه در عین جنگیدن و رقابت، احترام و دوستی داشته باشند و همچنین خویشتن‌داری را بیاموزند، فوتبال بهترین ابزار برای این نوع از آموزش‌هاست.

    بازی ایران با استرلیا در مقدمات جام جهانی 1998 فرانسه که با راه‌یابی ایران به جام جهانی به شکل خودجوش موجی از شادی و هیجان و حس اتحاد و وطن پرستی در سراسر کشور به راه افتاد، نشان داد که مردم ما خواستار جنگ قاعده‌مند و تعامل با جهان هستند. دروازه‌ای که در دو طرف زمین فوتبال وجود دارد و قرار است توسط بازیکنان رقیب فتح شود، به‌منزله موجودیت و امری مقدس برای هر کشور است. بنابراین ورزشکاران و فوتبالیست‌ها می‌توانند از راه استفاده از ظرفیت‌های گفتگویی و محبوبیت عمومی که دارند بر حیات اجتماعی، مطالبه مردم و فرهنگ مدنی تاثیر گذار باشند. این امکان وجود دارد که فوتبالیست‌ها به عنوان کنشگران اجتماعی در کنار سایر گروه‌های روشنفکری در جامعه مانند: اساتید دانشگاه، هنرمندان و سیاستمداران توان ارتباطی خود را به عنوان سفیران فرهنگی، در راه مدنی کردن جامعه، بهبود فرهنگ شهرنشینی، زیست و اخلاق اجتماعی به‌کار گیرند.

  • کار مطلق چه چیزهایی را از ما می گیرد

    کار مطلق چه چیزهایی را از ما می گیرد

    امروز، در این دنیای هراسان و شتاب‌زده گویا فاصله چندانی از «کار مطلق» نداریم، اما اگر چنین شود، چه چیزهایی را از دست خواهیم داد؟ تصور کنید کار تمام دنیا را تصرف کرده و به کانون دیگر عرصه‌های زندگی بدل شده است. در این صورت، سایر امور مطیع کار خواهند بود. سپس، کم‌کم هر چیز دیگری، بازی‌ها و سرگرمی‌هایی که زمانی جریان داشتند، آهنگ‌هایی که پیش از آن خوانده می‌شدند، عشق‌هایی که کامروا می‌شدند، جشن و بزم‌هایی که برپا می‌شدند همگی به‌شکلی تقریباً نامشهود شبیه هم شده و نهایتاً به کار تبدیل می‌شوند. پس از آن زمانی فرا خواهد رسید که دنیاهای متعددی که پیش از حکمفرمایی کار بر جهان وجود داشتند، کاملاً از حافظه فرهنگی و تاریخی ما پاک شده و به دست فراموشی سپرده می‌شوند.

    حال، در این جهان کار مطلق، نحوه اندیشیدن، ظاهر و رفتار مردم چگونه خواهد بود؟ آن‌ها در هر جایی انسانی را ببینند، او را در نسبتش با کار قضاوت می‌کنند: پیش از استخدام، حین استخدام، پس از استخدام، نیمه‌بیکار و بیکار؛ کسی در این سرشماری از قلم نخواهد افتاد. مردم کار را در همه‌جا ستایش کرده و به آن عشق خواهند ورزید، پرثمرترین روز را برای یکدیگر آرزو خواهند کرد، صبح شان را با بیدارباش کار آغاز می‌کنند و شب را در آغوش کار به خواب می‌روند. روحیه پُرکاری و سخت‌کوشی، راه دستیابی به موفقیت معرفی خواهد شد و تنبلی نابخشودنی‌ترین گناه شناخته می‌شود. همه‌جا در میان تأمین‌کنندگان محتوا، کارگزاران دانش، گروه‌های طراحی، رئیس‌های اداره و سازمان‌های جدید مدام حرافی‌هایی درباره گردش کار، طرح‌ها و معیارهای پیشرفت، گسترش مقیاس و رشد شنیده خواهد شد.

    اصطلاح «کار مطلق» ابداع فیلسوف آلمانی جوزف پیپر است که پس از جنگ جهانی دوم در کتاب فراغت: اساس فرهنگ (1948) آن را مطرح کرد. این عبارت به فرایندی اشاره دارد که انسان‌ها در نتیجه آن به کارگرانی صرف تبدیل می‌شوند.

