بلاگ

  • آموزش تاب آوری به زوجین، طلاق و از هم گسیختگی خانواده ها را کاهش می دهد

    آموزش تاب آوری به زوجین، طلاق و از هم گسیختگی خانواده ها را کاهش می دهد

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ «زهرا امینی» تاب آوری را مجموعه مهارت هایی برای مواجهه صحیح با شرایط دشوار زندگی، حفظ آرامش درونی و کسب سازگاری مناسب با مسائل و مشکلات موجود در پیرامون خود، برشمرد و افزود: امروزه خانواده های ایرانی با مسائل متعددی اعم از افزایش تورم و کاهش قدرت خرید، بیکاری، مصرف گرایی و افزایش سطح توقعات در بعد اقصادی و فردگرایی، استقلال طلبی و آزادی خواهی های افراطی در بعد روانی و اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند که تقویت مهارت تاب آوری به حل و فصل درست این مسائل کمک می کند.
    وی با بیان اینکه بسیاری از تعارضات زناشویی ناشی از عدم مدیریت صحیح هیجانات و برخوردهای شتاب زده و افراطی در مواجهه با مشکلات خانوادگی است تصریح کرد: افراد تاب آور، درک درست تری از هیجان های خود دارند و در هنگام بروز احساساتی نظیر خشم و برانگیختگی عصبی یا ناکامی، شکست و سرخوردگی، به جای برون ریزی یکباره هیجانات خود و ایجاد مشاجره با همسر و فرزندان، تحمل و بردباری به خرج داده و پس از کسب آرامش درونی، به بررسی دقیق مشکل و پیدا کردن راه حل های منطقی برای آن می پردازند.
    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، آموختن مهارت حل مساله را یکی از عناصر مهم تاب آوری دانست و خاطرنشان کرد: همه زوجین در سالهای زندگی مشترک با مسائل و مشکلات گوناگونی مواجه می شوند اما برخی با اتخاذ شیوه صحیح حل مساله، به واکاوی مشکل، یافتن راه حل های منطقی و رفع و رجوع مساله می پردازند و برخی دیگر با واکنش های تند و هیجان زده، به سرعت، به سمت متارکه و جدایی پیش می روند.
    این متخصص پزشکی اجتماعی، گفتگو، همدلی و ایجاد روابط اجتماعی گسترده را از دیگر مهارت های مهم تاب آوری عنوان نمود و اظهار داشت: افراد برخوردار از مهارت تاب آوری، در هنگام مواجهه با مشکلات شغلی، اجتماعی و خانوادگی، در وحله نخست، به گفتگو با طرف مقابل اعم از همسر، کارفرما، دوست و… پرداخته و درصدد حل تعارضات پیش آمده و بهبود روابط بین فردی برمی آیند و در مرتبه بعد، چنانچه به کمک دیگران نیاز باشد، ضمن برقراری ارتباط صمیمانه با نزدیکان خود یا متخصصین امر، از آنها درخواست مشورت و همفکری می نمایند، از این رو با اتکا به اندیشه و تجارب دیگران، مشکلات پیش آمده را به راحتی رفع و رجوع می کنند.
    امینی، اعتماد به نفس بالا و دارا بودن هویت مستحکم را یکی از عوامل موثر در افزایش تاب آوری ذکر نمود و افزود: افرادی که از اعتماد به نفس بالا و هویت استواری برخوردارند، در هنگام رویارویی با مسائل زندگی، احساس ضعف و ناتوانی نمی کنند بلکه با تکیه بر تجارب و توانایی های خود، به جای یاس و افسردگی، به مقابله با شرایط پیش آمده و از میان برداشتن موانع می پردازند.
    وی ادامه داد: افراد دارای هویت مستحم همچنین، خود را حق به جانب و مبرا از خطا و اشتباه نمی دانند و در هنگام بروز تنش های بین فردی در زندگی مشترک یا محیط های شغلی، به سادگی اشتباه خود را پذیرفته و فضا را به سمت صمیمیت و وفاق بیشر پیش می برند.
    سرپرست واحد سلامت اجتماعی مرکز بهداشت استان، فرافکنی، غفلت از خود و ربط دادن مشکلات به عوامل بیرونی را از جمله رفتارهای نابالغانه در مواجهه با مسائل زناشویی ذکر نمود و تصریح کرد: افراد فاقد مهارت تاب آوری در هنگام مواجهه با مشکلات، موضوع را از محیط خانه فراتر برده و والدین و خواهر و برادرهای خود و همسرشان را نیز درگیر مساله می کنند که این امر، جایگاه و شانیت آنها را تنزل داده و زمینه را برای دخالت های مستمر دیگران فراهم می کند.
    وی تحلیل درست از مسائل و پرهیز از اغراق و فاجعه سازی را عاملی مهم در حفظ زندگی مشترک و رسیدن به آرامش و تفاهم ذکر نمود و خاطرنشان کرد: تقویت تاب آوری موجب می شود افراد به جای اغراق در تحلیل مشکلات که حاصل آن، مواجه شدن با احساس ضعف، اضطراب و ناتوانی است، به مشکلات پیش آمده به عنوان یک فرصت برای کسب تجارب جدید نگاه کنند و مهارت های خود را در رویارویی با مسائل، به شدت افزایش دهند.
    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، توکل، خوش بینی و معنویت را از دیگر عوامل موثر در تاب آوری و سازگاری بهتر با مشکلات زندگی برشمرد و تاکید کرد: امید به بهبود شرایط، اتکا بر معنویت و انجام مناسک دینی نظیر توکل، توسل و دعا از فشارهای روانی افراد کاسته و آنها را در رویارویی با مسائل زندگی مقاوم تر می کند.

