دسته: اجتماعی

  • ارائه خدمات پایدار به مشترکین در راس برنامه های آبفا است

    ارائه خدمات پایدار به مشترکین در راس برنامه های آبفا است

    هاشم امینی در آیین نکوداشت مدیران بازنشسته و معرفی مدیران جدید شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان با بیان اینکه دردهه اخیر شرکت آبفا در بسیاری از زمینه ها  به رشد و شکوفایی قابل توجهی دست یافته، اظهار داشت: فعالان صنعت آبفا در اصفهان بی وقفه درصدد ارتقای کیفیت خدمات به مردم در سطح استان هستند به طوری که شعار سال 1400 از سوی شرکت آبفا استان اصفهان حفظ ارزش آب، ارتقای دانش سازمانی، خدمات نوین و پایدار نامگذاری شد.

    وی  افزود: همه فعالان صنعت آبفا باید در طول سال های خدمت به گونه ای عمل کنند که به واسطه انجام درست و دقیق وظایف خود ردپای صحیحی برای نسل های بعدی در این شرکت بزرگ خدماتی از خود به یادگار بگذارند.

    مدیرعامل شرکت آبفا استان اصفهان با اشاره به عدم بارندگی های کافی در سال آبی جاری گفت: بارندگی ها در بسیاری از حوضه های آبریز کشور کمتر از حد نرمال بوده است، براین اساس بدنه مدیریت جدید شرکت باید با تلاش شبانه روزی و به کارگیری دانش و تخصص لازم درصدد تامین  آب شرب پایدار  مردم در شهرها و روستاهای استان باشند.

    امینی اعلام کرد: با ایجاد زیرساخت ها و و به کار گیری از دانش روز، خدمات شرکت آبفا را داخل منازل مردم رساندیم  و دیگر نیازبه حضور مردم برای دریافت خدمات به شرکت نیست و سامانه 1522 به صورت شبانه روزی در حال ارائه خدمات به مردم می باشد.

    در این برنامه محمدرضا جواهری به عنوان سرپرست طرح بازسازی شبکه فاضلاب شهر اصفهان، مهرداد خورسندی سرپرست دفتر روابط عمومی و آموزش همگانی، حسین اکبریان سرپرست دفتر امورقراردادها ، مجتبی اورنگی سرپرست دفتر بهره برداری و توسعه تاسیسات تامین، تصفیه و خطوط انتقال آب،  محسن سلمانی سرپرست دفتر حسابرسی و نظارت مالی، عباس عباسی خاک به عنوان سرپرست مرکز مدیریت ارتباط با مشتریان، روح الله سعیدی سرپرست دفترسامانه خدمات غیرحضوری، محمدحسین مسلمی سرپرست امور مالی و حسن گلی سرپرست دفتر برنامه ریزی و بودجه شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان معرفی شدند.

    همچنین به پاس 30 سال خدمت بی وقفه از آقایان محسن بیشه، سید اکبربنی طبا و احمد پورمحمد باقر تجلیل به عمل آمد.

  • دل به دریا زدند و موفق شدند

    دل به دریا زدند و موفق شدند

    تس که مبتلا به آتروفی عضلانی-نخاعی (اس‌ام‌ا) است و از صندلی چرخ‌دار برقی استفاده می‌کند، برای مارک‌های بوهو و پریتی لیتل تینگز و چند مارک لوازم آرایشی در شبکه‌های اجتماعی بازاریابی می‌کند.

    او از اصطلاح “اینفلوئنسر شبکهٔ اجتماعی” هیچ خوشش نمی‌آید اما می‌گوید کاش زمانی که بچه بودم آدم‌های بیشتری مثل خودم در دنیا بودند: “خیلی از افراد معلول به من گفتند که به آنها اعتماد‌به‌نفس بخشیده‌ام، نه فقط برای آنکه معلولیت خود را بپذیرند بلکه برای آنکه به دنبال عشق و علاقهٔ خود به آرایش صورت بروند”.

    تس یک معلول تأثیر‌گذار است که تعدادشان روز به روز بیشتر می‌شود. او با مارتین سیبلی و شرکت بازاریابی اینترنتی پرپل گووت کار می‌کند که سال گذشته در ابتدای محدودیت‌های کرونا کارش را شروع کرد.

    مارتین که او هم با آتروفی عضلانی-نخاعی (اس‌ام‌ا) به دنیا آمده است، شرکت خود را با هدف ایجاد امکانات فراگیر برای همه در جهان ایجاد کرد.

    مارتین می‌گوید: “من فکر می‌کنم با استفاد از تأثیر و نفوذ اینفلو‌ئنسر‌های معلول بر مصرف‌کنندگان معلول، کسب‌و‌کار‌های بزرگ رونق بیشتری پیدا می‌کنند و فراگیرتر می‌شوند. این روش برای همه نتیجه‌ٔ برنده ـ برنده خواهد داشت”.

    شرکت پرپل‌گووت تاکنون با بیش از ۷۵ اینفلوئنسر همکاری کرده است اما مارتین اصرار دارد نشان دهد کار شرکت او استعداد‌یابی آدم‌های خاص نیست.

    او توضیح می‌دهد: “ما به مشتریان خود خدمات ارائه می‌دهیم و برای هر تبلیغ، اینفلوئنسر مناسب آن را انتخاب می‌کنیم”.

    دل به دریا زدن

    حدود ۱۴،۱ میلیون نفر در بریتانیا دارای نوعی معلولیت‌ هستند و چنین رقمی نیاز به توجه و صرف نیرو دارد. بنا بر آمار مؤسسهٔ خیریهٔ معلولان اسکوپ این رقم که در اصطلاح به آن “پوند بنفش” می‌گویند سالانه حدود ۲۷۳ میلیارد پوند است.

    با اینکه افراد معلول حدود ۲۲٪ از جمعیت بریتانیا را تشکیل می‌دهند، این افراد نقشی در تبلیغات ندارند. یافتن آمار‌های جدید دشوار است اما بنا بر پژوهش بانک لویدز در سال ۲۰۱۶، افراد معلول در تبلیغات فقط شش صدم درصد نقش داشته‌اند.

    این اصلی‌ترین انگیزهٔ مارتین در ایجاد شرکت پرپل‌گووت بود. او فکر می‌کند دنیای بازاریابی و تبلیغات آگاهی اجتماعی بیشتری پیدا کرده است و آمادهٔ نوآوری است.

