بلاگ

  • چگونه اعتماد خود را به سقف بچسبانیم

    چگونه اعتماد خود را به سقف بچسبانیم

    با ایرادگیر درونی خود طرف شوید

    جو امرسون مربی اعتماد‌به‌نفس می‌گوید: “همه ما صدای ترس‌نهادی در درون‌مان داریم که مدام ور‌ور می‌کند و می‌گوید ما خوب نیستیم، اما فقط یک طرف همه چیز را می‌بیند و من متوجه شده‌ام که بیشتر اوقات هم دروغ می‌گوید”. جو به ما توصیه می‌کند یاد بگیریم حواس‌مان به این ایراد‌گیر درونی و آنچه می‌گوید باشد.

    توصیه او: “هرچه ایراد‌گیر درونی می‌گوید را بنویسید و بعد از خودتان بپرسید برعکس آن چیست یا چطور می‌شود برخلاف آن فکر کرد. بعد این فکر و ایدهٔ برعکس را انتخاب کنید و آن را با خودتان تکرار کنید و تصمیم بگیرید که آن را باور کنید”.

    از خودتان بپرسید “چرا این صدای درونی اینقدر منفی است”؟

    فرانسیس می‌گوید: “اگر اعتماد‌به‌نفس را همچون کنش در نظر بگیریم، خودباوری احساسی است که باعث چنین کنشی در ما می‌شود”.

    پس اگر فکر می‌کنید کاری را نمی‌توانید انجام دهید فکر کنید که چرا چنین احساسی دارید: “شما با خودباوری ضعیف به دنیا نیامده‌اید، این احساسی است که با آنچه به ما گفته‌اند و با همه تجربه‌های ما از روزی که به دنیا آمده‌ایم، شکل گرفته است. از دوران مدرسه، خانواده، معلم‌های دینی و شبکه‌های اجتماعی، یعنی همه تجربه‌ها، اگر این تجربه‌ها منفی باشند اثراتی منفی هم بر ما به جا گذاشته‌اند. ببینید این اثر منفی از کجا سر‌چشمه گرفته است و ریشه‌های سرزنش خودتان را بکاوید و پیدا کنید!”.

    شاید این ضرب‌المثل قدیمی را شنیده باشید “بدبختی، بدبختی می‌آورد” در مورد منفی‌گرایی و افکار منفی هم همینطور است. مثبت فکر کنید. آسان نیست. برای رسیدن به این مقصود توصیه می‌کند: “قبول کنید که تغییر صدای منفی درونی یکباره اتفاق نمی‌افتد و جریانی است که نیاز به زمان دارد. نیاز به شجاعت و پیگیری دارد و به حمایت هم نیاز دارید و این خیلی مهم است”.

    او اضافه می‌کند: “پیش رفتن با قدم‌های کوچک بهتر از ماندن در موقعیتی است که آن را نمی‌خواهید”.

    خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

    “مقایسه کافی است! مقایسه کردن افکار درونی خودتان با تصویر بیرونی دیگران راه بی‌بازگشتی برای رسیدن به کمبود اعتماد‌به‌نفس است چون واقعیت درونی خود را با تصویر بیرونی که افراد از خودشان نشان می‌دهند مقایسه می‌کنید. به احتمال زیاد داستان‌هایی دربارهٔ دیگران از خودتان می‌سازید چون خبر ندارید آنها در واقع چه تجربه‌هایی را از سر می‌گذرانند و چه می‌کنند”.

    توصیه او این است:”ایست! تصمیم بگیرید تا با سرعت خودتان پیش بروید، از دیگران الهام بگیرید اما خودتان را با آنها مقایسه نکنید. اگر زندگی را میدان رقابت نبینید خودباوری شما بیشتر می‌شود چون بر مبنای آنچه هستید عمل می‌کنید و تلاش نمی‌کنید که خودتان را مدام به دیگران ثابت کنید”.

    کارهای ارزشمند انجام دهید

    جو می‌گوید: “اولین مربی‌ام به من گفت اگر می‌خواهی اعتماد‌به‌نفس بالایی داشته باشی باید کارهای ارزشمندی (برای خودت و دیگران) انجام دهی. حق با او بود، کارهای ساده مفیدی که برای خودم انجام می‌دادم خودباوری مرا تقویت می‌کرد و من هنوز هم از این توصیه استفاده می‌کنم”.

    “پیاده‌روی کنید، برای فرد نیازمندی چای بخرید، در را برای دیگری باز نگه دارید، هر وقت لازم است بگویید نه، نخ‌دندان را فراموش نکنید، تا می‌توانید سبزیجات بخورید، خودتان را به یک شکلات گرم مهمان کنید، مراقبه کنید، به دوستی زنگ بزنید، کتاب خوبی بخوانید، شب زود بخوابید، موقع خرید چند تا چیز اضافی برای گذاشتن در صندوق نیازمندان بخرید، با انجام کارهایی که برای خودتان و برای دیگران مفید است و فقط با حس شادمانی ناب انجام دادن آنها اعتماد‌به‌نفس شما تقویت می‌شود، با هر کار کوچکی که هر بار انجام می‌دهید”.

     

    توانایی‌های خود را منصفانه ارزیابی کنید

    فرانسیس می‌گوید: “شما حق دارید که حس خوبی در مورد خودتان داشته باشید، مورد احترام قرار بگیرید، امنیت داشته باشید و نظرات خود را بیان کنید. شما حق دارید از موقعیت‌هایی که احساس بدی در مورد خودتان ایجاد می‌کند، فاصله بگیرید و خودتان را از دست خون‌آشام‌های عاطفی که مثبت‌اندیشی و اعتماد‌به‌نفس شما را می‌مکند و در‌ عوض هیچ‌ چیز به شما نمی‌دهند، خلاص کنید”.

    “هر زنی توانایی‌ها و مهارت‌هایی در طول زندگی به دست می‌آورد. از تلاش برای ادامه زندگی پس از خشونت‌ها و بد‌رفتاری‌ها تا اداره امور خانوادگی، و در کار و تحصیل. این مهارت‌ها را بشناسید، آنها را یادداشت کنید و از همه آنها به نفع خودتان استفاده کنید”.

    نگذارید ترس شما را عقب بنشاند

    جو می‌گوید: “ده سال پیش بهترین دوستم خودکشی کرد و همان موقع دریافتم که مبتلا به سرطان پستان شده‌ام. این اتفاق‌ها ناگهان مرا از خواب بیدار کرد. تا آن زمان گویی در خواب زندگی می‌کردم و از ترس کرخ شده بودم. وقتی ترسناک‌ترین چیزی که ممکن بود اتفاق بیفتد را تجربه کردم، فکر کردم این همه سال برای چه اینقدر نگران بودم؟”

  • بالاخره کی راحت می شویم

    بالاخره کی راحت می شویم

    حال اگر واکسن آن معجزه‌ای نباشد که همه در انتظارش هستند آن وقت چه؟ درست است که واکسیناسیون گسترده می‌تواند نقشی کلیدی در کنترل بیماری داشته باشد اما به نظر می‌رسد تا خط پایان راه زیادی باقی است و استفاده از روش‌های بهداشت عمومی مانند فاصله‌گذاری اجتماعی باید همچنان مد نظر باشد. اما چرا احتمالا یک مبارزه طولانی با همه گیری کرونا در پیش است؟

    یک: راه طولانی تا واکسیناسیون گسترده جهانی

    با وجود پیش‌بینی‌های خوشبینانه در کشورهای توسعه یافته و ثروتمند در مورد رسیدن سریع به سطح قابل قبول واکسیناسیون همگانی، برخی تخمین‌ها به ما می‌گویند که ما در بهترین حالت حداقل سه سال تا واکسیناسیون گسترده جهانی فاصله داریم. البته این پیش‌بینی موانع احتمالی برای دسترسی به واکسن از جمله قیمت واکسن در کشورهای در حال توسعه و فقیر یا موانع سیاسی را در نظر نمی‌گیرد و هنوز مشخص نیست آیا در نهایت همه مردم توان دسترسی به واکسن را خواهند داشت یا نه. اگر تعداد زیادی از مردم واکسن دریافت نکنند چرخه بیماری و مرگ و میر ناشی از آن افت چشمگیری نمی‌کند.

    دو: درباره واکسن‌های کرونا

    اثربخشی و بی خطر بودن واکسن‌های کرونای تولید شده توسط شرکت‌های فایزر و مدرنا در مطالعات بالینی تایید شده است. اما هنوز سوال‌هایی وجود دارند. مثلا آیا این واکسن‌ها جلوی عفونت بدون علامت را هم می‌گیرند یا تنها از بیماری آشکار جلوگیری می‌کند؟ آیا این واکسن‌ها جلوی انتقال بیماری به دیگران را هم می‌گیرند؟ یا اینکه طول اثر این واکسن‌ها در بدن چقدر است؟ در مورد سوال آخر می‌دانیم که به طور کلی با گذر زمان اثر واکسن‌ها کاهش می‌یابد. به همین دلیل مثلا هر ۱۰ سال یکبار واکسن کزاز را تکرار می‌کنیم. اما تا این لحظه دقیقاً نمی‌دانیم که واکسن کرونا چه مقدار ایمنی ایجاد خواهد کرد. این مسئله دسترسی و تولید واکسن را پیچیده‌تر می‌کند چرا که اگر واکسن ایمنی طولانی مدت ایجاد نکند به تعداد بسیار بیشتری واکسن نیاز خواهیم داشت. این یعنی زمان دسترسی همه به واکسن و رسیدن به ایمنی کامل طولانی تر خواهد شد.

