بلاگ

  • مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

    عروسی، سنتی است که در همه جای جهان انجام میگیرد و دو نفر با برگزاری جشنی، زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. در مراسم عروسی ها معمولا عروس و داماد می رقصند و بعد از برش کیک و پرت کردن دسته گل، عروسی به اتمام می رسد اما این فقط در بعضی کشورها رواج دارد.

    سنت های عروسی در برخی کشورها به حدی عجیب و غریب است که قابل باور نیستند. عجیب ترین مراسم های ازدواج حتی در کشورهای متمدن و پیشرفته هم وجود دارد. خرافه پرستی مرز و بوم ندارد و اصولا مردم با تغییر در سنت های غلط مخالف اند. هر چند که این سنت ها گاهی نماد طنز دارند اما برخی از آن ها تاسف بار و غیر قابل تحمل اند.

    عجیب ترین مراسم های ازدواج نه تنها در کشورهای مختلف متفاوت است بلکه در جنوب و شمال برخی کشورها این تفاوت ها دیده می شود. این سنت ها گاهی دردناک و تامل آورند و گاهی لبخند به لب می آورند. متاسفانه خرافات در همه جا وجود دارد و بسیاری از این سنت ها به دلیل خرافه پذیری مردم شکل گرفته اند.

    • ازدواج با آدم ربا

    یکی از عجیب ترین مراسم های ازدواج در جهان در میان مردم قرقیزستان رواج دارد. سنتی که با نام آلاکاچو شناخته می شود. آلاکاچو به معنای “بردار و فرار کن” است. در این روش داماد آینده، دوستان خود را جمع می کند و با هم سوار خودرویی می شوند و دختری را می دزدند. این دختر بدون اطلاع قبلی ربوده می شود و به خانه مرد برده می شود. در آن جا از قبل مقدمات عروسی توسط خانواده مرد مهیا شده است.  خانواده مرد پس از ساعت ها تلاش برای متقاعد کردن دختر، سرانجام موفق به برگزاری مراسم ازدواج می شوند. این روش در سال 1991 غیر قانونی اعلام شد اما همچنان توسط بسیاری از قرقیزی ها اجرا می شود و تقریبا 40 درصد زنان این کشور، با ربایندگان خود ازدواج می کنند. دو سوم این عروسی ها، بدون اطلاع و توافق عروس صورت می گیرد.

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود
    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود
    • پرتاب زباله بر سر عروس وداماد

    اسکاتلندی ها هم از آن دسته مردمی هستند که سنت ازدواج عجیب و غریبی دارند. سیاه شدن عروس یک سنت زننده و حال بهم زن است که در مراسم عروسی اسکاتلندی ها برگزار می شود. آنها به سمت عروس و داماد زباله های مواد غذایی که فاسد شده اند، پرتاب می کنند. این مواد هر چیز فاسد شدنی و کثیفی می تواند باشد. شیر فاسد شده، تخم مرغ، غذاهای فاسد شده و حتی قیر و نفت و بنزین. اسکاتلندی ها مرد و زنی را که بتوانند در این زباله ها دوام بیاورند را خوشبخت می دانند و اعتقاد دارند، آن ها می توانند به هر چیزی برسند، چرا که هیچ چیز سخت تر از تحمل این وضعیت نیست.

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

    • عروس دزدی

    یکی از عجیب ترین مراسم های ازدواج در آلمان وجود دارد. بر اساس سنت کهن آلمانی ها، در شب عروسی، دوستان عروس و داماد، عروس را می دزدند و داماد باید عروس را جستجو کند. اگر کسی در این راه به او کمک کند، به عنوان پاداش باید از داماد نوشیدنی بگیرد.

    سنت دیگری که بسیار در این کشور مرسوم است، خوردن غذا در خانه عروس است. مهمانان غذاهای ویژه ای تدارک می بینند و در خانه عروس و داماد نوش جان می کنند اما پس از اتمام غذا، تمام ظروف چینی را می شکنند تا با این کار ارواح و شیاطین را از خانه دور کنند.

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

     

    • گریه اجباری عروس

    در توجیا چین، عروس باید یک ماه قبل از مراسم عروسی روزی یک ساعت گریه کند. زنان دیگر در خانواده عروس، او را تشویق به این کار می کنند. ده روز بعد مادر عروس هم به این مراسم می پیوندد و گریه می کند. مادربزرگ عروس نیز ده روز آخر، با دختر و نوه خود هم دلی می کند و شروع به گریه کردن اجباری می کند.

    گریه اجباری عروس

    • هدیه غیر معمول

    ازدواج در فیجی هم با دشواری هایی روبرو است. برعکس مثال ایرانی ها که می گویند، مادر را ببین و دختر را بگیر، در فیجی به شدت به پدر عروس احترام میگذارند. داماد برای اثبات خود، باید دندان نهنگ به پدر عروس هدیه دهد تا پدر دختر به ازدواج آن ها رضایت دهد. از طرفی داماد باید در تمام مراسم عروسی، دست پدر عروس را بگیرد.

    گریه اجباری عروس

    • ازدواج با درخت

    از آن جایی که هند کشور بزرگی است، سنت های ازدواج عجیب و غریب زیادی دارد. در بخش های از هند، اگر دختری در روز خاصی که مریخ و زحل هر دو در زیر خانه هفتم هستند، متولد شود، بدیمن است. به عقیده هندی ها این دختر موجب مرگ زودهنگام شوهرش خواهد شد از این رو باید، با درختی ازدواج کند و پس از ازدواج درخت را قطع کنند تا این نفرین به درخت برسد.