    سرپرست واحد سلامت اجتماعی مرکز بهداشت استان، درس مهارتهای زندگی در مدارس، کلاس ها و کارگاه های آموزشی در دانشگاه ها، جلسات آموزشی پیش از ازدواج در مراکز بهداشت و نشست های مشاوره فردی و گروهی در مراکز مشاوره شهر را از جمله ظرفیت های مناسب برای آموختن مهارت تاب آوری به افراد دانست و یادآو شد: هرگونه تلاش برای انتقال این مفاهیم به زوجین، به منزله سرمایه گذاری عظیمی است که بنیان خانواده ها را حفظ نموده و از بروز هزینه های مادی و معنوی ناشی از طلاق و از هم گسیختگی خانواده ها پیشگیری می کند.

  • نامه ای به بهار

    نامه ای به بهار

    حالا که داری می آیی، سر راهت از باغچه ی خداوند، برایمان بذر گل های رنگارنگ یاس و اطلسی و ارکیده بیاور، آن گاه که نبودی خزان خیلی از گل ها را پر پر کرد . یک روز زلزله بر سر دلمان آوار شد، یک روز سیل غم، زندگیمان را با خود برد. یک شب سفره هامان یک دفعه کوچک شد و بعد از آن هر ماه کوچک و کوچکتر. بعضی هایمان حتی دیگر سفره ای نداریم، گاهی گل هایمان در آسمان پر پر شدند و گاه جوانه های نورسی که بر سر شاخه ها بود طعم مرگ را می چشید. ارابه ی مرگ در کوچه ها می گشت و پیر و جوان را بی درنگ می ربود. چه غم انگیز بود آن روزهای بهار پیشین که لابلای این همه سوگ، باید از هم فاصله هم می گرفتیم و رخ می پوشاندیم. نه آغوش مرهمی؛ نه بوسه ی محبتی و نه دست نوازشی.
    بهار جان اگر می شود زودتر بیا . اگر در بقچه ات هفت سین سلامتی را داری، همین الان پهنش کن، این روزهای آخر بلاتکلیفی، انگار عقربه ها چاقی مفرط گرفته اند، روزها مانند سال می گذرد و انتظار، توان و جان می کاهد.
    حالا که بین زمین و آسمان معلقیم بیا تا دلمان گرم زمین و بهار شود .بهارجان، نگرانم! نکند مرگ تو را هم فریفته باشد، نکند این ویروس بی هویت، مرزهای تو را هم درنوردیده باشد؟ یادم نمی رود که نامش را نمی بردیم تا اعتماد به نفسش بالا نرود تا ماندگار نشود و زود پایش را از زندگیهایمان بکشد بیرون. نکند ماندگاریش دل تو را بزند. نکند نیایی؟ اما نه قطعا این طور نیست، درختان یکی در میان، شکوفه داده اند، باغ ها زنده شده اند و ساقه ها به نشان بیداری دهن دره می کنند و گل ها راهشان را به سمت نور و حیات کش می‌دهند. منی می دانم که در این روزهای کبود، ما را فراموش نمی کنی .
    ببخشید بهار جان، سرنخ کلام از دستم رفت ، کلاف جملاتم به هم پیچید. خودم هم نمی دانم چه نوشتم. مثل سالی که گذشت. مثل حال مردمم. مثل برنامه ریزی های مسوولین. مثل همه چیز و هیچ چیز، امسال چقدر کلاف سر در گم روی دستمان ماند .
    نمی دانم گره گشایی هم جزو صفاتت بود یا نه؟ اگر هست و اگر آمدی و من نبودم که یادآوری کنم، فکری هم به حال کلاف هایمان کن….