    از نظر من، کار از این طریق در مسیر مطلق‌شدن قرار می‌گیرد، غایتِ همه‌چیز می‌شود، کانونی که کل زندگی بشری بر مدار آن می‌چرخد؛ در این هنگام، هر چیز دیگری در خدمت کار خواهد بود؛ فراغت، جشن و سرور و بازی همگی همسان می‌شوند و نهایتاً به کار تبدیل خواهند شد؛ وقتی هیچ بُعد دیگری ورای کار برای زندگی باقی نمانده است، زمانه‌ای که انسان‌ها عمیقاً به این باور رسیده‌اند که ما صرفاً زاده شده‌ایم برای کارکردن. و سایر طریقه‌های زیستن و وجود که پیش از یکه‌تازی کار مطلق رواج داشتند، کاملاً از حافظه و پیشینه فرهنگی ما محو خواهند شد.

    ما در آستانه تحقق کار مطلق قرار داریم. هر روز با افرادی صحبت می‌کنیم که کار،  افسار زندگی آن‌ها را در دست گرفته است، تکلیف و وظیفه جهان شان را پر کرده و مسئولیتی وصف‌ناشدنی بر افکارشان سنگینی می‌کند.

    برخلاف کسی که زندگی خود را وقف تفکر و تعمق می‌کند، فرد مقید به کار مطلق، همیشه نگران انجام کاری است که باید انجام دهد و اغلب دو دلواپسی در ذهن دارد: یکی درستی کاری که در حال انجام آن است و دیگری اینکه همیشه کار بیشتری برای انجام‌دادن وجود دارد.

    آزاردهنده‌ترین مسئله درباره کار مطلق صرفاً این نیست که رنجی بی‌جهت را بر بشر تحمیل می‌کند، بلکه شیوه‌های پویای مکاشفه‌ای را از میان می‌برد که هدفش پرسیدن، اندیشیدن و پاسخ‌دادن به اساسی‌ترین مسائل وجودی است.

    ماهیت مسئولیت‌مدارِ کارِ مطلق، با چنین چیزهایی شناخته می‌شودبا فعالیت بی‌وقفه، بی‌قرار و سراسیمه؛ نگرانی برای آینده؛ بار طاقت‌فرسای زندگی؛ غرولند افکار پریشان برای فرصت‌های ازدست‌رفته، و احساس گناه ناشی از ظنِ کاهلی یا سستی. بنابراین، نگاه تکلیف‌انگار به جهان با ماهیت مسئولیت‌مدار کار مطلق در ارتباط است. جان کلام اینکه کار مطلق ناگزیر به «دوکا» منتهی می‌شود، اصطلاحی بودایی که به طبیعت رضایت‌ناپذیر و مملو از رنج زندگی اشاره دارد.

    کار مطلق علاوه بر پدیدآوردن دوکا یا به‌عبارتی رنج، مانع از دستیابی به سطوح والاتر واقعیت می‌شود. از این رو تبلور زیبایی در هنر، تجلی جاودانگی در دین، حظ بی‌آلایش عشق و حس سرگشتگی فلسفی، واقعیاتی هستند که در دنیای کار مطلق یافت نمی‌شوند. همه این احوالات برای اینکه دریافت شوند نیازمند سکوت، سکون و اشتیاقی برآمده از دل و جان‌اند. اگر معنا، به مفهوم تعامل بازیگوشانه کران و بی‌کران، گستره ادراک ما را فراتر از مشغولیات و امور پیش‌پاافتاده مادی بُرده و به آن تعالی بخشد، و به ما امکان دهد آنچه والاتر از خودمان است را مستقیماً تجربه کنیم، آنگاه متاع نایاب دنیای کار مطلق، قطعاً فرصت تجربه معناست. آنچه یافت میشود، کشف چرایی حضور ما در این عالم است.