    مراسم ازدواجی که باورتان نمی شود

    • به آب انداختن عروس

    تایلندی ها آب را نماد پاکی و روشنایی می دانند و در سنت های ازدواجشان، حتما باید نو عروسان وارد آب شوند تا روح و جسمشان تطهیر شود. این کار نشان دهنده وفاداری عروس به داماد خواهد بود. نکته جالب این سنت در این است که عروس حتما باید در رودخانه شستشو شود و آب راکد یا حوضچه مورد قبول نیست. مهم نیست که آرایش عروس چقدر صورت وی را زشت می کند و یا این که تمامی لباس او خیس می شود. یک تایلندی باید به آیین سنتی کشور پایدار باشد.

    • به دنیا آوردن دو فرزند

    مردم قبیله ای در جنوب سودان اعتقاد دارند، زمانی مراسم عروسی کامل می شود که زن بتواند دو فرزند سالم به دنیا بیاورد. اگر زن دو فرزند به دنیا نیاورد، مرد حق طلاق دادن وی را دارد.

    • عدم استفاده از توالت

    سه روز بعد از به پایان رسیدن مراسم عروسی،  عروس و داماد طی سنتی دیرینه، حق استفاده از توالت را ندارند. به اعتقاد مردم اندونزی، عروس و دامادی که بتوانند در این روز دوام بیاورند، می توانند تعداد زیادی فرزند سالم داشته باشند.

    • فلک کردن داماد با ماهی

    دوستان داماد در پایان مراسم ازدواج،  جوراب های داماد را از پایش در می آورند و با ماهی یا نیشکر به پاهای داماد ضربه می زنند.

    البته این ضربه ها دردناک نیست و بیشتر موجبات خنده اطرافیان را فراهم می کند.

    فلک کردن داماد با ماهی

    • عروس هرچه چاق تر بهتر

    موریتانی یکی از کشورهای شمال غربی آفریقا است. در موریتانی ازدواجی موفق شمرده می شود که عروس در آن، چاق و قد بلند باشد. متاسفانه زنان این کشور در تلاش برای اضافه کردن وزن، اغلب دچار بیماری های غیر قابل جبرانی می شوند. بیماری هایی همچون، دیسک کمر، زانو درد و مشکلات قلبی و عروقی و کبد چرب.

    گروه وبگردی اینهفته: محمد امامی

  • کوزه مدرک آبی ندارد

    کوزه مدرک آبی ندارد

    دانشگاه ها بنگاه های مدرک شده اند و بازار کار در وضعیت نامطلوبی به سرمی برد، این در حالی است که پس از گذراندن نزدیک به 20 سال تحصیل و کسب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و طی نمودن شب ها و روزهای پراسترس، وقتی به دنبال کار می روی، نه مهارتی کسب کرده ای که بتوانی از آن استفاده کنی و نه شغلی داری که مدرکت به درت بخورد، بنابراین نه راه پس می ماند و نه راه پیش، چرا که نیاز امروز بازار کار با آنچه که در طی این سالها کسب کرده ای مطابق نیست.

    شاید به همین علت است که عده ای از تولید کنندگان بزرگ اصفهانی اعتقاد دارند که اصفهان از نیروی کار حرفه ای رنج می برد و انگشت اتهام به سمت نحوه آموزش و رشته هایی نشانه می رود که هیچ ربطی به بازار کار ندارند.

    • کسب و کارهای بی محتوا

    با این تفاسیر می توان گفت، مشکل تحصیل کردگان و فارغ التحصیلانی که به بازار کار وارد می شوند، یکی و دو تا نیست، از یک طرف آنها در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش و سپس آموزش عالی با هیچگونه مهارتی درحوزه های فنی و حرفه ای آشنا نشده و در کسب و کار خاصی مهارت ندارند و از طرف دیگر با شیوه های کار در رشته های مختلف آشنا نیستند.

    در این میان متاسفانه میزان حمایت برنامه ریزان کشور نیز با سطح توقعات و مطالبات آنها همخوانی ندارد، بنابراین باید بخشی از اشتغال را با درک توانمندی های موجود و برنامه ریزی برای آن در نظر گرفت، امری که مردم عادی نمی توانند انجام دهند و لزوما دست اندرکاران و متولیان امر باید به آن توجه کنند.

    • نیروهای بی مهارت برای اشتغال

    حالا این مساله را همه پذیرفته اند که دانشگاه ها در سال های گذشته نیروهایی را پرورش داده اند که در سطح میانگین از حرفه کمتری برخوردارند و این موضوع، دائما از سوی افراد فعال در عرصه تولید و اشتغال مطرح می شود.

    به گفته علی ربیعی وزیر کار و تعاون و رفاه اجتماعی بدون تردید تعداد فارغ‌التحصیلان و مهندسان ما در مقایسه با شاخص‌های جمعیتی و(GDP)تولید ناخالص داخلی از جوامع توسعه یافته بیشتر است، اما علت اینکه دوران گذار ما به سمت توسعه تا این حد طولانی است، بسته به میزان سواد و مهارت ما است و امیدوارم بتوانیم این خلاءها را پر کنیم.

    وی با بیان اینکه دانشجویان بدون کسب مهارت لازم وارد بازار کار می شوند و مسئله اصلی در کشور سواد و مهارت است، ادامه داد: کدام متغیرها می‌توانند تحصیلات را به سمت سوادی ببرند که بتواند وضع جامعه را بهتر کند و آسیب های اجتماعی کاهش یابد؟ امروز باید به جامعه با سواد هم فکر کنیم.

    بماند که برخی هم تمام گناه را به گردن بخش آموزش نمی اندازد و اعتقاد دارند که عدم حمایت از بنگاه های کوچک و پر بازده باعث شده که اشتغال بدون مهارت ایجاد شود.

    اما مشکل آموزش، همچنان یکی از بزرگترین مواردی است که بازار کار را نشانه گرفته است.

    امروزه منطبق نبودن رشته های تحصیلی با نیاز بازار کار، یکی از معضلات حل نشده ای است که گریبان بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی را گرفته است.

