بلاگ

  • جنگ با گلوله های بیصدا

    جنگ با گلوله های بیصدا

    واقعیت این است که همه ما،  درون یک جنگ تمام عیار هستیم، منتهی، تم این جنگ با آن جنگهای نوستالژیک که در ذهن داریم فرق دارد، یک چیز تازه ایی است .

    بعضی ها جنگی که در آن قرار داریم را جنگ اقتصادی می خوانند. جنگی که آتش آن را ترامپ با خروجش از برجام، روشن کرد. آثارش نه با بمباران و ویرانی و شهادت و جراحت، بلکه با انهدام زیر ساخت های اقتصادی ما رقم خورده است. مجروحان این جنگ میلیونها انسان بالغی هستند که به واسطه سقوط ارزش پول ملی، بیکارشده و شرمنده خود و خانواده هایشان هستند. آنها حتی نمیدانند با چه سلاحی مجروح شده اند !!

    ویرانی آن به شکل بی سامانی قیمت ارز، گرانی افسارگسیخته و تعطیلی کارخانجات و صنایع و یا ورشکستگی صنعت، خود را نشان میدهد.

    ترکشهای این جنگ پایین آمدن ارزش پول ملی مملکت است، در حدی که قیمت کاغذ اسکناس از ارزش خود آن بیشتر است، بنحوی که انتشار و چاپش هم دیگرتوجیه اقتصادی ندارد!!

    کشته های این جنگ، هزاران زن و مرد و کودکی هستند که بنیان خانواده شان بخاطر فقر اقتصادی، متلاشی شده و طلاق گرفته اند، یا کسانی که از شدت بیکاری و فقر نمیتوانند تشکیل خانواده دهند و مجروحان بدحالش، در سطل های زباله،  لقمه ای نان جستجو می کنند.

    جاسوسان نفوذی دشمن در این جنگ، رانتخوارانی هستند که با سوء استفاده از قدرت و ثروت، با انواع روشها از احتکار و قاچاق گرفته تا تقلب و دزدی، عین لاشخورها بر جسد بی جان اقتصاد این مملکت ضربه وارد میکنند.

    فرماندهان این جنگ، برخلاف جنگ معمولی، نه مثل مردم در جنگند و نه حتی کوچکترین سختی می بینند و فقط از دور با غرور نعره مبارزه و وعده پیروزی می دهند!

    بله ما در حال جنگیم، یک جنگ تمام عیار. آثار این جنگ، هر چه جلوتر میرویم، خود را بیشتر آشکار می کند.

    اینکه ده درصد جامعه با سرعت  پولدارتر و نود درصد جامعه به همان نسبت فقیرتر می شوند و این شکاف روزی آنقدر بزرگ می شود که پر کردنش به اندازه یک جنگ واقعی، هزینه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد داشت.

    در این میان، مردم بی نوا، سربازان مجروح و موج گرفته ایی هستند که گیج و مبهوت دور خود میچرخند و نمیدانند چکار کنند.

    بله ما در حال جنگیم و داریم خون می‌دهیم، اما رنگ سرخی خونمان، از خجالتی است که به خاطر فقر اقتصادی بر گونه هایمان نشسته است.

    آیا شما هم صدای کمانه کردن گلوله های این جنگ که از کنار گوشتان میگذرد را می شنوید، یا شما هم گیج این اقتصاد گیج شده اید.

    • بنا نیست هم چوب را بخوریم هم پیاز را

    ژوبین صفاری

    هرچه زمان بیشتر می‫گذرد، انگار بیشتر متوجه می‫شویم که اظهارنظرهای مسئولان نه از سر ندانستن که شاید به عمد قرار است باعث تکدر خاطر مردم شود.

    مگر آنکه مسئولان در یک محیط کاملاً ایزوله به دور از آنچه مردم درک و لمس می‫کنند و بدون ارتباط با هیچ رسانه‫ ای مشغول خدمت‫ رسانی هستند. بارها در رسانه ‫ها از اظهار نظرهای نا به جای مسئولان و بازی شدن با اعصاب مردم سخن گفته شده است، اما باز به جای پاسخگویی درخصوص چرایی شرایط موجود و یا حل ریشه‫ ای مشکلات اعم از اقتصادی و فرهنگی سخنانی گفته می‫شود که نه تنها مرهم درد مردم نیست که اثرات مخربی بر روان جمعی می‫گذارد.

    طی روزهای گذشته سخنانی از سوی برخی مسئولان امر گفته شد از جمله بهتر بودن اقتصاد ایران نسبت به آلمان توسط رئیس جمهوری، درخواست تعویض دنا پلاس با شاسی بلند توسط یکی از نماندگان مردم  و یا کری خواندن‫های بیش از اندازه و البته بی‫ربط وزیر ارتباطات برای هواداران آبی پایتخت، که همه قطعات یک پازل از ندانستن مقتضیات جامعه امروز ایران است.

    تردیدی نیست که طی چند دهه گذشته جامعه ایرانی انواع فشارها، تنش ها و دشواری‫ها را برای زیست خود تحمل کرده است.

    درهمین حال همواره سعی کرده در کشاکش این سختی‫ها با رفتارهای مدنی از جمله شرکت در انتخابات، امید خود را برای عبور از این مراحل سخت حفظ کند. امیدی که البته نه تنها با عملکرد بد منتخبان به یاس عمیق تبدیل می شود بلکه انگار مردم ناچارند با انواع اظهارنظرهای نسنجیده درد مضاعفی را نیز تحمل کنند.

    مردم ایران در برهه های گوناگون برای بهبود شرایط زیستی خود و دلخوش به شعارهای امیدوارانه دولت ها به پای صندوق های رای رفته و  هر بار نا امیدتر از بار قبل، زندگی خود را به انتخابات بعدی گره زده اند.

    ناگفته پیداست سیاست‫های اقتصادی و فرهنگی دولت هر چند که میراث‫دار نابسامانی‫های قبلی نیز باشد دستاوردی جز سخت تر شدن شرایط نداشته است. اما در این شرایط ای کاش به جای اظهار نظرهای بی‫حاصل، مسئولان از مشاوران روانشناس و جامعه شناس بهره می‫برند تا شاید آنها توضیح می‫دادند که این صحبت‌ها نتیجه‫ای جز یاس مضاعف برای جامعه نا امید شده ایرانی ندارد.

    تدبیر برای توسعه اقتصادی کشور را در لوای دادن آدرس‫های غلط نمی‫ توان پنهان کرد.

    شکی نیست که مردم هر زمان که لازم بوده شرایط بحرانی کشور را درک کرده اند اما اینکه حالا هم چوب را بخورند و هم پیاز، نتیجه‫ای جز عمیق‫تر شدن شکاف بین مسئولان و مردم درپی نخواهد داشت. مردم این روزها به همدلی نیاز دارند و نه تهدید و تخیل. که اگر سخن مسئولان نزد مردم کم اعتبار شود اثرات آن تا مدت ها بر سپهر اجتماعی کشور باقی خواهد ماند.

