بلاگ

  • فرسوده هايی که با گرانی وصله شده اند

    فرسوده هايی که با گرانی وصله شده اند

    بمانـد کـه سـودجویان هـم بیـکار ننشسـته انـد و در ایـن بـازار غیررسـمی، بـه دنبـال ماهـی هـای بـزرگ مـی گردنـد.
    اقتصـاد بیمار مـا اکنـون، سـرطان بدخیمـی شـده کـه گریبـان بـازار خـودرو را گرفتـه اسـت. ایـن بـازار حـالا برخـاف اصـول علـم اقتصـاد حرکـت کـرده و بـه جـاده خاکـی زده اسـت. جـاده ای کـه قیمـت خودروهـا را بـر اسـاس میـزان کارکـرد آن معیـن نمـی کنـد و بـه همیـن خاطـر شـاهد افزایـش قیمـت فرسـوده هـای کهنـه در بـازار هسـتیم.
    اتفاقـی کـه در هیـچ کجـای دنیـا نمـی افتـد. خودروهـای کار کـرده ای کـه تـا همیـن چنـد وقـت پیـش قیمـت چندانـی نداشـتند و حـاال بـه انـدازه یـک ماشـین صفـر بـه فـروش مـی رسـند. بازی با اعداد و ارقام اکنون باعث شده که قیمت خودروها، با ارز و طال و دالر سنجیده شود و این بار به خودرو تنه بزند.
    حـالا بـا گـران شـدن خـودرو در ایـران، فرقـی نمـی کنـد کـه تصادفـی باشـد یـا دسـت چنـدم هایـی کـه چنـد بـار چـپ کـرده انـد؛ بـازار خودروهـای تصادفـی، داغ داغ اسـت.

    دلالان سردمدار بازار خودرو

    با نگاهی به گذشته متوجه می شویم که این اتفاق از زمانی شروع شد، که قطعه سازان از تامین قطعات جا ماندند و مشکالت تامین قطعه وصل شد به تعهداتی که به سرانجام نرسید . اینجا بود که بازار عرضه خودروها به حاشیه رفت و دلالان سردمدار بازار شدند.
    نتیجه این اتفاقات یک چیز بیشتر نبود، اینکه مشتریان باید با پولی که در گذشته توانایی خرید یک خودروی نو را داشتند، اکنون به یک خودروی دست دوم بسنده می کردند. به گفته فعالان بازار خودرو، از زمانی که قیمت خودرو افزایش شدیدی را تجربه کرده است، خرید و فروش خودرو های دست دوم نیز رونق گرفته ، به طوری که در حال حاضر، مراکز تعویض پالک و معاینه فنی، روزانه پذیرای تعداد زیادی از خریداران و فروشندگان خودرو هستند

    قیمت های سلیقه ای

    خریداران و فروشندگانی که اکثرا در فضای مجازی به توافق می رسند و با قیمت های سلیقه ای پای معامله می روند. سالیقی که سر و تهش ختم می شود به «گرانی» تا مردم با خودروهای دست دومشان تجارت کنند.
    شاید به همین خاطر بود که پلیس فتا در پی افزایش شدید قیمت ها در بازار خودرو و مسکن، با حذف قیمت های بازار در سایت ها، خرید و فروش خودرو را ممنوع اعلام کرد تا از قیمت های سلیقه ای جلوگیری کرده و دالالن نتوانند از این آب گل آلود ماهی بگیرند.
    اما چندی نگذشت که با باز شدن دوباره سایت ها و عدم ممنوعیت قیمت گذاری در مهمترین سایت خرید و فروش یعنی دیوار، شاهد رشد دو برابری قیمت هایی بودیم که به گفته اهالی بازار، هیچ منطق خاصی پشت آن نبود.
    قیمت های روانی که بازار خودرو را نشانه گرفته، تا بی قانون تر از قبل ماشین های چپ کرده و فرسوده میدان دار باشند و بر قیمت ها بتازند.

    خودرو کالای سرمایه ای

    به گفته کارشناسان اقتصادی، عمده دلیل رشد این قیمت ها دلالان، واسطه ها و حتی خود مردم هستند که خودروهایشان را مانند مسکن، یک کالای سرمایه ای
    می بینند و تحت تاثیر بازگشت قیمت ها و آزادی عمل آگهی دهندگان، شاهد چنین اتفاقاتی هستیم، در حالی که در بازارهای رسمی شاید کمتر از این قیمت ها را هم به چشم ببینیم.
    رئیس اتحادیه فروشندگان اتومبیل اصفهان، در همین رابطه چندی پیش در گفت و گو با خودرو بانک اعلام کرد: از خردادماه تا مهرماه شاهد افزایش قیمت زیادی در تمام اقلام بوده ایم و بالتبع خودرو نیز بی نصیب نبوده است، اما در دوماه گذشته، با کاهش قیمت ارز و تثبیت نرخ دلار، شاهد کاهش قیمت در برخی از اصناف هستیم.
    حمیدرضا قندی، در پاسخ به سوالی مبنی بر تفاوت فاحش بین قیمت کارخانه با بازار، اظهار داشت: احتمال اینکه دلالان در خارج از کارخانه های خودروساز به دنبال
    خرید ارزان و فروش گران باشند، وجود دارد، امام اینکه خود کارخانه ها بتوانند به صورت آزاد خودرو را در بازار بفروشند، امکانپذیر نیست.
    به اعتقاد او همیشه پای دالالن در بازار خودرو باز بوده، اما این بار خود مردم قیمت ماشین های دست دومشان را بالا برده اند.
    به گفته علی مطلبی که خودش یکی از فعالان بازار خودرو است، کاهش قدرت خرید مردم، باعث شده که روی به کهنه های دست دوم و تصادفی بیاورند و در این
    میان چون نظارت خاصی هم وجود ندارد، به هر قیمتی که دلشان می خواهد، خودرو خود را در سایت های فروش عرضه می کنند.
    بهنام هم یکی از فروشندگانی است که می خواهد، خودرو پارسش را بفروشد. به نظر او وقتی این ماشین تمام زندگی او محسوب می شود، در این اوضاع گرانی
    که هر چیزی قیمت واقعی اش را ندارد و با گرانترین قیمت عرضه می شود، نباید انتظار داشت که قیمت خودرو بالا نرود، حتی اگر دست دوم باشد.
    افزایش نجومی و غیرمنطقی قیمت ها در شرایطی است که به گفته خودروسازان، تا حدود ۹۰ درصد این خودروها، داخلی ساز بوده و وابستگی به قطعات خارجی ندارند؛ اما برخی از کارشناسان وابسته به خودروسازان، گران شدن دالر و برخی هزینههای این چنینی را دلیل موجهی برای گرانی عجیب خودرو می دانند، موضوعی
    که حداقل در بازار دست دوم خودروها، محلی از اعراب ندارد…

     

  • 50 ساله هايی که نه بوق دارند و نه صندلی

    50 ساله هايی که نه بوق دارند و نه صندلی

    ایـن قصـه ای تلـخ، تکـراری و نـخ نمـا شـده بـرای خـروج خودروهـای فرسـوده در کشـور اسـت. بحثـی کلیشـه ای کـه کمتـر کسـی بـه اخبـار مربـوط بـه آن توجـه
    نشـان مـی دهـد و هـر بـار در قالـب قوانیـن، روی کاغـذ مـی آیـد، بـر روی میزهـای نماینـدگان مـی نشـیند و بعـد دوبـاره بـه بایگانـی فرسـتاده مـی شـود، تـا فصـل
    جدیـدی را رقـم بزنـد. قـرار بـود، بـا خـروج سـالانه خودروهـای فرسـوده، معضـل خاکسـتری شـدن هـوای کلان شـهرها کمـی کاهـش یابـد، امـا آمارهـا چیـز دیگـری
    مـی گوینـد، ایـن روایـت تلخـی از چندیـن هـزار خـودرو فرسـوده در کشـور اسـت کـه گرچـه از سـن قانونیشـان گذشـته، امـا همچنـان چرخشـان مـی چرخـد.