    سید عبدالوهاب سهل آبادی، رییس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران راهکار کلان و اساسی برای برون رفت از این مشکل را اجرای اصل 44 قانون اساسی می داند و می گوید: به نظر من دولت باید بودجه هایی که در اختیار دانشگاه های دولتی می گذارد را کم کرده و در قبال آن دانشگاه ها توسط بخش خصوصی حمایت شوند و نیازهای این بخش را تامین کرده و در عین حال با تعامل با دانشگاه ها بر اساس نیاز، رشته های دانشگاهی را در دانشگاه ها تغییر دهند و با ایجاد مدارس فنی و حرفه های آموزش های حرفه ای برای تربیت نیروی انسانی فراهم کند تا به این ترتیب نیاز به پروژه های تحقیقاتی و نو زیاد شود.

    • دانشگاه تعامل لازم را با صنعت ندارد

    رییس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران در ادامه با اظهار تاسف از اینکه سیاستگذاری ها در بخش های دانشگاهی تعامل لازم را با صنعت ندارد می گوید: کادر علمی در بخش دانشگاه آزاد، فقط به منافع خودشان فکر می کنند و به نوعی این دانشگاه ها تبدیل به بنگاه های اقتصادی و تولید مدرک شده اند و بدون توجه به کیفیت، رشته ها را تعریف و ایجاد توقع می کنند. این در حالی است که ما باید به فکر هدفمند نمودن رشته های تحصیلی باشیم، یعنی از همان بدو ورود دانشجو به دانشگاه ها بازار کار همان رشته را هم برایش تعریف و تبیین نماییم.

    در حالی که او از غیر ملموس بودن آموزش های فنی و حرفه ای صحبت می کند و می گوید که این موسسات در تامین نیروی کار نقشی ندارند، مشاور رئیس سازمان فنی و حرفه ای کشور اعتقاد دارد: آموزش های فنی و حرفه‌ای گامی موثر در جامعه برای ایجاد اشتغال و توانمندسازی جوانان است.

    در این میان برخی از کارشناسان هم معتقدند، مشکل اصلی بیکاری در کل کشور این است که ما هنوز سند آمایش آماری از نیروهای کار و نیاز امروز بازار کار را نداریم  در حالیکه اگر ما آخرین اطلاعات از نیازهای واقعی بازار کار را داشته باشیم، می توانیم برحسب آن نیرو تربیت کرده و به این ترتیب مشکل بیکاری را حل کنیم.

  • همه چیز را بر گردن کرونا نیندازیم

    همه چیز را بر گردن کرونا نیندازیم

    به زور  و از روی وظیفه. وقتی نگاه سنگین من را دید با همان لحن زیر بار زور مانده اش گفت: نمی شد به جای شعر سعدی یه شعر … را از حفظ می خوندیم؟!!

    این گفتگوی پدر و پسر، ناخودآگاه جمله های خبر:«35 درصد دانش‌آموزان در پایان مقطع ابتدایی توانایی کافی برای روخوانی ندارند.» را در جلوی چشمانم قطار کرد.

    چند روز پیش در خبرها آمده بود: « طی آخرین دورة آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانش‌آموزان پایة چهارم) در سال 2016، ایران با نمرة 428، رتبة 45 را در بین 50 کشور شرکت‌کننده کسب کرد. نمرة دانش‌آموزان ایرانی در سال 2016 با افت 29 نمره‌ای نسبت به دورة قبلی آزمون (2011)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکت‌کننده در آزمون است. »

    تازه متوجه شدم که چرا  پسرم، برای خواندن یکی از متون اصیل فارسی،  اینگونه در گل مانده است و  این سوال از خودم که: واقعاً سیستم آموزشی ما در حال چه کاری است؟! افت 29 نمره ای دانش آموزان پایه؟! آن هم برای  خواندن یک متن فارسی؟!

    کسانی که قرار است، پایه های آینده علم و دانش ایران را پی ریزی و آن را برقله های فخر بنشانند، اینگونه پرورش یافته اند؟!

    ادامه گزارش فوق خبر بدتری را هم می داد: « در دیگر کشورها، دانش‌آموزانی که نمرة کمتر از 400، یعنی پایین‌ترین سطح را می‌گیرند، حدود 4 درصد است و این نسبت در ایران حدود 35 درصد است. »

    اینها را بگذارید کنار فرمایشات چند وقت پیش مسئولین محترم که می گفتند، ما کسب علم و دانش را فدای همه گیری کرونا نمی کنیم!  یکی باید به این آقایان گوشزد کند که کدام کسب علم ودانش؟ اگر منظور آموزش در مدارس و بنگاه های آموزشی پولی است؛ آری !! نباید کسب ثروت از طریق این موسسات را فدای همه گیری یک ویروس خودخواه و موذی نمود.

    آقایان در حالی از عقب ماندن قطار کسب علم، دانش آموزان به خاطر تعطیلی کرونایی می گویند که  شواهد امر چیز دیگری را نشان می دهد.

    وقتی نسل آینده ما هنوز در خواندن متنی با زبان مادری خود مشکل دارد،یعنی اینکه ما در حوزه آموزش و پرورش فرزندانمان در برهه ای از زمان، خواب بوده ایم و فرصت هایی را از دست داده ایم که جبران آنها کاری بسیار دشوار است.

    از موقعی که موضوع انشا از علم بهتر است یا ثروت، شد؛ چگونه با ثروت، علم کسب کنیم!! آموزش ما به بیراهه رفت. تمام سال هایی که به دنبال پولی شدن آموزش رفتیم، ناخودآگاه از سطح آموزش های رایگان که حق مسلم هر فرزند ایرانی است، کاستیم و بر آموزش های استوار بر نظام پولی افزودیم. همان روزی که فلان مسئول و مشاور حکومتی برای تحصیل فرزندش، مدرسه اختصاصی بنا کرد، قافله کسب علم رایگان بچه های ایرانی را باختیم و نتیجه آن شد که دانش آموزان فارسی زبان در امتحان زبان مادریشان جزو آخرین ها می شوند!!

