بلاگ

  • پیرمرد تاریخ را هجی می کند

    پیرمرد تاریخ را هجی می کند

    قاب هایی آویزان از آدم های مختلف و تاریخ صحنه هایی که به تو سیلی می زند؛ آدم هایی که در سیاه و روشن یک عکس سیاه و سفید جا گرفته اند؛ چیزی شبیه معجزه.
    در خانه سیدعبدالله هاشمی نمین 89 ساله هستیم که با تاکید می گوید: بنویس نمین یادت نرود، چون به این فامیلی افتخار می کنم. من نمینی، هستم . اینجا عکس ها زنده هستند و با لنز دوربین زوم شده اند تا خیلی ها را خجالت زده کنند. گاهی در قاب واید دوربین چیزهایی نشان داده شده که به تو تلنگر می زند و گاهی از اینهمه تابلو که مثل موزه کنار هم چیده شده اند، شگفت زده می شوی،
    یک سربالایی را طی کرده ایم تا رسیده ایم به خانه پلاک 12 در کوی سپاهان. اینجا تاریخ متحرکی است که ورزشی ها با او عجین شده اند و غیرورزشی ها هنوز هم پیش پایش تلمذ می کنند. خانه اش متفاوت است موزه ای که هر گوشه آن صمیمیتی عجیب را مثال می زند.

    عکس

    پیرِعکاسی اصفهان؛ دست هایش می لرزد. خانه استاد توی کوچه 11 چسبیده به کوه صفه انگار تافته جدا بافته ای است، او ساکن طبقه پایین که به گفته خودش سالیان سال است اینجاست و همه محله او را می شناسند. بیشتر از 60 سال است که شاتر می زند و عکس می گیرد. از همان 17 سالگی که اولین دوربینش را از پدر هدیه گرفت و از همان روز زندگیش دگرگون شد و از اراک محل تولدش رفت تهران. به قول خودش تهران او را ساخت و از همان موقع تا حالا 41 هزار و 830 حلقه فیلم را به عکس تبدیل کرد. حاصل کارهایش حالا شده چهار میلیون عکسی که تمام سرمایه پیرمرد است. به قول خودش می توانسته با این سرمایه خانه بخرد و دیگر بعد از 70 سال همچنان مستاجر نباشد. اما سید عبدال… هاشمی عاشقی است که به عشق زنده است . عددها تاریخ ها و عکس ها و شخصیت ها در حافظه پیرمرد به خوبی جا خوش کرده اند و او همه را به ترتیب یادش می آید . قاب ها را یکی یکی نشان می دهد و از تاریخ از دست رفته و عکس به جا مانده از عکس ها حرف می زند. از عروسی عابدزاده می گوید و عکسی که او ثبت کرده است. از همان سال های جوانی که در یک فروشگاه مد کار می کرده تا حالا که توانسته نامی بزرگ را از خود به دوش بکشد.

    پدرو پدر بزرگش هر دو پزشک بوده اند. می گوید پدر بزرگش در شغلی که داشت سرآمد بود و برای همین توانسته او را از شر بیماری ها نجات دهد. او برای اثبات ادعایش خاطره ای هم دارد:« یک روز بیماری آمد و گفت: زانوی من درد می کند. پدربزرگم گفت: ده تا زنبور عسل بگیر و آنها را داخل یک لیوان کن و لیوان را بگذار روی زانویت تا زنبورها نیشت بزنند و زانویت باد کند و استخوانها از هم باز شوند. سال ها بعد، از رادیو شنیدم که دانشمندان کشف کرده اند نیش زنبور عسل برای زانو درد مفید است.»

    پیرمرد تاریخ را هجی می کند عکس

    پیرمرد وقتی از اعضای خانواده اش حرف می زند، ناخودآگاه برق احترام در چشمانش هویدا می شود. او آنها را بزرگ می دارد و به خصوص از پدرش به نیکی یاد می کند. می گوید وقتی می خواسته با پدر حرف بزند اول اجازه می گرفته و تا اجازه نمی داده جرات حرف زدن نداشته است. پدر هاشمی اولین پزشک راه آهن ایران بوده و آن طور که حالا پسر89 ساله اش می گوید، ظاهرأ فرزاندنش خیلی از او حساب می برده اند:«شب های چهارشنبه سوری هر کدام از اعضای خانواده هر کجای ایران که بودند باید می آمدند خدمت پدر. او دم در می نشست و هر که وارد می شد اگر لباس تیره رنگ پوشیده بود مجبورش می کرد به بازار برود و به حساب او لباس روشن بخرد. می گفت شب جشن است و نباید غمگین بود. پدر، ابزار چهارشنبه سوری را هم تهیه می کرد و تحت نظارت خودش آنها را به بچه ها می داد تا هم مراقب باشد به خودشان آسیب نرسانند و هم این که بچه ها در برگزاری جشن مشارکت داشته باشند.»
    احترام پسر به پدر به خصوص در عکسی مشخص است که عبدا… هاشمی آن را گُلِ کارهای خودش می داند. یک عکس ترکیبی که همه فرزندان و خواهران و برادران او در آن دیده می شوند در حالی که تصویر پدر، بزرگ تر و به شکلی جذاب تر، بالای عکس دست جمعی اعضای خانواده قرار گرفته است. هاشمی این تصویر سازی را بهترین اثر خودش می داند.
    چه شد که عکاس شدید؟

    در اراک بودیم. 17 سالم بود. خانه ما در یک باغ 500 متر مربعی بود. آن وقت ها من به صدای تاج خیلی علاقه داشتم. تابستان که مدرسه ها تعطیل بود، گرامافون هندلی مان را کوک می کردم و زیر درخت انگور در باغ می نشستم و صفحه می گذاشتم. یک روز بعدازظهر به پدرم که صدای خوبی داشت گفتم: اجازه می دهید من هم آواز بخوانم؟ گفت: بخوان. من هم پیش پدر، ترانه «دل در آتش غم رخت» از شادروان تاج را خواندم. برایم دست زد و گفت: فردا جایزه ات را می دهم. یک روز بعد دیدم برایم یک دوربین کداک انگلیسی با دو حلقه فیلم 120 سیاه و سفید خریده است. خیلی خوشحال شدم. دوربین را بردم پیش یک عکاس تا فیلمش را برایم جا بیاندازد. آن زمان هنوز این کار را بلد نبودم. از آن روز بود که پیش خودم گفتم حالا دیگر ما هم یک چیزی شدیم( با خنده).»