  • اقتصاد گاوی

    اقتصاد گاوی

    سال 2021 سال گاو می باشد. همچنین چون سال 2021 بیشترین مطابقت با سال 1400 را دارد از این رو سال 1400 شمسی را نیز با نماد سال گاو نامگذاری می کنند. به همین مناسبت و با توجه به اینکه فعلاً مهمترین موضوع برای مردم ما اقتصاد ومعیشت می باشد، سعی کردیم با پرداختن به اقتصاد گاوی با یک تیر دو نشان بزنیم. و اما انواع و اقسام اقتصادهای گاوی:

    اقتصاد مرسوم : دو تا گاو ماده دارین … یکیش رو میفروشین و یه گاو نر میخرین … به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد میکنه … پول براتون همینطور سرازیر میشه و میتونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین …

    اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارین … اونها رو میپرستین و عبادت میکنین !

    اقتصاد پاکستانی : هیچ گاوی ندارین … ادعا میکنین که گاوهای هندی مال شما هستن … از آمریکا طلب کمک مالی میکنین … از چین طلب کمک نظامی میکنین … از انگلیس هواپیماهای جنگی … از ایتالیا توپ و تانک … از آلمان تکنولوژی … از فرانسه زیردریایی … از سوییس وام بانکی … از روسیه دارو … و از ژاپن تجهیزات … با تمام این امکانات گاوها رو میخرین و بعد ادعا میکنین که توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتین !

    اقتصاد آمریکایی : دو تا گاو ماده دارین … یکیش رو میفروشین و دومی رو تحت فشار مجبور میکنین که به اندازه 4 تا گاو شیر تولید کنه … وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی میکنین … تقصیر رو گردن یه کشور گاودار میاندازین و بعد طبیعتا اون کشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد … یه جنگ برای نجات جهان به راه میاندازین و گاوها رو به چنگ میارین !

    اقتصاد فرانسوی : دو تا گاو ماده دارین … دست به اعتصاب میزنین! چون میخواین سه تا گاو داشته باشین !

    اقتصاد آلمانی : دو تا گاو ماده دارین … اونها رو تحت مهندسی ژنتیک قرار میدین … بعد گاوهاتون 100 سال عمر میکنن و ماهی یه وعده غذا میخورن و خودشون شیرشون رو میدوشن !

    اقتصاد انگلیسی : دو تا گاو ماده دارین … که هر دو تاشون جنون گاوی دارن !

    اقتصاد ایتالیایی : دو تا گاو ماده دارین … نمیدونین که اونها کجا هستن … پس بیخیال میشین و میرین سراغ ناهار و شراب و استراحتتون

    اقتصاد سوییسی : 5000 تا گاو ماده دارین … هیچکدومشون مال خودتون نیستن … از کشورهای دیگه پول میگیرین که دارین گاوهاشون رو نگه میدارین !

    اقتصاد ژاپنی : دو تا گاو ماده دارین … اونها رو از نو طراحی ژنتیکی میکنین … هیکل گاوهاتون یکدهم اندازه ی طبیعی میشه و 20 برابر معمول هم شیر تولید میکنن … بعد شونصد تا کارتون و عکس برگردون و آدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت میسازین و اسمش رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش میکنین و میفروشین

    اقتصاد روسی : دو تا گاو ماده دارین … اونها رو میشمرین و متوجه میشین که 5 تا گاو دارین … اونها رو دوباره میشمرین و میفهمین که 42 تا گاو دارین … اونها رو دوباره میشمرین ومتوجه میشین که 17 تا گاو دارین … یه بطری مشروب دیگه باز میکنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین !

    اقتصاد چینی : دو تا گاو ماده دارین …. 300 نفر آدم دارین که گاوها رو میدوشن … بعد ادعا میکنین که سیستم استخدامی و شغلی کاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر کس رو هم که آمار واقعی رو بیان کنه بازداشت میکنین!

    اقتصاد ایرانی : دو تا گاو ماده دارین که هر دو تاشون از باباتون به ارث رسیده … یکیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و سهم بنیادهای مختلف و … ضبط میکنه … دومی رو هم قربونی میکنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و … و غیره می کنین ! و اقتصاد کماکان فلج می مونه.