    او می‌گوید: “من فکر می‌کنم بخشی از آن به رشد بینش مردم در زمینهٔ تکثر و همه‌شمولی مربوط است. مارک‌های مشهور قبلا نگران بودند معلولیت را درست نفهمند اما حالا نگرانند از آنها انتقاد شود که چرا کاری نمی‌کنند”.

    تس شاهد این پیشرفت در کار شبکه‌های اجتماعی بوده است. تا سال گذشته، او این کار را به عنوان کار جنبی خود انجام می‌داد اما در پایان سال ۲۰۲۰ دل به دریا زد و تبدیل به اینفلوئنسر تمام‌وقت شد و حالا با همکاری مؤسسه‌ای کارهایش را اداره می‌‌کند.

    او می‌گوید به این آسانی هم که دیگران فکر می‌کنند نیست: “نمی‌شود یک روز از خواب بیدار شوید و یکباره تبدیل به اینفلوئنسر شبکه‌های اجتماعی بشوید”.

    “نیاز به دیده شدن”

    سال گذشته فروشگاه کفش لوکس کورت‌گایگر که شعبه مرکزی آن در لندن است، از برنادت هیگنس مدل و اینفلوئنسر اهل ایرلند شمالی برای تبلیغ کارهای خود استفاده کرد که یک پایش قطع ‌شده است.

    نیل کلیفورد مدیر اجرایی این شرکت معتقد است رشد و افزایش تعداد اینفلوئنسر‌های معلول نشان از تغییر نگرش‌های عمومی دارد.

    او می‌گوید: “رشد ناگهانی شبکه‌های اجتماعی فرصتی در اختیار کسانی قرار داد که پیشتر از چشم عموم مردم پنهان مانده و نادیده گرفته شده بودند و بحق نیاز دارند که دیده و شنیده شوند. مردم از کسب‌و‌کار‌ها انتظار دارند از تأثیر و نفوذ خود برای رویارویی با نابرابری‌ها استفاده کنند و بسیاری از مارک‌ها و نام‌و‌نشان‌های مشهور به این نیاز واکنش‌ مناسبی نشان داده‌اند”.

    پیپا استیسی بیست و شش‌ ساله اهل یورک در مؤسسهٔ خیریه کار می‌کند و در وبلاگش در مورد زندگی با بیماری مزمن می‌نویسد. پیپا مبتلا به آنسفالومیلیت عضلانی (ام‌ای) یا سندرم خستگی مزمن است و با مؤسسهٔ پرپل‌گووت در تهیهٔ تبلیغات برای نام‌و‌نشان‌هایی مثل تسکو همکاری می‌کند.

    او می‌گوید: “بازار‌یابی اینفلوئنسری فراتر از عرضهٔ کالاست. باید از کالا تصویر مثبتی ارائه دهی و ارزش‌های آن را خوب به جلوه درآوری و بگویی چرا استفاده از آن در این روز ‌و روزگار ضرورت دارد”.

    “به‌ویژه در کار برای مارک‌های بزرگ و مشهور نباید فقط به انجام وظیفه اکتفا کرد، باید کاری ارائه داد که زبان منتقدان را ببندد”.

    “باید با اینفلوئنسر‌های معلول ارتباط برقرار کرد و وقت گذاشت تا اجرای آنها را به خوبی دریافت. مخاطبان هم با آگاهی اجتماعی می‌توانند به نام‌و‌نشان‌های تجاری کمک کنند تبلیغات مؤثرتری تهیه کنند”.

    بشنو و بجوی

    به نظر دکتر آن‌ماری هانلون استاد بازاریابی دیجیتال در مدرسهٔ مدیریت کرنفیلد، اعتبار، جوهرهٔ اصلی نام‌و‌نشان‌های تجاری است:

    “بدون اعتبار همه‌ٔ آنها پوسته‌های تو‌خالی هستند. در جهان آنلاین، جایی که مصرف‌کنندگان می‌توانند همهٔ جزئیات را در چند دقیقه، تحقیق و بررسی و تائید کنند، لازم است که نام‌‌‌ونشان‌های تجاری روراست باشند و چهرهٔ حقیقی خود را نشان دهند”.

    او اضافه می‌کند: “اینفلوئنسر‌های معلول نیاز دارند تا با نام‌ و ‌نشان تجاری که برای آن تبلیغ می‌کنند ارتباط برقرار کنند تا کارشان معنا و مفهومی پیدا کند. داشتن سخنگویی که خود دچار معلولیت باشد باعث ایجاد لایه‌ای دیگر از اعتماد و اعتبار برای نام ‌و ‌نشان تجاری می‌شود”.

    کارولین کیسی مؤسس ولیوبل ۵۰۰ است. این ابتکاری جهانی است که شرکت‌ها را تشویق می کند نیازهای معلولان را در سطح بالایی مطرح و پیگیری کنند.

    او هم‌چنین بر این باور است که همه‌چیز در حال دگرگونی است و شرکت‌های بزرگ دریافته‌اند که از لحاظ تجاری به نفع آنهاست نه فقط صدای مشتریان معلول خود را بشنوند بلکه فعالانه جویای آنها باشند.

    او با اشاره به قدرت خرید تقریبی معلولان در دنیا می‌گوید: “نام‌و‌‌نشان‌های تجاری حالا این فرصت نوآورانه و رشد و مهارت ۸ تریلیون دلاری (۵،۷ تریلیون پوند) را به خوبی دریافته‌اند”.

    “موضوع فقط دیده شدن نیست، خوب عمل کردن است. حس خوب کسب‌و‌کار باعث گسترش و بهبود بازار می‌شود”.

    این نظر لارا جانسون نیز هست، یکی از مؤسسان شرکت زبدی، که به مدیریت مدل‌ها و اینفلوئنسر‌های معلول می‌پردازد.

    برنادت هیگنس که با کورت گایگر کار می‌کند و الی گلد‌اشتاین، مدل اسیکس که با سندرم داون متولد شده است و سال گذشته تصویر او بیشترین لایک را در صفحهٔ اینستاگرام بیوتی گوچی به دست آورد از نمونه‌ اینفلوئنسر‌های این مؤسسه هستند.

    لارا می‌گوید اشتیاق زیادی برای استفاده از اینفلوئنسر‌های معلول در نام‌ و‌ نشان‌های تجاری می‌بینند تا به بازار‌های تازه‌ای دست پیدا کنند. ”

    “پیش از این نام‌ و ‌نشان‌های تجاری از این می‌ترسیدند که استفاده از مدل یا اینفلوئنسر‌های معلول برای بازاریابی و تبلیغ متظاهرانه تلقی شود اما حالا دریافته‌اند که اینفلوئنسر‌ها واقعاً نفوذ و تأثیر دارند و این برای آنها ارزش تجاری دارد”.