    در آخراینکه، اگر قرار است به خاطر همه گیری کرونا، کسب  علم و دانش پولی را تعطیل کنیم، همان بهتر که تعطیل کنیم و همه چیز را گردن کرونا نیندازیم.

  • دکترهای دروغین اینستاگرام زیر تیغ قانون

    دکترهای دروغین اینستاگرام زیر تیغ قانون

    بر اساس ماده واحده این قانون استفاده از عناوین علمی دکتر، مهندس و مانند اینها که شرایط اخذ آن مطابق قوانین و مقررات مربوط تعیین می‌گردد توسط هر فرد برای خود مستلزم داشتن مدرک معتبر از مراکز علمی و دانشگاهی داخلی و یا خارجی مورد تأیید رسمی وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری یا بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌باشد. مرتکبین استفاده غیر مجاز از عناوین علمی مذکور به مجازات ماده (556) فصل هشتم کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی محکوم خواهندشد.
    مطابق ماده واحده مذکور، صرف داشتن مدرک دانشگاهی، اجازه استفاده از عنوان علمی را به شخص نخواهد داد، بلکه دارنده مدرک باید مدرک دانشگاهی خویش را از یکی از مراکز یا دانشگاههای داخلی ویا خارجی یا شعب آنها در داخل کشور که حسب مورد، مورد تأئید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد اخذ نموده باشد؛ بنابراین  مرجع تشخیص اعتبار یا عدم اعتبار مدارک دانشگاهی، وزارتخانه های مذکور در متن ماده واحده و شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
    بر همین اساس کارشناس رسمی دادگستری با رصد و شناسایی کسانی که در پیج های اینستاگرامی یا فضاهای مجازی، تارنماها و … از عناوین علمی بدون مدرک استفاده می کنند، این افراد را برای توضیحات بیشتر به دادسرا معرفی خواهد کرد.
    بنابراین چنانچه فردی از یکی از دانشگاهها و مراکز آموزش عالی خارج از کشور مبادرت به اخذ مدرک دانشگاهی نماید، تا زمانی که تحصیلات وی توسط مراجع مربوطه ارزشیابی نگردد و اعتبار مدرک تحصیلی وی احراز نگردد، حق استفاده از عنوان علمی دکتر را نخواهد داشت.
    گفتنی است؛ کسانی که به دروغ و بدون اثبات علمی و مدرک درست، اقدام به استفاده از عناوین علمی در پیج هایشان می کنند هزینه‌های چندگانه‌ای را بر دوش جامعه، مردم و بیت‌المال، می اندازند و این قانون می تواند دست آنها را از چنین خلاف هایی که مدیران واقعی و توانمند را در سایه برده است، قطع کند.

  • سایه روشن های آموزش مجازی مدارس

    سایه روشن های آموزش مجازی مدارس

    کرونا، حالا دیگر بعد از چند ماه میهمان جدیدی نیست. از ماه ها قبل بچه ها با این ویروس آشنا شده اند و یاد گرفتند که با آن زندگی کنند. از روزی که مشق هایشان مجازی شد و از پشت قاب موبایل ها و تبلت با معلمانشان ارتباط برقرار کردند، هر چند والدین از این موضوع چندان راضی نیستند.
    آنها می گویند: باید فکری به حال روحیه دانش آموزان هم بشود. فضای خانه ها محدود است و دانش آموزان با ماندن در خانه کلافه شده اند از طرفی نبود زیرساخت های مناسب آموزش غیرحضوری، بسیاری از والدین را دچار مشکل کرده است. آنها معتقدند این روش ها نیازمند کارایی بیشتر است تا خانواده ها نقش معلم را هم بازی نکنند.

    • تکلیف بلاتکلیفی

    صبوری از والدینی است که این روزها را با تلخی می گذراند، او با بیان مشکلات عدیده از جمله قطع شدن مکرر اینترنت و سرعت کم آن می گوید: ما کاری را شروع کردیم، بدون اینکه زیرساخت های آن را آماده کنیم.

    مثلا هر معلمی از یک پیام رسان استفاده می کند، معلمی تکالیف را صوتی و دیگری بصورت کتبی و تصویری می خواهد که این تفاوت ها، دانش آموزان را سرگردان و بلاتکلیف می کند.

    او که دو دانش آموز در خانه دارد می گوید:  من یک دختر در پایه هشتم و یک پسر در پایه دوم ابتدایی دارم و هر کدام به هر حال با مشکلات مختلف در زمینه درس هایشان روبرو هستند وبار تحصیلیشان کلا روی دوش ما افتاده است.

    باری که خیلی های دیگر هم مثل او به دوش  می کشند، گرچه در کنار همه این سختی ها همه به اتفاق معتقدند که نرفتن بچه ها به مدرسه بهتر است و حداقل روزهای قرمز کرونا را سیاه نخواهد کرد .

    فریده موسوی هم که یک کارمند تمام وقت است از این مشکلات دارد: پسرم در خانه تنها است و به هر حال بازیگوش است و خیلی وقت ها کلاس هایش از دست می رود. او اظهار تاسف می کند که با اینکه چند ماهی است بچه ها با این روش تحصیل اخت شده اند، اما هنوز در این زمینه فرهنگسازی درستی نشده و بچه ها به موبایل بیشتر به عنوان یک وسیله بازی نگاه می کنند تا وسیله یادگیری.

    محمدی هم یک معلم است که در طرف دیگر ماجرا قرار دارد: « در این مدت مشکلات زیادی با رویکرد آموزش مجازی داشتیم، برخی از بچه ها جدی      نمی گرفتند و به پیام رسان ها توجه   نمی کردند. اما به هر حال این روش تحصیل مزایای خود را هم دارد» .