    50 ساله های پیر

    در کشـورهای توسـعه یافتـه سـن فرســودگی یــک خــودرو تــا حـدود 5 سـال اسـت، ایـن عـدد در کشــور مــا امــا چندیــن برابــر مــی شــود و گاهــی تــا 50 ســال
    بــه بــالا هــم مــی رســد. ســن فرســودگی خودروهــا، البتــه بــه عوامــل زیــادی بســتگی دارد،
    بــه عنــوان مثــال عمــر مجــاز یــک تاکســی خیلــی زودتــر از یــک وســیله شــخصی بــه پایــان مـی رسـد. از سـویی دیگـر نـوع فرهنـگ و شـرایط اقلیمـی و غیـره
    خــود عامــل بــر نــوع فرســودگی خودروهــا هســتند.
    بنابرایـن، سـن فرسـودگی وسـایل نقلیـه یـک معیـار نسـبی اسـت که بــا توجــه بــه شــرایط اقتصــادی، تکنولــوژی و فرهنگــی در جوامــع مختلــف متفــاوت اســت، چراکــه ایــن ســه وضعیــت از عوامــل تعییــن کننــده آن هســتند.
    بــر اســاس گفته هــا؛ در حــال حاضــر عمــر مفیــد خودروهــای تولیــد داخــل در حــدود ۱۰ ســال اســت، چراکــه خودروهــای جدیــدی کــه ایــن روزهــا تولیــد
    میشــوند، از کیفیــت مــورد نیــاز برخــوردار نیســتند.
    ایــن در حالــی اســت کــه در کشـور مـا تعـداد وسـایل نقلیـه ای کـه میـزان سـن آنهـا از ۳۰ سـال بیشـتر باشـد، بسـیار زیـاد اسـت، همچنیــن تعــداد وســایل نقلیــهای
    کــه در ســال های اخیــر از رده خــارج شــدهاند نیــز نســبت بــه تعـداد خودروهـای شـماره گذاری شــده بســیار ناچیــز اســت. ایــن مسـاله شـامل تاکسـی های فرسوده هــم مــی شــود، خودروهایــی کــه ایــن روزهــا حجــم عظیمــی از حمـل و نقـل را بـه دوش دارنـد و آنقـدر پیـر شـده انـد کـه نگذارند،کلان شــهرها نفســی تــازه کننــد.

    مهری بر پایان پاکی هوا

    حـالا هـزاران خـودرو کـه عمرشـان بـه تـه رسـیده، در خیابـان هـا صـف کشـیده انـد، تـا حـذف آییـن نامـه مـاده 8 ُ قانـون هـوای پـاک، مهـر پایانـی برپاکی هـوای کلان
    شــهرها باشد. بـر اسـاس ایـن آییـن نامـه، تعیین سـقف سـنی بـرای خودروهای فرسـوده دیگـر وجـود نـدارد و طبعـا یکـی از راههای اصلـی ممانعت
    از تـردد فرسـوده هـا بسـته می شـود.
    لغـو ایـن آییننامـه، امـا در حالـی اتفـاق افتـاد کـه در بسـیاری از کشـورها بـرای خودروهـا سـن فرسـودگی تعییـن میشـود و ایـن اقـدام از چنـد جهت موثـر اسـت: نخسـت اینکـه بـا تعییـن سـن فرسـودگی، خودروهـا عمـا پیـش از آنکــه بــه عواملــی بــرای آلودگــی هــوا تبدیــل شــوند، یــا از رده خــارج یــا میـزان ترددشـان بسـیار کـم خواهـد شـد. در ایـن کشـورها بـا در نظـر گرفتـن اینکـه هزینه هـای مزبـور بـه آلودگـی هـوا بسـیار زیـاد اسـت، ضمـن تعییـن سـن فرسـودگی،
    قوانیــن ســختگیرانه بــه ویــژه از ناحیــه مالیاتگیــری بــرای تــردد ایــن خودروهــا لحــاظ میشـود. در اثـر ایـن قوانیـن، هزینـه اسـتفاده از خودروهـای بـه اصطـاح فرسـوده بـالا میرود و در نتیجـه مالـکان آنهـا ترجیـح میدهنـد محصـولات نـو تهیـه کننـد. البتـه دولتهـا در کنـار مقـررات سـختگیرانه هزینـهزا، یکسـری مشـوق نیـز در نظـر میگیرنـد، تـا انگیـزه مالـکان خودروهای بـه اصطـاح فرسـوده بـرای جایگزینـی آنهـا افزایـش یابـد. نکتـه دیگـر در مورد تعیین سـن فرسـودگی خودروهـا و جایگزینـی آنهـا، بـه مصـرف سـوخت مربـوط میشـود. هرچه سـن خـودرو بـالا بـرود، میزان مصـرف سـوخت آن نیـز افزایـش خواهـد یافـت کـه ایـن موضـوع از منظـر اقتصـادی بـه صرفـه نیسـت.
    امـا در کشـور مـا ایـن موضـوع برعکـس اسـت، بـه ایـن خاطـر کـه خودروسـازها بـه مصوبـات دولـت تـن نمـی دهنـد و همیـن عاملـی شـده کـه بسـیاری از مراکـز اسـقاط خـودرو بـه کمـا برونـد.
    طـرح ممنوعیـت تـردد خودروهـای فرسـوده، بـرای اولیـن بـار اواخـر دهـه ۷۰ از سـوی مسـئولان محیط زیسـت وقت مطـرح شـد، امـا بـه دلیـل ایـن کـه امـکان اجـرای آن نبـود، هیچوقـت اجرایـی نشـد .

    بازپرداخت های منطقی

    فراهــم نشــدن زمینــه رقابــت و کاهــش کیفیــت خودروهــای داخلــی و توقــف ورود خودروهــای خارجــی هـم، بـر ایـن مشـکلات اضافـه کـرد. بـه گفتـه حمیـد صادقـی، کارشـناس خـودرو، بسـیاری از مالـکان ایـن خودروهـا بـه دلایـل مختلـف از جملـه گرانـی و کمبـود نقدینگـی تمایلـی بـه اسـقاط خـودرو خـود ندارنـد.از ســوی دیگــر هزینــه خودروهــای جدیــد و تمهیــدات نامناســب از ســوی برخــی از دســتگاه هــا و عــدم حمایــت دولــت بــرای دادن وام بــه صاحبــان ایــن نــوع خودروهــا باعــث شــده کــه کمتــر تلاشــی بــرای اســقاط خودروهایشــان کننــد.

    فرهـاد 65 سـاله از جملـه صاحبـان یـک خـودرو فرسـوده اسـت کـه چنـدان تمایلـی بـه اسـقاط و قراضـه کـردن خـودرو اش نـدارد. بـه نظـر او اگـر وام هایـی بـا بازپرداخـت هـای منطقـی بـه خودروهـای فرسـوده تعلـق مـی گرفـت، بسـیاری از اقشـار جامعـه مـی توانسـتند بـا گرفتـن ایـن مزایـا، خودروهایشـان را تعویـض کنند .
    امـا بـا ایـن تفاسـیر و بـا گرانـی هـای حبـاب وار و غیرمنطقـی خـودرو، اگـر ماشـین هایمـان را از دسـت بدهیـم، نمـی توانیـم جایگزینـی بـرای آن پیـدا کنیـم. حمایت دولتی ها بـه اعتقـاد احمـد حسـینی، کارشـناس اقتصـاد اکثـر مالـکان خودروهـای فرسـوده بهـره منـدی از وام، کاهـش هزینـه هـای سـوخت و تعمیـرات نگهـداری را مدنظـر قـرار مـی دهنـد و اعتقـاد دارنـد کـه بـا کاهـش ایـن مشـکلات مـی تواننـد بـه اسـقاط خودروهایشـان اقـدام کننـد.
    ایـن اقتصـاد دان ادامـه مـی دهـد: کلیـد بـرون رفـت از مشـکلات مربـوط بـه خودروهـای فرسـوده در دسـت دولـت اسـت و بنابرایـن، مـی تـوان بـا ایجـاد شـرایط مناسـب و مطلـوب بـرای مالـکان ایـن نـوع خودروهـا و افزایـش وام اعطایـی دولـت، بـرای اسـقاط خـودرو قفـل ایـن مشـکلات را بـاز کـرد.