    سه: معضل باورهای غیرعلمی

    به طور کلی اثر بخشی واکسن‌ها در بعضی افراد مانند افراد مسن، کودکان خردسال و افراد با بیماری ضعف سیستم ایمنی کمتر از حد انتظار است. این بدان معنی است که تعداد زیادی از مردم حتی با دریافت واکسن موثر هنوز در معرض خطر ابتلا به بیماری هستند. البته با انجام واکسیناسیون گسترده عمومی می توان به سطحی از ایمنی جمعی رسید که همه افراد در معرض خطر را به صورت نسبی ایمن نماید. اما باید در نظر داشت گروهی از مردم به دلیل اطلاعات نادرست و باورهای غیرعلمی واکسیناسیون را مضر می‌دانند. این عده حتی در صورت وجود واکسن موثر از آن استفاده نخواهند کرد. این رفتار می‌تواند مانع دسترسی به سطحی از ایمنی جمعی شود که گروه های پرخطری که نام برده شدند مانند افراد مسن را محافظت نماید. این یعنی طولانی شدن همه‌گیری و ابتلای و مرگ و میر بیشتر ناشی از کرونا.

    چهارم: مسئله جهش ویروس

    همه ویروس‌ها در طول زمان جهش‌هایی دارند اما وقوع جهشی در ویروس کرونا که واکسن‌های فعلی را کم اثر یا حتی بی‌اثر کند خطری بالقوه است که در صورت وقوع باید واکسن‌های جدیدی از ابتدا مورد بررسی و آزمایش قرار گیرند. این به معنای طولانی شدن مبارزه با همه‌گیری است. هم‌اکنون نیز جهش‌هایی که در ویروس کرونا به طور خاص در بریتانیا و آفریقای جنوبی شناسایی شده، پرسش‌ها و چالش‌های تازه‌ای را پیش روی مبارزه با این همه‌گیری قرار داده است.

    مبارزه‌ای طولانی در راه است

    به نظر می‌رسد که جهان باید آماده یک دوره طولانی مبارزه با همه گیری کرونا باشد. در این مبارزه یک واکسن موثر، ایمن و در دسترس تنها یک جزو از لوازم نبرد با همه گیری است.

    واضح است که این وظیفه دولت‌ها است که با برنامه‌ریزی بلندمدت شهروندان را از مخاطرات اقتصادی، اجتماعی و جانی این همه‌گیری محافظت کنند. بسیاری از مردم به خصوص اقشار آسیب‌پذیر و کم‌ درآمد تا همین حالا به شدت از همه گیری کرونا آسیب‌دیده و بسیاری هم جان خود را از دست داده‌اند.

    برخی از کشورها در این مدت از شهروندان خود حمایت‌های مالی اجتماعی گسترده به عمل آورده‌اند تا اثرات همه‌گیری را کاهش دهند. این کشورها که با تکیه بر سرمایه اعتماد عمومی در کنترل بیماری هم موفق بوده‌اند از اطلاع‌رسانی شفاف و دستورالعمل‌های قابل قبول و قابل اجرا برای عموم بهره برده‌اند. در بسیاری از کشورها هم تاکنون مردم از حمایت های مالی و اجتماعی برخوردار نبوده‌اند یا از کمک های‌ناچیزی برخوردار شده‌اند. در این کشورها اطلاع رسانی شفاف نبوده است و دستورالعمل‌های متناقض به جامعه ارسال شده است.

    در مواردی که دولت‌ها توان یا اراده عمل به وظیفه خود را ندارند شاید شهروندان بتوانند با در نظر گرفتن سناریوی احتمالی دوی استقامت برای آینده آماده تر شوند. تک تک مردم با رعایت روش‌های بهداشت عمومی مانند محدود کردن تماس اجتماعی، دریافت اطلاعات از منابع معتبر وانجام واکسیناسیون در صورت دسترسی به واکسن در این مبارزه طولانی نقش دارند. بدون همکاری دولت‌ها و شهروندان پیروزی بر ویروس کرونا بسیار دورتر خواهد شد.

  • درخشش خبرنگار مجله خبری این هفته در جشنواره ملی ابوذر

    درخشش خبرنگار مجله خبری این هفته در جشنواره ملی ابوذر

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ دریا قدرتی پور؛ خبرنگار مجله خبری این هفته در ششمین جشنواره رسانه ای کشوری ابوذر که با حضور معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران برگزارشده بود توانست در بین خبرنگاران استان های کشور در رشته گزارش مقام دوم کشوری را ازآن خود کند.
    این جشنواره با جمع‌آوری آثار برتر در دبیرخانه‌های استانی و معرفی آنها به بخش ملی کار خود را ادامه داد تا در نهایت از بین 20 هزار اثر در حوزه‌های تیتر، عکس، خبر، مصاحبه، یادداشت و مقاله، گزارش، مصاحبه، موشن‌گرافی و فیلم کوتاه 230 اثر برتر به بخش ملی راه یافت و برگزیدگان ملی جشنواره از بین این آثار انتخاب شدند.
    مسعود بصیری، رئیس سازمان بسیج رسانه با اشاره به شرایط کرونایی حاکم بر کشور توضیح داد: با توجه به درگیری کشور با کرونا تصمیم گرفتیم برای ششمین دوره جشنواره رسانه‌ای ابوذر بیشتر از پتانسیل‌های فضای مجازی استفاده کنیم. با این وجود نزدیک 20 هزار اثر از استانهای مختلف کشور دریافت کردیم و شاهد فضای رقابتی خوبی بودیم.
    وی ادامه داد: با وجود اینکه کرونا بر سطح فعالیت بسیاری از مشاغل سایه افکنده و آنها را کم کارتر کرده است اما فعالان رسانه‌ای پرکارتر از قبل به پیش رفته‌اند، اما به هر حال این وضعیت برای فضاب رسانه‌ای کشور هم مشکلات زیادی به وجود آورده است.
    رئیس سازمان بسیج خاطر نشان کرد: این بحران باعث شد تا فعالان رسانه به صورت شبانه روزی فعالیت داشته باشند و به جای دوری از خطر کرونا به وسط میدان بیایند و در زمانی که بیشتر فعالیتهای کشور تعطیل بود آنها اقدام به پوشش اخبار کنند. با وجود این زحمات آنطور که باید فعالان رسانه‌ای دیده نشدند.
    وی ادامه داد: باید اقدامات حمایتی از رسانه بیشتر شود و مشکلات بیمه‌ای آنها حل شود، یارانه‌های که به مطبوعات اختصاص داده می‌شود کافی نیست حتی گاهی کمتر هم می‌شود. نمونه آن تصمیمی بود که دولت برای حذف آگهی‌های دولتی گرفته بود و با واکنش اهالی رسانه منتفی شد.
    در ادامه برنامه محمد خدادی، معاون مطبوعاتی وزرت فرهنگ و ارشاد از جنگ رسانه‌ای غرب همزمان با شیوع کرونا در کشور گفت و توضیح داد: همزمان با شیوع این ویروس در کشور یک جنگ رسانه‌ای هم آغاز شد، هدف این جنگ القای ناامیدی و ترس در جامعه بود و حجم انبوهی از اطلاعات و خبرهای نادرست به کشور وارد شد.
    وی افزود: یکی از اهداف این اقدام تضعیف روحیه مردم بود. دشمنان با القای ناکارآمدی، سوء مدیریت، فساد و تبعیض به جامعه اهداف رسانه‌ای و روانی خود را پیش می‌بردند. هدفشان هم چیزی جز نشان دادن ناکارآمدی در نظام نبود. اما در این میان رسانه‌های داخلی به مقابله پرداختند.
    خدادی خاطرنشان کرد: لازم است با جریان تحریف و جهل مقابله شود و این موضوع نه تنها بر عهده رسانه‌ها بلکه به عهده تمام مردم است. نباید اجازه دهیم این اقدامات منجر به ایجاد احساس نا امنی در جامعه شود، چرا که احساس ناامنی از خود ناامنی بدتر است.
    وی ادامه داد: راه مقابله با این اقدامات عملکرد درست رسانه‌ها است. رسانه ها باید مهارتهای تولید محتوا و اثر بخشی آن را افزایش دهند تا به این واسطه مخاطب را به سمت اطلاعات درست راهنمایی کنند و اطلاعات صحیح را در اختیار آنها بگذارند.
    معاون مطبووعاتی با اشاره به درگیری یکساله کشور با بحران کرونا توضیح داد: در این یکسال درگیری با بحران کرونا اتفاقات زیادی را شاهد بودیم که هر کدام از آنها می تواند موضوع یک بازخانی مفصل باشد. به نظرم رسانه‌ها نباید بی‌تفاوت از کنار این یکسال درگیری با کرونا عبور کنند و تلاش های همه‌جانبه‌نهادهای مختلف کشور برای مبارزه با کرونا را بازخوانی کنند.
    وی افزود: نباید فراموش کنیم که از ابتدای درگیری کشور با کرونا نمی‌توانستیم نیازهای کشور را وارد کنیم، بنابراین خودمان اقدام به تولید آنها کردیم و الان جزء 13 کشور تولید کننده واکسن هستیم.