  • چشم همسایه ها به سرمایه گذاران ایرانی

    چشم همسایه ها به سرمایه گذاران ایرانی

    سرمایه ها و ارزهایی که از ایران خارج می شود تا در گرماگرم نوسات نرخ دلار و ارز و مشکلات مربوط به مسکن به یک معامله یک سر باخت تبدیل شوند. بماند که تبلیغات هم دست از سر این بازار برنمی دارند، تبلیغات رنگارنگ از خانه‌های زیبا و مجلل در کشورهایی همچون ترکیه، دبی و مالزی که آدم ها را مجذوب خود می‌کند. چشم‌ اندازهای باشکوه رو به دریا و کوهستان کمترین فاصله به مراکز اصلی شهر و دانشگاه‌ها و دریافت ویزای اقامت از مهمترین  جذابیت های  تبلیغاتی برای خرید  این خانه‌هاست.

    اینها همه در حالی است که این جذابیت ها گاهی هزینه زیادی برای سرمایه گذار دارد، و شامل ورشکستگی و به خاک نشستن کسانی می شود که تمام سرمایه خود را یکجا به پای خانه های روی آب می ریزند.

    طبق گفته تعدادی از کارشناسان مسکن، این نوع سرمایه گذاری در کشوری مانند ترکیه یا دبی کاملا اشتباه است، زیرا بعد از گذشت چند سال، واحد مسکونی به مصادره گذاشته شده و یا دریافت اقامت در این کشور منتفی می‌شود.

    مصطفی قلی ‌خسروی، رئیس اتحادیه املاک پایتخت، با اشاره به اینکه هیچ یک از مشاوران املاک به ویژه در استان تهران مجوز فروش ملک و یا زمین در خارج از کشور را ندارند،‌ گفت: هر مشاور املاکی که چنین فایل‌هایی را برای فروش ارائه کند، متخلف است و پس از شناسایی به مراجع قضایی معرفی می شود.

    وی افزود:  متأسفانه چند سالی است که مردم فریب چنین تبلیغاتی را خورده اند و سرمایه‌های خود را به خارج کشور انتقال می‌دهند، اما بعد از گذشت ماه ها تمامی سرمایه‌های آنها  به دلیل  نداشتن اشرافیت حقوقی بر باد می‌رود، چرا که کشوری مانند ترکیه و یا دبی جای مناسبی برای سرمایه گذاری نیست.

    قلی‌خسروی تأکید کرد: کشور ایران با چنین شرایط اقتصادی که دارد، بهترین زمان برای سرمایه گذاری است، زیرا که قیمت ملک و زمین در چند ماه گذشته افزایش جهشی داشته است.

    رئیس اتحادیه املاک استان تهران با اشاره به اینکه بسیاری از افرادی که در آنتالیا و آنکارا ملکی را خریداری کردند بلافاصله پشیمان شده‌اند، افزود: خرید ملک‌های پیش فروش و یا زمین‌های بدون سند باعث شده که تمامی سرمایه‌های آنها از بین برود.

    در همین خصوص حامد مظاهریان، معاون وزیر راه و شهرسازی چندی پیش با اشاره به اینکه هیچ یک از مشاوران املاک اجازه فعالیت فروش ملک در خارج از کشور را ندارند، افزود: مشاوران املاک تحت نظارت وزارت صمت هستند بنابراین، باید هرچه سریع‌تر فعالیت این مشاوران املاک متوقف شود.

    مظاهریان تأکید کرد: خرید ملک و یا سرمایه گذاری در خارج از کشور باعث ایجاد اختلال در اقتصاد کشور می‌شود. بنابراین باید هرچه سریع‌تر وزارت صمت و همچنین اتحادیه مشاوران املاک مانع فعالیت آنها شوند.

    اکنون افراد می توانند با 100 میلیون خانه های روی آبی را بخرند که ممکن است، یک شبه از دستشان برود، اما تنش های اقتصادی در ایران، تحریم ها و مشکلات مربوط به ناامنی های سرمایه گذاری است که باعث شده سرمایه ها از کشور ما فرار کنند.

    فرار سرمایه ها دلایل مختلفی هم دارد، از بروکراسی های اداری در ایران گرفته تا تبلیغات دهن پر کنی که حتی جای خود را در اپلیکیشن های موبایل ها هم باز کرده اند.

    حالا ورود دلالان و مشاوران املاک،  بدون مجوز در این بخش باعث شده بسیاری از خریداران واحد مسکونی در خارج از کشور با مشکل مواجه شوند .

    ساخت وساز در  کشور ایران، یکی از اصلی ترین  پایه های اقتصاد کشور به شمار می آید به طوری که حدود 1300 شغل به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این صنعت بزرگ وابسته است، بنابراین باید دولت انگیزه های لازم را برای افزایش سرمایه گذاری در این بخش گسترش دهد و مانع خروج آن به خارج از کشور شود.

    حالا سرمایه های ایران به راحتی به خارج از کشور منتقل می شود، سرمایه هایی که می تواند اشتغال ایجاد کند و کشور ما را از شر مشکلات متعدد مربوط به بیکاری نجات دهد.

    آمارها نشان می‌دهند که ایران سالانه نیاز به تولید یک میلیون واحد مسکونی دارد که تنها یک سوم از این میزان در کشور تولید و مابقی در سایر بخش ها سرمایه گذاری می شود و کارشناسان معتقدند که اگر در این زمینه حمایت های لازم انجام شود، می توان به زنده شدن این صنعت امیدوار بود.

  • آقازاده ای در اوج و آقازاده ای بر موج

    آقازاده ای در اوج و آقازاده ای بر موج

    رکورد دار این حرکت هم «همگناه» کیایی‌ها و «آقازده اوج هستند و البته آوانگاردها «قلب یخی»، «فضا نوردان»، «شب‌های برره» بودند تا اکنون. حتماً می دانید یا اگر دنبال کننده هستید، خبر دارید که «آقازاده» مجموعه‌ای به کارگردانی بهرنگ توفیقی، تهیه‌کنندگی و نویسندگی حامد عنقا است. فیلم‌برداری این مجموعه از سال 1398 و پخش آن از روز جمعه 6 تیرماه 1399 در شبکه نمایش خانگی آغاز شد. سریال «آقازاده» در ژانر درام اجتماعی و سیاسی داستان یک آقازاده به نام نیما بحری (امیر آقایی) است که تخلفات اقتصادی مرتکب شده و یک مأمور به نام حامد تهرانی (سینا مهراد) که او هم یک آقازاده است، البته با خصوصیاتی کاملاً مخالف تلاش می‌کند تا دست نیما را رو کند.

    • اصلاً آقا زاده کیست؟!

    «آقازاده» اصطلاحی است برای اشاره به افرادی در کشور ایران که به وسیله رانت و سوءاستفاده از نفوذ و قدرت پدر یا مادر یا اقوام نزدیکشان شروع به فعالیت اقتصادی می‌نمایند و با زحمت نسبی کمتری، قدرت و ثروت بسیار زیادی کسب می‌نمایند و موفقیت خود را مدیون این رابطه خانوادگیشان هستند.

    •  «آقازاده» رکورد «مانکن» را شکست.

    تیم حرفه‌ای و البته پولدار سریال از همان ابتدا سبب شد، سازندگان آن با اعتماد به نفس بیشتری در VOD ها حضور پیدا کنند. شاید به همین جهت بود که روابط عمومی فیلیمومنتشر کرد، آمار میزان تماشای آنلاین «آقازاده» تا ساعت 12 شب روز چهارشنبه 12 شهریور در پلتفرم فیلیمو با 25 میلیون و 861 هزار و 865 دقیقه است که با مقایسه آمارهای پیشین رکورد تازه‌ای در تماشای آنلاین سریال‌های شبکه نمایش خانگی به حساب می‌آید و تا به حال این رکورد در دست سریال «مانکن» با 25 میلیون و 130 هزار دقیقه بود که توسط آقازاده شکسته شد.