  • چرا لگن سوار می شويم؟

    چرا لگن سوار می شويم؟

    لگن هايــي کــه حـالا ارزانترينشـان صـد ميليـون شـده! چنـدی پیـش گـزارش تحقيـق و تفحـص مجلـس، از صنعـت خودروسـازي قرائـت شـد. ایــن »مثنــوي لگن نامــه« توضيــح ميدهــد که»چــرا هنــوز لگــن ســوار ميشــويم؟« بــا خوانــدن ایــن گــزارش: میفهمیــم، تیــم تفحــص بــه ایــن جمعبنــدی رســیده اســت، کــه قيمت هــاي دســتوري و عرضــه خــودرو بــه قيمتهــاي زيــر قيمــت بــازار، درآمدهــاي هنگفــت بــه جيــب واســطهها ســرازير ميکنــد. روي هــر پرايــد حــدود ۳۰ ميليــون تومــان از جيــب مصرف کننــده نهايــي بــه دلالان و افــراد داراي امتيــازات ويــژه منتقــل ميشــود!
    ميفهميـم، نيـروي انسـاني ۱۲ درصـد هزينـه توليـد خودروسـت در حالیکــه در دنيــا حــدود ۴ درصــد اســت، حــالا چــرا ایــن خودروســازان ایــران اینقــدر مــازاد نیــروی انســانی دارنــد؟
    دولــت، ن. م. و ن. ا. )تقریبــا همــه بــه جــز ب. ز.( در اســتخدام بــی رویــه نيــروي انســاني موثرنــد. خودروســازي ها تبدیــل شــده اند، بــه آژانــس کاریابــی بــرای برخــی مقامــات ذی نفــوذ!

    میفهمیــم، مقامــات دســتور داده بودنــد، در ســنگال کارخانــه خودروسـازي احـداث شـود؛ شـد؛ بـرق نداشـتند؛ تعطيـل شـد. قابــل واگــذاري و فــروش هــم نيســت. اینهــا میشــود هزینــه سـوخت شـده، هزینـه سـوخت شـده هـم مـی آیـد روی قیمـت ماشـین!

    ميفهميـم کـه دولـت و سـازمان بازرسـی با اجبـار خودروسـازان بــه فــروش فــوری، پیشــفروش و قیمت‌‌گــذاری دســتوری اشـتباه، ۳۰ هزارمیلیـارد تومـان بـه دو خودروسـاز بـزرگ زيـان وارد کردهانــد. ایــن زیــان را چــه کســی بایــد جبــران کنــد؟

    ميفهميــم کــه تعــارض منافــع و مداخلــه دولــت و نهادهــای سیاســتگذار بــازار، خودروســازان، هیئــت مدیــره و مدیــران عامــل شــرکتهای خودروســاز، ســهامداران، مجلــس، تأمین کننــدگان خــاص، نهادهــای نظارتــی، قضایــی و امنیتــی، نظـام فـروش، نماینـدگان فـروش و سـازمانهای متولـی نظـارت کیفــی و توســعه اســتانداردها (کســي ديگــه نبــود؟!!) باعــث ناکارآمـدي و فسـاد شـده اسـت. کشـور هنـوز قانـون مديريـت تعــارض منافــع نــدارد!

    ميفهميــم، طــی ســنوات گذشــته )۱۳۸۸ تــا ۱۳۹۱ )عــدم رعایــت اصــول اولیــه انعقــاد قــرارداد و اخــذ تضامیــن معتبــر از خریــداران خارجــی، ســبب ایجــاد بالــغ بــر ۵۰ میلیــون دلار مطالبــات سوختشــده و مشــکوک لاوصول در ایــران خــودرو شــده اســت. ۵۰ میلیــون دلار مــی شــود ۱۰۰۰ میلیــارد تومــان!

    ميفهميــم، خودروســازها بنــگاهداری هــم ميکننــد بــه نحــوي کــه در پایــان ســال ۱۳۹۷ ایــران خــودرو دارای ۱۰۷ شــرکت بــوده و تعاونی هــای خــاص و اعتبــار کارکنــان نیــز دارای ۱۲شــرکت فعــال اســت. شــرکت ســایپا هــم کنتــرل ۶۴ شــرکت فعــال و ۱۲ شــرکت غیرفعــال را در اختیــار دارد. وضعیــت بنــگاه داریشــان هــم جــوري اســت کــه اطلاعــات برخــی شـرکت ها حتـی در اختیـار خودروسـازان نيسـت. ایـن سـاختار مالکيــت و ســهامداري شــرکتهاي خودروســازي تودرتــو و
    مســتعد فســاد اســت.
    ميفهميــم کــه تحريمهــاي بين المللــي ســبب عقبماندگــي خودروســازان ايرانــي و عــدم مشــارکت واقعــي خودروســازان در همکاري هــاي صنعتــي شــده اســت. ميفهميــم کــه نــرخ ارز و قيمتگــذاري دســتوري و تلاطــم نــرخ ارز بــراي صنعــت خــودرو مصيبتبــار بــوده و رانــت بســيار خلــق کــرده اســت. و جالب تــر اینکــه در ایــن گــزارش اشــاره شــده کــه هيئــت رئيســه مجلــس، نيــروي انتظامــي، قــوه قضائيــه و برخــي ســازمان هاي حاکميتــي بــا تيــم تحقيــق و تفحــص همــکاري نکردهانــد. عجيــب نيســت!! فکــر مــی کنیــد چــرا همــکاری نکــرده انــد؟

    خلاصــه اینکــه وقتــی هــر کســی میآیــد و خودروســازان را مجبــور میکنــد کــه در هــر ناکجاآبــادی(مثــال ســنگال) ســرمایه گذاری کنــد، دســت آقــازادهاش را در ایـران خـودرو و سـایپا بنـد میکنـد، رانـت دلا از سـود تولیدکننـده و نفـع خریـدار بیشـتر اسـت، وقتـی خودروسـازان مـا ارتبـاط شـان بـا جهـان بخاطـر تحریـم هـا قطـع اسـت، وقتـی شـرکت هـای خودروسـازی در مجموعـه اقتصـادی شـان صـد کار دیگـر هـم مـی کننـد در کنـار هـم خودروسـازی، وقتـی تعـارض منافـع در شـبکه روابــط بیــن ذینفعــان مــوج میزنــد، همیــن کــه مــا لگــن ســوار ميشــويم، جــاي شــکر دارد.
    ســوار شــدن بــر خودروهــاي بهتــر و ارزانتــر داخلــي، فقــط بعــد از درمــان ايــن مشــکلات ممکــن ميشــود. ايــن درمــان قطعــا امکانپذيــر اســت، سياســتگذار و سياســتمدار بايــد بــه لازاماتــش تــن بدهــد.
    مبـارزه بـا فسـاد بـا گرفتـن سـاطين و آويـزان کردنشـان از چنـد نقطـه، امکانپذيـر نيسـت. دل خلايـق را هـم ديگـر خنـک نميکنـد، تـا سـازوکارهای بنیادیـن درسـت نشـوند، ایـن سـازوکار، سـلطان پـرور اسـت!
    بـه ایـن فکـر کنیـم چـرا تلويزيـون نبايـد چنـد سـاعت برنامـه را بـه واکاوي و تشـريح کلمـه بـه کلمـه ايـن گـزارش اختصـاص دهـد؟ از آن خـرس پانـدا کـه چنـد وقـت يکبــار در چيــن بچــه ميزاييــد کــه مهمتــر اســت.

  • اتول هايی که ديگر ارزان نيستند

    اتول هايی که ديگر ارزان نيستند

    بـا قیمـت هایـی دو برابـر پرایـد یعنـی 10 تـا 20 هـزار دلار مـی رسـیم و روشـن اسـت کـه بسـیاری از مـردم تـوان خریـد آن را ندارنـد. پـس خودروهـای تولیـدی بـه طـور نسـبی »ارزان« اسـت، بـه نظـر مـی رسـد در بررسـی گلـه و شـکایت هـا از وضـع خودروسـازی بایـد ایـن نکتـه را در نظـر داشـت. نگارنــده ایــن ســطور بــه عنــوان یــک غیرمتخصــص صنعــت خــودرو کــه از قضــا علاقــه ای هــم بــه اقتصــاد دارد، معتقــد اســت بــه چنیــن اســتدلالی مــی تــوان از چنــد محــور نقــد داشــت:

    1 )ارزان بـودن و گـران بـودن بـدون در نظـر داشـتن ارزش مـورد نظـر مشـتری بـی معناسـت، فـرض کنیـد مـن انتظـار مشـخصی از »رایانـه« دارم کـه عملکـرد خاصـی را بـرآورده سـازد و کمتریـن قیمـت بـا بـرآوردن ایـن انتظـارات مثـال 1000 دلار اسـت، اگـر شـرکتی چیـزی تولیـد کنـد کـه آن انتظـارات را بـرآورده نمـی کنـد گیـرم بـه قیمـت 500 دلار، اسـم چیـزی کـه تولیـد کـرده اسـت هرچـه باشـد «رایانـه» نیسـت. اگـر ایـران خـودرو مثـا یـک فرغـون چهارچـرخ موتـوردار بـه نـام »سـمند جدیـد« تولیـد کنـد، البتـه قیمـت آن شـاید بـه 500 دلار هـم نرسـد، ولـی بعیـد اسـت ایـن را کسـی فتـح الفتـوح بـه حسـاب آورد، اساسـا یادمـان باشـد »کشـف ترجیحـات مشـتری و ارزان و گـران بـودن فقـط و فقـط در یـک بـازار آزاد و بـا در نظـر داشـتن رقابـت موضوعیـت دارد و مـن از بیـرون نمـی توانـم بگویـم فـان محصـول ارزان یـا گـران اسـت«.