  • شغل هایی که زیرپله ها زاده می شوند

    شغل هایی که زیرپله ها زاده می شوند

    حالا کارگاه های زیرزمینی نمور که فقر از سر و کولشان بالا می رود، نماد بارزی از بیکاری پنهانی هستند که حتی اقشار تحصیل کرده را هم دربر گرفته اند.
    در روزهایی که کرونا با اقتصاد ما دست به یقه شده است، این کارگاه ها هر روز در حال افزایش است، نمادی از برده داری مدرنی که توانمندی های بسیاری را زیرسوال می برد.
    بیشتر این کارگران یا بچه های کوچک هستند یا مردان و زنانی که به حداقل ترین ها هم راضی شده اند. آنها دراین کارگاه ها دیده نمی شوند و ترجیح می دهند بدون اینکه شکایت کنند، همین حداقل کار ارزان را هم داشته باشند.
    اسامی این کارگران پنهان نه روی کاغذ است و نه در فهرست کارفرماها جایی دارند.آنها را نه آمارمی شناسد و نه در ارقام اقتصاد می گنجند. آنها با قراردادهای بدون ضمانت و نانوشته در کارگاه هایی که ماهیت کارگاهی ندارند، کار و زندگی می کنند و سهمشان از اقتصاد و تولید، به درصد بسیار ناچیزی محدود می شود.
    گاهی یک پارکینگ یا اتاق کوچک یا حتی راهروی یک تولیدی، محل کار این کارگران است. خیلی هایشان با سابقه های طولانی بدون اینکه اعتراضی کنند در این کارگاه های پنهان، به کار مشغول هستند. در این مکان های زیرپله ای، انواع بیماری ها گریبانشان را می گیرد، اما درد نان بزرگتر است و شکلی پنهان از بیکاری و فقر را مثال می زند.
    کارشناسان این نوع بیکاری را بسیار خطرناک توصیف می کنند و اعتقاد دارند که مشاغل زیرزمینی می تواند آفتی برای اقتصاد باشد.
    رشد 20 درصدی بیکاری پنهان
    اکنون طبق آمار، بیکاری پنهان در برخی استان‌ها به بیش از ۲۰ درصد رسیده است و این موضوع در اصفهان هم در حال افزایش است.
    با وجود اینکه چندی پیش وزارت کار وجود ۳.۵ میلیون کارگر غیررسمی را رد کرد، اما همان زمان، نماینده کارگران در شورای عالی کار، بر این آمار صحه گذاشت و اعلام کرد که این رقم وجود دارد، اما در آمارها نیست.
    دبیر اجرایی خانه کارگر و عضو شورای اسلامی اصفهان، در همین رابطه در گفت و گو با خبرنگار ما با انتقاد از ضعف های موجود گفت: متاسفانه کارگاه های زیرپله ای در اصفهان در حال افزایش است و این کارگاه ها با کمترین امکانات اقدام به سواستفاده از نیروی کار می کنند.
    اصغر برشان افزود: متاسفانه با اینکه بارها گفته شده که کارگران می توانند بابت قراردادهای سفید امضا شکایت کنند، اما به دلیل تقاضای زیاد کار و نرخ بالای بیکاری، کارگران ترجیح می دهند که سکوت کنند.
    وی ادامه داد: کارگران از نبود امنیت شغلی رنج می برند و همین موضوع باعث شده که کارفرماها و پیمانکاران هر طور که دلشان بخواهد با کارگر رفتار کنند.
    با اینکه بحث بیکاری و ابعاد مختلف آن همواره یکی از دغدغه های بزرگ مدیران بلندمرتبه بوده است، اما در دورانی که نرخ بیکاری کلان شهری همچون اصفهان دو رقمی شده، ناگزیر از مشکلاتی است که به یک سرطان بدخیم تبدیل شده است.
    علی موسوی، کارشناس اقتصاد این معضل را به شکل دیگری بررسی می کند و در گفت و گو با خبرنگار ما اظهار داشت: معمولا افرادی که به این شکل تن به شغلی غیر از تخصص یا فعالیتی که در آن تبحر دارند می دهند، معمولا یا تولید کنندگانی بوده اند که به دلیل شرایط موجود به ورشکستگی رسیده اند و یا بیکارانی بوده اند که کار دیگری نیافته اند.
    وی با اعلام اینکه این موضوع مثل یک دمل چرکی کوچک است که با بحرانی شدن وضعیت کار و اشتغال هر روز در حال بزرگتر شدن است ادامه داد: بازرسان کار باید با تیزبینی بیشتری نسبت به این موضوع بنگرند. به این دلیل که بیکاری پنهان موضوعی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت و در اقتصاد ما تاثیرات ناگواری می گذارد .
    نقش آفرینی در اقتصاد غیررسمی
    این استاد دانشگاه نقش آفرینی در اقتصاد غیررسمی را نوعی بیکاری پنهان دانست و تصریح کرد: متاسفانه آمار دقیق و درستی از این نوع کارگاه ها وجود ندارد و آنچه که هست مخدوش و غیرواقعی است، به این خاطر که ترس از بیکار شدن نمی گذارد بسیاری از این افراد حتی شکایت کنند.
    این کارشناس اقتصاد ادامه داد: محرومیت از حقوق اجتماعی و مزایای حقوق مصوب کار باعث می شود که جامعه جوان و فعالانی که می توانند نقش موثری در اقتصاد داشته باشند، به نوعی سرخورده بشوند و آنطور که باید و شاید نتوانند در اقتصاد نقش داشته باشند.
    موسوی افزود: بسیاری از این کارگران از حقوق خود بی اطلاع هستند ولی اگر آموزش درست ببینند و به این موضوع برسند که با بهره مندی از حق بیمه و درمان و تامین اجتماعی، آینده خود را تضمین می کنند، رو به خوداظهاری می آورند.