    پیرمرد تاریخ را هجی می کند عکس

    اولین عکسی که با این اولین دوربینتان گرفتید را به خاطر دارید؟
    «بله. اولین عکسی که گرفتم از خانه مستوفی الممالک بود. او اراکی بود و خانه اش روی کوهی در اراک قرار داشت. بعد که عکس را چاپ کردم خیلی از آن خوشم آمد.»
    توی مردمک های پیرمرد گذشته قاب می شود تا او از مسیری بگوید که بیش از نیم قرن زندگیش را احاطه کرده است. مثل گل درشت قالی که دور تا دورش پر شده از دوربین و عکس و قاب هایی که هر کدام گوشه ای از خانه اش را پر کرده است. همسرش کنارش می نشیند و می گوید: خیلی ها می گویند ناراحت نیستی این همه عکس دور و بر خانه است اما من چون عشق عبدالله را می بینم می گویم باید اینها باشند. همسر عبدالله هم عکس می گیرد و فیلمبرداری هم می کند. زوجی که حالا بچه ها را فرستاده اند خارج از کشور و خودشان با مرغ عشق و مینا و قناری و عکس زندگی می کنند. داخل دکورها، روی مبل ها، روی میز ناهار خوری، گوشه اطاق ها و خلاصه همه جا پر از عکس یا دوربین است. هر جا هم از عکس و دوربین خبری نیست، سکه و اسکناس و رادیو و تلویزیون و سماور و ضبط صوت قدیمی است که جای آن را پر کرده. حالا بگذرید از آن یک عالمه گیاهان آپارتمانی و مجسمه و قناری و ماهی و مرغ مینا و حشرات تاکسیدرمی شده که هر کدام در گوشه ای از این ساختمان خودنمایی می کند. هاشمی میگوید:
    « تا حالا چنین جایی دیده بودی؟»
    نه واقعا ندیده بودم. خانه شما مثل موزه است که هر کجای آن نقش دیرینی از گذشته را مثال می زند.
    «وقتی شما عکاسید، همه چیز دنیا برایتان جالب است. عکاسی عشق و علاقه است. تا حالا عاشق شده اید؟ من عاشقم. عاشق این میهن. این عکس را ببین! ( با انگشت، تصویر نسبتا بزرگ نمای درشتی از تمام زوایای عالی قاپو را نشان می دهد که در قاب بزرگی روی دیوار سالن نصب شده را نشان می دهد). این عکس را هیچکس نمی تواند بگیرد، چون دیگر دوربین ها آنالوگ نیستند؛ این عکس را فقط می توانی با دوربین آنالوگ بگیری . با دوربین دیجیتال نمی شود گرفت.

    پیرمرد تاریخ را هجی می کند عکس

    تلفیق ایران و عکس در وجود عبدا…هاشمی نهادینه شده است. او به این دو به یک اندازه عشق می ورزد. اگر بتواند از شکوفه های بهاری به عنوان نماد طبیعی کشورش عکس بگیرد و آن را قاب کند و به دیوار بزند، حتماً این کار را می کند(که کرده است) و اگر نتواند نمادی از ایران را در قالب عکس بگنجاند، آن وقت، زنده همان را به عنوان ردپایی از گنجینه های کشورش در گوشه ای از اطاق و کنار عکس ها قرار می دهد. در واقع او به هر طریق که شده سعی می کند میزان عشقش به آنچه در وطنش وجود دارد را به محک قضاوت دیگران بگذارد؛ خواه این نماد یک قناری باشد که در تمام طول دوساعت گفتگوی ما با هاشمی چهچه بزند و خواه یک مرغ مینا باشد که واژه دوستت دارم یک آن از دهانش نمی افتد. پیرمرد قربان صدقه مرغ مینا می رود و می گوید: تو هر وقت عاشق شدی بیا با من صحبت کن . من عاشق ایرانم . من عاشق وطنم هستم. بارها دخترم به من گفت بیا آنجا تا هم بیمه شوی و هم حقوق ماهانه به تو بدهند. من هم سه تا خانه دارم؛ هرکدام را خواستی به تو می دهم تا دیگر مستاجر نباشی. اگر هم هیچکدام را نپسندیدی یک خانه برایت می خرم. به دخترم گفتم: یعنی تو می گویی من برای این چیزها وطنم را ول کنم؟ وطنم خیلی بیشتر از این ها می ارزد. من می توانم مهر مادری را بِبُرم اما مهر وطن را نمی توانم (با گریه). من عاشق وطنم هستم. بچه هایم ایران نیستند. خواهرم، برادرها و خواهر زاده ام همه خارجند. اگر همین امروز به آنها تلفن کنم، دو روز دیگر می توانم از ایران بروم و در کشورهای دیگر زندگی کنم اما این کار را نمی کنم. من ایرانیم. وقتی اسم ایران می آید نمی توانم خودم را کنترل کنم (با گریه). اینجا به دنیا آمده ام آن وقت راهی بشوم بروم آنجا؟ وطنم را ول کنم بروم خارج (با گریه)؟» من عاشق یک مشت خاک اینجا هستم. این که از این جا بلند شوی بروی کرمان و از آنجا بروی ارگ بم پیش از زلزله و از ساعت 12 ظهر تا 5 بعداز ظهر، 11 حلقه عکس یعنی 400 تا عکس بگیری و هیچکدام از آنها هم خراب نشود، این یعنی عاشقی؛ من از وطنم هر چه بگویید دارم. هر کس باید متناسب با شغلش برای وطنش کاری کرده باشد و من هم تا آنجا که توانسته ام برای وطنم عاشقی کرده ام».

    عکس

    آن طور که خودش تاکید می کند؛ وطن برای هاشمی همه جای ایران است. اما او وقتی از شهرهایی سخن می گوید که در آنجا به دنیا آمده، کودکی اش را گذرانده، بزرگ شده، ازدواج کرده و با مفهوم عکاسی آشنا شده، احساساتش دوچندان بروز می کند.در میان این شهرها هم به خصوص وقتی می خواهد به نمین که در آن متولد شده اشاره کند، با تاکید می گوید: من نمینیم یادت نرود. اولین مدرسه در نمین ساخته شد.«من نمین به دنیا آمده ام؛ نزدیک اردبیل. می دانی نمین کجاست؟ وقتی در ایران کسی خانه دو طبقه هم نداشت، خانه امیرطومار، رئیس مرزبانی کل کشور در نمین سه طبقه بود. اولین خلبان ایران نمینی بود. نمین جای بسیار خوش آب و هوایی است و زمستان هایش هم وقتی می گوییم برف و کولاک است، یعنی حداقل دو متر برف روی زمین می نشیند. مردم درستی هم دارد به طوری که مثلاً من زمانی در یک زمین، هزار تا درخت آلبالو وسیب و گلابی کاشتم. وقتی این درخت ها به محصول نشست، حتی یک نفر هم دست به میوه این درخت ها نزد.»