    • پروپاگاندای بسیار کارآمد

    پر مخاطبی و پر فروشی سریال هر چند، تقریباً هیچ رقیب جدی در شبکه نمایش ندارد ، (سریال موچین رقیبِ هیچ مجموعه‌ای نیست!) هر هفته آن را با اقبال عمومی مواجه می‌کند. این در حالی است که ریتم تند داستان، تعدد چهره‌های محبوب سینما و تلویزیون، گفتنِ داستان‌های مگو در کنار کارگردانی قوی و ارجاع‌های فرامتنی از نقاط قوت مجموعه است که تهیه کننده باهوش آن (حامد عنقا) همه این فاکتورهای مثبت را با «پروپاگاندای بسیار کارآمد» ی آمیخته کرده است. از ماجرای مشهور صیغه گرفته تا کنایه به حراج تهران، حراجی که در اپیزود یک مجموعه نمایش داده شد و سعید الهی، کارشناس سینما و رسانه، در توییترش درباره آن نوشت: «اینکه نویسنده‌ای سال گذشته با اعتبار بخشی به حراج بزرگ تهران تابلویی را به قیمت 280!! میلیون تومان بخرد و امسال قصه سریال جدیدش را با زیر سؤال بردن همان حراج آغاز کند، غیر از رفتار دوگانه و تلاش برای نگران سازی سرمایه‌گذاران عرصه هنر چه معنایی دارد؟»

    چند اپیزود بعد هم اتفاق جالب توجه دیگری در سریال «آقازاده» نمایش داده شد. جایی که مادر (لعیا زنگنه) نگران به پسرش (سینا مهراد) می‌گوید: «تو پسر منی جیگر گوشه منی، آخه من قربون این صورت نجیبت بشم، نگرانم، مثل اون روزهای که تب می‌کردی تا صبح بالا سرت بودم و …» همزمان با این حرفها مادر صورت پسرش را لمس کرده و بر گونه و سر و صورت او دست می‌کشد و نوازشش می‌کند و این دیالوگ‌ها را می‌گوید!!! عصر ایران هم در تأیید این حرکت هوشمندانه تیتر زد:  لمس با دستکش، شاید بوسه با ماسک!

    • سکانس 3 دقیقه‌ای صیغه

    یکی از بحث برانگیزترین و موفق‌ترین این موارد سکانس 3 دقیقه‌ای صیغه بود. ماجرا از این قرار بود که در یک سکانس 3 دقیقه‌ای، شخصیت راضیه (پردیس پورعابدینی) با دادن یک شکلات به عنوان مهریه به شخصیت حامد (سینا مهراد) و خواندن خطبه*صیغه*عقد موقت از زبان خودش، موجب واکنش‌هایی شد. شخصیت راضیه بر یک ساعته بودن صیغه تأکید می‌کند و پس از بستن در، توسط شخصیت حامد، او بدون چادر در مقابل آینه نشان داده می‌شود. همچنین پس از خواندن صیغه موقت او چادرش را می‌اندازد که در پلتفرم‌های آنلاین سانسور شده بود. به محض انتشار این اپیزود روز 3 شهریور 1399، روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران با دفاع تلویحی از پخش این سکانس نوشت: «سریال آقازاده برای اولین بار رابطه‌ای مشروع را ترسیم کرده‌است» و در عین حال تأکید کرد که رویکرد پرداختن به این موضوع می‌توانست، بهتر باشد و «پرداخت سطحی و بدون عمق» نباشد. در بخش دیگری از این یادداشت با اشاره به بازتاب‌های منفی این سکانس از سریال، آمده که «چرا ترسیم یکی از احکام اسلامی در یک اثر نمایشی تا این اندازه با واکنش منفی روبه‌رو می‌شود».

    البته ازیاد نبریم، پیشتر نمایش صریح صیغه عقد غیردائم در سریال‌های خانگی و فیلم‌های سینمایی، سابقه چندانی نداشته و بروز چنین واکنش‌های حتی در آنسوی مرزها همان «پروپاگاندای بسیار کارآمد» ی است که تیم سازنده به پشتگرمی سرمایه گذار پیش می‌برند.

    همان شب درصفحات اینستاگرام، پلانی از افتادن چادر شخصیت «راضیه» درکنار کاسه آش منتشر شده که درنسخه به‌نمایش‌درآمده در پلتفرم‌های آنلاین، وجود ندارد. مشخص نیست، این پلان چگونه سرازصفحات اینستاگرام درآورده و آیا جز دست‌اندرکاران شخص دیگری به آن دسترسی داشته است؟! همان زمان و پس از وایرال شدن این ویدیو در شبکه‌های اجتماعی، کاربران با عناصری چون شکلات و کاسه آش در این سکانس، شوخی‌های فراوانی انجام داده‌اند.

    این سکانس نشان می‌دهد که به راحتی می‌توان، مسئله شرعی ارتباط دختران و پسران را حل کرد. سکانس جنجالی سریال آقازاده درباره ازدواج موقت از هر دو طرف «طیف مذهبی» و «کمترمذهبی» جامعه بازخوردهایی منفی دریافت کرد. یک دسته اساساً حکم ازدواج موقت را برنمی‌تابند و با تلقی غلط آن را توهین و اجحاف به زن قلمداد می‌کنند و دسته دیگر نیز پرداختی سطحی و بدون عمق این‌چنینی را مایه مضحکه و حمله بیشتر به آن می‌داند.

    اما از زاویه‌ای دیگر نیز رواست که به این سکانس پرداخته شود. سکانسی که اگرچه بازتاب‌های منفی زیادی در فضای مجازی داشت، اما فارغ از جنس پرداخت به یک موضوع ملتهب، این سؤال قابل طرح است که چرا ترسیم یکی از احکام اسلامی در یک اثر نمایشی تا این اندازه با واکنش منفی روبه‌رو می‌شود؟ اگر تا به حال سریال‌های شبکه نمایش خانگی، صرفاً روابط نامشروع و ولنگار میان دختر و پسر را نشان می‌دادند، سریال آقازاده برای اولین بار رابطه‌ای مشروع را ترسیم کرده است، اما انتقادی که به این رویکرد وارد است، نوع مواجهه گذرا و حاشیه‌ای به آن است.

    • پاسخ سازندگان!