    این کارشناس اقتصاد تصریح کرد: امروز بعضی از کارخانه‌ها، شرکت‌ها، سازمان‌ها و کارگاه‌ها با معضل بیکاری پنهان مواجهند و نیروی کار آن‌ها علیرغم اشتغال و درآمد، بهره‌وری لازم را ندارند، این معضلی است که اگر به آن توجه نشود، معلوم نیست، چه ضربه هایی به اقتصاد خواهد زد.
    وی با اشاره به اینکه معمولا افرادی که در شغل های کاذب مشغول هستند یا در محاسبات آماری محسوب نمی شوند، در جرگه بیکاران پنهان قرار می گیرند، ضمن اینکه شغل هایی مثل سیگار فروشی یا دست فروشی ارزش افزوده ای برای اقتصاد کشور و استان ایجاد نمی کند و در این شرایط رشد قابل قبولی در اقتصاد ایجاد نمی شود و هزینه هایی هم به جامعه تحمیل می شود.
    موسوی راهکار برون رفت از این مشکل را تدوین برنامه ای مدون و مشخص دانسته و گفت: دولت نیازمند برنامه ای توسعه ای است برای تعادل عرضه و تقاضای اشتغال تا بتواند با این موضوع به یک ترازوی میزان برسد و در جامعه اشتغالزایی ایجاد کند.
    اینکه دولت باید اول بداند که ما نیازمند چه تعداد شغل هستیم و تا زمانی که ما آمار درستی در زمینه اشتغال نداشته باشیم، نمی توانیم برنامه مناسبی هم در این زمینه برنامه ریزی کنیم.
    گفتنی است؛ بر اساس آمارها، بیشترین بیکاری پنهان در گروه صنایع متفرقه ( 75 درصد) و پس از آن صنایع کانی غیرفلزی (8/74 درصد) بوده و کمترین آن هم مربوط به صنایع نساجی، پوشاک و چرم (2 درصد) و صنایع چوب (6 درصد) است. میزان بیکاری پنهان در صنایع تولیدکننده فلزات اساسی بییش از 53 درصد و در صنایع ماشین آلات برقی و غیر برقی و وسائط حمل ونقل نیز بیش از 58 درصد بوده است. بالا بودن نیروی کار مازاد نه تنها موجب عدم کارایی و بهره وری در این صنایع شده، بلکه هزینه تولید آنها را بالا برده و از توان رقابتی آنها می کاهد.

  • ثبت 21 میلیون و 793هزار تردد نوروزی در راه‌های استان اصفهان

    ثبت 21 میلیون و 793هزار تردد نوروزی در راه‌های استان اصفهان

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ مهدی خضری اظهار داشت: تردد خودروهای ورودی به جاده‌های شریانی مجهز به ترددشمار آنلاین در استان از 25 اسفند پارسال تا هجدهم فروردین امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته(با احتساب سال کبیسه) 104درصد افزایش یافته‌ است.
    وی ادامه داد: بر اساس آمار ثبت شده توسط سامانه‌های ترددشمار، در این ایام یک میلیون و ۵۹۲ هزار و ۹۲۷ دستگاه خودرو به استان وارد و یک میلیون و 692هزار و 261 خودرو از استان خارج شدند.
    مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای اصفهان خاطرنشان کرد: تعداد خودروهای ورودی و خروجی به استان در این مدت نسبت به سال قبل از آن به ترتیب ۱۰۸ و ۱۲۳ درصد افزایش یافته ‌است.
    وی اضافه کرد: در هجدهمین روز فروردین امسال ۸۷۷ هزار و ۶۷۱ تردد خودرو در جاده‌های استان به ثبت رسیده است.
    خضری با بیان اینکه این تعداد تردد نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۶۳ درصد افزایش یافته است، خاطرنشان کرد: در این روز ۶۸ هزار و ۹۸۹ دستگاه خودرو وارد استان و ۷۰ هزار و ۳۴۶ دستگاه خارج شده است.
    وی یادآور شد: در هجدهمین روز سال جاری، آمار خودروهای ورودی به و خروجی از استان به ترتیب در مقایسه با پارسال ۷۵ و ۸۰ درصد افزایش یافته است.
    مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان اصفهان از مردم خواست برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از سفرهای غیرضرور خودداری کنند و شهروندانی که به هر دلیل قصد تردد در محورهای مواصلاتی این استان را دارند با تماس با تلفن ۱۴۱ از آخرین وضعیت راه‌ها مطلع شوند.
    خضری خاطرنشان کرد: نیروهای اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای استان در تمام بخش‌ها اعم از راهداری و حمل و نقل، هم اکنون در حال آماده باش کامل هستند.
    طرح ویژه نظارت و بازرسی نوروزی اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان اصفهان از ۲۵ اسفند آغاز شده است و تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ ادامه خواهد داشت.
    هم اکنون ۷۵۰ نیروی راهدار در جاده های استان با ۵۵۰ دستگاه ماشین آلات سبک و سنگین در حال آماده باش قرار دارند و به مسافران خدمات ارائه می کنند.
    استان اصفهان از نظر تعداد شرکت حمل و نقل بار، پایانه حمل بار و مسافر و آموزش کاربران حمل و نقل، رتبه اول کشور را دارد.
    بیش از ۴۱ هزار دستگاه خودرو با ۴۸ هزار راننده در ناوگان حمل و نقل بار این استان فعالیت می‌کنند که نزدیک به ۱۰ درصد از ناوگان حمل بار کشور را شامل می‌شوند.
    ۴۵۹ شرکت حمل و نقل بار، ۶ پایانه حمل بار، ۲۶ پایانه حمل مسافر، هشت مرکز مکانیزه معاینه فنی و ۴۷ مجتمع بین راهی در سطح استان اصفهان وجود دارد.
    استان اصفهان دارای ۱۱ هزار و ۵۰۰ کیلومتر راه است که بدلیل موقعیت خاص آن در مرکز بعنوان چهار راه ترانزیت بار و مسافر کشور، رتبه اول حمل بار و رتبه سوم حمل مسافر را داراست.

  • کشور باید قرنطینه شود

    کشور باید قرنطینه شود

    به گزارش مجله خبری اینهفته به نقل از ایرنا، رییس شورای هماهنگی سازمانهای نظام پزشکی استان خراسان رضوی گفت: با شیوع گسترده کرونا در کشور یک فاجعه انسانی در حال وقوع است و انتظار همگان از وزیر بهداشت و درمان تهیه واکسن کروناست و تاخیر در واکسیناسیون عمومی و گسترده علیه این ویروس نابخشودنی است.سازمان نظام پزشکی مشهد به نقل از دکتر علی بیرجندی نژاد گزارش داد: ایران اکنون در جایگاه هفتم مرگ و میر جهان بر اثر ابتلا به کرونا طی ۴۸ ساعت گذشته قرار گرفته است.