    2 )قیمـت خریـد بـه تنهـای گویـای واقعیـت نیسـت، مشـتری علـی الاصـول قیمـت کل )یعنـی قیمـت خریـد + هزینـه های اسـتفاده از محصـول در طـول دوره عمـر آن( را در نظـر مـی گیـرد و البتـه بـه اصطـاح ارزش اسـقاطی )یعنی بهـای محصولی کـه عمـر مفیـدش تمـام شـده اسـت( هـم بخشـی از کار اسـت. قیمـت خریـد شـاید پاییـن باشـد، ولـی هزینـه های اسـتفاده از محصـول مـی تـوان چنـان بـالا باشـد کـه در کل محصـول مطلوبیـت بالایی نداشـته باشـد.

    3 )بنـا نیسـت همـه هزینـه خریـد یکجـا پرداخـت شـود کـه قیمـت هـای مطلـق را بـا هـم مقایسـه کنیـم، خریـد اعتبــاری 15000 هــزار دلاری یــک خــودرو شــاید مطلــوب تــر از خریــد نقــدی 7500 دلاری خــودروی دیگــر بــه حســاب آیــد.

    4 )فـرض کنیـم یارانـه هـای انـرژی و حمایـت هایـی نظیـر آن از خودروسـازی چشـمگیر نباشـد، ایـن محصـولات بایـد بـا ایـن مزیـت قیمتـی بتواننـد یـک منبـع درآمـد مسـتمر صادراتـی مناسـب بـه حسـاب آینـد کـه در ظاهـر چنین نیسـت )تـا جایـی کـه شـنیده ام کسـانی بحـث ضـرورت ادغـام خودروسـازها بـرای بـزرگ شـدن انـدازه بـازار مطرح
    کـرده انـد و کسـانی هـم از تحریـم یـاد مـی کننـد کـه جلـوی تحقـق درآمدهـا را علیرغـم قیمـت پاییـن گرفتـه اسـت و البتـه بحـث کیفیـت سیسـتم خدمـات پـس از فـروش و ماننـد آن هـم هسـت، هرچنـد صـادرات خـودروی ایـران در گذشـته کـم نبـوده اسـت(.

    5 )سـناریوی تولیـد و احـداث تاسیسـات تولیـد فـان کمپانـی خودروسـازی در بـازار مصـرف نهایـی هـم بخشـی از کار اسـت، فـرض کنیـم فـورد امـکان تولیـد در ایـران را داشـته باشـد، در شـرایط کمـی رقابتـی شـاید ایـن مزیـت قیمتـی خودروسـازهای وطنـی دود شـود و بـه هـوا رود! )البتـه از دشـواری هـای سیاسـی و »امنیتـی« فعالیـت اجنبـی در ایـران بـی خبـر نیسـتم(.

    خلاصـه کنـم قضیـه شـبیه ایـن اسـت کـه یکـی دنبـال خـورش قیمـه مـی گـردد، هرچقـدر اشـکنه خـوب جلـوی او بگـذاری، کارش راه نمـی افتـد، اینجـا هـم بایـد کار را آزاد گذاشـت، اقتصـاد بـازار هیـچ خوبـی نداشـته باشـد، امـکان ظهـور پدیـده هایـی مثـل هنـری فـورد کـه مـی تواننـد جنـس ارزان مناسـب بـازار تولیـد کننـد در آن هسـت،
    واهلل اعلـم. ً نهایتـا اینکـه، مقایسـه دلاری بیـن کالاهـا در مـواردی اسـت کـه کالا در بـازار جهانـی امـکان مبادلـه داشـته باشـد؛ فـرض کنیـد محصولـی تولیـد مـی شـود کـه اساسـا صـادرات محـدودی دارد و عمدتـا بـرای بـازار داخلـی سـاخته مـی شـود )تعـداد مشـتریانی کـه دسـت در جیـب کننـد و ارز معتبـر در ازای محصـول پرداخـت کنـد زیـاد نیسـت(مقایسـه دلاری ایـن محصـول بـا رقبـای اجنبـی اساسـا نارواسـت!

  • حمايت هايی که معضل شدند

    حمايت هايی که معضل شدند

    دولـت بـا هـدف تبدیـل کـردن ایـران بـه یـک تولیدکننـده خـودرو و بـا هـدف جایگزینـی واردات، ایـن صنعـت نوپـا را مـورد حمایت هـای بی دریغ خـود قـرار داد.
    طـی چنـد دهـه گذشـته، ایـن صنعـت بـزرگ و گسـترده، از یـک طـرف همـواره از انـواع امتیـازات ویـژه دولتـی برخـوردار بـوده و از طـرف دیگـر بـا برقـراری موانع تجـاری و تعرفه هـای بسـیار بالا، از یـک بـازار انحصـاری و بی رقیـب داخلـی نفـع بـرده اسـت. برغـم آن حمایـت هـا، در مقایسـه بـا تحـولات و پیشـرفت های چشـمگیر در صنعـت خـودروی جهـان، محصـولات داخلـی همچنـان از فناوری هـای قدیمـی و سـطح اسـتاندارد ایمنـی بسـیار پاییـن و مصـرف سـوخت بالاتـر برخـوردار هسـتند. هزینـه تمـام شـده محصـولات داخلـی بسـیار بـالا اسـت و در صـورت کاهـش تعرفه ها،
    تـوان رقابـت بـا محصـولات وارداتـی را نخواهنـد داشـت. اغلـب شـرکت های خـودرو سـازی داخلـی، زیـان ده هسـتند و در واقـع هزینـه بـه کل اقتصـاد تحمیل مـی کنند.
    سـوال ایـن اسـت کـه صنعـت خـودرو بـا وجـود جـذب منابـع گسـترده مالـی و برخـورداری از انـواع امتیـازات، چـرا اغلـب زیـان ده بـوده و هنـوز محصولاتـی تولیـد میکنـد که بـه لحـاظ قیمت و فنـاوری فاصلـه بسـیاری بـا رقبـای خارجـی دارد؟ چـرا صنعـت خـودروی ایـران نتوانسـته اسـت بـه یکـی از پیشـرانهای رشـد اقتصـادی تبدیـل شـود و چـرا زیانهـا و عـوارض منفـی ایـن صنعت بیـش از منافـع اقتصادی آن اسـت؟
    پاسـخ ایـن سـوال ها را میتـوان در ایـن قاعـده یافـت کـه ایجـاد یـک بـازار انحصـاری و فاصلـه گرفتـن از زنجیـره ارزش جهانـی و بیتوجهـی بـه اصـل رقابـت و کارایـی، هـر صنعتـی را بـه سـوی عقب ماندگـی و زیاندهـی خواهـد بـرد. تمامـی بنگاه هـا و برندهـای پیشـرو در جهـان، در محیطـی رقابتـی و از طریـق نـوآوری و سـرمایهگذاری در تحقیـق و توسـعه و اسـتفاده از صرفه هـای ناشـی از مقیـاس و بهبـود شـیوه های مدیریـت و بازاریابـی توانسـته اند، سـهم خـود را در بازارهـا گسـترش دهنـد و بقـای خـود را تضمیـن کننـد.