    به نظر او اوایلی که این سیستم بنا گذاشته شد، بسیاری از خانواده ها جدی نگرفتند اما کم کم حدود 90- 80 درصد از دانش آموزان و والدین مشارکتشان جدی شد و این باعث خشنودی است .

    مهدوی هم از معلم هایی است که این روزها تمرکزش را بر فضای مجازی و جذابیت درس دادن گذاشته است. به نظر او پایه اول به خصوص چون نیاز است که کودک با معلمش ارتباط چشمی و عاطفی داشته باشد، به شکل مجازی با مشکلاتی روبرو است که باید با خلاقیت و تدریس جذاب این خلاء را جبران کرد. او معتقد است که مسلما آموزش به شکل حضوری در مدرسه بازدهی بیشتری دارد، اما ما اکنون با شرایط عادی روبرو نیستیم و به هر حال باید با این وضعیت به شرایط مطلوب برسیم.     در این میان همکاری خانواده ها موضوع مهمی است که باید سرلوحه فعالیت های آموزشی باشد؛   خانواده هایی که این روزها نقش همکار اولیا و مربیان را در خانه ایفا می کنند و تلاششان این است که بچه هایشان از درس و تحصیل عقب نیافتند.

    • روزهای سخت تحصیل

    به گفته امیری از والدینی که دو دانشجو و یک دانش آموز در خانه دارد، به هر حال این روزهای سخت می گذرد و باید با شرایط خودمان را وفق دهیم و مراقب باشیم که بچه هایمان در این روزها از فضای تحصیلی واقعی دور نشوند.

    البته بماند که روزهای سخت تنها مربوط به والدین نیست، بلکه معلمان هم چندان دلخوشی از این روزها ندارند و باید زمان زیادی از وقت خود را صرف آماده کردن مطالب درسی به صورت فیلم، صوت و عکس، چک کردن تکالیف تمام دانش آموزان، رسیدگی به درس آنها، پرسش و پاسخ و خیلی کارهای دیگر بکنند، حتی بیشتر از وقت استانداردی که باید برای دانش آموزان بگذارند.

    در کنار مشکلات سخت افزاری، مشکلات نرم افزاری هم خود قصه این روزهای کرونایی است که با پیش بینی بسته های آموزشی و پست کردن آن برای خانواده ها و دانش آموزان حل شده است تا سال تحصیلی با فراز و نشیب هایش تمام شود و سوت پایان تحصیلی بدون بازنده به پایان برسد.

  • دانشگاه کیلویی چند؟

    دانشگاه کیلویی چند؟

    تا چندی پیش کنکور و رسیدن به آمال و آرزوها برای برخی یک افسانه بود، شاید تا چند سال پیش. اما چیزی نگذشت که فاصله های طبقاتی باعث شد که متولان بی درد بتوانند به راحتی هر آنچه را که می خواهند از جمله کرسی دانشگاه ها را هم بخرند. جالب اینجاست که بیشتر این خریدها مربوط به رشته ای است که با جان و روح مردم کار دارد. پزشکان آینده ای که معلوم نیست با مدرک جعلی پزشک شده اند و یا واقعا رنج دوران درس و دانشگاه را به جان خریده اند.

    به گفته محمد مهدی طهرانچی، رئیس مرکز امور حقوقی و صیانت از دارایی‌های دانشگاه آزاد اسلامی تعداد افرادی که به جعل مدارک دانشگاه آزاد اقدام کرده اند «خیلی زیاد» است، ولی دانشگاه آزاد برادر بزرگ نظام آموزش عالی است و در واقع سهم بزرگ تر این مجموعه  (آموزش عالی) متعلق به دانشگاه آزاد است؛ بنابراین در این گستره بزرگ احتمال هر تخلفی وجود دارد، ولی ما تمام تمرکز خود را بر این گذاشته ایم که در دانشگاه این اتفاق نیفتد.

    با تمام این احوال این اتفاقات در حال افتادن است، فروش مدارکی که تنها ژست و فیگورهای جعلی به ارمغان می آورد، دانشگاه ها بنگاه های مدرک شده اند و بازار کار در وضعیت نامطلوبی به سرمی برد، این در حالی است که پس از گذراندن نزدیک به 20 سال تحصیل و کسب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و طی نمودن شب ها و روزهای پراسترس، وقتی به دنبال کار  می روی نه مهارتی کسب کرده ای که بتوانی از آن استفاده کنی. بنابراین نه راه پس می ماند و نه راه پیش، چرا که نیاز امروز بازار کار با آنچه که در طی این سالها کسب کرده ای مطابق نیست.شاید به همین علت است که عده ای از تولید کنندگان بزرگ اصفهانی اعتقاد دارند که اصفهان از نیروی کار حرفه ای رنج می برد و انگشت ها به سمت نحوه آموزش و رشته های تحصیلی نشانه می رود که هیچ ربطی به بازار کار ندارند.

    در این میان بماند که مشکل تحصیل کردگان و فارغ التحصیلانی که به بازار کار وارد می شوند یکی و دو تا نیست، از یک طرف آنها در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش و سپس آموزش عالی با هیچگونه مهارتی درحوزه های فنی و حرفه ای آشنا نشده و در کسب و کار خاصی مهارت دارد و از طرف دیگر با شیوه های کار در رشته های مختلف آشنا نیست.

    در این میان متاسفانه میزان حمایت برنامه ریزان کشور نیز با سطح توقعات و مطالبات آنها همخوانی ندارد، بنابراین باید بخشی از اشتغال را با درک توانمندی های موجود و برنامه ریزی برای آن در نظر گرفت، امری که مردم عادی نمی توانند انجام دهند و لزوما دست اندرکاران و متولیان امر باید به آن توجه کنند و همین ناامیدی ها است که باعث می شود، تنها مدرک ملاک شود و بس .