    عکس

    گنجینه اسرار پیرمرد

    اتاق کار کوچک عبدالله از همه جا دیدنی تر است. اینجا عکس ها و قاب ها امپراطوری می کنند. افق تازه ای از عکاسی که گذشته دور را نشان می دهد. گذشته ای که حالا چیزی از آن باقی نمانده جز فلش بک هایی که او زده و توی آلبوم های قدیمی جا خوش کرده اند. سمت راست، ویترین بزرگی به دیوار نصب شده و داخل آن انواع و اقسام دوربین هایی قرار دارد که عکاس شهر ما، در ایام مختلف عمر از آنها استفاده کرده است. تازه خودش می گوید، 20 – 30 تا از این دوربین ها و لنزها و حدود 4 میلیون عکس را به شهرداری داده تا موزه ای از دوربین های قدیمی برپا کنند، اما هنوز این اتفاق نیافتاده است. در بالاترین ردیف این ویترین اولین دوربین او به چشم می خورد؛ نو و براق مثل این که همین دیروز از کارخانه درآمده و نه 69 سال پیش؛ همان که پدر، آن را به سن 17 سالگی به عبدا… هدیه داد تا زندگی او را برای همیشه دگرگون کرده باشد. سمت چپ اطاق هم مخصوص نگاتیوهاست و کلی اشیاء متفرقه دیگر. شگفتی اما در قسمت عقب اطاق است؛ جایی که ده ها جلد آلبوم خودنمایی می کند که هر کدام بر اساس موضوع عکس های قرار گرفته در آلبوم ها، نامگذاری شده است. روی جلد آلبوم های چند قفسه فقط این کلمه به چشم می خورد:«گل». می گوید همه این گل ها که عکسشان در آلبوم هاست متعلق به اصفهان است به جز سه تا گل کوکب که عکس آنها را در باغ ارم شیراز گرفته است. از همین جا می شود فهمید که این مرد علاقه عجیبی به گل دارد. او ما را با تابلوی بسیار بزرگی از نمای سال های دور میدان نقش جهان هم آشنا می کند و می گوید:« این عکس متعلق به زمانی است که دورتا دور میدان پر از گل بود». بعد هم تصویر بزرگ قاب شده یک بوته گل رز را نشانمان می دهد که به گفته خودش، یکی از رزهای میدان نقش جهان است.
    می گوید:47 سال برای سپاهان و ذوب آهن عکس گرفتم. کل تاریخچه این دو باشگاه را می دانم اما این ها حالا برای خودشان عکاس و فیلمبردار دارند و در سال حتی صد هزارتومان هم از من عکس نمی خرند آن وقت من به خودم می نازم که عکاسشان بوده ام. امروزی ها اما با شنیدن این چیزها به آدم می خندند و می گویند: داری چه می گویی؟ انگار مال این دنیا نیستی.»

    عکس

    حکایتی است درد عاشقی و راست می گوید فقط باید عاشق بود تا معنای عشق را فهمید. انتخاب یکی از آلبوم های داخل قفسه، ما را بیشتر به این واقعیت نزدیک می کند. داخل این آلبوم فقط عکسهای پل خواجو به چشم می خورد و ماجرا وقتی جالب تر می شود که خود آقای عکاس از قفسه ای دیگر و از میان ده ها عکس تلمبار شده روی هم، چند تصویر بزرگ از پل خواجو بیرون می آورد و آن ها را به ما نشان می دهد؛ تصاویری از فروش نان خشک، بلال و کاهو وسکنجبین در کنار این پل. از همه جالب تر اما تصویر شخم زدن یک کشاورز در حاشیه پل خواجوست که هاشمی می گوید در دهه 40 ثبت شده و کمتر کسی این منظره را دیده و یادش است. وقتی این عکس ها را بگذارید کنار سه تصویر بسیار بزرگ دیگر از پل خواجو که در فصل های مختلف سال گرفته شده و در کنار دیوارسالن اصلی دقیقا مقابل دید مهمانان قرار داده شده است، آن وقت پی می برید که انگار رابطه ای خاص میان این پل با عکاس آن برقرار است. بقیه عکس ها منظم و به ترتیب توی کامپیوتر قدیمی جا خوش کرده اند. عکس هایی از سی و سه پل و پل خواجو که روزگاری ماشین رو بوده و او توانسته با چشم تیزبینش و گرفتن عکس هایی از شکاف های ایجاد شده روی پل مسئولان میراث را با واقعیتی تلخ روبرو کند و او توانسته با عکس هایش مسئولان را مجاب کند که پل را تبدیل به پیاده راه کنند.
    وقتی می گوید« پل خواجو هنر وطن من است» صدایش می لرزد و بغض می کند. نقشی که واژه وطن در جای جای کلام این عکاس پیر ایفا می کند مثل نقشی است که آب برای رودخانه زاینده رود دارد؛ شادابی می آورد و البته بعضی وقت ها هم اندوه. هاشمی هر جا به وطن اشاره می کند چشمانش به تلاطم می افتد و گونه اش خیس می شود.
    70 سال کار بی وقفه و عکاسی بدون بیمه و اجاره نشینی هیچکدام نتوانسته او را از وطنش دور کند: « از زندگیم راضی نیستم.فکر می کنم الان مردمم چطور می توانند گرانی امروز را تحمل کنند؟ درد من باید همسایه من باشد. درد من باید این باشد که همسایه من چه مشکلاتی دارد. درد من باید این باشد که آیا همسایه من می تواند یک جفت کفش بخرد؟ ایران برای من مهم تر از همه چیز است.من نمی توانم این مردم را ول کنم و بروم (با گریه).»

    عکس

    بعضی آدم ها خاص اند مثل هاشمی نمین. غرور خاصشان . عرق ملیشان و تمام آنچه که این روزها چیزی از آن نمانده، اما خاکی که او می پرستد او را خاص کرده و اخلاق . رفتار . عاشقیت ها و سبک زندگیش را به گونه ای متفاوت برای او رقم زده است.