    هیـچ گاه حمایتهــای دولتـی، در بلندمـدت نمیتوانـد، بـه توســعه و بقـای یـک صنعـت کمـک کنـد و اصــرار دولـت بـه حفـظ و حمایــت از بنگاه هـای ناکارآمـد، زیـان بنگاه هـا را بـه کل اقتصـاد تحمیـل خواهـد کـرد.
    تجربــه صنعــت خودروســازی در ایــران از آن جهــت واجــد اهمیــت اســت کــه نشــان میدهــد، سیاســتهای حمایتــی دولــت و انحصــارات موجــود در اقتصــاد، مانعــی بــرای رقابت پذیــری و رشــد بنگاه هــای اقتصــادی اســت. در اقتصــاد ایــران دولــت بــه جــای برطــرف کــردن موانــع کســب و کار و افزایــش کارایــی نظــام تامیــن مالــی و توســعه زیرســاخت ها و نظایــر آن، تــاش مــی کنــد بــا سیاســتهای حمایتــی و ایجــاد بازارهــای انحصــاری از بنگاه هــای داخلــی حمایــت کنــد. بــه عنــوان مثــال دولــت سـعی میکنــد، از طریـق افزایـش تعرفه هـای گمرکـی، توزیـع تسـهیلات بانکـی ارزان، پرداخـت یارانـه بـه نهاده هـا و توزیـع انـواع رانتهـا، مانـع زیاندهـی و ورشکسـتگی بنگاه هـای صنعتـی شـود.
    ایــن گونــه حمایت هــا ممکــن اســت کــه بتوانــد، بنگاه هـای ناکارآمــد را از ورشکســتگی نجــات دهــد، ولـی در مقابــل انگیــزه هرگونــه تــاش بــرای نــوآوری و افزایــش بهــره وری را از بیـن خواهـد بـرد. بنابرایـن، در یـک فضـای غیررقابتـی و بـا وجـود حمایت هـای مسـتقیم دولتـی، بـه تدریـج بنگاه هـای صنعتـی کشـور بـه بنگاه هایـی ناکارآمـد و بدهـکار و فاقـد تـوان رقابـت تبدیـل میشـوند. ایـن مسـاله در نهایـت تـوان رقابتپذیـری کل صنعـت را کاهـش داده و مانـع از رشـد اقتصـادی کشـور خواهـد شـد.
    از این جهت، شاید صنعت خودروسازی کشور را آینه ای تمامن ما برای به تصویر کشیدن نتیجه انحصار و حمایت مستقیم دولت از صنایع دانست.

  • روزگار زوال صنعت خـودرو سازی

    روزگار زوال صنعت خـودرو سازی

    شـرایط فعلـی خودروسـازی کشـور، محصـول مجموعـه اتفاقاتـی اسـت کـه هیـچ کـدام از اصـول درسـتی پیـروی نمیکننـد و آن هـم ناشـی از سیاسـتهای اشـتباه دولـت اسـت.
    موضوعـی کـه دبیـر انجمـن صنایـع خـودرو و نیـروی محرکـه اصفهـان نیـز آن را تاییـد مـی کنـد و مـی گویـد، اگرچـه صنعـت خـودرو در سـال هـای اخیـر بـا سـعی و تـاش کارخانجـات و قطعـه سـازان خـودرو توانسـته بـود جوابگـوی تقاضـای کشـور باشـد و حتـی در برهـه ای خودروسـازها آمـاده فـروش بـه صـورت اقسـاطی نیـز بودنـد، امـا از آنجایـی کـه ایـن صنعـت گرفتـار مشـكلات ریشـه ای اسـت کـه افزایـش سـوء مدیریـت هـا در كلان اقتصـادی كشـور بـه مشـكلات آن دامـن زده اسـت. در واقـع اجمـاع جهانـی شـکل گرفتـه علیـه کشـور مـا از یـک سـو و نبـود اتحـاد داخلـی از سـوی دیگـر از جملـه مسـائل مهمـی اسـت کـه صنعـت خـودرو را بـه ایـن ورطـه کشـانده اسـت.
    بـه طـوری کـه سـعید زرنـدی معـاون طـرح و برنامـه وزارت صنعـت، معـدن و تجـارت چنـدی پیـش از لـزوم ایجـاد انسـجام و یکپارچگـی میـان دسـتگاه هـا و حـوزه هـای متولـی و مرتبـط صنعـت خـودرو و اجمـاع بـر روی یـک سـند بـه عنـوان مقدمـه ای بـرای سیاسـتگذاری مـی گویـد. (هـم اکنـون ۲۹ نهـاد حاکمیتـی، بـه صـورت مسـتقیم و غیـر مسـتقیم در تنظیـم و سیاسـت گـذاری هـای صنعـت خـودرو آن نقـش دارنـد).

    درهایی که باید گشوده شود

    بـه گفتـه بهـزاد زندیـان بیشـترین میـزان تولیـد طـی 10 ســال گذشــته، مربــوط بــه ســال 96 بــه تعــداد 1میلیــون و 430 هــزار دســتگاه بــوده کــه دلیــل آن رفـع تحریـم هـا و همـکاری خودروسـازان داخلـی بــا شــرکا خارجــی، تامیــن قطعــات توســط قطعــه ســازان و همچنیــن تحقــق ســرمایه مــورد نیــاز بــوده اســت. امــا متاســفانه بــا برقــراری مجــدد تحریــم هــا و تغییــر ناگهانــی قیمــت ارز، دولــت مجبــور بــه دخالــت در ایــن صنعــت گردیــد و بــا جلوگیــری از ورود خــودرو خارجــی، خــودرو ســازی کشــور نتوانســت، جوابگــوی تقاضــای موجــود در کشــور باشــد و در ســال 1397 بــا 884 هــزار دســتگاه و در ســال 98 بــا تولیــد 780 هـزار دسـتگاه شـاهد کاهـش تولیـد بـه میـزان قابل توجهـی بـوده اسـت. موضوعـی کـه سـعید مدنـی مدیرعامــل ســابق ســایپا نیــز بارهــا بــر آن تاکیــد کـرده و معتقـد اسـت، اگـر قـرار باشـد روابـط بـا جهـان خـارج بـه شـیوه كنونـی باشـد، در صنعـت خــودرو بــه بــی راهــه مــی رویــم، زیــرا در همــه زمینــه هــا بــه دانــش و تــوان فنــی دیگــر كشــورها نیــاز داریــم و در ایــن زمینــه بایــد بــه تجربــه درخشـان کشـورهایی از جملـه كـره جنوبـی رجـوع كنیــم. وی بــا اشــاره بــه مطالعــه تجربــه كــره شـمالی، شـوروی سـابق، هنـد و برخـی كشـورهای اروپــای شــرقی مــی گویــد، ایــن مطالعــات نشــان مــی دهنــد کــه هیــچ کــدام خودروســازی موفقــی نداشــته انــد. امــا در مقابــل کشــورهایی همچــون چیـن و هنـد را مـی بینیـم کـه بـا گشـودن درهـای كشورشــان بــه روی خودروســازان جهانــی و بــا تشــكیل كمپانــی هــای مشــترك توانســته انــد بــه تولیـدات موفقـی دسـت یابنـد. در واقـع بـه اعتقـاد وی شـاه كلیـد حـل مشـكالت صنعـت خـودرو تنهـا در تقویــت ارتباطــات بیــن المللــی اســت.

    حمايت و نظارت ، یا دخالت

    البتـه ایـن تمـام ماجـرا نیسـت، بـه گفتـه زندیـان، دولـت وظیفـه اصلـی خـود کـه همـان حمایـت و نظـارت بـر صنعـت خـودرو اسـت را رهـا کـرده و اقـدام بـه دخالـت دولـت در قیمـت گـذاری کـرده اسـت و ایـن معضـل جـدی دیگـری اسـت کـه امـروز گریبـان صنعـت خـودرو ایـران را گرفتـه اسـت. البتـه تـا کنـون بیـش از ده قانـون بـرای حمایـت از تولیـد تصویـب شـده ولـی بسـیاری از آنهـا بـه مرحلـه اجـرا نرسـیده انـد. بـه گفتـه زندیـان قیمـت کالا در بـازار در حقیقـت قیمـت واقعـی خـودرو مـی باشـد کـه بـا دخالـت دولـت در قیمـت گـذاری خـودرو پاییـن تـر از قیمـت بـازار، باعـث بـه وجـود آمـدن دلالان و کسـب درآمـدی کـه متعلـق بـه صنعـت خـودرو کشـور اسـت، شـده و در نتیجـه بـا بهـم خـوردن نظـام اقتصـادی و ضـرر انباشـته صنایــع خــودرو کشــور بــه میــزان 4 هــزار میلیــارد تومــان رســیده اســت. هیــچ کجــای دنیــا دولــت هــا در بـازار خـودرو قیمـت گـذاری نمـی کننـد بنابرایـن، بایـد بـه خودروسـازان مجـوز قیمـت گـذاری داده شـود و واردات خودروهـا آزاد شـود، تـا بـازار خـودرو بـه ثبـات برسـد.