    حالا این مساله را همه پذیرفته اند که دانشگاه ها در سال های گذشته نیروهایی را پرورش داده اند که در سطح میانگین از حرفه کمتری برخورداند و این موضوع دائما از سوی افراد فعال در عرصه تولید و اشتغال مطرح می شود.

    در این خلاء های ناشی از نبود برنامه ریزی و مدرک گرایی برای هیچ و پوچ است که افرادی هم، از آب گل آلود ماهی های درشتی می گیرند.

    گرچه به اعتقاد رئیس مرکز امور حقوقی و صیانت از دارایی‌های دانشگاه آزاد در بسیاری از موارد خیلی از این مدارک از دانشگاه مورد استعلام قرار نگرفته است؛ یعنی فردی مدرکش را جعل کرده و آن را به سازمان و یا شرکتی ارائه داده، ولی هیچ وقت برای تایید آن مدرک، استعلامی از دانشگاه آزاد گرفته نشده است.

    با تمام این احوال ارقام متنوع است؛ کلاهبردار مشتری خودش را ارزیابی می کند و از 10 و 20 میلیون تا 500 میلیون تومان تا یک میلیارد تومان می رسد و تنها قربانیان این ماجرا کسانی هستند که با خون دل شبانه روز به خاطر کنکور درس خوانده اند و حالا کسانی جایشان را گرفته اند که تنها رنگ اسکناس را دیده اند. شاید بهترین راهکار برای این موضوع هوشمندسازی تمامی ارگان ها و اداراتی باشد که وابسته به مدرک گرایی شده اند.

  • دنیایی بدون ترحم با عصای سفید سفید سفید

    دنیایی بدون ترحم با عصای سفید سفید سفید

    به نظر این دختر 25 ساله، نابینا یی دنیای جدیدی را به او نشان داده است: « روزهای اول که این اتفاق افتاده بود، شوک شدم و افسردگی رهایم نمی کرد. یک روز به خودم گفتم تا کی می خواهی درون این پیله بمانی، این شرایطی است که ایجاد شده و رهایی از آن غیرممکن است. شروع کردم به یاد گرفتن خط بریل و بعد آرام آرام به زندگی جدیدم عادت کردم». او حالا پنج سالی می شود که این شرایط را پذیرفته و مانند بسیاری از کسانی که در این شرایط به سر می برند، نقطه مشترکی دارد. تنها موضوعی که او و امثال او و یا نابینایان مادرزاد را رنج می دهد، نوع نگاه مردم به این نوع معلولیت است و با اینکه آمار نابینایان در کشور ما به شکل چشمگیری در حال افزایش است، اما هنوز فرهنگ درستی در برخورد با آن ایجاد نشده است.

    بنفشه هم با مریم در یک نقطه ایستاده است، پشت تمام چشمها؛ بنفشه هم نابینایی است که در كنار تحصیل به سرودن شعرعلاقه دارد، بنفشه احمدی احساس می كند كه او به سراغ شعر نرفته، بلكه شعر به سراغ او آمده است و آرام آرام احساس توانایی گفتن شعر را در خود حس كرده و به سرودن شعر پرداخته است، بیشتر موضوعات     شعر های او را موضوعات عاطفی، اجتماعی و احساسی تشكیل می دهد.

    • نقش رنگین کمان درتاریکی می زنیم

    سالهاست توی تمام تاریکیها به قول خودش یک عالمه رنگ است. اما رنگین کمان بنفشه با آدم های عادی متفاوت است.

    بنفشه از مردم و دولت می خواهد، تا معلولیت را بشناسند و بفهمند، كسانی كه چنین مشكلاتی دارند چه انتظاری از دولت و مردم خود دارند. بنفشه آرزو دارد تا مردم  به معلولین و نابینایان خود كمك كنند تا آنها خود را به جامعه بشناسانند؛ شاید از این طریق گوشه ای از مشكلات آنان بر طرف گردد.

    • اما رنج های او تنها ندیدن رنگ ها و انسان ها نیست. دردهای او تنها گم کردن

    کوچه های زمخت و خیابان های پرهیاهوی زندگی نیست. او ناشناخته است. کمتر کسی از دردها و لذت هایش سخن رانده است: «اگر معلولان را کمتر در کوچه و خیابان می بینیم، دلیل بر کم بودنشان نیست. آنها از طرد شدن واهمه دارند. از اینکه جمع آنها را نپذیرد، می ترسند».

    • زندگی عالی است

    تق تق عصای سفید روی سرامیک ها نشان از آمدن لیلا است، او هم روشن دل است و بیماری نادری چشم هایش را از او گرفته است.

    قدی نسبتا بلند، ظاهری آرام و لبخندی دایمی بر لب دارد. برای او زندگی عالی است دور از زشتی «وقتی برای اولین بار ندیدم، همه چیز برایم سیاه شد. زندگی شد یک علامت سوال بزرگ، اما شاید اگر متوجه باشی که هر چه که اتفاق بیافتد باز هم زندگی جریان دارد، با این مساله کنار می آیی. سعی کردم امیدم را از دست ندهم و کم کم با شرایط عجیبی که داشتم وفق پیدا کردم و یاد گرفتم که رنگها را با گرمی و لطافتشان برای خودم تعریف کنم، حالا نقاشی می کنم و گلدوزی ام هم بد نیست .

    باور کنید وقتی صبح از خواب بیدارمی شوم و مثل همیشه هیچ منظره ای را نمی بینم اصلا غمگین نمی شوم. می دانی چرا؟ چون معتقدم صبحی نو به من تقدیم شده است و این صبح قشنگ و جدید در نابینا شدن من هیچ نقشی نداشته است. این صبح پاک و بیناست. پس نباید عمر چند ساعته این صبح را خراب کنم و او را به خاطر کاری که نکرده است مجازات کنم. هیچ انسان عاقلی، هدیه ای دل انگیز، آن هم از طرف معشوقی  دوست داشتنی را تکه پاره نمی کند. هدیه را می پذیرم و برای زیباتر شدنش تلاش  می کنم. باور کنید، ندیدن بزرگترین درد ما نیست. درد ما دیده نشدن است، وقتی که   توانایی هایمان دیده نمی شود» .