  • ما هستیم که به زندگی معنا می دهیم

    ما هستیم که به زندگی معنا می دهیم

    مردم در حال خرید شب عید برای سال جدید و پرسه زدن در خیابان بودند. شور و شوق بسیاری برای خانه‌تکانی و مهیا کردن همه چیز به بهترین شکل داشتند. تدارک سفر می‌دیدند و با خانواده و دوستان و آشنایان هماهنگی‌های لازم را انجام می‌دادند ولی امسال همه‌چیز رنگ و بوی دیگری گرفته است.
    به ندرت کسی درباره‌ی نوروز سخن می‌گوید. همه درباره‌ کرونا صحبت می‌کنند. بیماری جدید و نسبتا ناشناخته‌ای که هنوز درمان و خاصی ندارد و واکسنش هم در دسترس همهگان نیست و به دلیل شیوع بالا و خطرات و نگرانی‌های بسیار، همه را از هم دور کرده است.
    برای جلوگیری از شیوع بیماری و قطع زنجیره‌ی انتقال و حفاظت از جان خود، فعلا مجبور به حفظ خیلی از مواردی هستیم که قبلاً نبودیم ، تا این روزهای سخت بگذرد و سایه‌ی بیماری از کشورمان رخت بربندد.
    در این روزهای سخت همه چیز از سبک زندگی ‌، کارهای روزمره‌، تعامل‌مان با همسر، فرزندان و خانواده و دوستان‌مان دچار تغییر و دگرگونی شده است.
    در این روزها دیدارمان با عزیزان بعضا از طریق ویدئوکال و نرم‌افزارهایی مثل اسکایپ و واتس‌اپ شکل می‌گیرد و حتا کلاس‌ها و امتحان‌های بچه‌ها نیز به صورت آنلاین برگزار می‌شود و نوروزمان نیز دیگر رنگ و بوی نوروز را ندارد.
    در این روزهای جدایی نیاز به برنامه‌ریزی داریم، چرا که سبک‌زندگی‌مان به شدت دچار تغییر و دگرگونی گردیده است. مدارس تعطیل شده، اکثر افراد موقتا خانه‌نشین شده و یا دورکاری می‌کنند و ساعت خواب و بیداری افراد خانواده نیز تغییر کرده است.
    چند نکته از منظر روانشناختی برای کاهش استرس در این دوران و بهره‌مندی بیشتر لازم به ذکر است. مهم‌ترین نکته اینکه شرایط فعلی را به سان یک فرصت بنگریم، نه تهدید.