    خودکفايي صنعت خودرو سازی رویـا یا واقعـیت

    در واقـع خـودرو صنعتـی بیـن المللـی اسـت، اگـر کشــوری بخواهــد بــدون ارتباطــات جهانــی کلیــه قطعـات و ملزومـات خـودرو را بـه عنـوان صنعـت خودکفایـی در داخـل کشـور تولیـد و عرضـه کنـد،
    بـا توجـه بـه تجربـه کشـورهای سـابق بلـوک شـرق نمــی تــوان در عرصــه تولیــد بــدون کمــک دولــت ادامــه حیــات دهــد و دخالــت دولــت در صنعــت و قیمـت گـذاری باعـث رشـد منفـی و عـدم پیشـرفت و توسـعه خواهـد بـود.
    مــدل خــودروی ملــی و ملــی گرایــی بــرای صنعــت خـودروی ایران درسـت نیسـت. چون تیـراژ نمـی آورد و هزینـه هـا بـر نمـی گـردد. در واقــع امــروز کشــور ایــران رویــه ایــی را پیــش گرفتـه کـه سـال هـا پیـش کشـور ترکیـه بـر آن اصرار مـی کـرد و بـه نتیجـه نرسـید و در نهایـت بـا اتصـال صنعــت خــودرو خــود بــه خودروســازهای خارجــی توانسـت رشـد کنـد.
    امـا متاسـفانه ایـران همچنـان بـر ایـن تفکر پابرجاسـت و ایـن در حالـی اسـت کـه دولـت هـا، بایـد ابتـدا بـا همــکاری مشــترک خــود بــا خــودرو ســازان جهانــی نـگاه توسـعه صـادرات در صنعـت خـودرو را بسـط داده و سـپس موضوعاتـی همچـون شـفاف سـازی و تعییـن تکلیـف نظـام رگولاتـوری در صنعت خـودرو، نـوآوری، اسـقاط خودروهـای فرسـوده، سـاخت داخـل و داخلـی سـازی خـودرو و قطعـات، آینـده نـگاری و آینـده نگری صنعـت خـودرو، واردات خـودرو، سـرمایه گـذاری های جدیـد در صنعـت خـودرو و لـزوم توجـه بـه سـاخت خودروهـای مـورد نیـاز بـازار هـدف و مـردم و همچنیـن سـاخت خودروهـای ارزان قیمـت بـا کیفیت بـالا و مورد انتظـار مصـرف کننـدگان را جـزء اولویـت هـای اصلـی خـود در سیاسـت گـذاری هـای صنعـت خودروسـازی قـرار دهنـد.

     

  • تخته گاز تا سـینما

    تخته گاز تا سـینما

    بــه عنــوان مثــال در فوتبــال، در صنعــت خــودرو، در گردشــگری و … . در ایــن بیــن بســته بــه اینکــه چقــدر آن بِیــس بیزنســی مردانــه اســت ورود سـینما هـم بـه آن عمیق تـر و کهن تـر اتفـاق افتـاده و بـی تردیـد تلفیـق سـینما و خـودرو از بقیـه ریشـه دارتـر اسـت، چـرا؟ چـون ماهیـت سـینما جنسـیتی مردانـه داشـت و تزریـق زنانگـی در شـاهرگ سـینما محصـول همیـن افـه هـای غربـی دهـه جـاری اسـت کـه معمـولا هـم تـوی ذوق مـی زنـد. تصـور کنیـد جیمـز بانـدی کـه بانوسـت و یـا خانمـی کـه قـرار اسـت «ترانسـپورتر» باشـد و نمونه هـای بـه شـدت فیک دیگـر مثـل «فرشـتگان چارلـی» و «ابـرزن».

    *آغاز این رابطه از کجا بود؟

    در هـر حالـی ماهیـت مردانـه سـینما و ماشـین سـبب شــده دستشــان از خیلــی قبــل گــردن هــم باشــد. بــرای دنبــال کننده هــای جــدی ســینما یــادآوری  نمونه هایــی مثــل »Driver Taxi» جنــاب اسکورســیزی، »Job Italian The »سـاخته پیتـر کالینسـون، »in Gone 60 Seconds »سـاخته اچ بـی هلاکـی، تنهـا بدلـکاری کـه کارگـردان شـد، »Proof Death »سـاخته مـرد متفـاوت سـینما تارانتینـو، »Rush»بـه کارگردانـی مـرد کاربلـد سـینما ران هـاوارد سـری فیلم هـای ماشـین محوری و بسـیار پرفـروش »Furious & Fast »و »Transporter The »و بسـیاری از ایـن دسـت. ایـن رویـه هـر چـه جلوتـر رفــت فیلم هــای گیشــه پســندتری تجربــه کــرد و کمتــر اثــری ســاخته شــد کــه وجــوه ارزشــمندی داشــته باشــد تــا اینکــه جیمــز منگولــد بــا تجربــه کارگردانــی آثــاری همچــون »10:3 بــه یومــا 2010 ،» »شـوالیه و روز 2013 »و »لـوگان 2017 »درسـال 2019 ســینمایی دیدنــی «فــورد دربرابرفــراری» را ســاخت.

    *داستان از چه قرار است

    داسـتان فیلـم در سـال ۱۹۶۶ روایـت میشـود و بـه مسـابقات ۲۴ سـاعتهٔ لـه مانـز (The 24 Mans Le of Hours) میپــردازد کــه ایــن مســابقات قدیمی تریــن مســابقه خودروهــای اســپرت در جهــان اســت و به صــورت ســاالنه از ســال ۱۹۲۳ در نزدیکـی شـهر لومـان کشـور فرانسـه و در رشـتهٔ اسـتقامت برگـزار میشـود. در ایـن فیلـم شـخصیت کــرول شــلبی) بــا بــازی مــت دیمــون (طــراح ماشــین اســت کــه ماشــینی انقلابــی بــرای شــرکت فــورد میســازد کــه ایــن ماشــین توانایــی بــه چالــش کشــیدن ماشــین های شــرکت فراری را دارد و شــخصیت کــن مایلــز )بــا بــازی کریســتین بیــل(کـه فـردی نتـرس و راننـدهای حرفـه ای اسـت، قـرار اســت پشــت فرمــان ماشــین شــرکت فــورد بنشــیند.

    *یک جایگزینی خوشایند!

    البتــه بــه اســتناد اخبــار منتشــره گویــا پرونــده سـاخت فیلـم از فوریـه ۲۰۱۸ بـاز شـد و »تـام کروز« و »بــرد پیــت« نخســتین انتخاب هــا بــرای نقش هــای اصلــی بودنــد، امــا هــردو بــه علــت همزمانــی بــا پروژه هــای دیگــر نتوانســتند در فیلــم حضــور پیــدا کننـد و در نهایـت »مـت دیمـون« و »کریسـتین بیـل«جایگزیــن شــدند. هــر دو بازیگــری کــه تجربــه حضورشـان در آثـار تریلـرو مهیـج بسـیار موفـق بود. از »سـه گانـه بـورن« تـا »بتمـن« هـای آقـای نـولان. مــت دیمــون در نقــش کارول شــلبی )بنیانگــذار خودروســازی شــلبی و برنــد مشــهورتیونینگ خــودرو(، کریســتین بیــل در نقــش کــن مایلــز )راننـده تیـم فـورد در مسـابقات لمـان سـال ۱۹۶۶ ) وجــون برنتــال درنقــش لــی یاکــوکا (مدیرارشــد فــورد و پــروژهٔ موســتانگ) حضــور دارنــد.