    وی ادامه داد: راهی جز قرنطینه شهرها و واکسیناسیون گسترده در مقابل این فاجعه انسانی نداریم و اگر وزارت بهداشت در نوروز به هر علتی نتوانست موثر وارد میدان شود لااقل در واکسیناسیون گسترده قافیه را نبازد.

    رییس سازمان نظام پزشکی مشهد وضعیت بیمارستان ها را غیرقابل باور خواند و گفت: به اذعان بسیاری از همکارانمان در بسیاری از اورژانس ها نزدیک به تکمیل ظرفیت هستیم و ادامه این روند باعث خواهد شد تختی برای بستری بیمار جدید نداشته باشیم.

    بیرجندی نژاد افزود: بسیاری از مسوولان به جای اقدام عاجل در پی یافتن مقصر هستند و خرج کردن از مردم و اتهام زنی به آنها نیز راحت ترین مسیر برای عده‌ای شده است یک روز سفرهای نوروزی و روز دیگر صف های مرغ مورد اتهام است.وی اضافه کرد: متاسفانه برخی بسیار راحت از رسیدن آمار فوتی ها به هزار و ۵۰۰ نفر در روز سخن می گویند اما آیا کشوری که با بحران جمعیتی رو به رو است باید این قدر راحت از جان دادن سرمایه های انسانی و نیروی کار خود بگذرد؟

    نمودار ابتلا و بستری کرونا در ایران با شیب تند صعودی امتداد دارد و همه استانهای کشور با افزایش جدی بیماران بستری و سرپایی مواجهند. این در حالی است که میزان عمل به پروتکلهای بهداشتی در سطح کشور همچنان پایین و نگران کننده و طبق آخرین ارزیابیها تنها ۵۶ درصد است.بر اساس آخرین آمار رسمی تاکنون ۲ میلیون و ۹۳ هزار و ۴۵۲ نفر در کشورمان به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند. بیماری کووید ۱۹ تاکنون جان ۶۴ هزار و ۷۶۴ نفر از شهروندان ایرانی را گرفته است و یک میلیون و ۷۲۰ هزار و ۸۴ بیمار مبتلا به کووید ۱۹ نیز تاکنون در کشورمان بهبود یافته‌اند.

  • کار مطلق چه چیزهایی را از ما می گیرد

    کار مطلق چه چیزهایی را از ما می گیرد

    امروز، در این دنیای هراسان و شتاب‌زده گویا فاصله چندانی از «کار مطلق» نداریم، اما اگر چنین شود، چه چیزهایی را از دست خواهیم داد؟ تصور کنید کار تمام دنیا را تصرف کرده و به کانون دیگر عرصه‌های زندگی بدل شده است. در این صورت، سایر امور مطیع کار خواهند بود. سپس، کم‌کم هر چیز دیگری، بازی‌ها و سرگرمی‌هایی که زمانی جریان داشتند، آهنگ‌هایی که پیش از آن خوانده می‌شدند، عشق‌هایی که کامروا می‌شدند، جشن و بزم‌هایی که برپا می‌شدند همگی به‌شکلی تقریباً نامشهود شبیه هم شده و نهایتاً به کار تبدیل می‌شوند. پس از آن زمانی فرا خواهد رسید که دنیاهای متعددی که پیش از حکمفرمایی کار بر جهان وجود داشتند، کاملاً از حافظه فرهنگی و تاریخی ما پاک شده و به دست فراموشی سپرده می‌شوند.

    حال، در این جهان کار مطلق، نحوه اندیشیدن، ظاهر و رفتار مردم چگونه خواهد بود؟ آن‌ها در هر جایی انسانی را ببینند، او را در نسبتش با کار قضاوت می‌کنند: پیش از استخدام، حین استخدام، پس از استخدام، نیمه‌بیکار و بیکار؛ کسی در این سرشماری از قلم نخواهد افتاد. مردم کار را در همه‌جا ستایش کرده و به آن عشق خواهند ورزید، پرثمرترین روز را برای یکدیگر آرزو خواهند کرد، صبح شان را با بیدارباش کار آغاز می‌کنند و شب را در آغوش کار به خواب می‌روند. روحیه پُرکاری و سخت‌کوشی، راه دستیابی به موفقیت معرفی خواهد شد و تنبلی نابخشودنی‌ترین گناه شناخته می‌شود. همه‌جا در میان تأمین‌کنندگان محتوا، کارگزاران دانش، گروه‌های طراحی، رئیس‌های اداره و سازمان‌های جدید مدام حرافی‌هایی درباره گردش کار، طرح‌ها و معیارهای پیشرفت، گسترش مقیاس و رشد شنیده خواهد شد.

    اصطلاح «کار مطلق» ابداع فیلسوف آلمانی جوزف پیپر است که پس از جنگ جهانی دوم در کتاب فراغت: اساس فرهنگ (1948) آن را مطرح کرد. این عبارت به فرایندی اشاره دارد که انسان‌ها در نتیجه آن به کارگرانی صرف تبدیل می‌شوند.

    از نظر من، کار از این طریق در مسیر مطلق‌شدن قرار می‌گیرد، غایتِ همه‌چیز می‌شود، کانونی که کل زندگی بشری بر مدار آن می‌چرخد؛ در این هنگام، هر چیز دیگری در خدمت کار خواهد بود؛ فراغت، جشن و سرور و بازی همگی همسان می‌شوند و نهایتاً به کار تبدیل خواهند شد؛ وقتی هیچ بُعد دیگری ورای کار برای زندگی باقی نمانده است، زمانه‌ای که انسان‌ها عمیقاً به این باور رسیده‌اند که ما صرفاً زاده شده‌ایم برای کارکردن. و سایر طریقه‌های زیستن و وجود که پیش از یکه‌تازی کار مطلق رواج داشتند، کاملاً از حافظه و پیشینه فرهنگی ما محو خواهند شد.

    ما در آستانه تحقق کار مطلق قرار داریم. هر روز با افرادی صحبت می‌کنیم که کار،  افسار زندگی آن‌ها را در دست گرفته است، تکلیف و وظیفه جهان شان را پر کرده و مسئولیتی وصف‌ناشدنی بر افکارشان سنگینی می‌کند.