  • بومی‌سازی صفحات مسی قالب ریخته‌گری شركت فولاد مباركه

    بومی‌سازی صفحات مسی قالب ریخته‌گری شركت فولاد مباركه

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ رضا یزدخواستی، معاون خرید شرکت فولاد مبارکه از شکست انحصار ساخت صفحات مسی قالب‌های ریخته‌گری مداوم شرکت فولاد مبارکه خبر داد.
    وی افزود: با توجه به نگاه مدیریت عالی شرکت درخصوص بومی‌سازی اقلام استراتژیک، فعالیت‌های بومی‌سازی این صفحات به‌عنوان مهم‌ترین قطعه در فرایند انجماد و تبدیل مذاب به تختال فولادی در خطوط ریخته‌گری مداوم با موفقیت انجام شد و علاوه بر ایجاد تکنولوژی ساخت در داخل و پشتیبانی مؤثر از خطوط تولید، از خروج سالیانه 3.5 میلیون یورو ارز از کشور بابت خرید این صفحات برای واحدهای ریخته‌گری فولاد مبارکه و مجتمع فولاد سبا جلوگیری گردید.
    معاون خرید شرکت فولاد مبارکه تصریح کرد: با توجه به نقش صفحات مسی قالب ریخته‌گری در میزان تولید و کیفیت تختال (به‌ویژه عیوب سطحی آن)، همیشه نگاه ویژه‌ای به این قطعه شده و تاکنون از منابع معتبر اروپایی ازجمله KME آلمان تأمین می‌شده است.
    یزدخواستی در ادامه با اشاره به فرایند بومی‌سازی صفحات مسی قالب ریخته‌گری، تصریح کرد: این فرایند برای اولین بار با مشارکت سازمان جهاد دانشگاهی تهران و با سفارش
    3 سِت از این قالب‌ها آغاز گردید و در ادامه، با توجه به مصرف زیاد این صفحات در خطوط ریخته‌گری و حساسیت پروژه، به‌منظور اطمینان از انجام این فرایند، بومی‌سازی این قطعات با 3 شرکت دانش‌بنیان دیگر نیز شروع شد.
    معاون خرید ضمن قدردانی از تمامی واحدهای درگیر در این پروژه ملی، اظهار امیدواری کرد: با تداوم این حمایت‌ها، به‌زودی شاهد قطع نیاز کشور به تأمین این قطعه و سایر قطعات استراتژیک صنعت فولادسازی از خارج کشور باشیم.
    بومی‌سازی صفحات مسی قالب‌های ریخته‌گری مداوم با تکیه‌بر دانش داخلی و به روش PDCA در حال رشد و تکامل است
    غلامرضا سلیمی، مدیر ناحیه فولادسازی و ریخته‌گری مداوم نیز در ادامه درخصوص مراحل بومی‌سازی این صفحات یادآور شد: در سال 1395 با تکمیل مطالعات قبلی و اجرای کنترل‌های آزمایشگاهی سختگیرانه و علمی، فرایند ساخت یک عدد صفحه مسی کوچک توسط کارشناسان فولاد مبارکه طراحی و تدوین شد. این فرایند توسط یکی از شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی اجرایی گردید و یک عدد صفحه مسی عرضی تولید و بر روی ماشین ریخته‌گری شماره 1 نصب و بهره‌برداری شد.
    وی اضافه کرد: قطعه موردنظر توانست تمام مدت‌زمان تولید را بدون هیچ‌گونه مشکلی طی کند و تا پایان تولید استفاده شود. دلتای آب نیز در 20 روزی که قالب بر روی ماشین بود هیچ مشکلی ایجاد نکرد؛ بنابراین فاز اول پروژه با موفقیت به اجرا درآمد و انحصار تولید صفحات مسی قالب‌های ریخته‌گری مداوم توسط فولاد مبارکه شکسته شد.
    مدیر ناحیه فولادسازی و ریخته‌گری مداوم خاطرنشان کرد: پس از خروج صفحه از خط تولید، بلافاصله بررسی صفحه آغاز شد و مجددا تمام خواص مکانیکی و فیزیکی آن کنترل و با حالت قبل از بهره‌برداری مقایسه گردید. عیوب ظاهریِ روی صفحه نیز شناسایی و بررسی شد و از آن زمان تا امروز، بومی‌سازی صفحات مسی قالب‌های ریخته‌گری مداوم با تکیه‌بر دانش داخلی و به روش PDCA در حال رشد و تکامل است.
    صفحات مسی تشکیل‌دهنده قالب باید تا پایان تولید، عملکرد بی‌نقصی داشته باشند
    روح‌الله بیران‌وند، رئیس تعمیرگاه ریخته‌گری مداوم فولاد مبارکه نیز در خصوص اهمیت این تجهیز اضافه کرد: قالب ریخته‌گری مداوم مهم‌ترین و اساسی‌ترین تجهیز ماشین ریخته‌گری جهت شروع انجماد فلز مذاب است. این تجهیز از 2 عدد صفحه مسی بزرگ (wide face) و 2 عدد صفحه مسی کوچک (narrow side) تشکیل می‌شود که در کنار همدیگر قرار گرفته و یک محفظه مکعب‌مستطیل می‌سازند. ذوب از طریق سطح رویی این مکعب وارد قالب شده و پس از انجماد، از ضلع زیرین آن خارج و شکل ظاهری تختال (بر اساس ابعاد و اندازه موردنظر مشتری) ظاهر می‌شود.
    وی افزود: در هنگام ریخته‌گری و زمانی که مذاب وارد قالب می‌شود، آب دمین با دمای مناسب در پشت این صفحات مسی حرکت کرده و این امر علاوه بر خنک کردن صفحات مسی، موجب انجماد مذاب داخل قالب و شکل‌گیری تختال می‌شود، چراکه دمای مذاب فولاد موجود در قالب حدود 1545 درجه سانتی‌گراد بوده، درحالی‌که دمای ذوب فلز مس حدود 1083 درجه سانتی‌گراد است؛ بنابراین نیاز به یک عامل خنک‌کننده در قالب ضروری است.
    بیران‌وند یادآور شد: برای حرکت راحت‌تر مذاب و تختال در درون قالب و جلوگیری از تماس مذاب فولاد با صفحات مسی (که منجر به چسبیدن مذاب فولاد به سطح صفحه مسی می‌شود)، در حین ریخته‌گری از پودرهای روانکار استفاده می‌شود. این پودرها به حالت مذاب از حدفاصل مذاب و صفحه مسی حرکت کرده و علاوه بر روانکاری حرکت مذاب و تختال، مانع تماس مذاب با مس می‌شوند.