    چندی پیش و با بالاگرفتن واکنش‌ها حامد عنقا در خصوص این سکانس طی مصاحبه‌ای گفت: می‌دانستیم سکانس واکنش‌برانگیزی خواهد شد. قبلاً هم که طرح شده، همین شکل را داشته. بگذارید از زاویه دیگری به این برسیم؛ اساساً وقتی شما می‌خواهید موضوع حساسی را به هر صورتی مطرح کنید، اینگونه نیست که شب به تنهایی در خانه به آن فکر کنید و درباره‌اش تصمیم بگیرید، بلکه ساعت‌ها حرف و نظر و مشورت دارد! در روند داستان «آقازاده»، ما از دو زاویه به این سکانس می‌رسیم. یک طرف یکی پسر مؤمن، متدین و معتقد است که در عین تجربه عشق، همچنان تقیدات مذهبی خودش را هم دارد. از نگاه «حامد»، به موقعیتی رسیده‌ایم که می‌خواهد با دختری برای یک ساعت زیر یک سقف بنشیند و هم‌کلام شود. اینکه حالا در فضای مجازی چه تعابیر و توصیفاتی برای این دیدار شد را کاری ندارم، چه اینکه حضور صاحب‌خانه دختر که در یک نمای همین سکانس او را می‌بینیم، معلوم است که فضای این سکانس قرار نبوده فضایی اروتیک باشد. حامد اینجا برای حفظ تقیدات دینی و اینکه به حرام نیفتد، یک راهکار مشخص دارد و راضیه یا مانلی این را بخوبی آموخته، که ما سعی کردیم با جزییات شرعی هم آن را تصویر کنیم که تردیدی در آن قابل طرح نباشد. از زاویه دیگر «راضیه»در این سکانس دختری است که اساساً در داستان برای یک پسر مذهبی دام پهن کرده است.

    • حضور اوج در نمایش خانگی

    اما یکی از موضوعاتی که خیلی حائز اهمیت است، حضور رسانه هنری اوج در این سبک از فیلم سازی است. بسیاری از منتقدین حضور این سازمان که وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است را سبب باز گذاشتن دست فیلم سازان در پرداختن به موضوعات حساس در جامعه می‌دانند، ولی عده‌ای در مقابل این موضوع را سبب عدم پرداخت جدی به یکسری از موضوعات ریشه‌ای وعمیق تلقی می‌کنند. اما نکته‌ای که در واقع باید مورد توجه قرار بگیرد، علت وچرایی این موضوع است. در این چند ساله سینمای خانگی طرفداران زیادی پیدا کرده و با توجه به فضایی که دارد، توانایی ودسترسی فیلم سازان را برای پرداختن به موضوعات این چنینی بالاتر می‌برد. باید ببینیم که آیا هدف رسانه اوج از ورود به این نوع فیلم سازی تأثیر گذاری بیشتر و ایجاد تغییراتی در این نوع نمایش فیلم سازی است؟ و یا اینکه افزایش میزان مخاطب و تأثیر گذاری بالا در بین اقشارجامعه را ملاک خود قرار داده است؟

  • فضاهای شهری آلزایمر می گیرند

    فضاهای شهری آلزایمر می گیرند

    سالمندی، حالا قطعه گم شده در پازل برنامه ریزی های شهری مدیران است؛ این در حالی است که به گفته بسیاری از کارشناسان، مناسب سازی در شهر فقط شامل حال سالمندان نمی شود، بلکه علاوه بر این افرادی مانند جانبازان، افراد مسن، مادران باردار، خانم هایی که فرزندان خود را در کالسکه حمل می کنند، کسانی که از درد آرتروز ، دیسک کمر و … رنج می برند هم برای حضور در برخی اماکن ، پیاده روها ، پارک ها و خیابان ها دچار مشکل می شوند که در مجموع جمعیت قابل ملاحظه ای را تشکیل می دهند و باید برای مشکلات آنها چاره ای اساسی اندیشید.

    به گفته کارشناسان تا یک دهه دیگر شکاف زیادی بین جمعیت ایجاد می شود، جمعیت پیری که توانایی هایشان محدودتر شده و نیازمند برنامه ریزی برای زندگیشان هستند.

    این در حالی است که هنوز ما با استانداردهای پیاده روها و حاشیه های خیابان و حتی رمپ های مناسب بیگانه ایم.

    با توجه به اینکه مناسب سازی تنها به ساخت استاندارد پیاده روها و ایجاد رمپ هایی که در حاشیه پلکان برخی ادارات و فروشگاه ها است ختم نمی شود و ما نیازمند ساخت خانه هایی برای دسترسی مناسب سالمندان به همه امکانات هم هستیم.

    به گفته احمد نظری، که خودش یک معلم بازنشسته است و پایش را در سن 60 سالگی گذاشته، شهرهم اکنون هم جایی برای سالمندان ندارد. به نظر او معضلات افراد میانسال، در آینده نه چندان دور که به جمعیتشان افزوده می شود، بیش از اینها هم خواهد شد، اما آیا سالمندان باید به خاطر نامناسب بودن فضا و معماری شهر و حتی خانه هایشان به یک انزوا و تنهایی همراه با مشکلات عدیده روبرو باشند.

    • معماری های نامناسب

    افشین طباطبایی، کارشناس خانواده و روان شناسی است که در مورد فضاهای شهری و تاثیر آن بر روی سالمندان تحقیقات بسیاری انجام داده است، به اعتقاد او شاید بتوان با آموزش های ساده مثل کار با اینترنت، کمی از تردد سالمندان در شهر کاست، اما ما نمی توانیم در مورد معماری خانه ها هم همینطور عمل کنیم. در حال حاضر معماری و فضای آپارتمان هایی که به شکل انبوه ساخته می شود امکانات مناسبی برای سالمندان ندارد تا آنها در زمان ناتوانی مجبور نباشند دچار زحمت شوند.

    وی ادامه می دهد: عدم توجه و اهتمام به حقوق سالمندان در مبلمان شهری، برنامه‌های فرهنگی، نهاد‌های مدنی و سیاست‌های رفاهی به طور واضح قابل مشاهده است، این موضوع را به عینه در کل شهر می توان دید و در واقع ما باید محیط شهری را برای این افراد آماده کنیم و فضای شهر باید توانایی پذیرش افراد و تامین خدمات رفاهی برای کلیه اقشار جامعه را داشته باشد، در غیر این صورت می‌توان گفت که عدالت شهروندی رعایت نشده، چرا که همه‌ی شهروندان نمی‌توانند به راحتی از این فضاها استفاده نمایند.

    این کارشناس خانواده، شرط لازم و کافی به منظور حضور سالمندان در محیط شهری را داشتن مبلمان شهری مناسب می داند و می گوید: بی توجهی به این قشر در بلند مدت خسارت‌های اقتصادی- اجتماعی عظیمی به همراه خواهد داشت، بنابراین نیاز است که مدیران شهری، سالمندان را نیز در پازل برنامه ریزی‌های شهری خود قرار دهند و نسبت به آنها بی تفاوت نباشند.

     

    • 30 سال آتی 20 درصد پیری

    بر اساس برآوردهای سازمان ملل تا 30 سال آینده حدود 20درصد جمعیت ایران را افراد بالای 65 سال تشکیل می‌دهند. در این سال نسبت جمعیت کودکان زیر 15سال 18درصد و نسبت جمعیت مولد (15 تا 65 سال) 62 درصد کل جمعیت خواهد بود.

    بر اساس برآورد سازمان ملل کل جمعیت ایران در سال 2050میلادی چیزی در حدود 104 میلیون نفر خواهد شد. اگر این این عدد را با برآوردهای مرکز آمار ایران مطابقت دهیم خواهیم دید که این پیش‌بینی سازمان ملل بر اساس این فرض استوار شده که نرخ زاد و ولد و میزان باروری در ایران در حد کنونی (2/1 فرزند به ازای هر زن) باقی بماند.