    سردار حسن زاده فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ در ادامه این جشنواره به تأثیر فناوری های نوین بر افکار عمومی اشاره کرد و گفت: در کنار این فناوری‌ها محتوایی که تولید می‌شود هم اهمیت بسیار بالایی دارد و برگزاری چنین جشنواره هایی بر ارتقای سطح کیفی این محتوا‌ها تأثیرگذار است.
    وی افزود: امیدواریم با عبور از شرایط کرونایی حاکم بر کشور شاهد رشد و توسعه برگزاری این جشنواره باشیم.
    در پایان برگزیدگان ششمین جشنواره رسانه‌ای ابوذر به این شرح معرفی شدند:

    بخش گزارش

    نفر اول: زهرا پوراسماعیل از ایلام

    نفر دوم: دریا قدرتی‌پور از اصفهان

    نفر سوم: سارا خدادای از سمنان

    بخش مصاحبه

    نفر اول: اشکان جها‌ن‌آرای از مازندران

    نفر دوم: مرضیه شیرخوان از لرستان

    نفرات سوم مشترک: حمیدی از آذربایجان غربی و سیدجواد هاشمی از قم

    بخش یادداشت
    نفر اول: فاطمه کرمانی از تهران

    نفر دوم: صادق شهرکی از سیستان و بلوچستان

    نفرات سوم مشترک: مهناز روزبهانی از همدان و کاظم گلخنی از هرمزگان

    بخش خبر

    نفر اول: مریم محمدی از تهران

    نفر دوم: محمدجواد بحلول‌بندی از استان مرکزی

    نفرات سوم مشترک: سعید شفیعی ثابت از گیلان و محبوبه بخشایش‌نیا

    بخش عکس

    نفر اول: اکبر قاسم‌پور از مازندران

    نفر دوم: سعید قاسمی از آذربایجان شرقی

    نفر سوم: هاشم عرفان‌منش از فارس

    بخش فیلم کوتاه و مستند

    نفر اول: مهران یاراحمدی از لرستان

    نفر دوم: عبدالله نجفی و مهدی فاطمیان از بوشهر

    نفر سوم: ابوالفضل سلیمی از قزوین

    بخش موشن‌گرافی

    نفر اول: محمدحسین اویسی از تهران

    نفر دوم: مهدی علی‌نیا از گیلان

    نفر سوم: خداکرم جمالی از بوشهر

    لازم به ذکر است، محورهای این جشنواره عبارت بودند از: دفاع مقدس و جبهه مقاومت، اقتصاد مقاومتی، رونق تولید، مبارزه با آسیب‌های اجتماعی، محرومیت‌زدایی، بسیج و حوزه‌های اقدام، مسائل صنفی خبرنگاران، بصیرت و دشمن‌شناسی، دستاوردهای انقلاب اسلامی، موضوعات آزاد اجتماعی و بیانیه گام دوم، کرونا و کمک مومنانه.

  • ما کلا اهل سانسور نیستیم

    ما کلا اهل سانسور نیستیم

    چترمحافظتی بهزیستی، اما آن قدر وسیع نیست که نگذارد داغ مشکلات بر تن این جمعیت بماند. کلونی بزرگی که همه چشم امیدشان به واسطه سرباززدن بقیه نهادها از وظایفشان به بهزیستی است. با ولی الله نصر اصفهانی حدود دو ساعتی در دفترش به گفت و گو نشستیم تا از سازمانی بگوید که 150 وظیفه را به دوش می کشد و سیزدهمین مدیر بهزیستی، در این میانه به خودش نمره 21 داد.
    این موضوع را قبول دارید که افراد تحت پوشش شما از بهزیستی ناامید شده اند؟ به خصوص در دوران کرونا که همان مقدار ناچیز کمک هزینه های بهزیستی هم دیگر نه کفاف مسائل بهداشتی این جامعه را می دهد و نه با تورمی که هست مرهمی بر زخم های بی شمار آنها است.
    ببینید کرونا یک مساله جهانی است . این را قبول دارم که تورم وجنگ اقتصادی و شرایطی که بیش از یکسال است مردم را درگیر کرده، بسیاری از اقشار و دهک هایی که سطح متوسط جامعه را تشکیل می دادند به سطح پایینتری تنزل داده است و این موضوع به هر حال در رابطه با اقشار ضعیف و آسیب پذیر نقش پررنگ تری را ایفا می کند. در واقع همه اینها دست به دست هم داده تا کسانی که سطح زندگی متوسط داشتند به سطح پایین ریزش کنند و بالتبع اقشار آسیب پذیر این مشکلات برایشان چندین برابر است. اما این مورد را باید با تاکید بگویم که خدمات ما تغییر نیافته و حتی با سیاست هایی که بهزیستی کشور اعمال کرده و با حمایت سازمان کار و تعاون و رفاه اجتماعی، ما طرح معیشت را برقرار کردیم واین مساعدت خوبی بود که بتوانیم خدمات بهتری بدهیم . از سویی دیگراعتباراتمان را تا جایی که می شده گسترش دادیم تا بتوانیم بار مشکلات مددجویان را کم کنیم، اما به علت اینکه بار مشکلات بیشتر از توانایی نهادهای حمایتی است و این طبیعی است که برای جامعه حقوق بگیر متوسط ما که با مستمری اندکی اداره میشوند، این مشکلات ظهور بیشتری یابد . امیدواریم که تا جایی که وزارتخانه برنامه ریزی کرده این حمایت ها را انجام بدهیم.

    یعنی شما در دوران کرونا خدمات بیشتری به مددجویان داده اید؟

    خوشبختانه همینطور است. در دوران کرونا یارانه نگهداری بیماران روانی مزمن، سالمندان و معلولان ذهنی بهتر و بیشتراز سال های گذشته و حتی به موقع بوده و سر وقت به موسسات غیر دولتی طرف قراردادمان پرداخت شده . در واقع یکی از سالهایی که اتفاقا یارانه ها به موقع پرداخت شده سال 99 بوده وسازمان بهزیستی کشور ازهر منبعی زده و نگذاشته که این یارانه ها که خدمات مستمر شبانه روزی را به مددجویان مقیم ما می دهند قطع شود.

    اما فکر نمی کنید هر چقدر هم افزایش یارانه داشته باشید با اعتبارات کوتاه قدی که گفتید نمی شود، این قشر را از چاله فقر نجات داد؟

    این را قبول دارم که اقشار ضعیف تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی با توجه به این اتفاقات و نوسانات اقتصادی و ریالی و دلاری و افزایش و جهش قیمت ها حال و روز خوبی ندارند و باید همه فعالیت هایمان را در راستای حمایت از این قشر هدایت کنیم تا بتوانیم از جامعه هدفمان حمایت های بیشتری داشته باشیم.

    به نظر شما برای اینکه شکاف بین بهزیستی و مددجویان به کمترین حد ممکن برسد چه باید کرد؟

    برای اینکه این شکاف برداشته شود، سازمان بهزیستی کشور اخیرا طرحی را تحت عنوان مراکز مثبت زندگی اجرا کرده است، به این صورت که با توجه به پتانسیل های بخش غیر دولتی یکسری مراکز را تعریف کردیم که براساس آمارها 94 مرکز در استان و بیش از 2500 مرکز در سطح کشور در حال فعالیت هستند و به نوعی نقش بهزیستی های کوچکی را ایفا می کنند که به مانند پنجره ای تمام خدمات بهزیستی، در قالب خدمات مددکاری در این مراکز انجام می شود و این باعث می شود که بتوانیم شکاف بین مددجویان و بهزیستی را کاهش دهیم و ارتباط تنگاتنگی با جامعه هدفمان ایجاد کنیم که آنها بتوانند به راحتی به مسئولان بهزیستی دسترسی داشته باشند.هم اکنون این فعالیت ها شروع شده و تقریبا با حذف پرونده های فیزیکی تمامی فعالیت ها به شکل الکترونیکی و بانک اطلاعاتی مشخصی پردازش می شود. به این شکل می شود مددجویان را با سیستم فناوری رصد کنیم و درخواست های آنها را به مددکاران ارجاع دهیم.

    با این حساب و با فعالیت های انجام شده این طور برداشت می شود که همه چیز خوب و عالی پیش می رود ؟