    حال سوال اینجاست که چطور می‌شود به این روزهای سخت و تلخ و متفاوت معنا داد؟

    شاید مهم‌ترین قدم ما در این روزها همین باشد. اینکه من به عنوان یک مادر، یک پدر، یک فرزند و یک عضو جامعه، در این روزها چه قدم یا قدم‌هایی را می‌توانم برای رشد خودم و حال بهتر خودم، خانواده و جامعه بردارم؟
    بپذیریم که ما در برابر دیگران مسئولیت داریم و هر کدام در هر جایگاهی که هستیم سعی کنیم نقش خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کنیم.
    بسیاری از دوستان را سراغ دارم که این‌روزها در فضای مجازی به فعالیت‌های عام‌المنفعه می‌پردازند و برای نیازمندان کمک‌هزینه جمع‌آوری و به خیریه‌های معتبر کمک می‌کنند. بسیاری در منزل کار می‌کنند، مطلب می‌نویسند، به خلق آثار هنری می‌پردازند، مطالعه می‌کنند، فیلم می‌بینند، آشپزی می‌کنند، نان می‌پزند و به ورزش و هزاران کار دیگر می‌پردازند.
    ما نیز می‌توانیم با توجه به شرایط زندگی‌مان، این زمان را غنیمتی بشماریم و به کارهایی بپردازیم که شاید سال‌هاست دوست داشتیم و فرصتی برای انجامش نداشتیم. هنری به صورت آنلاین بیاموزیم، از موزه‌ها و نقاط دیدنی ایران و جهان به صورت مجازی دیدن کنیم.
    به آشپزی، بازی و شادی با افراد خانواده بپردازیم و به این روزهایمان رنگ و بویی دیگر دهیم تا استرس و اضطراب ناشی از بیماری و اخبار بد در ما کاهش یابد و علاوه بر آن، این درس بزرگ را به خود و اطرافیانمان بدهیم که این ما هستیم که به شرایط معنا می‌دهیم و نوع نگاه ما می‌تواند شرایط، سبک‌زندگی و معنای زندگی ما را نیز تغییر دهد و ما را در جهت رشد بهتر و زندگی رضایت‌مندانه‌تر در هر شرایطی هدایت کند.
    پس، ای مقلّب، قلب‌هایی را که سیاهند و این لطافت‌ها را نمی‌بینند منقلب کن.
    ای محوّل، آنانی را که باید تحول‌آفرین باشند و نیستند و نمی‌گذارند، متحول کن.
    ای مدبّر، به ما تدبیر برسان. ما به باران تدبیر تو نیازمندیم. بر زمین خشک ما تدبیر بباران. ما از سیل تدبیر نمی ترسیم.
    این کشور و مردم آن شایسته احسن حالند؛ پس حالشان را خوب کن!

  • نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

    نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

    یکسال است که دل سیر همدیگر را ندیده ایم . او به نو بهار دلخوش است و از پس سرمای زمستان سر بر می آورد و جوانه می زند و شکوفه می دهد برایش فرقی نمی کند که ما سالها بدتر از ویروس کرونا به سرش آورده ایم. درختهایش را سوزانده ایم. نفسش را با اگزوز ماشینهایمان و دود کش های کارخانه هایمان بریده ایم . حیواناتش را منقرض کردیم و با فاضلاب و زباله هایمان آب خوش نگذاشته ایم که از گلویش پایین برود. او مانند ما نق نمی زند و غر نمی زند صبح به صبح استوری نمی کند آی دنیا من و شما یک مشت بدبختیم . دیشب باد آمد یکی از درختهایم شکست . برف آمد شکوفه هایم یخ زد . امروز کمر یکی از کوه هایم را ماشینهای سنگبری بریدند. او تن خسته و آسیب دیده از ما را به دست باد نوروزی می سپارد تا غبار از چهره اش بزداید و تن آلوده از زباله های ما را زیر بارش باران می شوید تا برای ادامه حیات آماده شود . او با صدای پرندگان سرخوش و از دیدن تلاش حیوانات برای ادامه زندگی سرمست می شود . درختان را صدا می کند تا روزگار را به عطر گلهایشان معطر و به رنگ جوانه هایشان مزین کنند. طبیعت در مقابل همه این سختی ها سختی های که ما به او تحمیل می کنیم دوام می آورد و شاداب زندگی می کند. شاید گلی که از زیر یک سنگفرش یا آسفالت بیرون زده بهترین نماد مقاومت و تلاش زمین برای ادامه حیات و بالندگی باشد. چیزی که ما مدتهاست فراموش کرده ایم .ما بخشی از این طبیعت هستیم با همان استقامت ، با همان اندازه توانایی برای تاب آوری و تحمل. درست یکسال است که زیر سایه هولناک بلای طبیعی یا شاید هم دست پرورده انسانی کرونا زندگی می کنیم . و روابطمان بخاطر این بیماری کم شده و هرچه از دنیای حقیقی دور شده ایم در دنیای مجازی بیشتر غرق شده ایم شاید در این یکسال بیشتر خبر خوانده باشیم و در صفحات اینستا گرام ،تلگرام واتس آپ، فیسبوک و …. پرسه زده ایم راست و دروغ را خوانده ایم از اینجا به آنجا برده ایم و اعصاب روان بهم ریخته از مصیبت کرونا را به ریخته تر کرده ایم و یاد گرفتیم که بیشتر به جای درمان از دردها بگوییم و حال همدیگر هرروز بدتر کنیم . در همه زمینه ها کارشناس شویم و به راحتی ساده لوح باشیم و هرچیزی را بپذیریم و اجازه بدهیم نا امید تر و ناتوان تر شویم در حالی که در بلا باید به هم امید دهیم . انگیزه دهیم راه درست نشان دهیم نه اینکه بنشینیم که و رقابت مجازی در انتشار مرگ دیگران، اخبار خلاف واقع و…. داشته باشیم .
    مثال ما در شرایط یکسال گذشته چونان درختی است که تنه قطورش را بریده اند اما از کنار کنده بریده اش شاخ های جوان می روید و حیاتش ادامه می یابد و ما به عنوان بخشی از طبیعت توان روییدن و زندگی شاداب را داریم به شرط آنکه هر روزمان به آه و ناله نگذرد که ناله ها ریشه حیات را می خشکاند باید راه هایی نالیدن را بست و به امید چون زمین، خانه را از نو ساخت که ما اگر نوروز را جشن خود می دانیم از آن روست که خود را بخشی از طبیعت مقاوم می دانیم که راهی برای شادابی می یابد و به حیاتش ادامه می دهد و همین است که سالها از پس حمله ها و سختی ها بر آمده ایم و هنوز هستیم. ما چون زمین از پس طوفان های این زمستان سرد بهاری نیکو را درک خواهیم کرد.