    حتی اگر فرض کنیم نرخ زاد و ولد در حدی کم شود که میزان باروری به به حدود 1/5 فرزند برسد، در آن صورت باز هم نسبت جمعیتی سالمندان تغییر چندانی نخواهد کرد. بر اساس سناریوی سوم مرکز آمار تا سال  1430در صورت کاهش شدید باروری، باز هم سالمندان حدود 20درصد کل جمعیت را تشکیل می‌دهند.

    • بحران در مناسب سازی

    با این تفاسیر ما با یک سونامی پیری روبرو هستیم که اگر به داد آن نرسیم، می تواند تبدیل یه یک بحران بزرگ شود، به گفته محمد سعید محمدی، کارشناس خانواده، ما هنوز در بحث های مناسب سازی جای کار زیادی داریم. وقتی از معلولیت و یا سالمندی صحبت می کنیم و محدودیت هایی که به واسطه شرایط فیزیکی ایجاد می شود به هر حال نیاز به ارایه خدمات مضاعف داریم.

    وی با اظهار خشنودی از اینکه نگاه مسئولان به این مقوله با توجهات بیشتری توام شده است در رابطه با تعاملات بهزیستی و شهرداری که به هرحال جامعه هدفشان معلولان و سالمندان هستند می گوید: همکاری های خوبی در این زمینه انجام شده و ما اکنون جلسات مصوبی برای مناسب سازی شهر داریم.

    او در پاسخ به این سوال که آیا ساختمان هایی که اکنون ساخته می شود با شرایط سنی هماهنگ هستند یا خیر؟ می گوید: در جواب سوال شما نمی توانم نظر قطعی بدهم چون هنوز این مشکل وجود دارد که ما به یک فرهنگ مناسب در زمینه افراد سالمند نرسیده ایم. به هر حال فضایی که برای افراد مسن جامعه ساخته می شود، باید تمام نیازهای آنها را به مقتضای شرایط سنی آنها فراهم کند، لزوم توجه بیشتر به افراد مسن جامعه کاری است که نیاز به عزمی راسخ و همتی والا دارد تا تمامی افراد جامعه را از هر سنی که هستند از تمام نعمت‌های الهی که تقسیم آن به دست مسئولان است، بی نصیب کند. ما از هم اکنون باید با ساخت خانه های مناسب و با معماری درست، به فکر نسلی باشیم که قرار است در این خانه ها زندگی کنند، ما باید در این رابطه به ساخت درست همه موارد از جمله سرویس های بهداشتی، آشپزخانه و غیره به شکلی درست بنگریم تا مناسب حال این قشر که تا ده سال آینده کم هم نیستند باشد.

  • پرواز مجازی پروانه ها

    پرواز مجازی پروانه ها

    • جشنواره سی و سوم، چگونه برگزار شد

    یکی از متفاوت‌ترین آغازها برای پرواز پروانه‌هایی که دل کودکان یک شهر و کشور برای شروع آن پر می‌کشید. جشنواره فیلم کودک فرصتی برای عرض اندام سینمای کودک است، سینمایی که بخشی بزرگی از افتخارات سینمای ایران را شامل شده و مخاطبان آن مهم‌ترین اقشار جامعه یعنی کودکان و نوجوانان هستند.

    جشنواره سی و سوم علی‌رغم تمام مشکلات و مسائل ناشی از شیوع ویروس کرونا، برگزار شد تا چراغ سینما و جشنواره‌های سینمایی را روشن نگه دارد. جشنواره‌ای که مانندی قلبی تپنده برای سینمای کودک و نوجوان ایران و یکی از انگیزه‌های فیلمسازان این جنس سینما محسوب می‌شود، این بار به شکل مجازی آغاز به کار کرد.

    در میان چشمان ده‌ها کودک که به نمایندگی از تمام کودکان ایران، از پنجره خانه خود افتتاحیه را به نظاره نشستند. در جایگاهی بر بلندای یک ساختمان با نقشی از پروانه، افتتاحیه جشنواره‌ای با شعار «هر خانه یک سینما، هر کودک، یک داور» آغاز شد.

    اواخر تیرماه امسال، علیرضا تابش، دبیر جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان خبر از برگزاری این جشنواره به صورت مجازی داد؛ از ابتدا نیز قرار بود که این جشنواره در پی شیوع کرونا در بخش بین‌المللی مجازی بوده و با اوج گیری روند این بیماری در ایران، سایر قسمت‌های جشنواره سی و سوم نیز به حالت مجازی در آمدند و فقط در صورت امکان، برخی از فیلم‌های بخش مسابقه این جشنواره به صورت حضوری اکران خواهند شد.

    جشنواره امسال نیز به مانند هرسال همراه با چندین پنل همکاری مشترک، کارگاه‌های آموزشی ملی و بین‌المللی، بخش وب سری و برنامه‌های تفریحی است و به مانند دو دوره گذشته، المپیاد فیلم سازی کودکان و نوجوانان نیز در برنامه‌های جشنواره سال 99، جای دارد؛ همینطور به اقتضای شرایط فعلی اجتماعی، بخشی به نام کرونا روایت نیز به برنامه‌های جشنواره افزوده شد.

    برگزار کنندگان اصلی جشنواره، بنیاد سینمایی فارابی و شهرداری اصفهان هستند.مراسم افتتاحیه این جشنواره، به صورت مجازی در روز 27 مهرماه از ساعت 19 برگزار شد.

    • در مراسم افتتاحیه چه گذشت؟

    مراسم افتتاحیه این جشنواره، به صورت مجازی در روز 27 مهرماه از ساعت 19 برگزار شد؛ این مراسم بر روی سقف فرهنگسرایی که از حدود 500 واحد آپارتمانی در شهرک امیریه اصفهان قابل مشاهده بود، برگزار شد.

    شهردار اصفهان در این مراسم گفت: امیدوارم که جشنواره سی و سوم، در شهر سی و سه پل بتواند شعار خود را به خوبی تحقق بخشد؛ امسال در شرایط سخت کرونایی، کودکان و نوجوانان بیشتر از گذشته وقت خود را در منزل می‌گذراند و باید از این فرصت استفاده کرد و سینما را که یک پایگاه فرهنگی است، به خانه‌ها برد تا منازل نیز به یک پایگاه فرهنگی تبدیل شود. وی تاکید کرد: اصفهان به عنوان مرکز برگزاری جشنواره بین‌المللی فیلم کودک هر سال بهتر از گذشته و زیباتر از سال‌های قبل، برنامه‌ها را اجرا کرده است و امسال کسی باور نمی‌کرد که در چنین مکانی با چنین شرایطی، این برنامه اجرایی شود؛ با این حال با تدبیر و برنامه‌ریزی مناسب، شاهد برگزاری جشنواره بسیار خوبی خواهیم بود. اصفهان افتخار می‌کند که با قدرت، میزبان چنین جشنواره‌ای است.

    نوروزی در قسمتی دیگر از صحبت های خود اظهار کرد: کودکان و نوجوانان آینده این شهر و همه ما هستند، آنها آینده جامعه بشری را می‌سازند، پس همه ما اعم از مجریان تا خانواده‌ها موظفیم تا زمینه را برای رشد و شکوفایی این انسان‌های آینده ساز فراهم کنیم. در این راه باید صبوری، همراهی و دلسوزی کنیم ضمن اینکه همه کارها را با عشق و علاقه انجام می‌دهیم.