    من چنین حرفی نزدم . وقتی همه چیز خوب و عالی است که تمام نیازهای مددجویان را مرتفع کنیم ما کمک هزینه ای به مددجو می دهیم که در حد توانمان هست .
    و این کمک هزینه چقدر است ؟
    حدود 500 تا 600 هزار تومان
    و این مقدار کمک هزینه به نظر شما برای خانواده هایی که حداقل یک معلول یا سالمند در خانه دارند و چندین برابر این مقدار باید هزینه کنند رضایتبخش است؟
    خب به این خاطر ما از تکالیف قانونیمان عقب هستیم که تامین اعتبار نشده است و وقتی می توانیم ابراز رضایت داشته باشیم که شرایط بهتری داشته باشیم، ما رضایت داریم، اما رضایت صد در صد نداریم قصدمان این است که به مددجویانمان جایگاه بدهیم و به دلیل کمبود اعتبارات به همه معلولان نمی توانیم خدمت مستمر بدهیم و خیلی از امتیازات را به معلول شدید می دهیم و در این شرایط شاید نتوانیم به معلول خفیف خدمات مستمر بدهیم، اما ایده آل ما این هست که حداقل حمایت های معیشتی از تامین اجتماعی را برای مددجویان فراهم کنیم. ما اکنون در رابطه با قانون جامع حمایت از حقوق معلولان بسیار نگرانیم به این خاطر که دستگاه ها به درستی این قانون را اجرایی نکرده اند و ما انتظار داریم که طبق این قانون حمل و نقل داخل شهری برای معلولان رایگان باشد و همچنین نظام مهندسی پروانه پایان کار به ساختمان هایی که مناسب سازی نشده ندهد.
    آقای دکتر40 سال هست که بهزیستی تشکیل شده، اما ما هنوز در زمینه قانون جامع معلولان و بسیاری از مسائل دیگر ما همچنان در خم یک کوچه هستیم، رمپ های شیب دار هنوز هم هست. پارک معلولان اصلا برای معلولان نیست، کودکان کار و خیابان و متکدیان و بسیاری از مثال های دیگر. به نظر شما چند سال دیگر باید بگذرد تا در دایره حل این مشکلات قرار بگیریم؟
    این سوال را باید از متولیان امر بپرسید .
    متولیان امر شامل نهادها و سازمان هایی می شوند که با شما هم در ارتباط هستند. از جمله شهرداری نیروی انتظامی، فرمانداری و غیره که وقتی با آنها هم این مشکلات را در میان می گذاریم به سازمان دیگری ارجاع می دهند و این پاسکاری ها و توپ به میدان دیگری انداختن ها ادامه دارد.
    با تاسف باید بگویم این مشکلات به این دلیل به وجود می آید که دستورالعمل ها و قوانین از سوی نهادها و سازمان ها خوانده نمی شود. بسیاری از مسئولان هستند که حتی نمی دانند این آیین نامه ها مربوط به آنها است. قانون می گوید: ساماندهی کودکان کار و خیابان با شهرداری ها و فرمانداری ها هست و مسئولیت ما این است که به مراکز برویم و مددکار ببریم و جامعه هدف خودمان را از میان آنها انتخاب کنیم. هم اکنون در حصه پنج قومیت وجود دارد که هر کدام مشکلات خاص خودشان را دارند و نهادهای مختلف باید بر آنها نظارت داشته باشند. ما نیازمند یک قرارگاه اجتماعی هستیم که شامل دانشگاه علوم پزشکی، اموراتباع خارجه، بهزیستی، فرمانداری، کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان های دیگراست. تا زمانی که این قرارگاه اجتماعی تشکیل نشود، هر ارگانی مشکلات مربوط به خودش را از سرخود باز می کند. ما اکنون نزدیک به هزار و 200 کودک فاقد سرپرست موثر را سرپرستی می کنیم و در این زمینه خیرین زیادی به ما کمک می کنند و ناتوان نیستیم، اما این فقط بهزیستی نیست که بار تمامی مشکلات را باید به دوش بکشد. علامت سوال های زیادی وجود دارد از جمله اینکه آیا سازمان فنی و حرفه ای در قبال اشتغال این جامعه کاری انجام داده است؟ آیا تامین اجتماعی در زمینه بیمه این افراد فعالیت می کند؟ آیا کمیته امداد در زمینه معیشت این قشر اقدامی انجام داده ؟ اینها علامت سوال هایی است که وجود دارد و مانند ترافیک تهران که هر کسی آن را بر گردن دیگری می اندازد این قضیه هم لاینحل مانده است .

    با این تفاسیر نباید انتظار بهبود اوضاع جهان کوچک جامعه هدف شما را داشته باشیم ؟

    نه تا زمانی که یک قرارگاه اجتماعی ایجاد نشود و 11 دستگاهی که وظیفه دارند به وظایف خود عمل نکنند؛ به این خاطر که ما یکی از تنهاترین ارگان هایی هستیم که داریم خدمات می دهیم و حتی اگر مناسب سازی مبلمان شهری صورت نگرفته باشد همه از چشم ما می بینند.در حالی که ما بیش از وظیفه ای که داریم به مسئولیت هایمان عمل می کنیم، اما همواره مورد سوظن واتهام هستیم.

    گویا اگر ارگانی به قوانین عمل نکند اتفاق خاصی هم نمی افتد ؟

    متاسفانه بله. به این خاطر که نظارتی وجود ندارد و این در حالی است که اگر قرارگاه اجتماعی باشد می تواند از این ارگان ها به واسطه عمل نکردن به وظایفشان بازخواست کند.این جزیره ای عمل کردن دستگاه های مختلف و اینکه باید در این زمینه جوابگو باشند وظیفه شما خبرنگاران و مردم است که از آنها بخواهید.

    پس برای بازخواست از مسئولان باید موضوع دیگری هم مطرح شود اینکه ما اکنون با رشد بیش از حد کودکان و نوزادان معتادی روبرو هستیم که آمارشان هر روز در حال بالا رفتن است، به نظر شما کودک معتاد برای درمان باید به کجا مراجعه کند؟ما با خاطرات تلخی از کودکان معتاد روبرو هستیم که هر چه سنشان بالاتر می رود به ماده مخدر اعتیادآورتری دچار می شوند و در حقیقت درد خماریشان درمان شده است.
    به دانشگاه علوم پزشکی، چون بحث درمان با ما نیست و درمان معتادان با دانشگاه علوم پزشکی است.
    یعنی شما در این زمینه هیچ مسئولیتی ندارید ؟
    هر دستگاهی وظیفه خودش را انجام می دهد. اگر کودکی بی سرپرست و فاقد سرپرست موثر باشد دانشگاه علوم پزشکی باید ابتدا این کودک را ترک بدهد و ما پس از آن وارد مرحله تحت پوشش قرار دادن این کودک می شویم البته بر حسب وظایفی که داریم از جمله اینکه این کودک فاقد سرپرست موثر باشد.ما کار درمانی نمی توانیم بکنیم، چون اگر من چنین کودکانی را بستری کنم باید هزینه درمانش را تا چندین برابر بدهم . اما تا وقتی که یک حلقه از این زنجیر کار خودش را انجام ندهد این فعالیت ها ابتر می ماند.

    طبق آمارهای وزارت بهداشت و مرکز آمار ایران، روزانه بین 20 تا 200 نوزاد معتاد به دنیا می آیند این مورد هم مربوط به بهزیستی نیست ؟

    ببینید این هم مسوولیتش با بهزیستی نیست. مادران باردار متجاهر و مادران باردار غیر متجاهر و کلا زنان بارداری که معتاد هستند، نمی توانند تحت پوشش بهزیستی در زمینه درمان قرار بگیرند و ما در این زمینه مسئولیتی نداریم .

    اما اگر این نوزادان به حال خود رها شوند و آمارها همینطور بالا برود قبول دارید که بعدها بار بیشتری روی دوش بهزیستی می افتد ؟ چرا بعد، همین الان هم این بار روی دوش ما است. آیا به نظر شما باید ما تمام مشکلات دنیا را حل کنیم تا باری روی دوشمان نیافتد؟

    نه منظور من این نیست؛ اما با این تفاسیر چرخه ای ایجاد می شود که هر روز دایره آن بزرگتر می شود و این به نفع هیچکس نیست.
    ما اکنون هم در شیرخوارگاه هایمان افراد معتاد داریم نمی توانیم بگوییم که ارتباط نداره یا مراجع قضایی به ما تکلیف می کنند یا خود مددکار دلش نمی آید که این کار را انجام ندهد. البته به هر حال کودکانی از طرف کلانتری و نیروی انتظامی و یا دستگاه قضا به ما می سپارند که یا مددکار نمی تواند او را رها کند و یا ما مسئولیت درمانیش را بر عهده می گیریم ما هم اکنون در شیرخوارگاه هایمان نوزاد معتاد داریم و هزینه درمان این بچه ها برای ما بسیار کمرشکن است.
    آماری از کودکان و نوزادان رها شده دارید ؟
    خیلی زیاد نیست .
    چقدر؟
    تعداد اندک است . حدود 13 نوزاد در ماه که البته 90 درصدشان پدر و مادر دارند، منتهی بدسرپرست هستند.10 درصد هم مجهول الهویه و فاقد سرپرست موثر هستند که یا خودشان یا خانواده یا مرجع قضایی از ما می خواهند که نگهداریشان را بر عهده بگیریم .

    جالب است که این آمار نسبت به چند سال گذشته کمتر شده در حالی که با سیر صعودی ناکامی اقتصادی ربرو بودیم. این آمار کمی متناقض نیست؟

    در این رابطه نمی توانم نظری بدهم.

    آقای نصر شما در زمینه آمارها سانسور هم دارید ؟

    نه ما کلا اهل سانسور نیستیم، اما آماری به مردم می دهیم که پخته و بررسی شده باشد تا شامل تشویش اذهان عمومی نشود، نه تنها ما هیچ کشوری لخت و عریان همه آمارش را در اختیار مردم نمی گذارد .

    و در پایان به بهزیستی چه نمره ای می دهید ؟

    21

    یعنی اینکه هیچ نقطه مبهمی وجود ندارد و ما خیلی خوبیم ؟

    ما تعبیرمان این است ما با حداقل امکانات و اعتبارات بهترین نتیجه را می گیریم برای همین نمره ما 21 است و در آخر آرزویم این است که هیچ کودکی در دنیا بدون سرپرست موثر نباشد.

  • نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود

    نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود

    انگارنگاه نویسنده ها، دنیایشان و عاشق شدنشان با آدم های عادی فرق دارد. آنها بی تفاوت از آدم ها رَد نمی شوند. دنیای آنها دنیای آدم بزرگ ها و بچه های قصه هایشان هست. شما كه غریبه نیستید فاطمه شوشتریان، کسی که واقعیت زندگی را با واژه ها نشان می دهد. خیلی صریح و بدون هیچ كنایه و استعاره . در اول بهمن سال 1340 بدنیا آمده و فرزند پنجم خانواده است،به قول خودش تقریباً از زمانی که یاد گرفته بنویسد:آن مرد آمد،آن مرد با اسب آمد، بر روی هر چیزی که جلو دستش بوده مینوشته؛ نسخه دکتری که پدرش برای دندان درد دکتر رفته بوده ، پشت جعبه کفش عید که مادرش برای عید خریده بوده ، روی نیمکت چوبی پر خش کلاس درس و روی کاغذ آدامس خروس نشان ؛ قصه او قصه نوشتن است . و خیلی دور خیلی نزدیک تو را می برد به سرزمین سحرآمیز خیال و واقعیت آنجا که آدم ها و اتفاق هایشان یک آن تو را تنها نمی گذارند. با او در خانه اش قرار گذاشتیم، در کنار زوجی که هر دو فرهنگیند. سعید حافظی، همسر خانم شوشتریان، فرزند اول خانواده است،او هم در کوچه پس کوچه های دروازه دولت اصفهان در خانه ایی که به قول خودش، هنوز عطر یاس امین الدوله و زنبق های آبی باغچه پای حوضش او را به دوران کودکی وصل می کند بدنیا آمده، در در دهه شصت کتابفروشی و انتشارات نیما را داشته و هر روز صبح برای سلام و صبح بخیر به تک تک قهرمانان کتاب های درون قفسه ها ی مغازه، خود را با شتاب به درگاه مغازه میرسانده ، اما جبر روزگار و اجبار مخارج زندگی در سال 63 او را مجبور کرده تا کار دیگری پیشه کند و در حال حاضر مترجم است و در کنار همسرش مشغول تالیف و ترجمه کتاب . بی تکلف و آداب خاصی این زوج از ما پذیرایی کردند و در کنار یار مهربان گل گفتیم و گل شنیدیم. مصاحبه زیر ماحصل حدود دو ساعت گفت و گوی ما با این زوج دوست داشتنی است.

    خانم شوشتریان از چه زمانی متوجّه شدید که به دنیای نویسندگی وارد شده اید؟آیا در کودکی و نوجوانی‌تان فکر می‌کردید که نویسنده شوید؟

    من از زمانی که اسم خودم را فهمیدم علاقه زیادی به نوشتن داشتم و بهترین نمراتم در زمینه ادبیات بود. یادم می آید یک روز موضوع عصرپاییزی را به ما دادند و من خودم را در یک باغ پاییزی حس کردم و این موضوع را نوشتم؛ اما معلمم باور نکرد و باز دوباره همان روز یک موضوع دیگر به من داد و باز نوشتم و خیلی مورد تشویق قرار گرفتم فکر می کنم نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود. ما هفت بچه بودیم و آن روزها که وسایل سرمایشی نبود ردیف روی پشت بام می خوابیدیم . من آن روزها به هوای اینکه می خواهم پشت بام را برای خنک شدن آب پاشی کنم دفترچه ام را برمی داشتم و زیر آسمان می نوشتم .

    در دوره کودکی و نوجوانی‌تان کدام کتاب یا کتاب‌ها روی شما تأثیر گذاشته‌اند؟ چه‌چیزی در این داستان‌ها بود که شما را تحت‌تاثیر قرار می‌داد؟

    در واقع من با قصه‌ها و افسانه‌هایی که پدربزرگ و مادر بزرگم برایمان تعریف می کردند بزرگ شدم. آن‌ها ترانه‌ها و متل‌ها و افسانه‌ها زیادی بلد بودند و گاه و بی گاه برایمان تعریف می‌کردند. این افسانه ها دنیای ما را می ساختند و ما با واژه ها رشد کردیم و بزرگ شدیم. من رستم و اسفندیار و سیاوش و قصه های ایرانی را دوست داشتم و اکنون هم برای کودکان داستان هایی را می نویسم که از گذشته دیرین ما برای ما به ارث گذاشته شده است.

    یکی از کتاب های شما عاشقانه جنگ است درست است؟

    بله شب های خاکستری را با موضوع جنگ نوشتم و حالا 28 ساله و هم سن پسرم است. دلیل اینکه نوشتن این کتاب این قدر طول کشید این بود که من در دهه 60 در روزنامه نوید کار می کردم و همان روزها بود که کتاب شعرم را گم کرده بودم و دلم می خواست درباره جنگ و رنج های آن دوران بنویسم ولی مدتی درگیر بچه ها و خانه شدم من در سال 1363 ازدواج کردم دو دختر و یک پسر ثمره ازدواج من و شوهرم است، او هم کتابفروشی روبروی هتل شاه عباس خیابان آمادگاه داشت . خانه داری ، شوهر داری، بچه داری وظایف هر زن متاهل هست و می خواستم همیشه فضای خانه را برای عزیزانم مکانی گرم و پر آرامش حفظ کنم، برای همین قلم برای مدتی لای دفترم بخواب رفت. اما همیشه احساس می کردم جسمم به روح نا آرامم که همیشه بدنبال آزادی و نوشتن بود بدهکار است. اکنون که کودکانم برای خود مادر و یا پدر شده اند، با خیالی آسوده از نو مینویسم. من با روح خود آشتی کردم.اما باز شروع کردم و این کتاب را به پایان رساندم این کتاب بسیار برای من عزیز است.این کتاب یک رمان عاشقانه است که توصیفاتش از شروع جنگ بوده و ادامه پیدا می کند.

    ایده‌های داستان‌هایتان چطور و از کجا به ذهن‌تان می‌رسد؟

    ایده‌های داستان‌هایم خودشان به سراغم می‌آیند. بعضی‌هایشان خیلی سمج هستند و من را ول نمی‌کنند و مجبورم می‌کنند بنویسمشان. بعضی‌هایشان هم آن قدر صبر می‌کنند که من بروم به دنبالشان. برای مثال کتاب دیگری دارم که باعث شد به مدت هشت ماه به جنوب و قشم برویم و آپارتمانی اجاره کنیم نام این کتاب رومینا است؛ این کتاب را من سال 96 تمامش کردم و به این خاطر که در فضای جزیره قشم رفتم تا تمامی واقعیت های مردم آنجا را ببینم و از نزدیک لمس کنم؛ این کتاب، عاشقانه نافرجامی است که بارها و بارها در اجتماع ما اتفاق افتاده و شنیده ایم ودیده ایم. این کتاب دررابطه با آسیب هایی است که به دخترها می خورد، من و همسرم هشت ماه با این کتاب زندگی کردیم تا به رشته تحریر درآمد.

    متوجه‌ام که هر نویسنده‌ای همه داستان‌هایش را مثل بچه‌هایش دوست دارد، تمام روایت هایتان واقعی است یا دنیای تخیل هم در آن حاکم است؟

    بله دقیقا تمام داستان هایی که می نویسم مانند فرزندانم هستند و به نوعی هر بار یک زایش ذهنی دارم.
    حالا از همسرتان که به نوعی ناشر بوده اند و با کتاب سر و سری داشته اند، هم باید این سوال را بپرسم که آیا زندگی با یک نویسنده سخت است؟ درباره این هم پا بودنتان بگویید.
    آقای ناشر:خب یک جورهایی بله و یک جورهایی خیر چون من خودم عاشق کتاب هستم وفضای کتاب و نشر کتاب را دوست دارم و این موضوع چون نقطه عطف زندگی ما به شمار می رود تفاهم خوبی باهم داریم و باعث شده که در کنار هم وقت بیشتری را بگذرانیم و تجربه های لذت بخشی داشته باشیم. به هر حال یک رمان یا داستان دفعتا بروز نمی کند . همین کتاب شب های خاکستری که از اوایل جنگ شروع می شود و ماجرای مهاجرانی را می گوید که با حمله عراق به ایران در شهرهای مختلف پخش می شوند، داستانی است که نویسنده بارها و بارها با آن کلنجار رفته. به هر حال کار ما هم نشر بود و با این دنیا بیگانه نبودیم و برایم جالب بود که تکه هایی از این کتاب را برای اولین بار می شنیدم، به هر حال جالب است کتابی که در اندرون نویسنده پرورش می یابد تا موقعی که به زیور طبع آراسته می شود، مثل فیلمی است که در پشت صحنه با بازیگران و کارگردان به میزانسن برسد. ما هم پشت صحنه بودیم تا بعدا این فیلم به قاب تصویر دربیاید. می توانم این همپا بودن را به این شکل تشبیه کنم در واقع ما هم در پشت صحنه برای خانم نویسنده، چایی درست می کنیم(می خندد)

    چرا تصمیم گرفتید از نویسنده بزرگسال به سمت نویسندگی برای کودک و نوجوان بروید؟ چه چیزی شما را به انتخاب این مخاطب برای داستان‌های‌تان علاقه‌مند کرد؟نوشتن برای کودکان و نوجوان چه جذابیت‌ها و چه سختی‌هایی دارد؟

    من کودکی بسیار خوبی داشتم، شنیدن قصه‌ها و افسانه‌ها از یک طرف و بازی با بچه‌ها در کوچه و خیابان از طرف دیگر خود به خود مرا به این سمت هدایت کرد. بچه ها ذاتا داستان را دوست دارند و ما بزرگترها باید آنها را به این سمت سوق بدهیم. به نظر من جای داستان کودک به شیوه ای که در ذهن کودک بماند کم است . بچه های ما با اسطوره های آن طرف آب بزرگ می شوند و این در حالی است که ما ایران کهنی داریم با اسطوره های گرانبها . من خودم بچه داشتم و وقتی برای بچه ها قصه های قدیمی که پدر بزرگ و مادر بزرگ برای ما می خواندند و من همان داستان ها را برای بچه هایم و حالا برای نوه هایم می خوانم، خیلی بهتر از باب اسفنجی و بتمن و سوپرمن دوستش دارند. این داستان ها خیلی لطیف ترهستند و نوه من دوست دارد که باز هم برای او این داستان ها را تکرار کنم.