  • سالی که گذشت

    سالی که گذشت

    همه این تعابیر را می شود برای تک تک روزهای این سال سیاه و خوش بینانه ترش این سال خاکستری به کار برد. سال خاکستری که ماسک به صورت داشت، دست هایش بوی مایع ضدعفونی کننده می داد و برای برخی لباس سیاه سوگواری به تن کرده بود. کرونا سایه سنگین و بزرگ و کلافه کننده اش را بر ما و روزها و شب هایمان انداخت و بختک اندوه و ترس و غم هایش با ما در تک تک روزهای سال آمد.
    آدم های زیادی را از دست داده ایم. هنرمند و شاعر و روزنامه نگار؛ همسایه و دوست و فامیل. همه گیری کرونا به اضطراب روزهایمان اضافه شد، با موج دلار، اوج گرفت، همراه با بیم و ترس از آینده، به امروزمان چنگ انداخت و دلهره مدامش را سر سفره های کوچکمان آورد. با تورم، جولان داد، به نرخ بیکاری و اشتغال دامن زد، کسب و کارهای تازه جان گرفته را از رمق انداخت و پا به پای آلودگی هوا، نفسمان را گرفت، مثل فقدان زاینده رود غمگینمان کرد، مثل گرانی، بیداد کرد.
    کرونا درهای مدرسه را بست، مرزها را دورتر کرد، دور پارک هایمان حصار کشید، صدا، تصویر، حرکت را از سینماهایمان گرفت، بهار و تابستان و پاییز و زمستانمان را سوت و کور کرد…
    اما ما گذر کردیم، با تعدادی کمتر و اندوهگین تر، گذر کردیم و حالا اینجاییم؛ در آستانه قرنی جدید، آماده ورود به سال دو صفر، با تجربه هایی از فاصله گذاری اجتماعی، لبخندهای پشت ماسک، دورنشینی ها و ارتباطات آنلاین تر؛ ما انسان های روزگار کرونا هستیم، خسته و رنجور با عظیم ترین ترس ها از موذی ترین و ناشناخته ترین ویروس کوچک جهان؛ انسان هایی که شاید باید یاد می گرفتیم فاصله با آدم ها را حفظ کنیم، باید یاد می گرفتیم همه چیز در اراده ما نیست و جهان می تواند بسیار غیرقابل پیش بینی تر از آنچه باشد که فکر می کردیم. باید یاد می گرفتیم که دست های آلوده، کار دستمان می دهد، که همه ما به هم وصلیم و اگر یکی درگیر شد، می تواند دیگرانی را نیز درگیر کند. یاد گرفتیم گاهی باید برویم در قرنطینه، در انزوای کند و کاو در خود؛
    کرونا یادمان داد خانه امن ترین جای دنیاست. ما آدم های بیرون آمده از قرنطینه، دیگر آن آدم های سابق نیستیم، آدم هایی که ترس ماسک نزدن و مبتلا شدن را با خود به خواب هایمان برده ایم، ما بزرگ ترهای نسلی که کودکانش از پارک رفتن هراس دارند، دست هایمان که فراری از همدیگر است، آغوش هایی که فراری از یکدیگر است، ما آدم هایی که باید در آسانسور سکوت کنیم و حرفی رد و بدل نکنیم تا امکان انتقال ویروس کمتر باشد، ما آدم هایی که باید با فاصله یک و نیم متری هم بایستیم و چیزی از دست هم نگیریم، جمع هایمان را محدود کنیم، پدر مادرهایمان را کمتر ببینیم، همشاگردی هایمان را نبینیم…
    این است زندگی مسالمت آمیز با کرونا، این بود سالی که گذشت…