    علیرضا تابش، دبیر جشنواره نیز در این مراسم گفت: هر خانه یک سینما و هر کودک یک داور، شعار جشنواره سی و سوم است. جشنواره‌ای که بخشی از خاطرات تصویری کودکان و نوجوانان ایرانی را با خود حمل می‌کند. خرسندم که آغاز عصر جدید جشنواره‌های سینمایی را اعلام کنم؛ به قول فیلسوفی بزرگ، «دری که باز شد، دیگر به این راحتی بسته نمی‌شود.

    وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی نیز در پیامی که به جشنواره ارسال نمود، گفت: به عنوان یک مسلمان ایرانی، نمی‌توان افتخارات بین‌المللی این گونه آثار نمایشی را که نشأت گرفته از ارزش‌های متعالی است، نادیده انگاشت.

    صالحی در بخشی دیگر از پیام خود اظهارداشت: در آستانه برگزاری سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، هنر دوستان این مرز و بوم، نظاره‌گر درخت برومند سی و سه ساله‌ای است که در سایه‌سار آن، مسیر سینمای کودک و نوجوان ایران تجربه‌های پرثمری را پیموده و در پیش خواهد داشت.

    در این مراسم، همینطور بیانیه رسمی جشنواره قرائت شد. در قسمتی ازاین بیانیه آمده است: نام جشنواره با هویت و تاریخ اصفهان و یکی از نمادهایش یعنی سی و سه پل، این میراث تاریخی ارزشمند، در قلب نصف جهان گره خورده است. کودکان و نوجوانان اصفهانی دوره سی و سوم جشنواره را در شرایطی ویژه و به صورت مجازی آغاز می‌کنند که قرار است امسال در برپایی موزه و مرکز اسناد جشنواره، کمک کنند و دستاوردها و میراث‌های جشنواره را جمع‌آوری کنند.

    پس از پخش پیام‌ها علیرضا صفدریان، قهرمان یخ نوردی جهان پرچم سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان را در بین دو برج شهرک امیریه برافراشت، هرچند که ورزش شدید باد اجازه تکمیل این مانور را نداد. همچنین به پاسداشت از زحمات کادر درمان در بحران کرونا و زنده نگه داشتن یاد شهدای سلامت، ترانه‌ای از رضا صادقی هم‌خوانی شد. ترانه‌ای از جنس احساسات خالص کودکانه که پیامی برای تمام رزمندگان ایران در جنگ با ویروس کرونا خوانده شد.مراسم افتتاحیه سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان حوالی ساعت 20 با آتش افشانی سه و سه پل اصفهان به پایان رسید.

    • کروناروایت؛ بخشی جدید به اقتضای شرایطی جدید

    بخشی که در جشنواره سال جاری به دلیل شیوع ویروس کرونا و تأثیرات انکارناپذیر آن بر زندگی انسان‌ها اضافه شده است، کروناروایت نام دارد. این بخش با همکاری سازمان علوم پزشکی در جشنواره امسال حضور دارد و 14 فیلم ایرانی و 7 فیلم خارجی نیز در آن حضور داشته و برای مخاطبان اکران شد. این فیلم‌ها، برخی از ساخته‌های کارگردانان ایرانی و برخی از فیلم‌های نمایش داده شده در جشنواره کرونای بلگراد بودند.

    • وقتی شبکه‌های اجتماعی قسمت مهمی از زندگی ما می‌شوند

    بخش جدید وب سری نیز برای دومین سال پیاپی در جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان حضور دارد؛ این بخش که با محوریت شبکه‌های اجتماعی و خلاقیت‌ها با استفاده از تلفن‌های همراه است، در دوره گذشته با استقبال خوبی رو به رو شد تا دوباره در جشنواره حضور داشته باشد.

    در جشنواره امسال، 13 اثر به صورت آنلاین، اکران شد؛ همین‌طور مطابق انتخاب هیئت اجرایی جشنواره، امین حق‌شناس (کارگردان و مدرس انیمیشن و وب‌سری)، حدیث لزرغلامی (نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس در حوزه‌ی انیمیشن و منتور وب‌سری) و مژده لواسانی (فعال رسانه‌ای و فضای مجازی) به عنوان هیئت داوران این بخش، انتخاب  ومعرفی شدند.

    • کارگاه‌های ملی و بین‌المللی

    جشنواره امسال نیز همانند همیشه، چندین کارگاه مهم ملی و بین‌المللی داشت  که همگی از پلتفرم تیوا، برای ثبت نام کنندگان و رسانه‌ها پخش شد. این کارگاه‌ها در ایام برگزاری جشنواره، همه روزه از ساعت 11 در بخش بین‌الملل و از ساعت 13 در بخش ملی، پخش شدند.

    شب‌های اصفهان؛ تب و تاب جشنواره با چاشنی شهر زیبای خدا

    برنامه‌ای جنبی با عنوان شب‌های اصفهان، در طول دوران جشنواره هر شب پخش می‌شد که در کنار بررسی اخبار، اتفاقات و وقایع جشنواره، اصفهان‌گردی تلویزیونی روزانه‌ای را نیز در برداشت.

    • داوران جشنواره سی و سوم

    از مهم‌ترین نکات همیشگی جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان، داوران کودک و نوجوان جشنواره هستند؛ با توجه به سازوکار جدید جشنواره در نسخه سی و سوم، امکان داوری برای تمامی کودکان و نوجوانان 5 تا 15 ساله که علاقه‌مند به ثبت نظر خودشان در مورد فیلم‌های جشنواره بودند به وجود آمد. این داوران پس از تأیید،  در 5 بخش بلند داستانی، کوتاه زنده و انیمیشن، وب‌سری و بخش کروناروایت در یکی از پلتفرم‌های نماوا، فیلیمو و تیوا، نظر خود را به اشتراک  گذاشتند.

    همین‌طور در بخش بین‌الملل نیز 14 داور کودک و نوجوان حاضر بودند که اسامی آنها، «فاطمه سعد» از کشور پاکستان، «سید حیدر عباس» از کشور پاکستان، «تامارا مکیتاریان» از کشور ارمنستان، «نارک آوتسیان» از کشور ارمنستان، «روهانی سینگ» از کشور هندوستان، «آینیش دات» از کشور هندوستان، «لئونا ژاریک» از کشور مقدونیه، «محمد توفیق» از کشور مقدونیه، «کارمینه سیکارونه» از کشور ایتالیا، «آسیا دونسی» از کشور ایتالیا، «عسل بهادر» از کشور ایران، «اهورا ابولی» از کشور ایران، «یگانه محمدی» از کشور ایران و «محمد صدرا بهشتیان نژاد» از کشور ایران است.

    • دیگران چه گفتند

    علیرضا تابش در نشست خبری جشنواره: بر اساس برنامه‌ریزی‌ها مقرر شده که 11 فیلم سینمای کودک و نوجوان به صورت محدود اکران فیزیکی شود؛ فیلم‌های آرزوی زیبا، بچه گربه‌های دره سیب، بعد از اتفاق، جزیره فضایی یا ترنادوی 2، خورشید، سلفی با رستم، پونمایی لپ بو، مسیر محبوس، خورشید، مهران، نارگیل و والدین امانتی، 11 فیلمی است که مقرر شده به صورت فیزیکی اکران شود.

    اکبر خامین : یکی از مهم‌ترین دلایل افت تولید فیلم‌های کودک، مسائل اقتصادی است؛ سرمایه فیلم‌های کودک معمولاً برنمی گردد و باید منابعی آن را پشتیبانی کنند. این مسئله مختص ایران نبوده و در همه جای دنیا، نهادهای دولتی باید برای رشد سینمای کودکان تلاش کنند.