    برخلاف کسی که زندگی خود را وقف تفکر و تعمق می‌کند، فرد مقید به کار مطلق، همیشه نگران انجام کاری است که باید انجام دهد و اغلب دو دلواپسی در ذهن دارد: یکی درستی کاری که در حال انجام آن است و دیگری اینکه همیشه کار بیشتری برای انجام‌دادن وجود دارد.

    آزاردهنده‌ترین مسئله درباره کار مطلق صرفاً این نیست که رنجی بی‌جهت را بر بشر تحمیل می‌کند، بلکه شیوه‌های پویای مکاشفه‌ای را از میان می‌برد که هدفش پرسیدن، اندیشیدن و پاسخ‌دادن به اساسی‌ترین مسائل وجودی است.

    ماهیت مسئولیت‌مدارِ کارِ مطلق، با چنین چیزهایی شناخته می‌شودبا فعالیت بی‌وقفه، بی‌قرار و سراسیمه؛ نگرانی برای آینده؛ بار طاقت‌فرسای زندگی؛ غرولند افکار پریشان برای فرصت‌های ازدست‌رفته، و احساس گناه ناشی از ظنِ کاهلی یا سستی. بنابراین، نگاه تکلیف‌انگار به جهان با ماهیت مسئولیت‌مدار کار مطلق در ارتباط است. جان کلام اینکه کار مطلق ناگزیر به «دوکا» منتهی می‌شود، اصطلاحی بودایی که به طبیعت رضایت‌ناپذیر و مملو از رنج زندگی اشاره دارد.

    کار مطلق علاوه بر پدیدآوردن دوکا یا به‌عبارتی رنج، مانع از دستیابی به سطوح والاتر واقعیت می‌شود. از این رو تبلور زیبایی در هنر، تجلی جاودانگی در دین، حظ بی‌آلایش عشق و حس سرگشتگی فلسفی، واقعیاتی هستند که در دنیای کار مطلق یافت نمی‌شوند. همه این احوالات برای اینکه دریافت شوند نیازمند سکوت، سکون و اشتیاقی برآمده از دل و جان‌اند. اگر معنا، به مفهوم تعامل بازیگوشانه کران و بی‌کران، گستره ادراک ما را فراتر از مشغولیات و امور پیش‌پاافتاده مادی بُرده و به آن تعالی بخشد، و به ما امکان دهد آنچه والاتر از خودمان است را مستقیماً تجربه کنیم، آنگاه متاع نایاب دنیای کار مطلق، قطعاً فرصت تجربه معناست. آنچه یافت میشود، کشف چرایی حضور ما در این عالم است.

  • زیستی که در اصفهان شبانه نشد

    زیستی که در اصفهان شبانه نشد

    یکی از تغییرات عمده و البته تا حد زیادی نامحسوس مدرنیته و فرآیندهای مدرنیزاسیون تغییراتی است که در ریتم زندگی روزمره مردم به‌وجود می‌آید. هر چند این تغییرات در ریتم ممکن است در یک دوره زمانی کوتاه چندان محسوس نباشد، اما اگر فرآیندهای آن را در دوره‌های زمانی بلندتری در نظر بگیریم، کاملا آشکار می‌شود. تنظیم ریتم زندگی مردم در عصر مدرنیته و به‌ویژه در کلان‌شهرهایی مثل اصفهان از اهمیت بسیار بالایی در مدیریت شهری برخوردار است. فقط کافی است به فهرستی از مدیریت درست ریتم‌های حرکت، گردش و چرخش اشیاء و انسان‌ها در شهر نگاهی اجتماعی بیاندازیم تا بفهمیم که چگونه ریتم‌ها بسیاری از الزامات شهری را بر ما تحمیل می‌کنند. ریتمِ حرکت اتوبوس‌ها و متروها، ریتم حرکت شهروندان در ساعات مختلف روز از بخش‌های مختلف شهر، ریتم آغاز و پایان ادارات، ریتم غذا خوردن و حتی ریتم موارد بسیار جزیی‌تری مثل خوردن چای، مطالعه کردن، استراحت کردن و بسیاری مسائل ریز و درشت دیگر که همگی از الزامات تغییر ریتم در دوران مدرن است.

    یکی دیگر از ریتم‌هایی که به‌واسطه مدرنیته دچار تغییر و تحول شده است، تغییر در روندهای حرکتی و حتی مفهومی زمان‌هایی مثل شب و روز است. به این ترتیب که به‌واسطه مدرنیته مفاهیمی مثل شب و روز جایگاه پیشین خود را تا حد زیادی دگرگون کرده‌اند. البته الزامات زیادی برای این امر وجود داشت. در دوره‌های اولیه صنعتی شدن و به علت نیاز مبرم به تولید انبوه، معمولا کارخانه‌ها به صورت شیفت‌های چندگانه در طول تمام 24 ساعت شبانه‌روز مشغول به کار بودند. از آنجا که واحدهای صنعتی معمولا در مجاورت و یا حتی داخل شهرها احداث می‌شد، خدمات خاصی برای شیفت‌های مختلف کاری در نظر گرفته شده بود. برای مثال ممکن بود یک گروه از کارگران ساعت ده شب آغاز شیفت کاری آنها باشد. از طرفی کسانی که عمده زمان کاری خود را روزها سپری می‌کردند، شب‌ها به دنبال مکان‌ها و پاتوق‌هایی برای استراحت و سرگرمی بودند. به همین دلیل به مرور زمان روشنایی وارد حیات زندگی شبانه انسان شد. ورود برق و نور به خیابان‌ها و کوچه‌ها و همچنین احداث کافه‌ها، رستوران‌ها و مراکز خدماتی بسیار زیاد دیگری که به صورت شبانه‌روزی به شهروندان خدمات ارائه می‌کردند، مانند بیمارستان‌ها، آتش‌نشانی، مراکز پلیس و … شهرها را به مراکزی تبدیل کرد که به صورت 24 ساعته در حال فعالیت بود.