  • زیستی که در اصفهان شبانه نشد

    زیستی که در اصفهان شبانه نشد

    یکی از تغییرات عمده و البته تا حد زیادی نامحسوس مدرنیته و فرآیندهای مدرنیزاسیون تغییراتی است که در ریتم زندگی روزمره مردم به‌وجود می‌آید. هر چند این تغییرات در ریتم ممکن است در یک دوره زمانی کوتاه چندان محسوس نباشد، اما اگر فرآیندهای آن را در دوره‌های زمانی بلندتری در نظر بگیریم، کاملا آشکار می‌شود. تنظیم ریتم زندگی مردم در عصر مدرنیته و به‌ویژه در کلان‌شهرهایی مثل اصفهان از اهمیت بسیار بالایی در مدیریت شهری برخوردار است. فقط کافی است به فهرستی از مدیریت درست ریتم‌های حرکت، گردش و چرخش اشیاء و انسان‌ها در شهر نگاهی اجتماعی بیاندازیم تا بفهمیم که چگونه ریتم‌ها بسیاری از الزامات شهری را بر ما تحمیل می‌کنند. ریتمِ حرکت اتوبوس‌ها و متروها، ریتم حرکت شهروندان در ساعات مختلف روز از بخش‌های مختلف شهر، ریتم آغاز و پایان ادارات، ریتم غذا خوردن و حتی ریتم موارد بسیار جزیی‌تری مثل خوردن چای، مطالعه کردن، استراحت کردن و بسیاری مسائل ریز و درشت دیگر که همگی از الزامات تغییر ریتم در دوران مدرن است.

    یکی دیگر از ریتم‌هایی که به‌واسطه مدرنیته دچار تغییر و تحول شده است، تغییر در روندهای حرکتی و حتی مفهومی زمان‌هایی مثل شب و روز است. به این ترتیب که به‌واسطه مدرنیته مفاهیمی مثل شب و روز جایگاه پیشین خود را تا حد زیادی دگرگون کرده‌اند. البته الزامات زیادی برای این امر وجود داشت. در دوره‌های اولیه صنعتی شدن و به علت نیاز مبرم به تولید انبوه، معمولا کارخانه‌ها به صورت شیفت‌های چندگانه در طول تمام 24 ساعت شبانه‌روز مشغول به کار بودند. از آنجا که واحدهای صنعتی معمولا در مجاورت و یا حتی داخل شهرها احداث می‌شد، خدمات خاصی برای شیفت‌های مختلف کاری در نظر گرفته شده بود. برای مثال ممکن بود یک گروه از کارگران ساعت ده شب آغاز شیفت کاری آنها باشد. از طرفی کسانی که عمده زمان کاری خود را روزها سپری می‌کردند، شب‌ها به دنبال مکان‌ها و پاتوق‌هایی برای استراحت و سرگرمی بودند. به همین دلیل به مرور زمان روشنایی وارد حیات زندگی شبانه انسان شد. ورود برق و نور به خیابان‌ها و کوچه‌ها و همچنین احداث کافه‌ها، رستوران‌ها و مراکز خدماتی بسیار زیاد دیگری که به صورت شبانه‌روزی به شهروندان خدمات ارائه می‌کردند، مانند بیمارستان‌ها، آتش‌نشانی، مراکز پلیس و … شهرها را به مراکزی تبدیل کرد که به صورت 24 ساعته در حال فعالیت بود.