    *«تفاهم و تقابل دو مفهوم» کلیدی در فیلم

    سـینمایی «فـورد در برابـر فـراری» بیـش از همـه مفاهیـم ورزشـی و دراماتیکـی کـه ارائـه میکنـد، بخوبـی توانسـته دو مفهـوم کلیـدی «تفاهـم و تقابـل» را در کنـار هـم بـه صـورت مـوازی پیـش ببـرد. از یک سـو اثـر در برخـی صحنه هـای اولیـه، بـه تضـاد جالـب فرهنـگ سـازمانی میـان فـراری و فـورد پرداختـه اسـت.«انـزو فـراری» کـه بـه کیفیـت، کالس و اعتبـار متعهـد اسـت و مثـل ترکیبـی از یـک رئیـس مافیـا و یـک فـرد قرونوسـطایی قلمـروش را اداره میکنـد و بـه فـورد بـه چشـم شـاهزادهای کـه بـه یـک کشـاورز روسـتایی برخـورد میکنـد، مینگـرد. بـا ایـن وجـود، »فـورد« هـم شـخصیت ترسـناکی دارد. او کسـی اسـت کــه بــا حضــورش افــراد زیردســتش را بــه لــرزه میانــدازد. امــا فــورد بــا قانونهایــش، گاهــی بقیــه را متعجــب میکنــد و زیردســتش لــی ایاکــوکا را بــه هــر کاری وادار میکنـد، تـا کمپانـیاش برنـده شـود. نمایـش تعامـل مشـترک ایـن دو شـرکت بـا وجـود ایـن فرضیـه کـه ایـن دو فرهنـگ هرگـز نمیتواننـد زیـر یـک سـقف همزیسـتی داشـته باشـند، مثـل همـان چیـزی کـه هسـت نشـان داده میشـود. تیـم فـورد بـه ایتالیـا سـفر میکنـد تـا بـا نامعقولـی خنـدهداری، ایـدهٔ ادغــام یــک حرکــت ناگهانــی را ارائــه دهــد. فیلــم فــورد در برابــر فــراری نشــان دهنده آزادی و فرصتهایــی اســت کــه انســانها در طــول زندگــی بــه دســت می آورنــد. نکتــه قابــل توجــه در ایــن فیلــم حــس رضایــت قلبــی انســانها اســت. شــاید اگــر یکــی از مــا بــه جــای کــن مایلــز بودیــم، در آخریــن لحظــات مسـابقه تصمیمـی متفـاوت میگرفتیـم. ولـی مایلـز بـا رضایـت قلبـی کاری را کـه دوسـت داشـت انجـام داد و از شکسـت نترسـید.

    *نمایش وطن پرستی و نه ملت پرستی در یک اثر ورزشی!

    هنـگام تماشـای اثـر، هـر چنـد بـا یـک فیلـم درام ورزشـی طـرف هسـتیم، امـا جالـب اینجاسـت مـا در فیلـم چنـد نـوع وطـن پرسـتی را میبینیـم. یکـی وطـن پرسـتی ایتالیایـی «انـزو فـراری» را میبینیـم بـا اینکـه ورشکسـته اسـت، ولـی وقتـی پـای مسـابقه درمیـان باشـد، حاضـر نیسـت کنـار بکشـد و ایـن را نوعـی توهیـن بـه خـود میدانـد. دیگـری وطـن پرسـتی کمپانـی فـورد را میبینیـم کـه فقـط بـرای منافـع شـخصی و سـازمانی اسـت و «هنـری فـورد دوم» کـه عملا یـک مدیـر مقتـدر را در چهـره او نمیبینیـم و فقـط میخواهـد، هزینـه کنـد تـا افتخـاری را بخـرد و حتـی درمیـان مسـابقه بـه راحتـی بـه رسـتوران مـیرود کـه شـام بخـورد، ولـی رقیـب او انـزو فـراری لحظـهای محـل مسـابقه را تـرک نمیکنـد و در نهایـت وطـن پرسـتی مایلـز را مشـاهده میکنیـم کـه بـا اینکـه شـخصیت کامـ ًا مغـروری اسـت، ولـی در نهایـت فـداکاری بزرگـی انجـام میدهـد. ایـن مـورد نیـز از دیگـر مـواردی اسـت کـه تماشـای ایـن اثـر را بـرای مخاطبانـش لذت بخـش می کنـد و در فرامتـن میتـوان بیشــتر بــه آن پرداخت.

    *صریح و بی تعارف با مخاطب

    در پایـان و بـا توجـه بـه اینکـه ایـن احتمـال وجـود دارد کـه شـما فیلـم را ندیده ایـد، پـس اگربـه دنبـال یـک تجربـه دو سـاعته و نیمـی بی خطـر هسـتید کـه فـارغ از داستان سـرایی، از نظـر بصـری جـذاب باشـد و صحنه هــای رقابــت ماشــینهای اســپورت را بــه ضمیمــه صــدای دلنشــین موتورشــان نمایــش دهــد،
    پـس بایـد بـه تماشـای «فـورد علیه فـراری» بنشـینید. امــا اگــر داستان ســرایی در درجــه اول بــرای شــما قــرار دارد ومشــتاق شــنیدن داســتانی بدیــع هســتید،
    انتظـارات شـما اصـلا بـرآورده نخواهـد شـد. اینطـور بــه نظــر میرســد کــه هــر ســال چندیــن «فــورد علیــه فــراری» در ژانرهــای مختلــف اکــران میشــود کـه همگـی در یـک ویژگـی یکسـان هسـتند؛ آثـاری کــه کارگردانــی بینقــص، امــا ســناریوی پراشــکالی را دارنـد.

  • لاکچری ها، خيابان ها را دور می زنند

    لاکچری ها، خيابان ها را دور می زنند

    ســاعت کــه از نیمــه شــب مــی گــذرد. خیابــان هـا مـرزی مـی شـود، میـان کهنگـی و تازگـی . مـرزی میـان، پـول داشـتن و نداشـتن و حائلـی بیـن معمـول و
    غیرمعمـول. لاکچری هایـی کـه بـه دل شـب مـی زننـد تـا ماجـرای تـازه ای در دل شـب شـروع شـود. بعضـی هـا نامـش را تفریـح مـی گذارنـد و بعضـی هـم صفـر و یـک هایـش را نمایـش مـی دهنـد. هیجانـی کاذب کـه ُـرشسـال هاسـت پـای ثابـت تفریـح پولدارهـا شـده اسـت. دوردور کـردن نـام آشـنایی کـه بـرای بچـه پولدارهـا منطـق  خاصـی نـدارد، بلکـه تکـه ب خورده ای است، از زندگی آنها.
    بـرای پارسـا، امـا ایـن موضـوع بیشـتر از یـک تفریـح سـاده اسـت. بـرای او رانـدن ماشـین بـا سـرعت 170 کیلومتـر، در خیابـان هـای شـهر یـک نـوع شـجاعت اسـت کـه
    هـر کسـی نمـی توانـد داشـته باشـد. هیـکل درشـت و قـوی دارد و رانـدن در شـب و مسـابقه دادن برایـش یـک کارجـدی اسـت.حدود یـک دهـه بیشتراسـت کـه دوردور
    مـی کنـد و حـالا در ایـن کار سـابقه دار اسـت.

    ب سرعت در دل شب

    اشـکان، امـا سـابقه کمتـری دارد. بـرای او دوردور یعنـی دور شــدن از فکــر و خیــال و هــر چیــزی کــه فکــرش را کنــی، تـب سـرعت در دل شـب او را متقاعـد کـرده کـه این سـاعت هــا را بــرای رانندگــی و دور دور انتخــاب کنــد. بــا هیجــان خاصــی مــی گویــد: بــالا و پاییــن کــردن خیابــان هــا، بــا ســرعت زیــاد ، وقتــی رقیــب هــم داشــته باشــی، لذتــی بــه مـن مـی دهـد کـه هیـچ تفریـح دیگـری نمـی توانـد بـه پـای آن برســد.
    مازیــار از دیگــر شــرکت کننــدگان در ایــن دوردورهــای شـبانه اسـت. اهـل حـرف زدن نیسـت و بـه قـول دوسـتانش بیشــتر اهــل عمــل اســت. بــه نظــر او دور دور کــردن بــه نوعــی تخلیــه انــرژی اســت و کــورس بــازی و رقابــت بــا هــم ســن و ســال هــا هــم ســرگرمی خوبــی اســت کــه می تواند، لذت بخش باشد.