    پس مشکل ما بچه ها نیستند؛ مشکل ما آن کنترل های بیرونی هستند که به بچه های ما خط مشی می دهد درست است ؟

    متاسفانه بله. شرایط امروز باعث شده که والدین درگیرشوند و بالاجبارمسائل خانوادگی جامعه و شخصی در فرهنگ خانواده ها هم رسوخ کرده و در فضای ذهنی کودک تحمیل شده است. بیشتر خانواده ها حالا برای اینکه بچه را ارضا کنند، برایش اسباب بازی های جورواجور الکترونیکی می خرند در حالیکه کودک تنها یک ساعت با این اسباب بازی ها خوشحال می شود و بعد به زودی از آن زده می شود و در آخر دوست دارد که مادرش برای او قصه بخواند، داستانی که همراه با آرامش است نه استرس و با عجله. نمونه اش نوه خود بنده که سنش تنها یک سال و نیم است و هنوز بلد نیست حرف بزند، اما با همان زبان و روش خودش از من می خواهد که برایش کتاب بخوانم . ما سعی داریم می کنیم که آموزش بدهیم به کودکان اما قرار نیست به بزرگسالان هم آموزش بدهیم . آرزوی من این است که اجازه بدهند درد خودم و همدردم را بگویم .

    نوشتن از همان ابتدا در رگ هایم جاری بود

    آقای حافظی شما در این رابطه نظرتان چیست به نظر شما چرا ناشران ما به سمت چاپ کتاب های سخیف رفته اند؛ چرا ما دیگر با دوران طلایی داستان نویسی روبرو نیستیم؟

    متاسفانه همینطور است به این خاطر که در حیطه نشر تنها آدم های انگشت شماری مانده اند که مشتاق این فضا بوده اند، آدم هایی که باید مته به خشخاش بگذارند و حالت بیزینسی برخورد نکنند، آنها باید توقعاتشان را پایین بیاورند و به نوع عاشق و شیفته باشند. به این خاطر که اگر بخواهند کتابفروشیشان را به فست فودی تبدیل کنند، بی شک با درآمدهای آنچنانی روبرو خواهند شد. برای آنها فقط عشق مانده و بس .این مقوله دوست داشتن و دلی است .

    از عشق صحبت کردید آیا عاشق شدید و با خانم نویسنده ازدواج کردید ؟ از چه شروع شد ؟

    خب از نوشته ها شروع می شود . استارت کاری ما از طریق کار بود و مقوله فرهنگ و کتاب. ابتدا با شعرهای ایشان آشنا شدم و به هر حال می دیدیم که چقدر به همدیگر نزدیک هستیم و نقاط اشتراک ما سبب شد که این اتفاق بیافتد. ابتدا از طریق اقوام معارفه کتابی بود و رد و بدل کتاب و موسیقی های قدیمی .
    برای شما چطور خانم شوشتریان؟
    به نظر من خدا انسان را با عشق خلق کرده و من به نوبه خودم اگر در زندگی عشق نداشته باشم، نیستم عشق است که رنگ و بوی و طعم زندگی و آرامش و علاقه و احساس بوجود می آورد و ما می توانیم آن را به بچه هایمان هم منتقل کنیم. به نظر من عشق اصلی ترین مساله زندگی است در حالیکه بیشتر خانواده ها به حاشیه ها بیشتر می پردازند. ما دو نفر از زمانی که ازدواج کردیم قرارمان این بوده که خودمان باشیم . از همان سن 19 سالگی که ازدواج کردم تا کنون تغییری به وجود نیامده و همیشه عشق بر زندگیمان گسترده بوده است.کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد، عقل محتاط است، اما عشق اینطور نیست؛ عشق می گوید خودت را رها کن، تمام گنج ها و خزاین ما در خرابه ها پیدا می شود هر چه هست در دل خرابه ها است و برد با عاشق است .قشون کشیدن در زندگی و پنجه کشیدن در زندگی ما را به جایی نمی رساند. متاسفانه چند سالی است که به خاطر مسائل مادی و اقتصادی معنویات کم شده و این را به عینه می توانیم ببینیم.

    شاید به همین خاطر است که عیدهای گذشته و سال هایی که در گذشته نو می شد برای بچه ها جذابتر بود. بچه های امروز دیگر آن شور و شوق را گذشته با آمدن روزهای نو ندارند.چه شکافی بین نسل ها ایجاد شده است؟

    این موضوع به فرهنگ خانواده برمی گردد، به هر حال اتفاقات هنجار و ناهنجار در همه جا هست حال با آمدن کرونا و یا مشکلات اقتصادی . اما اگر بچه ها را وارد سنت ها کنید آنها از آمدنش لذت می برند. من همیشه بچه ها را برای خرید و چیدن هفت سین مشارکت می دادم و وقتی عید می آمد و سال تحویل می شد، به اندازه امکانات مالی که داشتیم هدیه ای تهیه می کردم و در کفش هایشان می گذاشتم و می گفتم عمو نوروز برایتان هدیه آورده . هنوز که هنوز است نوه هایم با این سنت آشنا هستند و برای همین عید را از ته دلشان دوست دارند و برایش لحظه شماری می کنند که عمو نوروز بیاید و به آنها هدیه بدهد.

    نوشتن برای کودکان و نوجوانان چه تفاوتی با نویسندگی برای بزرگسالان دارد؟

    نویسندگی برای کودک و نوجوان یک کار کاملاً تخصصی است. سهل و آسان نیست. تخصص می‌خواهد. دانش می‌خواهد. باید با زیر و بم دنیای کودکی آشنا باشید. باید بدانید مخاطب شما چه خواسته ای دارد. باید ادبیات را بشناسید و به آن احاطه داشته باشید.فرق ادبیات کودک و نوجوان با ادبیات بزرگسال در نگاهی است که به جهان داریم. وقتی به ادبیات کودک و نوجوان دست پیدا خواهیم کرد که جهان را از دریچه نگاه آن‌ها ببینیم. نویسندگی برای کودک و نوجوان یک ریسک بزرگ است. راه رفتن روی طناب باریکی در ارتفاع بالاست. هر آن ممکن است نویسنده ای که شناخت کافی ندارد بلغزد و سقوط کند. ادبیات کودک و نوجوان پند و اندرزهای تکراری و کسل کننده نیست. درس نیست. ادبیات کودک و نوجوان پویا است. هیجان انگیز است. شیطان و بازیگوش است. عجیب و شگفت انگیز است. ایستا نیست. یک لحظه آرام و قرار ندارد. راست است. دروغ نیست. بی غل و غش است. درست مثل خود بچه‌هاست. موجز و کوتاه و شیرین. بازیگوش و سرزنده. من حتی به رنگ های نقاشی هایی که قرار است در کتاب بیاید حساسم، به روان شناسی که در آن نهفته است و به آنچه که برای کودک جذاب است توجه دارم.