    از طرف دیگر رشد بسیار زیاد جمعیت در کلانشهرها به‌ویژه در قرن بیستم باعث شده بود تا شهرها نتوانند در یک دوره زمانی کوتاه مثل روز تمام امکانات و خدمات فراغتی و کاری و حتی سرگرمی را در اختیار همه شهروندان قرار دهند. به همین خاطر برنامه‌ریزی‌ها به سمت تقسیم‌بندی طول شبانه‌روز پیش رفت و ریتم‌ها به گونه‌ای تقسیم‌بندی می‌شد تا هر گروه یک دوره زمانی خاصی از روز را در اختیار خود قرار دهد. تقسیم کار در طول شبانه‌روز به صورت خود به خودی به تقسیم فراغت در طول شبانه‌روز منجر شد. بنابراین، همه مراکز شهری و به‌ویژه مراکز فراغتی به گونه‌ای طراحی می‌شدند تا بتوانند به همه شهروندان در طول 24 ساعت شبانه‌روز خدمات ارائه دهند. این روند، به‌طور خاص با حرکت شهرها و کلانشهرها به سمت مراکز مصرفی و خدماتی نمود بیشتری پیدا کرداز این‌رو اگر تا پیش از این، کار بود که وضعیت فراغت را تعیین می‌کرد، حال این روند معکوس شده بود. شکل‌گیری پاساژها و مگامال‌های بزرگ در سطح شهرها، مراکز تفریحی و بازی مثل شهربازی‌ها، سیرک‌ها، گسترش سانس سینماها به نیمه‌های شب و بسیاری موارد دیگر نشان می‌داد که چگونه اقتصاد یک شهر به حیات و زیست شبانه آن وابسته می‌شد. کم کم نور و نورپردازی به بعد مهمی از معماری شهری تبدیل شد. زرق و برق شهری، پیاده‌روها، ویترین مغازه‌ها، نمایش ماشین‌ها و حرکت جمعیت‌ها در درون این فضاهای شهری در طول شب مشخصه بارز شهرهای پررونق قرن 21 بوده است.

    این وضعیت اما برای کشورهای در حال توسعه روایت متفاوتی را طی کرده است. برای نمونه اصفهان، هیچگاه روند شهرهای صنعتی را طی نکرده است. به نظر نمی‌رسد دست‌کم در مراحل اولیه، صنعت نقش بزرگی در توسعه سریع شهراصفهان داشته باشد و اهمیت سیاسی آن به‌عنوان شهری توریستی مهمترین عامل در توسعه آن بوده باشد.

    از سوی دیگر، توسعه ناموزون اصفهان، مهمترین عامل در عدم شکل‌گیری زیست شبانه بود؛ یعنی عدم امنیت. رشد شهری اصفهان از همان ابتدا باعث شکل‌گیری دو گانه بالاشهری و پایین‌شهر شد و گرچه در مکان‌های مرفه‌تر شهر،  علائمی از حیات شبانه وجود داشت، اما در مناطق محروم‌تر و حاشیه‌ای‌تر به‌علت افزایش بزه‌کاری و عدم امنیت، شب‌ها به مکان مخوف و پاتوق مجرمان تبدیل شده بود.

    بعد از انقلاب، به‌علت شروع زود هنگام جنگ تحمیلی، عدم امنیت، دلالتی سیاسی به خود گرفته بود تا اجتماعی. طولانی شدن مدت زمان جنگ و فوبیا و هراس ناشی از آن تا دوران بعد از جنگ نیز ادامه یافت و متاسفانه کلان شهری همچون اصفهان هیچگاه نتوانست آن‌طور که باید و شاید به مکانی برای زیست و حیات شبانه تبدیل شود. هر چند بخش‌هایی از شهر به صورت کنترل شده و خیلی ویژه برنامه‌هایی برای فراغت شبانه مردم فراهم کردند، اما نه تعداد این برنامه‌ها چندان کفایت می‌کرد و نه از کیفیت لازم برای همه قشرها و گروه‌ها برخوردار بود و نه اینکه استمرار داشتند. عمده این برنامه‌ها مناسبتی بوده مثل برنامه‌های ماه مبارک رمضان و یا برخی از اعیاد و تنها در مواقع خاصی از سال و برای گروه‌های خاصی طراحی می‌شد. از سوی دیگر برنامه‌ریزی برای زیست شبانه مردم در برنامه‌ریزی فضایی شهری جایگاه مهمی نداشته و ندارد. معمولا در طراحی‌های شهری اهمیت چندانی به مراکزی که بتوانند خدمات فراغتی شبانه به شهروندان ارائه دهند داده نشده است. قوانین مربوط به تعطیلی واحدهای صنفی بعد از نیمه شب و نگاه امنیتی به مقوله زیست شبانه نه تنها باعث امن‌تر شدن شهر نشده، بلکه آن را به مکانی برای بزه‌کاران و مجرمان تبدیل کرده است. واقعیت این است که به‌علت خالی شدن شب از مردمان عادی و نبود هیاهوی شهری، با تاریک‌تر شدن هوا، کم کم شاهد حضور افراد و گروه‌هایی هستیم که یا بزه‌کار و مجرم هستند و یا به شدت آسیب‌پذیر.