    از طرف دیگر رشد بسیار زیاد جمعیت در کلانشهرها به‌ویژه در قرن بیستم باعث شده بود تا شهرها نتوانند در یک دوره زمانی کوتاه مثل روز تمام امکانات و خدمات فراغتی و کاری و حتی سرگرمی را در اختیار همه شهروندان قرار دهند. به همین خاطر برنامه‌ریزی‌ها به سمت تقسیم‌بندی طول شبانه‌روز پیش رفت و ریتم‌ها به گونه‌ای تقسیم‌بندی می‌شد تا هر گروه یک دوره زمانی خاصی از روز را در اختیار خود قرار دهد. تقسیم کار در طول شبانه‌روز به صورت خود به خودی به تقسیم فراغت در طول شبانه‌روز منجر شد. بنابراین، همه مراکز شهری و به‌ویژه مراکز فراغتی به گونه‌ای طراحی می‌شدند تا بتوانند به همه شهروندان در طول 24 ساعت شبانه‌روز خدمات ارائه دهند. این روند، به‌طور خاص با حرکت شهرها و کلانشهرها به سمت مراکز مصرفی و خدماتی نمود بیشتری پیدا کرداز این‌رو اگر تا پیش از این، کار بود که وضعیت فراغت را تعیین می‌کرد، حال این روند معکوس شده بود. شکل‌گیری پاساژها و مگامال‌های بزرگ در سطح شهرها، مراکز تفریحی و بازی مثل شهربازی‌ها، سیرک‌ها، گسترش سانس سینماها به نیمه‌های شب و بسیاری موارد دیگر نشان می‌داد که چگونه اقتصاد یک شهر به حیات و زیست شبانه آن وابسته می‌شد. کم کم نور و نورپردازی به بعد مهمی از معماری شهری تبدیل شد. زرق و برق شهری، پیاده‌روها، ویترین مغازه‌ها، نمایش ماشین‌ها و حرکت جمعیت‌ها در درون این فضاهای شهری در طول شب مشخصه بارز شهرهای پررونق قرن 21 بوده است.

    این وضعیت اما برای کشورهای در حال توسعه روایت متفاوتی را طی کرده است. برای نمونه اصفهان، هیچگاه روند شهرهای صنعتی را طی نکرده است. به نظر نمی‌رسد دست‌کم در مراحل اولیه، صنعت نقش بزرگی در توسعه سریع شهراصفهان داشته باشد و اهمیت سیاسی آن به‌عنوان شهری توریستی مهمترین عامل در توسعه آن بوده باشد.

    از سوی دیگر، توسعه ناموزون اصفهان، مهمترین عامل در عدم شکل‌گیری زیست شبانه بود؛ یعنی عدم امنیت. رشد شهری اصفهان از همان ابتدا باعث شکل‌گیری دو گانه بالاشهری و پایین‌شهر شد و گرچه در مکان‌های مرفه‌تر شهر،  علائمی از حیات شبانه وجود داشت، اما در مناطق محروم‌تر و حاشیه‌ای‌تر به‌علت افزایش بزه‌کاری و عدم امنیت، شب‌ها به مکان مخوف و پاتوق مجرمان تبدیل شده بود.

    بعد از انقلاب، به‌علت شروع زود هنگام جنگ تحمیلی، عدم امنیت، دلالتی سیاسی به خود گرفته بود تا اجتماعی. طولانی شدن مدت زمان جنگ و فوبیا و هراس ناشی از آن تا دوران بعد از جنگ نیز ادامه یافت و متاسفانه کلان شهری همچون اصفهان هیچگاه نتوانست آن‌طور که باید و شاید به مکانی برای زیست و حیات شبانه تبدیل شود. هر چند بخش‌هایی از شهر به صورت کنترل شده و خیلی ویژه برنامه‌هایی برای فراغت شبانه مردم فراهم کردند، اما نه تعداد این برنامه‌ها چندان کفایت می‌کرد و نه از کیفیت لازم برای همه قشرها و گروه‌ها برخوردار بود و نه اینکه استمرار داشتند. عمده این برنامه‌ها مناسبتی بوده مثل برنامه‌های ماه مبارک رمضان و یا برخی از اعیاد و تنها در مواقع خاصی از سال و برای گروه‌های خاصی طراحی می‌شد. از سوی دیگر برنامه‌ریزی برای زیست شبانه مردم در برنامه‌ریزی فضایی شهری جایگاه مهمی نداشته و ندارد. معمولا در طراحی‌های شهری اهمیت چندانی به مراکزی که بتوانند خدمات فراغتی شبانه به شهروندان ارائه دهند داده نشده است. قوانین مربوط به تعطیلی واحدهای صنفی بعد از نیمه شب و نگاه امنیتی به مقوله زیست شبانه نه تنها باعث امن‌تر شدن شهر نشده، بلکه آن را به مکانی برای بزه‌کاران و مجرمان تبدیل کرده است. واقعیت این است که به‌علت خالی شدن شب از مردمان عادی و نبود هیاهوی شهری، با تاریک‌تر شدن هوا، کم کم شاهد حضور افراد و گروه‌هایی هستیم که یا بزه‌کار و مجرم هستند و یا به شدت آسیب‌پذیر.

    از طرف دیگر، با وجود اینکه اصفهان به شدت با کمبود منابع مالی برای مدیریت شهری مواجه است، اما کمتر به بعد اقتصادی زیست شبانه در آن توجه شده است. در حالی که بعد اقتصادی زیست شبانه می‌تواند منابع سرشاری تولید کرده و پویایی خاصی به اقتصاد شهری بدهد.

    نکته قابل تامل این است که بخش خدمات اقتصادی به عنوان فاز سوم از توسعه در اقتصاد کشورهای توسعه یافته، بعد از بخش کشاورزی و صنعت، جایگاه مناسبی در دهه‌های اخیر به خود اختصاص داده که در عصر حاضر برخی از اقتصاددانان از آن به عنوان موتور رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته نیز یاد می‌کنند. در این منظر لازم به ذکر است که زیست شبانه می‌تواند به عنوان یکی از موتورهای محرکه قدرتمند در جهت پیشبرد حوزه اقتصاد تلقی شود. این تعریف می‌تواند عامل مهمی در آشنایی و شناخت ما از فاز سوم توسعه باشد که هدف از آن تعیین مرزبندی‌های مناسب و بیان برخی ویژگی‌های اساسی این بخش می‌باشد، البته در میان نظریات و دیدگاه‌های مختلف در مرزبندی‌های این بخش اختلافاتی وجود دارد ولی اکثر دیدگاه‌ها دارای ویژگی‌های مشترک اساسی هستند. از ویژگی‌های این بخش می‌توان به ناهمگونی، گستره وسیع آن و اینکه کیفیت خدمات را نمی‌توان براساس تنها خروجی آن بررسی کرد و تمامی جزئیات فرآیند ارائه خدمت به مشتری می‌تواند در تعیین کیفیت این بخش موثر باشد اشاره کرد. این ناهمگونی منجر به توزیع عادلانه‌تر درآمدهای حاصله برای گروه‌های مختلف شده و از همین رو یکی از شاخص‌های مهم در عدالت توزیعی است.