  • برای انتشار کتاب های ارزشی، با چالش های جدی مواجه هستیم

    برای انتشار کتاب های ارزشی، با چالش های جدی مواجه هستیم

    محمدحسن مردانی، کارمند معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و حائز رتبه دوم کشور در جشنواره ملی داستانک نویسی با محوریت قرآن و عترت، همزمان با آیین اختتامیه این جشنواره در شب بعثت نبی مکرم اسلام(ص) افزود: داستان، قالبی شبیه به زندگی واقعی انسان است، از این رو عموم انسان ها به طور طبیعی و فطری با آن ارتباط برقرار نموده و از طریق همذات پنداری با شخصیت های داستان، مفاهیم اخلاقی و تربیتی را از طریق آن فرا می گیرند.
    وی با اشاره به اینکه بستر هنرهای جدید و اثرگذاری همچون سینما، تئاتر و تلویزیون نیز، داستان سرایی است، تصریح کرد: ورود نویسندگان خلاق و متعهد به حوزه ادبیات داستانی می تواند منجر به تولید آثار فاخر و اثربخشی شود که ضمن پرهیز از کلیشه های رایج در حوزه داستان، معضلات کشور و آسیب های اجتماعی را با نگاهی عمیق، خلاق و هنرمندانه به اعضای جامعه منتقل می نمایند.
    مردانی، فیلم های بلند و کوتاه، مستندهای داستانی، موشن گرافیک و انیمیشن را قالبهای تصویری برشمرد که با تکیه بر متون داستانی در شهر اصفهان تولید شده و دستگاه های متولی فرهنگ، از طریق آن، به آموزش مسائل اجتماعی پرداخته اند.
    وی با بیان اینکه برگزاری جشنواره های ملی و استانی در رشد و غنای هرچه بیشتر هنر و ادبیات کشور موثر است، اظهار داشت: جشنواره های ادبی از یک سو زمینه ای برای سنجش کیفیت و قضاوت فنی و محتوایی درخصوص آثار نویسندگان جوان به شمار می رود و از سوی دیگر، فرصت ارزشمندی را برای گفتگو، تبادل اندیشه و انتقال تجارب میان اصحاب قلم فراهم می سازد.
    این داستان نویس اصفهانی به کاستی های موجود در برخی جشنواره های ادبی اشاره نمود و خاطرنشان کرد: برگزارکنندگان جشنواره ها باید علاوه بر داوری آثار و اعلام برگزیدگان، فرصتی را نیز به نقد کیفی آثار شرکت کننده و بیان نقاط ضعف و قوت هریک از آثار، اختصاص دهند تا زمینه رشد و تعالی بیشتر جوانان علاقه مند به عرصه هنر و ادبیات فراهم شود.
    وی محدود بودن کارگاه های آموزشی و نشست های نقد و تحلیل آثار ادبی را یکی از کمبودهای مشهود در شهرستان های کشور ذکر نمود و گفت: در حال حاضر، اغلب نشست های شاخص ادبی و رخدادهای بزرگ هنری کشور، در تهران برگزار می شود از این رو هنرمندان و نویسندگانی که مایل هستند در اجتماع اصحاب هنر و قلم قرار گرفته و از دانش و تجارب آنها بهره مند شوند، ناگزیرند محل سکونت و فعالیت خود را به پایتخت انتقال دهند.
    مردانی با بیان اینکه نخستین مجموعه داستانی خود را با محوریت خانواده و سبک زندگی ایرانی اسلامی با مشارکت انتشارات حدیث راه عشق و مرکز تخصصی خانواده در شهر اصفهان، راهی بازار کتاب نموده و مورد اقبال مخاطبان قرار گرفته است، افزود: دومین مجموعه داستانی خود را نیز که مشتمل بر 15 اثر با درون مایه اجتماعی است و همه آثار آن، در جشنواره های کشوری حائز رتبه های برتر ملی شده اند، آماده چاپ دارم.
    وی با ابراز گلایه از نحوه تعامل برخی انتشاراتی ها با نویسندگان جوان و اصحاب قلم و اندیشه، تصریح کرد: چندین انتشارات خصوصی در کشور، این مجموعه داستانی را مطالعه نموده و با توجه به رتبه های کسب نموده در جشنواره ها، تمایل خود را برای چاپ آن اعلام نموده اند اما به هنگام عقد قرارداد، اغلب آنها توقع دارند خود نویسنده، بخش قابل توجهی از هزینه های طراحی و چاپ را تقبل کند که این امر با رسالت اصلی نویسنده که قلم زدن و خلق اثر هنری است، فاصله دارد.
    دومین برگزیده جشنواره ملی داستانک قرآن و عترت، تعامل هنرمندان عرصه رسانه و تصویر با داستان نویسان کشور را موجب ارتقای کیفیت و غنای محتوایی آثار سینمایی و تلویزیونی برشمرد و عنوان داشت: تبیین دقیق هنجارهای اجتماعی و انتقال موثر آموزه های دینی و اخلاقی به اعضای جامعه، بیش از هرچیز، از طریق هنرهای نمایشی قابل اجراست از این رو تعامل داستان نویسان کشور با هنرمندان حوزه سینما و تلویزیون، می تواند به خلق آثاری ارزشمند و ماندگار منجر شود.

    مردانی تولید یک سریال تلویزیونی به نام «قصه های سیاه و سفید» و چندین فیلم کوتاه با محوریت داستان های اجتماعی و اخلاقی را از جمله تجارب خود در حوزه ادبیات نمایشی ذکر نمود و تصریح کرد: در کشورهای مختلف جهان، تولید فیلم و سریال براساس رمان های معروف و آثار شاخص داستانی، سابقه ای دیرین و رونقی فراوان دارد و تاکید بر آن، موجب استقبال بیشتر مخاطبان و فروش مناسب تر آثار سینمایی شده است، از این رو در کشور ما نیز لازم است سیاست گذاری مشخصی برای پرهیز از تولید آثار تصویری بر اساس متن های تکراری و غیرخلاق صورت گرفته و تولیدکنندگان آثار سینمایی و تلویزیونی، ارتباط عمیق تری با آثار داستان نویسان کشور برقرار کنند.
    این داستان نویس به برگزاری نخستین جشنواره ملی داستانک نویسی با محوریت قرآن و عترت اشاره نمود و اظهار داشت: گسترش فضای مجازی و استفاده روزافزون شهروندان از شبکه های اجتماعی، به تولید محتوایی مفید، جذاب و در عین حال، مختصر و موجز نیاز دارد که از حوصله مخاطبان به دور نبوده و مفاهیم ارزشی را در کمترین زمان ممکن، به شکلی کوتاه و اثرگذار به خوانندگان منتقل نماید.
    وی پایین بودن سرانه مطالعه و قرین نبودن عموم جامعه با ادبیات داستانی، رمان و داستان کوتاه را یکی از مسائل فرهنگی کشور برشمرد که حل آن، به پیگیری متولیان فرهنگی جامعه و برنامه ریزی و اجرای منظم سیاست های بلندمدت نیاز دارد و تاکید کرد: تمامی ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای کشور نظیر صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دستگاه های تربیتی همچون آموزش و پرورش و شبکه های اجتماعی و مراکز مردم نهاد باید برای ترغیب شهروندان به مطالعه و برافروختن شوق کتابخوانی در دل و دهن آنها، به کار گرفته شوند.
    نخستین جشنواره ملی داستانک قرآن و عترت با شرکت 449 اثر از 200 داستان نویس کشور به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گلستان و با همکاری معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسه فرهنگی قرآنی کوثر گرگان برگزار شده و همزمان با شب بعثت رسول مکرم اسلام(ص) با معرفی نفرات برتر به کار خود پایان داد.
    برگزیدگان این جشنواره، 23 اسفندماه سال جاری با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در سالن همایش های سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقدیر می شوند.

  • کتاب “کلاس شهر” در وزارت آموزش و پرورش کشور تایید شد

    کتاب “کلاس شهر” در وزارت آموزش و پرورش کشور تایید شد

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ رئیس اداره توسعه فرهنگ شهروندی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان با اعلام این خبر گفت: طبق تفاهم‌نامه طرح کلاس شهر، چهار کتاب این طرح باید به‌عنوان کتب اصلی مورد بررسی قرار می‌گرفت که از طریق اداره‌کل آموزش و پرورش استان برای وزارت آموزش و پرورش ارسال شد و در نهایت مورد تأیید قرار گرفت و در سامانه کنترل کیفیت منابع آموزشی و تربیتی مکتوب سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی این وزارتخانه به‌عنوان کتاب‌های مناسب برای آموزش و پرورش شناخته شد.
    احمد رضایی افزود: در مرحله نخست، کتاب کار دانش‌آموز، کتاب کار معلم و کتاب کار اولیا ویژه کلاس اول ابتدایی که شامل 15 سرفصل حوزه شهروندی بود مورد تأیید قرار گرفت و در این سامانه ثبت شد.
    وی با اشاره به تفاوت کتاب ویژه پایه ششم ابتدایی با سه کتاب‌ پایه اول ابتدایی ادامه داد: کتاب سبک زندگی و آداب شهروندی ویژه پایه ششم ابتدایی در واقع کتاب درسی است. دانش‌آموزان این پایه یک ساعت در هفته، درسی با عنوان آشنایی با سبک زندگی دارند که مقرر شد این کتاب از سوی ما تألیف شود.
    وی اظهار داشت: تألیف این کتاب‌ها توسط گروه کارشناسی شامل کارشناسان معاونت فرهنگی شهرداری و اداره‌کل آموزش و پرورش استان اصفهان انجام شد و این کتاب نیز اخیراً مورد تأیید وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت و در سامانه کنترل کیفیت منابع آموزشی و تربیتی مکتوب سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش بارگذاری شد و همچنین شورای شهر اصفهان چاپ این کتاب به تعداد دانش‌آموزان پایه‌های اول و ششم ابتدایی را تصویب کرد.
    رئیس اداره توسعه فرهنگ شهروندی گفت: این کتاب‌ها را پس از طی مراحل قانونی چاپ در اختیار آموزش و پرورش قرار می‌دهیم تا به همراه کتاب‌های درسی سال 1400 در مدارس توزیع شود.
    به گفته رضایی، حمل و نقل عمومی، پسماند و بازیافت، پارک‌ها و فضای سبز، آتش نشانی، حوادث و ایمنی، مصرف بهینه انرژی، حفظ محیط زیست، اخلاق شهروندی، مشارکت شهروندی، احساس تعلق شهروندی، مسئولیت‌پذیری شهروندی، مراقبت از اموال عمومی، قانون‌‌پذیری و رعایت قوانین، ارتباط موثر با دیگران، احترام به دیگران و دوستی و دوست‌یابی سرفصل‌های کتاب طرح کلاس شهر در پایه اول ابتدایی است.
    وی تصریح کرد: کلیدواژه‌های تمام این 15 درس در کتاب‌های فارسی، علوم و ریاضی کلاس اول ابتدایی شناسایی شده و در این دروس آمده است و زمانی که معلم هرکدام از این دروس به این مباحث می‌رسد از کتاب‌ طرح کلاس شهر استفاده می‌کند و کتاب کار آن نیز در اختیار دانش‌آموزان می‌گیرد.
    رئیس اداره توسعه فرهنگ شهروندی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان افزود: شهروندی، مشارکت، محیط زیست، صرفه‌جویی در مصرف آب، هوای پاک و گیاهان آپارتمانی، آلوده‌کننده‌های هوای خانه، هویت، مدیریت خشم، مهارت‌های ارتباطی، خودگویی، پیش‌داوری، حریم خصوصی، اینترنت و فضای مجازی و پسماند نیز 14 سرفصل‌ کتاب طرح کلاس شهر در پایه ششم ابتدایی است.
    رضایی ادامه داد: کلاس شهر طرحی مکمل است که طبق آخرین توافق با اداره‌کل آموزش و پرورش قرار است در برنامه شاد یک کانال ملی بازگشایی شود که بر اساس سرفصل‌های این کتاب‌ها هم‌اکنون بیش از 200 محتوا تولید شده که به محض راه‌اندازی این کانال در آن بارگذاری خواهد شد تا تمام دانش‌آموزان کشور، معلمان و اولیا از آنها استفاده کنند.
    وی طرح کلاش شهر را موفقیت بزرگی برای مدیریت شهری و شورای شهر اصفهان در دوره فعلی دانست که حاصل تلاش معاونت فرهنگی و معاونت اجتماعی شهرداری بوده تا دانش‌آموزان در کنار دروس رسمی با مفاهیم شهری و شهروندی آشنا شوند و این مباحث را در قالبی رسمی آموزش ببینند.