  • نوارکاست یک سال عمرم با صدای کرونا

    نوارکاست یک سال عمرم با صدای کرونا

    می‌نویسم «جامعه 18 اسفند 99» یا «اصفهان 19 اسفند 99» اما اگر در صفحه پوشه صفحات همه اعضای روزنامه را نگاه کنید نام‌گذاری و تاریخ‌نویسی صفحات من با بقیه یکی نیست؛ مثلا همین دیروز به جای «جامعه-18 اسفند» نوشته بودم «جامعه 18 بهمن» یا چند روز پیش نوشته بودم «اصفهان- 14 دی» یا ماه پیش نوشته بودم «رویداد- 3 مرداد» و …
    نه اینکه فکر کنید حواس‌پرت هستم ها نه (البته که حواس‌پرت هستم بدم حواس‌پرتم و الکی ادای حواس‌جمع‌ها را درمیاورم) ولی قصه این شلختگی‌های ذهنی من در نام‌گذاری پوشه‌های صفحات روزنامه جنس دیگری دارد که با حواس‌پرتی‌های روتین مینا تومنی دو زار فرق می‌کند. اینها حواس‌پرتی‌های کرونایی است و از روزی شروع شد که به خاطر کرونا خانه‌نشین شدیم. اولش کیف می‌داد و لذت بخش بود اما همان اسفندی که باید ختم به تعطیلات نوروز می‌شد و هوای تازه‌ای پس از مدت‌ها به کله‌ام می‌خورد را از دست دادیم. مدت‌هاست آن حال و هوا را استنشاق نکرده و به درون ریه نکشیده‌ام همین است که هر روز وقتی تقویم را چک می‌کنم با خودم می‌گویم واقعا الآن اسفند شده؟ بهمن تمام شد؟ دی گذشت؟ آذر کی بود؟ شب یلدا کجا بودم؟ و از همه بدتر اینکه آخرین باری که باغ رضوان رفتم تا بنشینم سر قبر بابا منوچهر بغض کنم و هیچی نگویم را هم خاطرم نیست. ای لعنت بمن!
    بله من حواس‌پرت بودم اما حواس‌پرت‌تر شده‌ام چون زورم به زندگی در دوران کرونا هنوز نرسیده است و یک سال بدون محاسبه، تنها مانند یک نوارکاست خالی به آرشیو سن من اضافه شد و بس.

  • هشتمین سین نوروز امسال، سریال است

    هشتمین سین نوروز امسال، سریال است

    با کلانیِ گرانی و فریادهایی بلند فراق. چه چیزی می‌شود برای این روزها و سال نوشت که بیشتر به جای نود و نه، نود و نَه بود که ایران و جهان را درنوردید. هر قدر هم فکر کردم که «تو این روزهای سیاه و مریض» چه می‌شود نوشت، چیزی بهتر از مصرع دوم شعر پیدا نکردم؛ «فقط یه کمی چای واسم بریز» و بعد هم سه نقطه. به هر حال برای این روزها چه چیزی بهتر از ماندن در خانه و تماشای مینی سریال،نه سریال. آنهم ترجیحاً دوبله فارسی.
    مینی سریال همان طور که از اسمش معلوم است نوعی سریال کوچک یا کوتاه است که تعداد قسمت‌های محدودی دارد. راستی می‌دانستید شروع سریال‌سازی، دوست داشتنی‌تریم متریال تلویزیونی با رادیو بوده است! سریال‌ها قبل از این‌که به شبکه‌های تلویزیونی راه پیدا کنند به صورت رادیویی پخش می‌شدند. در فاصله میان جنگ جهانی اول و دوم شبکه رادیویی در انگلیس دست به ابتکار جالبی زد و هر شب بخشی از یک رمان معروف را برای مخاطبانش می‌خواند. این رمان‌ها معمولاً عاشقانه بودند و مخاطبان را پای رادیو نگه می‌داشتند. نظیر این اتفاق در برنامه داستان شب رادیو در ایران اتفاق افتاد. به این ترتیب سریال‌سازی آغاز شد و سپس به تلویزیون راه یافت. مینی سریال‌ها در واقع سریال‌هایی هستند که در قسمت‌های کوتاه معمولاً از 4 تا 10 قسمت ساخته می‌شوند. به همین دلایل چند مینی سریال برای این ایام به شما پیشنهاد می‌کنیم. این سریال‌ها واقعاً دیدن دارد. هیچ ترتیبی هم در کار نیست!