    هادی رحیمی: نظرم در سینمای نوجوان، فیلم‌های جدی است؛ دوست ندارم که بچه‌ها را بچه ببینم و علاقه‌مندم که با آنها همانند انسان‌های بالغ برخورد کنم. می‌توان با این رده‌های سنی جدی صحبت کرد و برای آنها موضوعاتی را مطرح کرد که در آینده در مواجهه با مشکلات مشابه، می‌تواند به آنها کمک کند.

    امیرحسین قهرایی در گفت‌وگو با ایمنا: برخی از سرمایه گذاران معتقدند سینمای کودک بازدهی کمی دارد و اقتصادی نیست. چراکه اگر فیلمی صرفاً برای کودکان تهیه شده باشد فروش آن سخت‌تر خواهد بود، اما اگر حوزه مخاطب بزرگسال را نیز در بر بگیرد فروش بهتری خواهد داشت.

    نادره ترکمانی: سینمای بزرگسال حمایت ویژه‌تری نسبت به سینمای کودک دریافت می‌کند. سینمای کودک هم از جنبه سرمایه‌گذار خصوصی و هم از نظر حمایت مراکز، سازمان‌ها و نهادهای دولتی در مضیقه است.

    • سوینا؛ خالق ایده جدیدی در جشنواره، خالق رؤیا

    از بهترین اتفاقات رخ داده در جشنواره سی و سوم، آماده سازی نسخه مناسب برخی از فیلم‌ها برای نابینایان است. این اتفاق برای نخستین بار در جشنواره‌های سینمایی با هدف ارج‌گذاری به کودکان و نوجوانان نابینا و مشارکت آنها در این رویداد بین‌المللی رخ داده است. «شماره 29» ساخته هادی رحیمی خواص، با صدای شوکت حجت و «خداحافظ سینما» ساخته یاسر احمدی با صدای نازنین مهیمنی، فیلم‌های بخش بلند داستانی ایران بودند که توسط سوینا، دوبله و توضیح دار شدند.

  • Cities With Alzheimer’s

    Cities With Alzheimer’s

    We do not know if Iran will get Alzheimer’s disease in the next 10 years or Alzheimer’s disease will get Iran? The “aging tsunami” is a Hot-topic these days but it is not clear whether we are ready to face the storm or we will be drowned? Aging is now a missing piece in the managers’ urban planning puzzle; However, according to many experts, urban adaptation is not elderly-specific, but also people such as veterans, the elderly, pregnant mothers, women carrying their children in strollers, those who suffer from osteoarthritis and lumbar disc herniation must be the specific concerns of such procedures. They also have problems to be present in some places, sidewalks, parks and streets, which together constitute a considerable population, and an immediate solution must be found to address their needs.

    Experts say that in the next decade or so, there will be a huge gap in our population i.e. an old population, whose abilities are limited and need to plan for their lives. This is while we are still far away from the standards of sidewalks and proper ramps.

    Given the fact that urban adaptation is beyond the construction of standard sidewalks and ramps in government offices and some stores, we need to build houses for the elderly to have access to all facilities.

    Ahmad Nazari who is a retired teacher in his 60s say the cities are already with no proper place for the elderly. In his opinion, the problems of middle-aged people are going to increase in the near future as their population increases. Should the elderly be isolated and abandoned with different problems due to the unsuitable space and architecture of the city and even their homes?

    Improper Architecture

    Afshin Tabatabai is a family consultant and psychologist who has done a lot of research on urban spaces and its effect on the elderly. He believes that simple training such as working with the Internet may reduce the number of elderly people in the city, but we can not do the same with the architecture of houses. Currently the architecture and space of mass-constructed apartments do not have suitable facilities for the elderly so that they do not feel bothered due to their disability.

    “Lack of attention to the rights of the elderly in urban furniture, cultural programs, urban institutions and welfare policies is obviously clear and can be seen in the whole city. In fact, we must prepare the urban environment for these people and the city space must be able to accept people and provide welfare services for all segments of society, otherwise it can be said that civil justice is not observed, because not all citizens can easily use these spaces” he added.

    considering urban furniture as the necessary and sufficient condition for the presence of the elderly in the urban environment, he says: neglecting this group of people will cause great socio-economic damages in the long run, so there is a need for city managers to include the elderly in the puzzle of their urban planning and not remain indifferent to them.

    Next 30 years, 20 percent Senescence

    According to UN estimates, about 20 percent of Iran’s population over the next 30 years will be over 65 years old. The proportion of the population under 15 will be 18% and the proportion of the productive population (15 to 65 years old) will be 62% of the total population in that year.

    According to the United Nations’ estimation the total population of Iran in 2050 will be around 104 million people. If we compare this number with the estimates of Statistical Center of Iran, we will see that this UN forecast is based on the assumption that the birth rate and fertility rate in Iran will remain at the current level (1.2 children per woman).

    Even if we assume that the birth rate is so low that the fertility rate reaches near 1.5 children, then the population ratio of the elderly won’t change significantly. According to the third scenario of the Statistical Center of Iran, by 1430 SH (2051), in case of a sharp decrease in fertility rate, the elderly will still make up about 20% of the total population.

    Urban Adaptation Crisis

    As a consequence, we are facing a tsunami of aging that, if left unaddressed, could turn into a major crisis. According to Mohammad Saeed Mohammadi, a family expert, we still have a lot of work to do in the context of urban adaptation. When we talk about disability or old age and the limitations created by physical conditions, we need to provide additional services anyway.

    He expressed satisfaction that the officials have recently paid more attention to the issue. In relation to state welfare organization of Iran and municipality interactions, to which the disabled and the elderly are specific audience, he added that there were some relevant corporation and now we hold urban adaptation sessions of the city.

    In response to the question of whether the current buildings are in accordance with the age conditions he says “I can’t give a definite answer to your question because the problem is that we have not reached a proper culture for the elderly,”. However, the space that is created for the elderly people of the society should address all their needs according to their age conditions. Regardless of their age, they should not be deprived of all the divine blessings that are shared by the hands of the authorities. From now on, we have to think about the generation that is going to live in these houses by building houses with the right architecture. We have to consider the right construction in all parts of the houses including toilet and Kitchen suitable for this group, which will not be few in the next ten years.

  • Neighbour’s Eyes on Iranian Investors

    Neighbour’s Eyes on Iranian Investors

    The temptation to invest abroad, especially in neighboring countries, has now become a source of income for wealthy Iran-ians and an employment possibility for Turkish youth and Dubai residents.

    Capitals and foreign exchanges took out of the country to become a single-lose play amid currency exchange rate fluctuations and housing problems.

    Let alone the non-stop propaganda in this market, sensational ads of beautiful and luxurious houses in countries such as Turkey, Emirates and Malaysia that fascinate people. Magnificent sea and mountain views, easy access to city centers and universities and obtaining a residence visa are the most important advertising attractions for buying these houses.

    This is while sometimes these attractions incur considerable costs to the investor, leading to the bankruptcy and downfall of those who invest all their capital on an unfounded dream.

    According to some housing experts, this type of investment is completely wrong in places like Turkey or Dubai, because after a few years, the house will be confiscated or the process of obtaining residence permit of the country will be canceled.