    خیابان یعنی خاطره

    جالـب اینجاسـت کـه ایـن موضـوع تنهـا بـرای پسـرها اتفـاق نمـی افتـد، بـرای مونـا هـم خیابـان یعنـی خاطـره. تکیـه مـی دهـد بـه پورشـه سـفیدرنگش و مـی گویـد: اگـر ایـن تفریـح را نداشـتم واقعـا بایـد چـکار مـی کـردم؟
    دوردور تقریبـا سـرگرمی هـر شـب اوسـت بـه خصـوص وقتـی کـه بخواهـد از دسـت قانـون فـرار کنـد و بـه نوعـی قانـون شـکنی بـرای ایـن افـراد نوعـی لــذت محســوب می شــود.
    خـم و چـم کار هـم دیگـر دسـتش آمـده و اسـتاد ایـن کار اسـت . سـوار ماشـینش مـی شـود و زوزه کشـان خیابـان را مـی نـوردد. حـالا نوبـت پارسـا اسـت؛ او هـم حـدود یـک دهـه اسـت کـه ایـن کار را انجـام مـی دهـد، سـرش را از BMW سـیاه رنگـش بیـرون مـی آورد و مـی گویـد:
    «اونجـارو مـی بینـی رد لاسـتیکای منـه». ردی پررنـگ بـر آسـفالت خیابـان نشـانه خودنمایـی او و امثـال اوسـت، جوانانـی کـه زیرپوسـت شـب بـرای خـود تفریحـی متفـاوت را جسـتجو مـی کننـد. از وقتـی 20 سـاله بـوده تـا بـه حـال دوردور مـی کـرده، یعنـی بیشـتر از یـک دهـه، تفریحـش در آغـوش خیابـان جاگرفتـه اسـت:« در ایـن دور دور کردنهـا از هـر ماشـین و سرنشـینی کـه خوشـم بیایـد کـروز میکنـم ، پنجـره بـه پنجـره و مـوازی همـان ماشـین، بـا سرنشــینانش خوشوبــش میکنــم و البتــه بــا بعضیهــا هــم دوســت میشــوم.»

    ویترین تازه به دوران رسیده ها

    بـه اعتقـاد مجیـد ابهـری، جامعـه شـناس، ایـن تفریحـات معمـولا مامـن و ویترینـی بـرای تـازه بـه دوران رسـیده هایـی اسـت کـه بـا ماشـینهای میلیـاردی خـود در سـاعات
    مشـخصی از شـبانهروز در خیابانهـای بـالای شـهر حرکـت میکننـد، موضوعـی کـه در بدنـه جامعـه شـکل گرفتـه اسـت؛ تفریـح، خودنمایـی، عقدهگشـایی یـا تـازه بـه دوران رسـیدگی هـر آنچـه از نظـر چهارچوب هـای آکادمیکـی مطـرح باشـد، در سـطح اجتمـاع بـه عنـوان یـک تفریـح آنهـم بـرای بچـه پولدارهـا رخ نمایانـده اسـت.افرادی کـه جـز بـالا و پاییـن کـردن خیابـان هـا و کـورس گذاشـتن بـا رقیبـان کار دیگـری ندارنـد و ایـن »دور دور کردن«هـا برایشـان تفریـح و سـرگرمی اسـت.
    بـه گفتـه ایـن آسـیب شـناس، حرکـت هـای مـوازی ماشـین هـا، سـرعت، سـبقت بـدون رهـا کـردن پـدال گاز و غیـره در خیابـان هـای کلانشـهرها و رد و بـدل کـردن شـماره تلفـن بـرای شـروع آشـنایی، تفریـح متـداول جوانـان شـده بـه گونـه ای کـه یـک عـده ماشـین بـاز در ایـن بـازی شـبانه چندیـن بـار مسـیر یـک خیابـان را طـی کـرده و ماشـینی کـه برنـده شـود، عنـوان ماشـین بـاز شـهر را تصاحـب مـی شـود.

    لاکچری ها، خيابان ها را دور می زنند
    لاکچری ها، خيابان ها را دور می زنند

    در مصاف کل کل بازها، این پلنگ منه!

    داسـتان ادامـه داری کـه در گفتـه هـای سـروش هـم جـا گرفتـه اسـت. تعریـف هایـش از دور دور پـراز چاشـنی طنـز اسـت و عنـوان پیـر دور دور را یـدک مـی کشـد. بـا اینکـه سـنی نـدارد، امـا در ایـن کار حرفـه ای شـده و همانطورکـه بـه رونیـز آلبالویـی رنگـش دسـت مـی کشـد، مـی گویـد: دور دور مصـاف کل کل بازهـا اسـت. اینـو مـی بینـی همـراه منـه. پلنـگ منـه، رفیقمـه جـوان 27 سـالهای اسـت، بـا هیـکل درشـت ورزشـکاری، انگشـتش روبـه رو را نشـان میدهـد و ادامـه مـی دهـد: اینجـا جـون میـده بـرای دوردور. اینجـا منظـورش یکـی از گرانتریـن خیابـان هـای شـهر اسـت کـه خانـه هـای میلیـاردی در آن جـا گرفتـه . مناطقـی کـه پـر شـده از ماشـین هـای شاسـی بلنـد و بـا کیفیت لاکچری کـه از نردبـان گرانـی بـالا رفتـه انـد.
    پسـرعموهایش در سـال 80 بـا پرایـد کـرهای دوردور مـی کـرده انـد و او حـالا بـا ماشـین شاسـی بلنـدش، خیابـان هـا را متـر مـی کنـد. پایـش را روی پـدال گاز فشـارمی دهـد و بـه آنـی فقـط کورسـوی نـوری از ماشـینش باقـی مـی مانـد، تـا از ماشـین هـای دیگـر عقـب نمانـد.

    وصله های ناجور، جذابیت های مصنوعی

    بــه گفتــه ابهــری، گاهــی در ایــن بیــن ماشــینهایی را زیــر پــای ایــن جوانــان مــی بینیــم کــه اگــر یــک کارگــر بخواهــد، درآمــد سـی سـال خـود را حسـاب کنـد، بـاز هـم نمیتوانـد آن را بخـرد و راننده هایـی کـه نوجوانـان و جوانـان هسـتند و در اکثـر مواقـع وصله هــای جــوری بــا یکدیگــر نیســتند.
    ایـن آسـیب شـناس در پایـان، بـا اشـاره بـه اینکـه اکثـر ایـن جوانـان تـازه بـه دوران رسـیدههایی هسـتند کـه مـی تواننـد، بـه خـود و بقیـه آسـیب بزننـد مـی گویـد: بسـیاری از دوسـتی هـای سـطحی و موقتـی کـه بـا عـرف جامعـه نمـی خوانـد در همیـن دوردورهـا ایجـاد مـی شـود وبنابرایـن بایـد بـا فرهنگسـازی از ایـن آسـیب هـا جلوگیـری شـود.
    بـه گفتـه وی، گاهـی پـول هـای بـادآورده باعـث آسـیب مـی شـود و خانـواده هـای پولـدار فکـر مـی کننـد به این شـکل بچـه هایشـان را خوشـبخت کـرده انـد در حالیکـه آنهـا سرشـار از عقـده هـای مختلـف هسـتند،از طرفـی، سـوار شـدن بـر خودروهـای خـاص و گران قیمتی کـه در جامعـه و خیابـان هـای مـا حکـم وصلـه نچسـب دارد، بیانگـر حـس خـاء و کمبـود صاحبـان ایـن خودروهـا و بچـه پولدارهایـی ِ اسـت کـه مـی خواهنـد بـا جذابیـت هـای مصنوعـی، جلـب توجـه و محبـت کننـد. لبـاس ِ آنچنانـی مـی پوشـند، ماشـین آنچنانـی سـوار مـی شـوند، مهمانـی آنچنانـی مـی دهنـد و خلاصـه آرامـش شـان را مـی دهنـد تـا ذهـن و زندگـی دیگـران را نـاآرام و آشـفته کننـد.
    ابهــری ایــن نکتــه را هــم یــادآور مــی شــود کــه درســت اســت کــه بســیاری از فعــالن اقتصــادی بــا دســترنج خــود بــه ســرمایه رسـیده انـد و بـه هـر حـال بـا کار و تـاش توانسـته انـد، زندگـی معقولانـه و سـرمایه زیـادی بـرای خـود کسـب کننـد و همـه افـراد پولـدار، شـامل ایـن موضـوع نمـی شـوند، موضـوع مهمتـر شـکافی اسـت کـه اکنـون بـه شـکل چشـمگیری بیـن طبقـه پولـدار و فقیــر جامعــه ایجــاد شــده اســت و ایــن نــوع خودنمایــی هــا باعــث دگرگونــی هــای آســیب زایــی در بیــن جوانــان طبقــه فقیــر و متوسـط جامعـه مـی شـود.