    از طرف دیگر، با وجود اینکه اصفهان به شدت با کمبود منابع مالی برای مدیریت شهری مواجه است، اما کمتر به بعد اقتصادی زیست شبانه در آن توجه شده است. در حالی که بعد اقتصادی زیست شبانه می‌تواند منابع سرشاری تولید کرده و پویایی خاصی به اقتصاد شهری بدهد.

    نکته قابل تامل این است که بخش خدمات اقتصادی به عنوان فاز سوم از توسعه در اقتصاد کشورهای توسعه یافته، بعد از بخش کشاورزی و صنعت، جایگاه مناسبی در دهه‌های اخیر به خود اختصاص داده که در عصر حاضر برخی از اقتصاددانان از آن به عنوان موتور رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته نیز یاد می‌کنند. در این منظر لازم به ذکر است که زیست شبانه می‌تواند به عنوان یکی از موتورهای محرکه قدرتمند در جهت پیشبرد حوزه اقتصاد تلقی شود. این تعریف می‌تواند عامل مهمی در آشنایی و شناخت ما از فاز سوم توسعه باشد که هدف از آن تعیین مرزبندی‌های مناسب و بیان برخی ویژگی‌های اساسی این بخش می‌باشد، البته در میان نظریات و دیدگاه‌های مختلف در مرزبندی‌های این بخش اختلافاتی وجود دارد ولی اکثر دیدگاه‌ها دارای ویژگی‌های مشترک اساسی هستند. از ویژگی‌های این بخش می‌توان به ناهمگونی، گستره وسیع آن و اینکه کیفیت خدمات را نمی‌توان براساس تنها خروجی آن بررسی کرد و تمامی جزئیات فرآیند ارائه خدمت به مشتری می‌تواند در تعیین کیفیت این بخش موثر باشد اشاره کرد. این ناهمگونی منجر به توزیع عادلانه‌تر درآمدهای حاصله برای گروه‌های مختلف شده و از همین رو یکی از شاخص‌های مهم در عدالت توزیعی است.

  • چگونه شانس خود را خوش کنيم

    چگونه شانس خود را خوش کنيم

    غیر از عواملی که به کلی خارج از اختیار ماست، آیا خوش شانسی می‌تواند وضعیت ذهنی ما باشد؟ و اگر چنین باشد، چطور می‌توانیم دیدگاه خود را به زندگی تغییر دهیم تا احساس خوش شانسی بیشتری کنیم؟

    انعطاف‌پذیر باشید

    ویژگی آدم‌ خوش شانس چیست؟ به نظر پروفسور ریچارد وایزمن از دانشگاه هردفوردشایر یکی از این ویژگی‌ها انعطاف‌پذیری است.

    او می‌گوید:«وقتی اتفاق بدی می‌افتد، چنان‌که برای همهٔ ما ممکن است پیش بیاید، آیا آن را از سر می‌گذرانید یا زیر بار آن له می‌شوید؟»

    پروفسور وایزمن می‌گوید: تمام ماجرا شیوهٔ تفکر خلاف واقع است.

    «آدم‌های خوش شانس به طور طبیعی انعطاف‌پذیرند… وقتی اتفاق بدی می‌افتد، این افراد به اینکه ممکن بود بدتر از این بشود فکر می‌کنند و روحیهٔ خود را حفظ می کنند. وقتی اتفاق بدی برای آدم‌های بد شانس می‌افتاد آنها فکر می‌کنند، می‌توانست خیلی بهتر از این باشد و این خیلی ناگوار است».

    «هیچ‌کدام از این نگرش‌ها در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمی‌کند، به هر حال اتفاق بدی افتاده است، واقعیت این است که گروهی در موقعیتی هستند که می‌توانند آن را از سر بگذرانند و گروهی نمی‌توانند».

    به دیگران فکر کنید

    بنا بر پژوهش‌های پروفسور وایزمن، به نظر می‌رسد انجام دادن کارهایی به‌خاطر دیگران از عادت‌های آدم‌های خوش شانس است.