    رئیس تعمیرگاه ریخته‌گری مداوم فولاد مبارکه تصریح کرد: صفحات مسی تشکیل‌دهنده قالب باید در محیطی با دمای بالا و فشار و سایش شدید، به مدت طولانی خواص مکانیکی خود را حفظ کنند و کماکان تا پایان تولید، عملکرد بی‌نقصی داشته باشند. به این منظور باید در ساخت این قطعات از تکنولوژی خاصی استفاده کرد، چراکه اگر از مس معمولی استفاده شود، پس از چند ساعت ریخته‌گری و قرار گرفتن مس در دمای بالا، این فلز دچار تبلور مجدد و بازیابی و در نهایت رشد دانه خواهد شد؛ بنابراین بلافاصله خواص مکانیکی خود را از دست می‌دهد و به‌شدت تضعیف می‌شود. حتی ممکن است صفحه مسی دچار شکست و انفجار شود و حوادث سنگین انسانی و تجهیزاتی به وجود آید. جهت جلوگیری از این مشکلات لازم است فلز مس موردنیاز با ترکیب شیمیایی خاص و طی فرایندهای بسیار حساس متالوژیکی و مکانیکی تولید شود تا بتواند در تمام مدت‌زمان استفاده، خواص مکانیکی استوار و پایداری داشته باشد.
    بومی‌سازی صفحات مسی ساخت داخل زمان تأمین آن‌ها را به یک‌پنجم کاهش داده است
    سید مجتبی غیوری رئیس دفتر فنی تعمیرات ریخته‌گری نیز در راستای بومی‌سازی صفحات مسی عنوان کرد: صفحات مسی ریخته‌گری یکی از مهم‌ترین قطعات استراتژیک ماشین‌های ریخته‌گری است که عدم تأمین آن منجر به توقف این ماشین‌ها می‌گردد. بدین منظور با توجه به تشدید تحریم‌ها از سال ۹۰، گام اول برای شناسایی متریال، خواص متالوژیکی و انجام تست‌های آزمایشگاهی برداشته شد. با توجه به عدم دسترسی به اطلاعات پایه درجهت شکل‌دهی متریال و ایجاد سختی لازم و خواص هدایت الکتریکی و حرارتی مناسب، این اقدامات تا اواخر سال ۹۵ به طول انجامید.
    وی یادآور شد: در ادامه، از سال 1398 و با حمایت و هدایت کارشناسان فولاد مبارکه، دو شرکت دانش‌بنیان دیگر نیز اقدام به ساخت صفحات مسی بزرگ و کوچک کردند و توسعه این قطعات استراتژیک اجرایی شد که خوشبختانه نتایج بسیار درخشانی نیز حاصل گردید.
    رئیس دفتر فنی تعمیرات ریخته‌گری افزود: پس از مراحل بومی‌سازی با توجه به امکان ایجاد خسارت‌های سنگین در هنگام تست اولیه نمونه داخلی، با حمایت‌های مدیران مربوطه تأییدات لازم اخذ و تست با موفقیت انجام شد. پس از حصول اطمینان از بهبود کیفیت توسط کارشناسان مربوطه، متشکل از تیم‌های تعمیراتی، تولیدی و پشتیبانی، اطلاعات دوباره بازنگری وساخت صفحه با تکیه بر دانش داخلی توسط شرکت‌های دانش‌بنیان نهایی گردید و در کنار صفحات آلمانی روی قالب‌ها نصب و استفاده شد.
    غیوری تصریح کرد: درمجموع کیفیت صفحات مسی ساخت داخل پس از توسعه‌ها و بهینه‌سازی‌های مختلف در سال‌های اخیر، به کیفیت برخی نمونه‌های خارجی رسیده و در مواردی حتی از نمونه‌های چینی بهتر است که این امر نشان‌دهنده دانش فنی بالای کارشناسان داخلی است. کیفیت ساخت این صفحات مسی ایرانی به حدی مورداطمینان است که پروژه‌های بزرگ تولید تختال 250 بر روی ماشین 2 ریخته‌گری و تولید تختال 300 بر روی
    ماشین 5 ریخته‌گری، صرفا با تکیه‌بر توان تخصصی فولاد مبارکه و شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی در ساخت صفحات مسی انجام شد.
    وی خاطرنشان کرد: انجام این پروژه علاوه بر کاهش هزینه‌ها، نیاز خطوط ریخته‌گری به کشورهای اروپایی را رفع کرده و زمان تأمین آن‌ها را به یک‌پنجم کاهش داده است. همچنین باعث جلوگیری از خروج قابل‌توجهی ارز از کشور شده و اشتغال‌زایی‌های مستقیم و غیرمستقیم را نیز رقم زده است.
    تجربه موفق بومی‌سازی صفحات مسی قابلیـت تکرارپذیری برای دیگر شرکت‌های فولادسازی را داراست
    حسین ایزدی کارشناس بومی‌سازی نیز در خصوص این بومی‌سازی گفت: قالب‌های مسی یکی از اصلی‌ترین اجزای ماشین ریخته‌گری مداوم فولاد است که پدیده‌های فیزیکی، شیمیایی و مکانیکی انجماد اولیه تختال در آن رخ می‌دهد.
    وی مهم‌ترین فعالیت‌های صورت‌گرفته جهت ساخت این صفحات در واحد بومی‌سازی را به این شرح برشمرد: شناسایی و ارزیابی فنی امکانات، تجهیزات و پتانسیل‌های فنی سازندگان توانمند اعم از تجهیزات ریخته‌گری، آزمایشگاه‌ها و تیم‌های فنی و تحقیقاتی موجود در شرکت‌های سازنده جهت مطالعه بر روی خواص قطعات مسی؛ انجام تست‌های آنالیز شیمیایی، متالوگرافی، انتقال الکتریکی و سختی‌سنجی بر روی بسیاری از قطعات نو و مستهلک در جهت صحه‌گذاری مدارک و مشخص کردن پارامترهای مهم در عمر و کارکرد قطعه؛ هماهنگی در جهت ارجاع صفحات مسی مستهلک برای انجام بررسی‌های خواص فیزیکی، مکانیکی و آنالیز شیمیایی و … توسط سازندگان؛ برگزاری جلسات دوطرفه در شرکت‌های سازنده و همچنین در فولاد مبارکه، جهت افزایش تعاملات با سازندگان و به‌تبع آن افزایش کیفیت قطعات تولیدی؛ تسهیل فرایند بومی‌سازی این قطعات توسط مدیریت عالی خرید به‌منظور ایجاد جاذبه مشارکت در امر بومی‌سازی توسط شرکت‌های دانش‌بنیان؛ نظارت و بازرسی جهت کنترل کیفیت قطعات با همکاری واحد کنترل کیفیت قطعات یدکی.

    کارشناس بومی‌سازی یادآور شد: علاوه‌بر ابعاد برداری، پارامترهایی اعم از آنالیز شیمیایی، سختی، هدایت الکتریکی و تست آلتراسونیک بر روی کلیه قطعات انجام می‌پذیرد و پس از آن جهت انجام تست گرم به شرکت فولاد مبارکه ارجاع می‌گردد.
    وی خاطرنشان کرد: با اقدامات صورت‌گرفته در ناحیه فولادسازی و ریخته‌گری شرکت فولاد مبارکه و تجربه موفق بومی‌سازی این قطعات، این فرایند قابلیت تکرارپذیری برای دیگر شرکت‌های فولادسازی را نیز داراست.

  • پاکسازی ارتفاعات هاردنگ از زباله توسط گروه کوهنوردی شرکت آبفا استان اصفهان

    پاکسازی ارتفاعات هاردنگ از زباله توسط گروه کوهنوردی شرکت آبفا استان اصفهان

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ سرپرست گروه کوهنوردی آبفای استان اصفهان اظهار داشت: بر اساس مسئولیت اجتماعی که همه افراد به ویژه آبفای استان اصفهان بر عهده دارد، در مسیر کوهستان به طبیعت گردها و به ویژه کودکان و نوجوانان آموزش می دهیم که بخشی از آب شرب کشور از مناطق کوهستانی تامین می شود، بنابراین با توجه به اینکه بحران کم آبی، کشور را تهدید می کند، حفاظت از منابع آبی امری مهم و اجتناب ناپذیر است.
    فرود نصیری گفت: گردشگران باید ضامن جمع آوری زباله های تولیدی خود باشند، زیرا حجم زیاد زباله در محیط های کوهستانی، منابع آب و گونه های جانوری را تهدید می کند . زباله های خشک به خصوص بطری های پلاستیکی، بیشترین حجم زباله های کوهستان را تشکیل میدهند.
    وی تصریح کرد: بر اساس مسئولسیت اجتماعی شرکت، در فروردین ماه جاری گروه 10 نفری کوهنوردی دوست دار طبیعت آبفا استان اصفهان ، از مسیر 3 هزار متری ارتفاعات هاردنگ ، بیش از 10 کیلوگرم زباله را جمع آوری کردند.
    سرپرست گروه کوهنوردی آبفای استان اصفهان اعلام کرد: اعضای گروه صعود کننده به ارتفاعات هاردنگ را رضا احسن فر، امین غلامی، مهردادجانبانی، سعیدکاظمی، محمدرضاچوپانی، ناصرصالحی، حسین صبوری، سعیدحاجیلو، فرود نصیری و غلامعلی جعفری تشکیل دادند.