  • اگر همیشه احساس خستگی می کنید، این مطلب را بخوانید.

    اگر همیشه احساس خستگی می کنید، این مطلب را بخوانید.

    دکتر احمد روان پارسا، پیرامون احساس خستگی بیش از حد در برخی افراد طی صحبت با خبرنگار گروه سلامت مجله خبری اینهفته گفت: این نوع خستگی دلایل متعددی از قبیل افسردگی، بیماری‌های عفونی، بیماری‌های قلبی، غذای ناکافی، کم کاری تیروئید، حساسیت غذایی و از همه مهمتر فقر مولکول آهن در خون دارد.

    وی با اشاره به اینکه مقدار انرژی موجود در بدن که به واسطه مصرف غذاها به وجود می‌آید نیز در بروز احساس خستگی موثر است، گفت: وقتی بدن به علت نخوردن غذا، اختلال در جذب غذا یا حجم بالای فعالیت نامتناسب با میزان انرژی مصرفی دچار افت انرژی شود، خستگی مفرط بروز پیدا خواهد کرد. این متخصص خون و آنکولوژی در مورد قند ذخیره در خون گفت: مقدار قند موجود در بدن به شکل گلیکوژن بین 300 تا 400 گرم در خون است که تنها می‌تواند انرژی نصف روز یک فرد بالغ را تامین کند بنابراین، انرژی اصلی مورد نیاز انسان از طریق سوختن چربی‌ها تامین می‌شود.

    وی دلیل خستگی مفرط در بیماران عفونی را کمبود قند خون دانست و گفت: در این نوع بیماری‌ها معمولا افراد از مواد قندی کمتری استفاده می‌کنند و به همین دلیل بدن برای تامین انرژی مورد نیاز باید از چربی‌ها استفاده کند که در این شرایط با سوخت ناقص چربی‌ها به دلیل کمبود قند خون موادی مثل اسیدلاکتیک در بدن ترشح می‌شود که خستگی عضلات را در پی دارد. بنابراین کبد، این اسید را در زمان استراحت فرد از جریان خون حذف می‌کند و مشکل برطرف می‌شود.

    این متخصص خون و آنکولوژی از دیگر علل خستگی مفرط را تنگ بودن مجرای عروقی دانست و گفت: در این صورت اکسیژن، مواد قندی و جریان خون رسانی با سرعت مناسب در بدن انجام نمی‌شود و انرژی به مقدار کافی به بافت‌ها و عضلات بدن نمی‌رسد که در این حالت فرد احساس خستگی مفرط می‌کند. البته کم خوابی هم در تشدید این موضوع بی‌اثر نیست.

    دکتر پارسا گفت: عدم وجود ویتامین‌ها، املاح و مواد معدنی به میزان کافی در بدن موجب برهم خوردن تبادلات بیوشیمیایی و روابط بین دستگاه‌ها می‌شود که موجب افت انرژی و در نتیجه بروز احساس خستگی می‌شود. وی کم خونی را از دیگر علل احساس خستگی مفرط دانست و با اشاره به اینکه کمبود آهن و اسیدفولیک شایع‌ترین نوع کم خونی است، افزود: فقر آهن در خون سبب کاهش و کوچک شدن گلبول‌های قرمز می‌شود در نتیجه عمل تبادلات اکسیژن و دی اکسید کربن به خوبی صورت نمی‌گیرد و سلول‌ها با وجود کمبود اکسیژن نمی‌توانند سوخت و ساز مواد قندی را به خوبی انجام دهند و این حالت برای فرد ضعف و بی‌حالی را در پی دارد.

    دکتر پارسا با بیان اینکه میزان استاندارد آهن و قند خون بین 90 تا 100 میلی گرم در خون است، گفت: جذب آهن از طریق مصرف جگر، گوشت قرمز به ویژه گوشت گوساله، تخم کدو، کشمش و خرما صورت می‌گیرد. البته فعالیت بدنی زمینه جذب آهن را افزایش می‌دهد و در صورت تامین نشدن آهن مورد نیاز بدن از این طریق می‌توان زیر نظر پزشک از مکمل‌های دارویی و قرص آهن استفاده کرد.

    این متخصص خون و آنکولوژی با اشاره به وجود دلایل ژنتیکی برای فقر آهن گفت: علاوه بر زمینه ژنتیکی نوعی پروتئین در خون وجود دارد که وظیفه آن انتقال مولکول آهن از نقطه‌ای به نقطه دیگر است که اگر وظیفه خود را به درستی انجام ندهد، مشکل کمبود آهن به وجود می‌آید.

    البته نوعی پروتئین در بدن برای جا به جایی نیاز به جذب مولکول آهن دارد که اگر مولکول جذب شده را رها نکند، این بار فقر آهن در بدن به شکل دیگری به وجود می‌آید ولی همیشه یک مقدار آهن در کبد به صورت ذخیره شده وجود دارد. دکتر پارسا افزایش میزان مولکول آهن در بدن را باعث به وجود آمدن اختلال در اعضای بدن به ویژه کبد دانست و افزود: مصرف مکمل‌های غذایی و قرص‌های آهن باید زیر نظر پزشک متخصص و با بررسی میزان آهن در آزمایش خون باشد در غیراین صورت عوارض جبران‌ناپذیری به همراه خواهد داشت.

    این متخصص خون و آنکولوژی در مورد درمان خستگی مفرط گفت: برای درمان این مشکل ابتدا نیاز به یک تشخیص صحیح است که خستگی مفرط از کدام دلیل و یا حاصل کم کاری کدام عضو بدن است تا بتوان از مراحل بعدی درمان با سرعت بیشتر و هزینه‌های کمتر عبور کرد.

    وی با اشاره به مراحل دیگر درمان افزود: ورزش باعث بالا رفتن سرعت گردش خون و در نتیجه رسیدن مواد قندی بیشتری به عضلات و همچنین موجب دفع مواد زاید و چربی‌های اضافی از بدن می‌شود و در درمان این بیماری نقش موثری دارد. دکتر پارسا، در پایان با تاکید بر اهمیت نوع تغذیه و زمان استفاده از آن افزود: استفاده روزانه 8 لیوان آب در کنار استراحت به میزان کافی به صورت خواب موجب ترمیم بدن می‌شود و در کنار اینها استفاده از 3 نوع میوه جذب مواد معدنی و املاح مورد نیاز بدن را تامین می‌کند.