    او می‌گوید:«این نوع افراد اهل کار گروهی هستند. همیشه می‌گویند، ما همه با هم هستیم، چطور می‌توانم به شما کمک کنم؟ آدم‌های بد شانس نه به دیگران بلکه فقط به خودشان فکر می‌کنند».

    اجتماعی باشید

    داشتن شبکهٔ وسیعی از معاشران چه به صورت واقعی و چه مجازی نشانهٔ دیگری از آدم‌های خوش شانس است.

    پروفسور وایزمن توضیح می‌دهد:«این افراد شبکهٔ وسیعی از ارتباطات اجتماعی دارند. هر کدام از این افراد هم انبوهی از افراد دیگر را می‌شناسند و به این ترتیب به آدم‌های گوناگونی دسترسی دارید که می‌توانند به شما کمک کنند یا موقعیت‌های جدیدی برای شما فراهم کنند».

    و دوست شدن با افرادی از این دست هم خودش مزیتی است.

    پروفسور وایزمن می‌گوید:«اجتماعی بودن شادی‌آور است. احساسات مسری است و اگر آدم خوش شانس، سرحال و مثبتی باشید، دیگران دوست دارند دور شما جمع شوند. به این ترتیب شبکه‌ای در اطراف‌تان تشکیل می‌دهید و اتفاقات خوبی ممکن است برای شما بیفتد، پس پیش بروید تا پیش آیند».

    خودتان باشید

    به نظر وایزمن، مهم این است که با خودتان روراست باشید.

    «آدم‌های خوش شانس بیشتر اوقات صادق و روراست هستند، باور می‌کنید چهره‌ای که از آنها می‌بینید خود واقعی آنهاست».

    «آنها آدم‌های قابل‌اعتمادی هستند و خودشان را طور دیگری نشان نمی‌دهند یا وانمود نمی‌کنند شخصیت دیگری دارند، خودشان هستند. من فکر می‌کنم این ویژگی جالبی است که دیگران را به سوی آنها جذب می‌کند».

     

  • اگر همیشه احساس خستگی می کنید، این مطلب را بخوانید.

    اگر همیشه احساس خستگی می کنید، این مطلب را بخوانید.

    دکتر احمد روان پارسا، پیرامون احساس خستگی بیش از حد در برخی افراد طی صحبت با خبرنگار گروه سلامت مجله خبری اینهفته گفت: این نوع خستگی دلایل متعددی از قبیل افسردگی، بیماری‌های عفونی، بیماری‌های قلبی، غذای ناکافی، کم کاری تیروئید، حساسیت غذایی و از همه مهمتر فقر مولکول آهن در خون دارد.

    وی با اشاره به اینکه مقدار انرژی موجود در بدن که به واسطه مصرف غذاها به وجود می‌آید نیز در بروز احساس خستگی موثر است، گفت: وقتی بدن به علت نخوردن غذا، اختلال در جذب غذا یا حجم بالای فعالیت نامتناسب با میزان انرژی مصرفی دچار افت انرژی شود، خستگی مفرط بروز پیدا خواهد کرد. این متخصص خون و آنکولوژی در مورد قند ذخیره در خون گفت: مقدار قند موجود در بدن به شکل گلیکوژن بین 300 تا 400 گرم در خون است که تنها می‌تواند انرژی نصف روز یک فرد بالغ را تامین کند بنابراین، انرژی اصلی مورد نیاز انسان از طریق سوختن چربی‌ها تامین می‌شود.

    وی دلیل خستگی مفرط در بیماران عفونی را کمبود قند خون دانست و گفت: در این نوع بیماری‌ها معمولا افراد از مواد قندی کمتری استفاده می‌کنند و به همین دلیل بدن برای تامین انرژی مورد نیاز باید از چربی‌ها استفاده کند که در این شرایط با سوخت ناقص چربی‌ها به دلیل کمبود قند خون موادی مثل اسیدلاکتیک در بدن ترشح می‌شود که خستگی عضلات را در پی دارد. بنابراین کبد، این اسید را در زمان استراحت فرد از جریان خون حذف می‌کند و مشکل برطرف می‌شود.