  • آبرسانی به مجتمع 41 روستایی تیران و کرون

    آبرسانی به مجتمع 41 روستایی تیران و کرون

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ مدیر آبفای تیران و کرون با بیان اینکه اجرای این طرح در واپسین روزهای سال 1399آغاز شد، اظهار داشت: از دهم اسفند ماه سال گذشته عملیات آبرسانی به روستای قلعه ناظر که بخشی از مجتمع 41 روستایی شهرستان تیران و کرون است، آغاز شده و تاکنون بیش از 3500 متر از خطوط انتقال به اجرا درآمده است.
    سعید عابدینی هدف از اجرای این طرح را ارتقای کمی و کیفی آب شرب ساکنان روستای قلعه ناظر برشمرد و اظهار داشت: هم اکنون آب شرب این روستا از طریق منابع محلی تامین می شود که با بهره برداری از این طرح آب شرب 2275 نفر از ساکنان این روستا از سامانه آبرسانی اصفهان بزرگ تامین خواهد شد.
    مدیر آبفای تیران و کرون با تاکید بر لزوم تامین پایدار آب شرب روستای قلعه ناظر اظهار داشت: پیش بینی می شود این طرح در خرداد ماه سال جاری به بهره برداری برسد.
    عابدینی با بیان اینکه از سال 1384 آبرسانی به مجتمع 41 روستایی تیران و کرون در دستور کار قرار گرفت خاطر نشان ساخت: از آن زمان تا پایان سال گذشته 34 روستا در مجتمع 41 روستایی تیران و کرون تحت پوشش سامانه آبرسانی اصفهان بزرگ قرار گرفته اند.
    وی با بیان اینکه با اجرای 8 کیلومتر خط انتقال دیگر، تمام 41 روستاهای این مجتمع از آب طرح اصفهان بزرگ بهره مند می شوند، تصریح کرد: با اجرای این عملیات، روستاهای کردعلیا، کرد سفلی، دولت آباد، دره بید، گن هران و تقی آباد در مجتمع 41 روستایی تیران و کرون از سامانه آبرسانی اصفهان بزرگ برخوردار می شوند.
    مدیرآبفای تیران و کرون با بیان اینکه مرحله سوم طرح آبرسانی به مجتمع 41 روستایی، با مشارکت دهیاری روستای قلعه ناظر اجرایی شده است ، ابراز امیدواری کرد با تامین اعتبارات لازم، مرحله بعدی این طرح که آبرسانی به 6 روستای باقی مانده در این مجتمع است نیز آغاز شود.

  • اصفهان بعد از یزد رتبه دوم کشوری را در حوزه بیماری دیابت دارد

    اصفهان بعد از یزد رتبه دوم کشوری را در حوزه بیماری دیابت دارد

    به گزارش مجله خبری این هفته به نقل از روابط عمومی موسسه خیریه دیابت اصفهان، احمد نیلفروشان در ارتباط با بیماری دیابت اظهار داشت: 12 درصد مردم اصفهان مبتلا به بیماری دیابت هستند.
    وی با اشاره به اینکه در ایام کرونا بالغ بر 10 تا 15 درصد آمار مراجعین بیماری دیابت به خیریه، افزایش یافته است، ادامه داد: بیماری دیابت یک بیماری شایع مزمن و سیستماتیک است که آمار ابتلای جوامع شهری به این بیماری بیشتر اشت.
    مدیر عامل خیریه بیماران دیابت در اصفهان تصریح کرد: استان یزد اول و استان اصفهان دومین رتبه کشوری را در ابتلا به بیماری دیابت دارد.
    وی با بیان اینکه بیماران دیابتی بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستند و از این منظر در خیریه دیابت، از تخصص مشاوران و روانشناسان استفاده کردیم، ادامه داد: عوامل زیادی در بروز دیابت نقش دارد از جمله کم تحرکی، تغذیه نامناسب، آلودگی هوا و استرس است.
    نیلفروشان فیزیولوژی بیماران دیابت 10 تا 20 سال پیرتر از سن واقعی آنها است، ادامه داد: بیماری دیابت به مرور زمان تمام شریان های حیاتی بدن را درگیر میکند.
    وی با اظهار اینکه در خیریه درمانگاه تخصصی دیابت را داریم و از توان رابط سلامت، متخصصین تغذیه و کارشناس تربیت بدنی و غیره استفاده می کنیم، اضافه کرد: بیماری زمینه ای مثل دیابت، بیمار را بیشتر در معرض ابتلا به کرونا قرار می دهد و از این جهت بدنبال شیوع کرونا بیشتر شاهد افزایش جمعیت بیماران شدیم

  • ثبت 21 میلیون و 793هزار تردد نوروزی در راه‌های استان اصفهان

    ثبت 21 میلیون و 793هزار تردد نوروزی در راه‌های استان اصفهان

    به گزارش مجله خبری این هفته؛ مهدی خضری اظهار داشت: تردد خودروهای ورودی به جاده‌های شریانی مجهز به ترددشمار آنلاین در استان از 25 اسفند پارسال تا هجدهم فروردین امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته(با احتساب سال کبیسه) 104درصد افزایش یافته‌ است.
    وی ادامه داد: بر اساس آمار ثبت شده توسط سامانه‌های ترددشمار، در این ایام یک میلیون و ۵۹۲ هزار و ۹۲۷ دستگاه خودرو به استان وارد و یک میلیون و 692هزار و 261 خودرو از استان خارج شدند.
    مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای اصفهان خاطرنشان کرد: تعداد خودروهای ورودی و خروجی به استان در این مدت نسبت به سال قبل از آن به ترتیب ۱۰۸ و ۱۲۳ درصد افزایش یافته ‌است.
    وی اضافه کرد: در هجدهمین روز فروردین امسال ۸۷۷ هزار و ۶۷۱ تردد خودرو در جاده‌های استان به ثبت رسیده است.
    خضری با بیان اینکه این تعداد تردد نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۶۳ درصد افزایش یافته است، خاطرنشان کرد: در این روز ۶۸ هزار و ۹۸۹ دستگاه خودرو وارد استان و ۷۰ هزار و ۳۴۶ دستگاه خارج شده است.
    وی یادآور شد: در هجدهمین روز سال جاری، آمار خودروهای ورودی به و خروجی از استان به ترتیب در مقایسه با پارسال ۷۵ و ۸۰ درصد افزایش یافته است.
    مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان اصفهان از مردم خواست برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از سفرهای غیرضرور خودداری کنند و شهروندانی که به هر دلیل قصد تردد در محورهای مواصلاتی این استان را دارند با تماس با تلفن ۱۴۱ از آخرین وضعیت راه‌ها مطلع شوند.
    خضری خاطرنشان کرد: نیروهای اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای استان در تمام بخش‌ها اعم از راهداری و حمل و نقل، هم اکنون در حال آماده باش کامل هستند.
    طرح ویژه نظارت و بازرسی نوروزی اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان اصفهان از ۲۵ اسفند آغاز شده است و تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ ادامه خواهد داشت.
    هم اکنون ۷۵۰ نیروی راهدار در جاده های استان با ۵۵۰ دستگاه ماشین آلات سبک و سنگین در حال آماده باش قرار دارند و به مسافران خدمات ارائه می کنند.
    استان اصفهان از نظر تعداد شرکت حمل و نقل بار، پایانه حمل بار و مسافر و آموزش کاربران حمل و نقل، رتبه اول کشور را دارد.
    بیش از ۴۱ هزار دستگاه خودرو با ۴۸ هزار راننده در ناوگان حمل و نقل بار این استان فعالیت می‌کنند که نزدیک به ۱۰ درصد از ناوگان حمل بار کشور را شامل می‌شوند.
    ۴۵۹ شرکت حمل و نقل بار، ۶ پایانه حمل بار، ۲۶ پایانه حمل مسافر، هشت مرکز مکانیزه معاینه فنی و ۴۷ مجتمع بین راهی در سطح استان اصفهان وجود دارد.
    استان اصفهان دارای ۱۱ هزار و ۵۰۰ کیلومتر راه است که بدلیل موقعیت خاص آن در مرکز بعنوان چهار راه ترانزیت بار و مسافر کشور، رتبه اول حمل بار و رتبه سوم حمل مسافر را داراست.