  • لاکچری بازی

    لاکچری بازی

    با هر باز و بسته شدن در، قسمتی از اتاق پیدا می شود. آنچه در اتاق اتفاق می افتد، مثل پرش تصویری است که یک آن از جلوی چشمت محو می شود و دوباره با جزئیات بیشتر و واضح تر پیدایش می شود. عقربه ها روی ساعت 11 ایستاده اند. وارد اتاق که می شوی، بوی نم الكل و بتادین بدجور توی دماغت می پیچد. دلت انگار به نخی آویزان است. سایه زرد چراغ گلابی شکل، به تمام اتاق پاشیده شده و سقف، کوتاه و اُریب به نظر می رسد. چراغ آویخته به سقف که نور کمرنگش غلظت سایه روشن اینجا را رقیق تر می کند، زوم شده روی شکم مادر داخل اتاقی که پر است از دستگاه های مختلف. همه چیز برای موجودی که قرار است به شکل رُندی وارد این دنیا شود مهیا است.
    اينجا توی یکی از بیمارستان های شهر، بخش اتاق عمل، لحظه ها پر شده از رنگ انتظار زودهنگامی که قرار است عددهای یک شکل را رقم بزنند. همه چیز آماده است تا دنیای صورتی و تاریک نوزاد به یک دنیای رنگارنگ تبدیل شود. حس آرامشی تو را می بلعد؛ حسی نامفهوم. نگاه می‌کنی . همه چشم‌ به راهند. دخترکی که تا چند دقیقه دیگر مادر می شود، لباس صورتی بر تن دارد. اتاق تشکیل شده از دو تخت؛ یکی معمولی و بزرگ و یکی مینیاتوری و کوچک. با کلی تجهیزات پزشکی دیگر. کپسول های اکسیژن گوشه ای از اتاق را پر کرده اند. ماماها و رزیدنت ها یک آن آرام و قرار ندارند. همه چیز باید در این دنیا آماده باشد؛ برای به دنیا آمدن لاکچری هایی که این روزها عددهایشان هم لوکس است. انگار شاهزاده ای قرار است پا به این دنیا بگذارد. 9/9/99 عددی که در سال 99 خواهان زیادی داشت. مشتاقانی که برایش جشن می گرفتند و به هر قیمتی بود آن را می خریدند تا تاریخ تولدی خوب و خوش تراش می نشست روی شناسنامه های فرزندانشان.
    تولدهای رند در این سال اینقدر زیاد و گسترده شد که پایش حتی به فضای مجازی هم کشیده شد. تولدهایی که قیمت هایشان گاهی تا 150 میلیون تومان هم آب می خورد . شاید به همین خاطر بود که سال 99 سردمدار لاکچری هایی شد که تا پیش از این کمتر دیده می شدتا جایی که صدای شهلا خسروی، مشاور وزیر بهداشت در امور مامایی را هم درآورد و او این وقایع را منحصر به فرد خواند:« جلوگیری از زایمان‌های طبیعی و علاقه‌ والدین بر تولد فرزندشان در تاریخی خاص برخلاف تصور عامه، امری کاملاً غیرروشنفکرانه است، بنابراین نیاز به اصلاح این باور و فعالیت فرهنگی درخصوص تولد ایمن و جلوگیری از عوارض مادری و نوزادی یکی از شاخص‌‌های مهم بهداشتی در هر کشور است که در اهداف توسعه هزاره نیز بدان اشاره شده است».
    اما گوشی بدهکار این سخنان نشد؛ خیلی هایی که بچه اولی ها بودند بدون اینکه موقع به دنیا آمدنشان باشد، رُندتر از چیزی که باید به دنیا آمدند، بدون اینکه مادرانشان نگران جان و مالشان باشند.
    انگیزه بسیاری از این مادرم گرفتن لایک از عددهای رندی بود که می توانستند در فضای مجازی برای آن قصه ها بسازند و کسب درآمد کنند. بماند که اینها تنها چند نمونه از بدعت غلط لاکچری بازی در سال های اخیر در کشورمان بود و با توجه به آمارها به نظر می رسد هر سال تب تاریخ تولد رُند یا لاکچری داغ تر شده و کافی است در ادامه به تاریخ های تولد رُند در دهه اخیر و آمار تولدهای تقویمی نگاه کنید.
    ۸/۸/۹۸: تولد ۵۲۴۲ نوزاد،۷/۷/۹۷: ۲۱۸۷ نوزاد،۶/۶/۹۶: ۵۶۸۰ نوزاد،۵/۵/۹۵: ۶۰۱۳ نوزاد،
    ۸/۸/۸۸: ۴۱۹۵ نوزاد و ۹/۹/۹۹ که به گفته خیلی ها عددهای آماریش بیش از اینها است، اما هنوز در آمارها نیامده است.البته ناگفته نماند که همه نوزادان متولد شده در تاریخ های تولد رُند پدر و مادرشان لاکچری باز نبودند و از روی شانس در این تاریخ ها به دنیا آمده اند.
    این تاریخ تولد خاص که اصلا معلوم نیست اولین بار در ذهن چه کسی جرقه خورد حتی بیمارستان ها و مراکز درمانی را نیز به دو بخش تقسیم کرده: یک گروه که پاسخ شان به سزارین های بی وقت و عجولانه، خیر است و یک گروه که با تبانی و زد و بند میان پزشک و پرسنل هرطور که بشود رضایت مشتری را جلب می کنند.
    رُند و رُند بازی در سال 99 چنان به جان هم افتاد تا سزارین های تقویمی پای ثابت زایمان هایی شود که در این سال سیر صعودی را طی کردند. رایمان های لجوجانه ای که عددهای مثل هم را می خواستند تا معادله چندمجهولی که با تبانی و همراهی پزشک و پرسنل حل می شود را به نمایش بگذارند.
    در بلبشویی که کرونا بیمارستان ها را یکی یکی قُرق می کرد، لاکچری بازی های زایمان وصله ناجوری بود که به هیچ عنوان نه به کادر درمان و نه به بیمارستان ها نمی چسبید، اما وقتی پول حرف اول را می زند رویای زیبای بچه دار شدن در یک روز خاص هم به منصه ظهور می نشیند.

    اما گاهی بعضی هم از این زایمان های رُند جان به درنمی برند و ممکن است خود یا فرزندشان را در این راه از دست بدهند، اما رقابت در این بازار لاکچری آن قدرها آسان نیست که خیلی ها بخواهند از خیرلاکچری بازی بگذرند. الهام رمضانی، متخصص زنان و زایمان نیز بی شمار از این مراجعات داشته و می گوید: بسیاری از بیماران فعلی اش کسانی هستند که سال پیش از او پرسیده اند که باید چه کار کنند تا فرزندشان در فلان تاریخ مشخص متولد شود. او می گوید حتی برخی بیماران هستند که بچه دارشدن را گذاشته اند برای سال ۱۴۰۰تا لاکچری تر باشد.
    او توضیح می دهد: پزشکان زنان همیشه از این ماجراها دارند چه ۹/۹ باشد چه ۱۰/۱۰و چه ۲/۲. او حتی می گوید که بیماران زیادی دارد که نمی خواهند روز و ماه تولد فرزندشان با فلان فامیلی که با او مشکل دارند یکی شود یا روزی به دنیا بیاید که یکی از بچه های فامیل نیز در آن متولد شده است.
    همینطور که این ماما صحبت می کند؛ ماماها آماده می شوند. در اتاق دوباره باز می شود و لنگه هایش هر کدام پرت می شوند به دو جهت مخالف. پارچه های آبی رنگ «شان استریل» تمامی بدن مادر را پوشانده است و حایلی شده اند بین ما و او. تنها یک تکه از پوست شکم مادر است که پیداست.تیغ جراحی روی شکم مادر می لغزد. دریچه ای روی بدن مادر باز می شود و حس می کنی که پوستی دو سانتی متری مرز بین این دنیا و آن دنیا است که قرار است لاکچری ترین تاریخ سال را رقم بزند.