    این متخصص خون و آنکولوژی از دیگر علل خستگی مفرط را تنگ بودن مجرای عروقی دانست و گفت: در این صورت اکسیژن، مواد قندی و جریان خون رسانی با سرعت مناسب در بدن انجام نمی‌شود و انرژی به مقدار کافی به بافت‌ها و عضلات بدن نمی‌رسد که در این حالت فرد احساس خستگی مفرط می‌کند. البته کم خوابی هم در تشدید این موضوع بی‌اثر نیست.

    دکتر پارسا گفت: عدم وجود ویتامین‌ها، املاح و مواد معدنی به میزان کافی در بدن موجب برهم خوردن تبادلات بیوشیمیایی و روابط بین دستگاه‌ها می‌شود که موجب افت انرژی و در نتیجه بروز احساس خستگی می‌شود. وی کم خونی را از دیگر علل احساس خستگی مفرط دانست و با اشاره به اینکه کمبود آهن و اسیدفولیک شایع‌ترین نوع کم خونی است، افزود: فقر آهن در خون سبب کاهش و کوچک شدن گلبول‌های قرمز می‌شود در نتیجه عمل تبادلات اکسیژن و دی اکسید کربن به خوبی صورت نمی‌گیرد و سلول‌ها با وجود کمبود اکسیژن نمی‌توانند سوخت و ساز مواد قندی را به خوبی انجام دهند و این حالت برای فرد ضعف و بی‌حالی را در پی دارد.

    دکتر پارسا با بیان اینکه میزان استاندارد آهن و قند خون بین 90 تا 100 میلی گرم در خون است، گفت: جذب آهن از طریق مصرف جگر، گوشت قرمز به ویژه گوشت گوساله، تخم کدو، کشمش و خرما صورت می‌گیرد. البته فعالیت بدنی زمینه جذب آهن را افزایش می‌دهد و در صورت تامین نشدن آهن مورد نیاز بدن از این طریق می‌توان زیر نظر پزشک از مکمل‌های دارویی و قرص آهن استفاده کرد.

    این متخصص خون و آنکولوژی با اشاره به وجود دلایل ژنتیکی برای فقر آهن گفت: علاوه بر زمینه ژنتیکی نوعی پروتئین در خون وجود دارد که وظیفه آن انتقال مولکول آهن از نقطه‌ای به نقطه دیگر است که اگر وظیفه خود را به درستی انجام ندهد، مشکل کمبود آهن به وجود می‌آید.

    البته نوعی پروتئین در بدن برای جا به جایی نیاز به جذب مولکول آهن دارد که اگر مولکول جذب شده را رها نکند، این بار فقر آهن در بدن به شکل دیگری به وجود می‌آید ولی همیشه یک مقدار آهن در کبد به صورت ذخیره شده وجود دارد. دکتر پارسا افزایش میزان مولکول آهن در بدن را باعث به وجود آمدن اختلال در اعضای بدن به ویژه کبد دانست و افزود: مصرف مکمل‌های غذایی و قرص‌های آهن باید زیر نظر پزشک متخصص و با بررسی میزان آهن در آزمایش خون باشد در غیراین صورت عوارض جبران‌ناپذیری به همراه خواهد داشت.

    این متخصص خون و آنکولوژی در مورد درمان خستگی مفرط گفت: برای درمان این مشکل ابتدا نیاز به یک تشخیص صحیح است که خستگی مفرط از کدام دلیل و یا حاصل کم کاری کدام عضو بدن است تا بتوان از مراحل بعدی درمان با سرعت بیشتر و هزینه‌های کمتر عبور کرد.

    وی با اشاره به مراحل دیگر درمان افزود: ورزش باعث بالا رفتن سرعت گردش خون و در نتیجه رسیدن مواد قندی بیشتری به عضلات و همچنین موجب دفع مواد زاید و چربی‌های اضافی از بدن می‌شود و در درمان این بیماری نقش موثری دارد. دکتر پارسا، در پایان با تاکید بر اهمیت نوع تغذیه و زمان استفاده از آن افزود: استفاده روزانه 8 لیوان آب در کنار استراحت به میزان کافی به صورت خواب موجب ترمیم بدن می‌شود و در کنار اینها استفاده از 3 نوع میوه جذب مواد معدنی و املاح مورد نیاز بدن را تامین می‌کند.