  • آینده اقتصاد ایران روشن است

    آینده اقتصاد ایران روشن است

    اساسا اقتصاد ایران در طول 4دهه گذشته همواره در دست‌اندازها و تهدیدهای بیرونی و خطاهای درونی زندگی کرده و هرچه اکنون از آن مشاهده می‌کنیم، میراث خودمان است و از منظر دولتمردان و سیاستمداران وطنی این اقتصاد در برابر فشارها و تصمیم‌ها آبدیده شده است و دوام آوردن اقتصاد در سالی با بحران سیل فراگیر و کم سابقه شروع، در میانه راه با فشار فزاینده تحریم‌ها مواجه شود و سطح تنش بین‌المللی و منطقه‌ای پیرامون چنین اقتصادی به اوج برسد و باز هم روی پای خود بماند، قطعا می‌توان آن را معجزه اقتصادی دانست؛ به‌ویژه اقتصادی که این روزها هم تحریم است و هم در صف مقابله با ویروس کرونا. اقتصادی که کمترین نفت را در طول تاریخ می‌فروشد، اما به‌دلیل جنگ زرگری روس‌ها و سعودی‌ها، همین نفت ما را به قیمت نمی‌خرند و اگر هم بخرند، پولش را به موقع نمی‌دهند.اقتصاد ایران در دنیای دیگری زیست می‌کند، در لیست سیاه مالی دنیا قرار گرفته و در بیم انزوای هرچه بیشتر. راستی راز این کیمیاگری چیست و آیا آینده برای اقتصاد ایران روشن است.

    شاخص‌های کلان می‌گوید: آینده خوبی در انتظاراقتصاد ایران نخواهد بود، مسئولان اما اطمینان می‌دهند که از این بحران‌ها عبور خواهیم کرد؛ نسخه‌های نجات فراوان داده می‌شود و شعارهای دلخوش‌کننده کم نیست؛ اما دست‌کم این واقعیت را باید پذیرفت که حسن روحانی در سال آینده مسیری سخت‌تر از تاریخ 40ساله برای نگه داشتن اقتصاد ایران در پیش دارد. شاید منتقدان سیاسی و اقتصادی این را نپذیرند و شاید مدافعان سیاسی و اقتصادی دولت، بخواهند از این وضعیت برای دولت تدبیر و امید اعتبار و مقبولیتی دست و پا کنند، اما حقیقت و واقعیت آنچه اقتصاد ایران تجربه می‌کند، در آینده نمایان خواهد شد. بنابراین باور کنیم که آینده روشن است.

    تحولات آینده اقتصادی ایران نشان خواهد داد که آیا الگوی اقتصادی جدید و کشف نشده‌ای برای نجات اقتصاد وجود دارد و قرار است دوباره کلنگی بر دیوار ضعیف اقتصاد فرود آید تا اینکه به دوره طولانی از خطاهای تصمیم‌گیری در اقتصاد پایان داده می‌شود؟ سال آینده را می‌توان نقطه عطف در تاریخ اقتصاد ایران دانست که آیا می‌تواند از حصارهای ایجاد شده در مرزهای تجاری و بازارهای محدود‌شونده صادراتی خارج شود یا نه؟ سال آینده نشان خواهد داد که آیا میوه درخت سیاست‌های ارزی و پولی کشور، ثبات در بازار ارز و کاهش تورم در بازار پول خواهد بود و آرامش در بازارها یا اینکه قرار است نوسان‌های شدید اقتصادی رخ دهد؟

    اقتصادایران در سال 99 کم مصیبت ندید و همه سوگوار چنین اقتصاد ضعیف و نحیفی هستیم که در برابر موج سنگین تحریم‌ها، تهدیدها و ویروس‌ها همچنان ایستاده است؛ ریشه این ایستادگی را تنها می‌توان در اکسیر اعتماد مردم به آینده دید و کاهش سطح اعتماد مردم به‌عنوان سرمایه اصلی کشور تنها ریشه درخت اقتصاد ایران را می‌خشکاند.اقتصاد ایران سال آینده می‌تواند مسیر روشن‌تر، هموارتر، کم‌هزینه‌تر و خلاقانه‌تر و نه رانتی‌تر را تجربه کند و از این منظر شاید بتوان دهه آینده را دهه نجات اقتصاد ایران از تهدیدها و تحریم‌ها و خطاها دانست. راز این نجات پذیرش شکست دخالت دولت و حاکمیت در اقتصاد است و دادن اختیار اقتصاد به‌دست مردم؛ اختیار دادن به مردم را نباید بر بستر توزیع رانت و امتیاز دانست، بلکه مراد باز کردن قفل‌ها و زنجیره‌هایی است که اقتصاد ایران را در حصر قرار داده است؛ بازخوانی سیاست‌های مقاوم‌کننده پایه‌های اقتصادی ایران نه به کارگروه نیاز دارد نه همایش و نه سخنگویان و مدعیان دارای انگیزه کاسب‌کاری اقتصادی بلکه اقتصاد مقاومتی را می‌تواند در گشودن مسیرها، هموار کردن ناهمواری‌ها، رفع محدودیت‌ها و دفع تهدیدها و به خدمت درآوردن سیاست داخلی و خارجی به نفع اقتصاد جست‌وجو کرد. آینده اقتصادایران روشن است چراکه اجازه تکرار خطاها و هزینه‌تراشی تصمیم‌گیری‌ها را نمی‌دهد. این اقتصاد شایسته بهترین شاخص‌هاست؛ نرخ بیکاری و تورم تک‌رقمی و رشد اقتصادی دورقمی، حق مسلم همه شهروندان ایران است. ویروس‌ها را ازاقتصاد ایران دور کنید.

  • يک کاپ قهوه همراه با خلاقيت

    يک کاپ قهوه همراه با خلاقيت

    برخی از موفق‌ترین شخصیت‌‌های دنیا بهترین آثار خود را در کافه ‌ها خلق کرده‌اند. پابلو پیکاسو، جی‌کی رولینگ، سیمون دوبوار ، ژان پل سارتر و باب دیلان؛ شخصیت‌های نامدار سراسر جهان از نقاش و ترانه سرا گرفته تا فیلسوف و نویسنده طی قرون مختلف خلاقیت‌شان پشت میزهای کافه شکوفا شده است.

    البته به دلیل شیوع بیماری کووید-19 دیگر نمی‌توانیم ساعت‌ها در یک اتاق دنج مملو از آدم بنشینیم و آرام آرم قهوه‌مان را بنوشیم.

    اما واقعیت این است که کافه‌ ها از بسیاری جهات خلاقیت ما را تحریک می‌کنند و این اتفاقی است که در محیط‌های کاری و خانه‌ها نمی‌افتد. تحقیقات نشان می‌دهد، محرک‌های موجود در این مکان‌ها آن‌ها را به محیط‌هایی تاثیرگذار برای کار کردن تبدیل می‌کنند. ترکیب سر و صدا، ازدحام گاه و بی‌گاه جمعیت و تنوع بصری می‌تواند با ایجاد میزان کافی از حواس‌پرتی، هوش و خلاقیت‌مان را به حداکثر برساند. ( بنابراین مسأله فقط آن قهوه اسپرسوی دوبل نیست.)