    دیگر روشن دلان هم همین عقیده را دارند، زهرا ،سرور و نازنین. توانایی آن همه کار آن هم از یک نابینا شگفت زده ات می کند .

    • ترحم های نابجا

    به گفته رضا اسلامی، روانشناس ، نگاه های اطرافیان و حتی گاه خانواده ها مشکلات بسیاری را برای نابینایان ایجاد می کند .

    به گفته این کارشناس، بسیاری از مردم این افراد را ضعیف و ناتوان تصور می کنند و با ترحم های نابجا و صحبت های به ظاهر دلسوزانه سعی می کنند به آنها کمک کنند، اما این گونه   ترحم ها، تنها رنج هایشان را مضاعف می کند.

    اسلامی نبود کار و عدم جذب مراکز دولتی وغیر دولتی، فرهنگ نادرست ترحم با وجود توانایی بسیار در این افراد را از مشکلاتی می داند که گریبانگیر این قشر از جامعه است .

    به گفته بسیاری در کشورهای توسعه یافته دنیا، نابینایان تحت پوشش بیمه بوده و اگر شرایط رفاهی برای نابینایان ایران هم فراهم شود، آنها از لحاظ روحی، روانی نیز ارتقا می یابند .

    در حال حاضر30 درصد از جمعیت کشورما عیوب انکساری دارند و شیوع بالای بیماری های آب مروارید و بیماری های عفونی چشم، ایران را بر پله شانزدهمین کشور از لحاظ اختلالات بینایی قرار داده است. اختلالاتی که خیلی ها می گویند، رقمی بیش از 150 هزار نفر را دربرمی گیرد.

    به گفته انجمن های حمایت از حقوق معلولان هنوز آمار دقیقی از نابینا یان یا کم بینایان وجود ندارد و هنوز نمی توان در این رابطه نظر درستی داد، اما آنچه که مهم است، سیاهی مشکلات متعددی است که بر عصای سفید نابینایان سایه انداخته است.

    نظامِ معلول حمایت از این افراد، هنوز هم ناقص باقی مانده و نتوانسته رشد کند. حالا نه نهادهای متولی ثبت آمارهای حیاتی با یکدیگر تعامل دارند و نه آمارها درست و مشخص است. این در حالی است که تاکنون تحقیق جامعی برای شناسایی تعداد نابینا یان در هر سال انجام نشده و همین سستی ها، صحت آمار تعداد نابینایان را زیر سوال می برد.

    • هر دقیقه یک کودک نابینا متولد می شود

    بر مبنای تخمین WHO، هر پنج ثانیه یک نفر به جمعیت نابینایان جهان اضافه شده و در هر دقیقه یک کودک نابینا متولد می شود.
    می توان گفت اکنون بیش از 8/0 تا 2/1 درصد جمعیت کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته از اختلالات بینایی رنج می برند و از جمعیت 50میلیون نفری نابینایان جهان، 90درصد در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند. در حالی که سه میلیون نابینا در منطقه مدیترانه شرقی زندگی می کنند، تخمین سازمان بهداشت جهانی می تواند به این واقعیت نزدیک باشد که هم اکنون جمعیت مبتلایان به اختلالات بینایی در ایران، رقمی در حدود 900 هزار نفر است.

    هم اکنون بر اساس آمارهای رسمی شیوع معلولیت نابینایی در حد مطلق 18 نفر در هر ده هزار نفر جمعیت است که اگر به این دسته معلولیتها خفیف و متوسط را هم اضافه کنیم شیوع معلولیت بینایی از خفیف تا خیلی شدید در مجموع 7 نفر در هر هزار نفر است .

    یعنی معلولان هم سهمی از خدمات رفاهی، اجتماعی و اشتغال باید داشته باشند اما در عمل چنین موضوعی بسیار کمرنگ است .

    پژمان پورشبانان، معاون توانبخشی بهزیستی اصفهان با اظهار تاسف از اینکه طبق قانون جامع حمایت از معلولان در کلیه  استخدام های دولتی باید 3 درصد سهمیه مورد نیاز به معلولان تخصیص یابد، همچنین 60 درصد از مشاغل، اپراتوری یا تلفن چی یا امور اداری در دستگاه های مختلف مطابق نوع معلولیت به این معلولان اختصاص یابد، می گوید: این قانون هیچوقت آن طور که باید به اجرا نرسیده و همیشه در سایه مانده است.

    این در حالی است که به رغم اینکه تعدادی از روشندلان ما در آزمون استخدامی آموزش و پرورش نیز در سال گذشته، حد نصاب نمره قبولی را آورده اند اما جذب نشده اند و این مشکل بزرگی در سطح کشور است .

  • چشم امید 8 هزار نابینای استان به توجه مسئولان

    چشم امید 8 هزار نابینای استان به توجه مسئولان

    اشتغال برای معلولان است. در این رابطه با وجود اینکه کارفرمایان موظف به گرفتن افراد معلول در شغل هایی مثل اپراتوری و غیره هستند، اما به این علت که بسیاری از بخش های جامعه در دست بخش خصوصی است، پیمانکار، به خود حق می دهد که هر کسی را که خودش بخواهد به کار بگمارد و همین باعث شده که افراد معلول و نابینا از این قانون دور بمانند.

    هم اکنون هیچ آمار دقیقی از کسانی که مشکل بینایی در اصفهان دارند وجود ندارد و آماری که وجود دارد، تنها مربوط به پرونده هایی است که به بهزیستی مراجعه کرده اند.