    Highlighting that no real estate consultant, especially in Tehran, have a license to sell property or land abroad, Mostafa Gholi Khosravi, president of the Capital Real Estate Association, mentioned that it is a violation of the law and any lawbreaker will be reffered to the judicial authorities after they have been identified to be guilty.

    He also added that Unfortunately, people have been deceived by such propaganda and transfer their capital abroad for several years, but after months, all their capital is lost due to lack of legal aristocracy, since Turkey or Dubai is not a good place to invest.

    “Regarding the economic conditions of the country, it is the best place to invest, because property and land prices have risen sharply in the past few months”, Gholi Khosravi maintained.

    Reiterating that many people who bought property in Antalya and Ankara felt regretted immediately, The head of the Tehran Province Real Estate Association added: “Buying pre-sold properties or undocumented land has caused them to lose all their assets.”

    In this regard, Hamed Mazaherian, Deputy Minister of Roads and Urban Development, recently pointed out that none of the real estate consultants are allowed to sell property abroad, adding that real estate consultants are under the supervision of the Ministry of industry, Mine & Trade, so such activities by these consultants should be ceased as soon as possible.

    Buying property or investing abroad will ruin the country’s economy, so the Ministry of industry, Mine & Trade and the Union of Real Estate Advisors should stop their activities immediately”, Mazaherian added.

    Nowadays people can buy houses for a total sum of 100 million tomans ($3.333), which they may lose overnight, but economic tensions in Iran, sanctions and investment insecurity problems have caused capital to be invested anywhere but Iran.

    There are various reasons including bureaucracies in Iran to fancy advertisements, which are easy to find even in mobile applications.

    Now, involvement of brokers and unauthorized real estate consultants in this sector has caused many problems for buyers of residential units abroad.

    Construction is one of the main pillars of the country’s economy, so that about 1300 jobs depend on this large industry either directly or indirectly, so the government must provide the necessary incentives to increase investment in this sector and prevent people’s capitals to leave the country.

    Now Iranian capital is easily transferred abroad, these capitals can create employment possibilities and save the country from various problems related to unemployment.

    Statistics has shown that Iran needs to construct one million housing units each year, of which only a third is constructed in the country and the rest is invested in other sectors. Experts believe that if the necessary support is provided in this area, reviving the industry won’t be a forlorn hope.

  • Cut-throat destitution

    Cut-throat destitution

    It smells like burnt plastic. The sharp autumn sun shines in his eyes and his fellow workers, who are lying on the bald-spotted, yellow grass in one of the squares leading to the city center. Here, the poverty line is sharp and slaughterous and Corona virus does not make sense for them, because hunger is more frightening than corona. The hunger that they feel in their bones every day and these days they are more embarrassed than ever before.

    It is 7 o’clock in the morning and the grassless soil of the square sees these waiting looks every day. When you look at the circular heart of the square, it is full of crumpled people waiting for a piece of bread to make a living. People who seem to be stuck here, with sunburned faces and worried eyes.

    Qassim’s gautn and toothless face is also a sign of an endless marathon of his life with Corona. His life became harder and more limited when Corona came in and he lost his job. Now he is also a guest of the sidewalks with which he flips through these dark days every day. Today, he has been unemployed for three months and 10 days and has spent every day in a way; from selling second-hand equipments to standing in the square to find an informal job, without any insurance and security though.

    Digging Life’s Grave

    The inhabitants of this street, like forgotten people, have neither a tangible past nor a bright future. The pandemic is digging their lives graves, people whose staple food is potatoes and bread, and if they are more luxurious, plus a few eggs.

    Let’s Leave these workers in the square and search around Between the houses in the lower part of the city. Atiyeh’s house and her children also exemplifies extreme poverty.  Her husband died under the influence of addiction two years ago, and now she is left alone with three children. her lunch is a cup of watery. she spends his life sewing, and after the recent inflation and Pandemic, she is not doing well in the business; not much demand, thus no money. Expensiveness is attacking brutally. Atiyeh dips small pieces of bread in curd and puts it in Asma’s mouth, Atiyeh’s youngest child. with bare and thin foot, even though she is 5, she is like a two-year-old child. Atiyeh turns her eyes to Ali and Somayeh, allowing them to eat. Children thrust the bites in their mouths without any delay.

    Life of Ali, Mohsen, Atefeh and many other workers is similar. Workers who now live below the poverty line. Workers who are either unemployed or earn $87 a month and can hardly make the ends meet. The days prices are trampling workers’ livelihood and meat, chicken and dairy are more luxurious foods than ever.

    Subsistence Wage

    “Hunger, Poverty, overthinking, tiredness… How do you think we might survive, when you are a tenant and your child wants to study in school?” Hassan says. He is a lathe worker and ideally earns 1.6 Dollars a day! “How do you think we make money? any job, it makes no difference”. Sheida’s sentences remain unfinished. her fingers soothe the cheeks so that tears do not wander: “I have recovered from addiction to have an honest life, now what can be done with a Subsistence Wage

    with two children”?

    her life, and that of others like her is destroying at a time when daily inflation is sharply rising, and governmental subsidies ($1.5, monthly) are no longer enough to support his life. It is sad and pathetic that about 60 million people in Iran are dependent on this subsidy. Vulnerable people whose only hope to survive down below the poverty line is this $1.5 they expect every month.

    A cursory glance reveals that the food poverty line is affecting many people these days. Including those who have lost their jobs in the process of downsizing and joined the total of 9 million unemployed during the pandemic. However, in the last two years, meat has been practically removed from the Iranian tables and tuna fish, mushroom and soy has replaced meat consumption in the most optimistic prediction. This is while the price of tuna has nearly tripled during the last year. In fact, every Iranian family of four, assuming that they eat bread and butter for breakfast, Adas polo (lentils with rice) without raisins or minced meat for lunch and eggs and potatoes for dinner every day, have to spend about one million and 900 thousand tomans (nearly 70% of specified wage for workers) a month for these three meals.

    60 millions under the poverty line!

    According to Faramarz Adib, an Iranian economist, between 50 and 60 million people are now living below the poverty line, and the widening gap between poverty and wealth, the decline of the middle class, and the livelihood problems we face is crystal clear.

    He talks about the situation and problems that these days, as the corona virus is spreading, have led to the transfer of factories to the quasi-government sector, most of which have been shut down and their workers have not been paid for months.

    According to Adib, the governmental economy now dominates the economy and what is called privatization does not make much sense, because the real private sector does not have the budget and capital to buy the large private companies offered or even companies mentioned in Article 44 (b). Again, it is the quasi-governmental and transnationals companies that have appeared in the guise of real private sector, and now in these circumstances suffer great losses and forced to downsize. Accordingly, our economic growth is currently negative, and this indicates that our economy is shrinking.

    Shrinking Economy

    A small economy cutting family’s tablecloth. According to the Statistics Center of Iran, the average cost for a family of three to provide a food basket (2300 kcal per person), which means that on average, this family must spend one and a half million tomans per month, or one third of their expenses providing food.

    But does that really happen? If we want to speak logically about people’s tables these days, the salary of a worker in Tehran should be at least 4 million and 600 thousand tomans, and 3 million and 800 thousand tomans in other cities.

    With that in mind, there are six deciles have no support against their basic needs, and they simply have to cut their tablecloths in order to survive.