    مینی سریال مدیر شب «The Night Manager»

    شبکهٔ بی‌بی‌سی مینی سریال«مدیر شب» را در ۶ قسمت و با اقتباس از رمانی به همین نام نوشته جان لوکاره ساخته است. داستان این مینی سریال دیدنی چنان جذاب است که نمی‌توانید از جلوی تلویزیون یا مانیتور جم بخورید.

    مینی سریال مدیر شب

    مینی سریال چرنوبیل «Chernobyl»

    نام این مینی سریال دیدنی گویای همه چیز است. داستان مربوط می‌شود به آوریل سال ۱۹۸۶ که نیروگاه هسته‌ای شهر چرنوبیل واقع در اوکراین تحت کنترل حکومت شوروی سابق دچار انفجار می‌شود و فاجعهٔ چرنوبیل را رقم می‌زند، فاجعه‌ای هسته‌ای که تلفاتش از ۴۰۰۰ تا ۹۳۰۰۰ نفر تخمین زده شده است.

    مینی سریال درام وقتی ما را ببینند «When They See Us»

    این مینی سریال نیز بر اساس واقعیات ساخته شده. داستان مینی سریال«وقتی ما را ببینند» در مورد پنج نوجوان سیاه‌پوست آمریکایی است که به ناحق به جرم تجاوز به زنی در سنترال‌پارک نیویورک محاکمه می‌شوند.

    مینی سریال اجسام تیز «Sharp Objects»

    از دیگر مینی سریال‌های دیدنی اقتباسی می‌توان به مینی سریال «اجسام تیز» اشاره کرد که از رمانی به همین نام نوشتهٔ «گیلین فلین» اقتباس شده. اِیمی آدامز که نقش اول این مینی سریال را بر عهده داشته با بازی خیره‌کننده‌اش نشان داد که چه قدرتی در تطبیق‌پذیری دارد.

    مینی سریال حیرت‌انگیز «Unbelievable»

    مینی سریال دیدنی و درام «حیرت‌انگیز» در ۸ قسمت از شبکهٔ نتفلیکس پخش شده است. داستانش در مورد زنی است که ماجرای تجاوزش را به پلیس اطلاع می‌دهد اما پس از مدتی ادعایش را پس می‌گیرد و به همین دلیل نیز مورد اتهام تهمت قرار می‌گیرد و…

    مینی سریال گامبی وزیر «The Queen’s Gambit»

    والتر تویس، رمان‌نویس آمریکایی، در سال ۱۹۸۳ کتابی منتشر کرد که حالا می‌توانید بهترین اقتباس سینمایی ممکن از آن را تماشا کنید. این مینی سریال که مدتی پیش از سرویس استریم نتفلیکس منتشر شد تنها ۷ اپیزود دارد که تماشای متوالی آن‌ها کمتر از هفت ساعت زمان می‌خواهد. «گامبی وزیر» یک روایت بی‌بدیل و باورنکردنی از شطرنج ارائه می‌دهد.

    مینی سریال وقتی ما را می‌بینند «When They See Us»

    این مینی سریال در چهار قسمت به توضیح داستان دستگیری و محکومیت پنج نوجوانی می‌پردازد که در حقیقت مجرم‌های واقعی نیستند و کاملاً بی‌گناه هستند. این سریال براساس یک داستان کاملاً واقعی ساخته شده است.