    مکانی شلوغ و پرسر‌وصدا اما خوشایند

    برخی از ما به محض نشستن در محیط‌های عمومی و شروع به کار، هدفون‌ به گوش‌هایمان می‌گذاریم، اما دانشمندان سال‌هاست می‌گویند، صدای پس‌زمینه می‌تواند برای تفکر خلاق ما مفید باشد.

    مطالعه‌ای که سال 2012 در مجله کانسیومر ریسرچ چاپ شد، نشان داد صداهای محیطی در اندازه کم تا متوسط در مکان‌هایی مثل کافه می‌تواند، باعث تقویت خلاقیت شود. بنابر این، مطالعه وقتی به دلیل وجود محرک‌های محیطی حواس‌مان کمی از کار پرت می‌شود، توانایی تفکر انتزاعی در ما افزایش می‌یابد و در نتیجه ایده‌های خلاقانه بیشتری هم شکل خواهند گرفت.

    به این ترتیب موسیقی جاز با صدای ملایم، صحبت‌های آرام افراد حاضر در کافه و صدای ضربات کافه‌چی وقتی می‌کوشد قهوه را از دستگاه آسیاب خارج کند نه تنها مزاحم نیستند بلکه حتی می‌توانند به شما در خلق شاهکار بعدی‌تان کمک کنند.

    نکته مهم دیگر این است که کافه‌ها پر هستند از افرادی که به دلیلی مشابه با ما به آنجا آمده‌اند و این مثل یک محرک عمل می‌کند. نتایج یک مطالعه‌ که سال 2016 انجام شد این ایده را تایید می‌کند. پژوهشگران از شرکت‌کنندگان خواستند کنار هم پشت یک کامپیوتر بنشینند و روی یک صفحه نمایش واحد تکلیفی را انجام دهند. این مطالعه نشان داد ” وقتی تکلیفی را در کنار فرد دیگری انجام می‌دهید که برای آن انرژی زیادی صرف می‌کند، شما هم وادار خواهید شد مثل او عمل کنید.”

    سانکی لی، استاد‌یار تئوری و استراتژی سازمانی در دانشکده بازرگانی دانشگاه کارنگی ملون پنسیلوانیا می‌گوید: “این درست شبیه به رفتن به باشگاه برای ورزش کردن است.

    تنوع بصری

    مساله‌ای که می‌تواند کار کردن از خانه (یا اداره) را برایمان سخت کند، محیط بصری آن‌ها است. ما اغلب روی یک صندلی مشخص می‌نشینیم و به همان چهار دیوار همیشگی اطراف‌مان نگاه می‌کنیم.

    لی می‌گوید: ” محرک بصری  نحوه دکوراسیون دفتر کار بر روند تفکر خلاق افراد موثر است. این پدیده تفکر خلاق همگرا نام دارد. ” او در تحقیقات خود دریافت که تنوع بصری به حل مشکلاتی کمک می‌کند که ” راه‌حلی مطلوب برایشان وجود دارد اما مستلزم این است که خارج از چارچوب فکر کنید.” لی سعی کرد با نصب چراغ‌های نئون به دیوارهای اتاق کارش در خانه در طول همه‌گیری این موضوع را بررسی کند. اما کمی بعد متوجه شد این اسباب و لوازم غیرعادی به سرعت عادی و خسته‌کننده می‌شوند. با این وجود در کافه‌ها به طور کلی محرک‌‌های بصری بسیار زیادی وجود دارد ( و رفتن به کافه‌های مختلف می‌تواند تنوع بیشتری هم ایجاد کند.)

    فضای غیر‌رسمی

    کارشناسان می‌گویند: نشستن در کافه می‌تواند به گروه‌های کاری هم در ایده‌پردازی و همین‌طور ایجاد احساس دوستی و اعتماد کمک کند.

    اسمیت می‌گوید: ” جلسات کاری که از طریق پلتفرم‌های دیجیتال انجام می‌شوند، حال و هوایی رسمی را القا می‌کنند. اما در مقابل، ملاقات‌‌هایی که در کافه‌ها صورت می‌گیرند، فضایی غیررسمی دارند.” در این مکان‌ها انواع و اقسام محرک‌های دیداری و شنیداری وجود دارد که می‌توانند برای گروه‌های کاری مفید باشند؛ محرک‌هایی که اپلیکیشن‌هایی نظیر زوم یا سالن‌های رسمی ملاقات در ادارات فاقد آن‌ هستند.

    فضاها یا پلتفرم‌های مجازی مخصوص جلسات اداری علاوه بر این با محدودیت‌های دیگری هم همراه هستند. کلی هیز مک‌آلونی، مدیر گروه طراحی محوطه دانشگاه در دانشگاه بوفالو در نیویورک و یکی از همکاران اسمیت در تالیف مقاله‌ مربوط به تاثیر کافه‌ها بر عملکرد بهتر افراد، می‌گوید:‌ ” برای این که یک نفر را در کافه ملاقات کنیم، نیازی به برنامه کاری نداریم اما این بخشی جدا‌نشدنی از جلسات حضوری یا مجازی از قبل برنامه‌ریزی شده است که می‌تواند خلاقیت را نابود کند.”

    و اما قهوه

    در حالی که کووید-19 هنوز هم در بیشتر کشورها در حال تاخت و تاز است، کار کردن در کافه برای عده زیادی همچنان بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد.

    طی یک سال گذشته، همه ما مجبور شده‌ایم راه‌هایی برای مفیدتر کردن کارمان از خانه بیابیم. بنابر نظرسنجی که شرکت مدیریت شبکه‌های اجتماعی “بافر” برای گزارش سال 2020 خود از وضعیت دورکاری میان 3500 نفر کارمند دور کار انجام داد، 80 درصد از افراد ترجیح می‌دهند به جای فضاهای کار مشترک یا کافه‌ها در خانه کار کنند. این آمار شاید بسیار زیاد به نظر برسد اما در واقع با ارقام مربوط به سال‌های 2018 و 2019 تفاوت چندانی ندارد. این نشان می‌دهد ظاهرا قرنطینه باعث افزایش علاقه کارمندان به دورکاری نشده و عطش کار در محیط‌های عمومی حتی بعد از یک سال فاصله‌گذاری اجتماعی همچنان وجود دارد.

    لی معتقد است مردم ” در گذشته جنبه‌های مثبت کار در کافه‌ها را تجربه کرده‌‌اند” و ” اثر کافه” به احتمال زیاد ما را از دفاتر کارمان در خانه بیرون خواهد کشید. او می‌گوید: “هیچ شکی در این رابطه وجود ندارد، ما به شرایط قبل باز خواهیم گشت.”

    اما حتی اگر دورکاری برای مدتی طولانی ادامه داشته باشد، مزیت‌های کار کردن از کافه به اندازه‌ای زیاد است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و به اعتقاد اسمیت احتمالا در آنجا ” قهوه‌های بهتری” هم نصیب‌مان خواهد شد. مطالعات بسیاری نشان می دهد که قهوه می تواند به بهبود عملکردهای مختلف مغز شامل: خلق و خو، حافظه، سطح انرژی، هوشیاری، زمان واکنش و همچنین عملکرد شناختی عمومی کمک کند.آری؛ قهوه ای به سیاهی جهنم، به قدرتمندی عشق و به شیرینی بهشت حتما می تواند ذهن خلاق شما را روشن تر کند.