    به گفته رییس انجمن روشندلان اصفهان، طبق آمارها اکنون 160 هزار نفر در کشور و 8 هزار و 450 هزار نفر در استان اصفهان شناسایی شده اند که این آمار 5 تا 6 درصد آمار کل نابینایان را تشکیل می دهد.

    فرهاد ناطقی می افزاید: بزرگترین مشکل نابینایان، حس ترحمی است که مردم به آنها دارند، در حالی که این افراد دارای توانایی های بی شماری هستند.

    مدیرعامل انجمن روشن‌بین اصفهان معتقد است: جامعه، با بی‌توجهی به جمعیت نابینا و کم‌بینای کشور، از استعداد خالص این افراد بی‌بهره می‌ماند، ضمن اینکه معلولان هم در بروز و شکوفایی و تسهیل زندگی با مشکل مواجه می‌شوند.

    به گفته رییس انجمن نابینایان اصفهان، طبق اصل 44 قانون اساسی بسیاری از مسئولیت های دولت برون سپاری شده و اولین مشکلی که در این زمینه ایجاد شد، اشتغال برای معلولان است. در این رابطه با وجود اینکه کارفرمایان موظف به گرفتن افراد معلول در شغل هایی مثل اپراتوری و غیره هستند، اما به این علت که بسیاری از بخش های جامعه در دست بخش خصوصی است، پیمانکار، به خود حق می دهد که هر کسی را که خودش بخواهد به کار بگمارد و همین باعث شده که افراد معلول و نابینا از این قانون دور بمانند.

    وی همچنین با اشاره به مرکز نابینایی و موسسه آموزش خط بریل و زبان انگلیسی برای نابینایان گفت: تا چندی پیش این موسسه وجود داشت، اما بر اساس قوانینی که مصوب شد این مراکز از چارت سازمانی بهزیستی خارج شد و خوابگاهی هم که وجود داشت، دیگر افراد را پذیرش نمی کند.

    ناطقی اضافه کرد: این مساله باعث شده که اگر یک بزرگسال در اصفهان یا شهرستان های اطراف نابینا شود، از تمامی آموزش های مربوط به اینترنت و خط بریل محروم باشند یا برای یادگیری هزینه های زیادی را متقبل شوند.

    رییس انجمن نابینایان اصفهان ادامه داد: افراد نابینا و کم‌بینا به امکانات خاصی در جامعه نیاز دارند تا بتوانند توانایی‌های خود را در سطح جامعه نشان دهند. این مسئله در کشورهای مختلف مدنظر دولتمردان کشور است و تجربه نشان داده است که با در اختیار گذاشتن امکانات کافی، نابینایان به‌سرعت و به شدت رشد داشته‌اند و به افراد مفیدی برای جامعه تبدیل‌شده‌اند.

    وی اظهار داشت: بعضی از امکانات در کشور خودمان هم وجود دارد، مثل کف‌پوش‌های خیابان، اما بسیاری از امکانات موردنیاز برای مناسب‌سازی در دسترس نیست و یا به‌صورت درست و مهندسی‌شده‌ای تعبیه نشده‌اند.

    ناطقی با اظهار تاسف از اینکه هنوز در رابطه با وسایل حمل‌ونقل عمومی تدبیری برای نابینایان و کم‌بینایان در نظر گرفته نشده است و همین مسئله می‌تواند، یکی از دلایل انزوای حدود 8 هزار نفر از افراد استان که مشکل بینایی دارند شده باشد، گفت: در حال حاضر نابینایان توانایی‌های مختلفی دارند که امکان اشتغال آنها را فراهم کرده است.

    وی افزود: این در حالی است که بسیاری از نابینایان دارای مدارک تحصیلی بالا هستند، بخش دیگری دارای توانمندی در حوزه‌های صنایع‌دستی، زبان، کامپیوتر، الکترونیک و …هستند.

    ناطقی با تاکید بر اینکه قوانینی که در مورد معلولان و بویژه معلولان بینایی وجود دارد، روی زمین مانده است، تصریح کرد: متاسفانه برخی افراد جامعه و مسئولان اداره‌ها، نهادها، کارخانه‌ها و شرکت‌ها توانایی معلولان را باور ندارند و نسبت به اشتغال آنها اهتمام و توجه چندانی نداشته و ندارند.

    رییس انجمن نابینایان تصریح کرد: معلول یت، محدودیت نیست ومسئولان باید این باوررا داشته باشند که معلولان و از جمله آنها، نابینایان، نیاز به ترحم ندارند.

    وی در ادامه به کمک هزینه‌های خدمات توانبخشی، توان پزشکی، تحصیلی، ایاب و ذهاب آنها به عنوان خدمات بهزیستی به نابینایان اشاره کرد و گفت: در زمان بهره برداری از مترو به ما گفته شده که مناسب سازی ها انجام می شود، اما این مناسب سازی ها چندان به درد نابینایان نمی خورد و آنها در مواجهه با ازدحام و پایین بودن سکوی مسافر، ممکن است دچار حوادث ناگواری بشوند.

    ناطقی افزود: این موضوع در زمینه پیاده روها هم صدق می کند، به شکلی که در پیاده روهایی که مخصوص عبور نابینایان است، گاهی دیده می شود که کیوسک روزنامه فروشی تعبیه شده است.

    وی در رابطه با مسکن هایی که به این اقشار اعطا شده بود نیز گفت: ابتدا قرار بود، آورده، رایگان باشد و سازمان خیرین و بنیاد مستضعفین هم با کمک های خود این مسکن ها را به نابینایان بدهد، اما حالا می بینیم که این خانه ها بدون اینکه تجهیزاتی مثل آسانسور، کابینت و غیره را داشته باشد به نابینایان داده شده اما هر کدام از این اقشار باید بین 50 تا 60 میلیون هزینه کنند تا امکان سکونت، در این منازل را داشته باشند، این در حالی است که این قشر با مشکلات بسیار مالی در رابطه با مشکلی که دارند روبرو هستند.