    مینی سریال الف «ALEFl»

    «آلف» مینی سریال دیدنی ترک است، نام سریالی اکشن و جنایی می‌باشد که توسط امین آلپر ساخته شده است. داستان این مینی سریال تلویزیونی از این قرار است که جنازه‌ای که در بندر استانبول یافت شده است، تحقیقات آغاز می‌شود و قتل‌های بسیاری پس از آن رخ می‌دهند. دو کاراگاه مسئولیت تحقیقات را بر عهده می‌گیرند و…

    مینی سریال آشور «ASUR»

    اگر تصورتان از بالیوود هنوز فیلم‌های موزیکال با صحنه‌های شلوغ رقص است که ربط چندانی به منطق روایی قصه ندارند، عاشقانه‌هایی که در آن همه خواهر یا برادر گمشده خود را پیدا می‌کنند یا بدتر از آن اکشن‌های تخیلی که رسماً علم فیزیک را به چالش می‌کشند، بهتر است در این تصور تجدید نظر کنید؛ چرا که بالیوود پیشرفت و جهش چشمگیری را در سال‌های گذشته تجربه کرده و جدای از جریان اصلی سینمای هند که علاوه برقراری ارتباط با مخاطب عام به دنبال طرح مسائل و بحث‌های مهم رفته، سینمای آلترناتیو و مستقل هند نیز پر از استعداد و ایده‌های تازه است.

  • گاوی که در آخرین سال قرن دو قلو می‌زاید!!

    گاوی که در آخرین سال قرن دو قلو می‌زاید!!

    حالا دوباره زاد و ولد گاو در ایران زیاد شده و با تورمی که در جامعه است گاو هر ایرانی دو قلو که هیچ، شاید ۱۰ تا ۱۲ قل بزاید که اگر به انتخابات اردیبهشت ماه هم اشاره کنیم این زاد و ولد ها بیشتر هم می‌شود. در ایران همه فرصت‌ها می‌سوزد و از هیچ چیز استفاده بهینه نمی‌شود حتی همین گاو!! یعنی اگر این گاو را به هر کجای جهان ببری بهترین استفاده را از گوشت، پوست، شیر و محصولات دامی آن می‌کنند؛ اما در ایران همه نشسته‌اند تا گاوشان دو قلو بزاید و دو دستی در سرشان بکوبند. آنوقت آن چینی ‌های زبان بسته داستان جالبی براساس زودیاک چینی دارند که می‌گوید «سال جدید، سال گاونر است» حالا از مسائل جنسی که چرا به ماه و دریا و آسمان، خانم می‌گویند و به گاو، خروس و الاغ می‌گویند آقا، که بگذریم؛ چینی‌ها مثل ما ایرانی‌ها که شعر پر معنا و مفهوم «اتل متل توتوله گاو حسن چطوره» را داریم، چینی ها بر اساس افسانه های چینی معتقد هستند که امپراطور جید اعلام کرده بود که نظم حیوانات ۱۲ گانه بر اساس رسیدنشان به جشن تعیین خواهد شد. نزدیک بوده است که گاو نر اولین حیوانی باشد که به این جشن می رسد اما موش او را گول زده و سوارش شده است. وقتی که به محل برگزاری جشن نزدیک می‌شوند، موش از روی دوش گاو پایین پریده و زودتر از او وارد جشن می‌شود. با یک تحلیل راننده تاکسی منشانه میتوان نتیجه گرفت سال ۱۳۹۹ که سال موش بود برای چینی‌ها پیشتاز بوده است و آنطور که در فرهنگ چینی‌ها آمده است؛ گاوحیوان با ارزشی است که خود این مطلب نیازمند شورای بررسی صنف رانندگان تاکسی است. اما با این حال با همچنان امیدواریم گاو سال ۱۴۰۰ همان گاو حسن باشد که رفته هندوستان تحصیل کرده و حالا برگشته که انتقام روزهایی که نداشتن شیر و جایگاه ارائه شیرش را در اینستاگرام رد و بدل میکردیم، بگیرد. از مردم شریف ایران نیز خواهشمند هستیم حالا این گاو قرار است در کشور بتازد و دو قلو بزاید و صحنه را برای جولان گاوچران‌ها و گاوبازان فراهم کند، مردم رهرو راه او نباشند. همچنین درخواست دارم عکس چهارشنبه سوری، هفت سین، عیدی، آجیل و سیزده به در خود را با عنوان آخرین چهارشنبه سوری قرن، آخرین هفت سین قرن، آخرین تخمه ژاپنی آخرین آجیل قرن و آخرین عید قرن در اینستاگرام پست نکنید. به کله سیاه حاجی فیروز قسم، امسال آخرین سال قرن نیست!!